98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

آخرین چت چت با دخترش

دلنوشته دختر گم شده و مادر پریشان طوقی

دختری بازی می کرد . در کوچه . ناگهان هیاهو گم شد . مادر یادش
رفت !
دختر گم شد .
مادر یادش آمد , دخترش تنهاست , کوچه خلوت و صدایی نیست .
شوق گم شد . مادر دید کوچه خالی است . دخترش گم شد .
طوقی دید . مادری با چشم گریان گم شده ای دارد . مثل مجنون
فریاد می زند بر سرش می کوبد اما .
نیست که نیستسایت رسمی الهه فاخته . . .

کودکان خود را از لب نبوسیم !

مدتی قبل ویکتوریا بکهام به مناسبت تولد دخترش، بروکلین، عکسی از خود در اینستاگرامش منتشر کرد که او را در حال بوسیدن لب های دخترش نشان می داد. این عکس بحث داغی در بخش نظرات میان کاربران درباره ی درستی یا نادرستی این کار را به راه انداخت. متخصصان می گویند کودکان باید در محیط خانواده احساس عشق و امنیت کنند، اما بوسیدن لب های فرزندان روش درستی برای ابراز عشق خود به آن ها نیست.
ادامه مطلب . . .

ننه

نهم فروردین ماه سال 1398، مراسم عروسی آخرين دختر مش حسین و زیبنده خانوم بود! مش حسین حالا 15 ساله که دیگه پیش ما نیست و همه ما به احترام همسرش و آخرين دختر خانواده، از گوشه کنار دنیا دور هم جمع شدیم تا این اتفاق را جشن بگیریم. همه چیز همانطور پیش رفت که باید! 
زمان مثل برق و باد گذشت و  شب آخر رسید، صبح روز بعد همه راه خودشون را میرن و ننه حالا بعد از عمری برای اولین بار تنهای تنها میشه، بدون مش حسین و بدون بچه ها! آخر شب وقتی دختر کوچیکه پتو را میکشی . . .

خانم

یکی از اولیای گمنام خدا بود. تا وقی می توانست نمازش را در مسجد نزدیک خانه شان می خواند اواخر دیگر نمی توانست به مسجد برود ولی نیم ساعت قبل از اذان سر سجاده اش بود و نماز قضا یا مستحبی می خواند. چهار تا بچه را با نداری بزرگ کرده بود هیچوقت هم به همسایه ها نگفته بود نداریم میگفت خیلی شبها چیزی برای خوردن نداشتیم ولی صدای ظرف و قابلمه را در می آورد تا همسایه ها نفهمند غذا ندارند. به همه احترام می گذاشت از هیچکس ناراحت نمی شد. حتی یکبار انگشتر طلایش . . .

سی!

توی اتوبوس به سمت مدرسه دلارامم بودم که صندلی خالی شد و نشستم. صدای هندزفری خانمی شصت و اندی ساله که کنارم نشسته بود توجهم را جلب کرد. حدودا 15 دقیقه گذشت و یک قطعه تکراری را گوش می کرد. لباسهایش, عینکش, مدل کیفش, حال و هوایش. مثل شصت سالگی ام بود. انگار که کنار سی سال آینده ام نشسته باشم. مثل نویسنده ای که با شخصیت اول داستان خودش, که فکرش زاییده و پرورانده, یک جای شلوغ و پلوغی ببیند و او را بشناسد. خواستم سرصحبت را باز کنم، اما نه! اگر می گفتم شای . . .

391

چه سفری شد بعد از دوسال دوری برادرم رو دیدم بعد از ۱۵ سال پسرخاله ام و بعد از ۱۹ سال دخترشیک هفته بود کوتاه بود ولی خیلی خوب بود به همه خوش گذشت خداروشکرخدایا شکرت بخاطر همه دلخوشیهام  . . .

:)

امین کلانتری هم دیوانه شده فکر میکند دوست دخترش مبتلا به دو قطبی است منتها رویش نمی شود به دختر بگویید باید به روانشناس مراجعه کنی و مدام از اساتیدش میپرسد که برای چه خودش نمیتواند وی را درمان کند؟ . . .

نماز شب

حاکمی هر شب در تخت خود به آینده دخترش می اندیشید .که دخترش به چه کسی بدهد مناسب او باشد
در یکی از شبها وزیرش را صدا زد و از خواست که شبانه به مسجد برود تا جوانی را مناسب دخترش پیدا کند که مناجات و نماز شب را بر خواب ترجیح دهد .
از قضا آن شب ی قصد ی در آن مسجد را کرده بود تا هرچه گیرش بیاید از آن مسجد بد.پس قبل از وزیر و سربازانش به آنجا رسید .در را بسته یافت واز دیوار مسجد بالا رفت و داخل مسجد شد .هنگامی که بدنبال اشیاء بدرد بخورش می . . .

آغوش تو

کاشکی میشد دنیا رو توی بعضی جاها بعضی کلمات بعضی حس ها متوقف کنیمث وقتی که میگه بابات میدونه من عاشق چشمای دخترش شدم.مث وقتی که حس میکنم خوشبخترین دختر دنیام وقتی که بهم نگا میکنی مث وقتی که تو آغوشتم که برام آرامش بخش ترین جای دنیاس. . . .

احساس میکنم کمانچه ی کهنه و از یاد رفته ای هستم، در گوشه ی اتاق پیرمردی که از وقتی دخترش مرد کمانچه زدن یادش رفت.ناله های خفته به گوش نرسیده دارم، و دردهایم را هرروز بی صدا فقط با باریکه نور آفتاب که از پنجره می آید و پیشم مینشیند میگویم.در من هزار سازِ نزده و هزار حرف نگفته هست که فقط دستان نوازنده ای را میخواهد برای به گوش رسیدنش.  . . .

مهر مادری یک زن آرژانتینی را از کما خارج کرد

مهر مادری یک زن آرژانتینی را از کما خارج کرداین زن که به دلیل سقوط از بلندی جمجمه‌اش با زمین برخورد کرده و به کما رفته بود، با شنیدن گریه‌های دخترش رفتار هوشیارانه‌ای از خود نشان داد و شروع به شیر دادن به او کرد.این زن 42ساله که از اهالی شهر سان‌فرانسیسکو آرژانتین است، تقریباً
ادامه مطلب . . .

آخرين اخبار کجاست؟

بله این سوالیه که همه میپرسند. آخرين اخبار اینجاست.من مریم نام دارم و در این وبلاگ میخوام آخرين اخبار و مطالب روز و با شما به اشتراک بزارم.ممنون که همراه من هستید.میدونید که نظر گذاشتن بهترین راه تقویت روحیه من هست :)راستی مطالب و با دیگران به اشترام بزارید و مثل من حق منبع و رعایت کنید.ممنون دوست عزیزم . . .

اسوده

با اب و تاب از دخترش می گوید.از اینکه فرزندش از مدرسه صاف به خانه مادرش می رود و او خیالش راحت است.من ناخوداگاه فرزند او و خودم را مقایسه می کنم.به مادری که بیمار است و پسری که در ساعات مدرسه من در خانه رها است.ادمهایی چون من میزان که دستشان می گیرند به عدالت خدا شک می کنند.مذهبیون با ترفندهای مختلف و نگهبانهای خیالی بر لاف عقل پوشش می گذارند.به نظر به ره می ایم و لی فکرم گزاف بسیار می گوید و اخر می پذیرم که عدالت یا بی عدالتی فعلا همینی است که هس . . .

اسوده

با اب و تاب از دخترش می گوید.از اینکه فرزندش از مدرسه صاف به خانه مادرش می رود و او خیالش راحت است.من ناخوداگاه فرزند او و خودم را مقایسه می کنم.به مادری که بیمار است و پسری که در ساعات مدرسه من در خانه رها است.ادمهایی چون من میزان که دستشان می گیرند به عدالت خدا شک می کنند.مذهبیون با ترفندهای مختلف و نگهبانهای خیالی بر لاف عقل پوشش می گذارند.به نظر به ره می ایم و لی فکرم گزاف بسیار می گوید و اخر می پذیرم که عدالت یا بی عدالتی فعلا همینی است که هس . . .

ولادت حضرت زینب(س) و روز پرستار گرامی باد

حضرت زینب کبرى (س) روز پنجم جمادى الاول سال ۵ یا ۶ هجرت در مدینه چشم به جهان گشود. خبر تولد نوزاد عزیز، به گوش رسول خدا (ص) رسید. رسول خدا (ص) براى دیدار او به منزل دخترش ‍ حضرت فاطمه زهرا (س) آمد و به دختر خود فاطمه (س) فرمود:(دخترم ، فاطمه جان ، نوزادت را برایم بیاور تا او را ببینم ). فاطمه (س) نوزاد کوچکش را به سینه فشرد، بر گونه هاى دوست داشتنى او بوسه زد، و آن گاه به پدر بزرگوارش داد. پیامبر (ص) فرزند دلبند زهراى عزیزش را در آغوش کشیده صورت خود را به . . .

هستم اگر می روم.

به همه چیز خوب نگاه می کنم. به دست های خشک و چروکیده مادرم. به لک های صورت پدرم.به روزهایی که در کنارشان بودم. به روزهای تنهایی ام.به خودم. به بچه ها. انگار زمان کار خودش را آرام و بی صدا می کند.چه قدر دلم سوخت برای مادری که دلتنگ شنیدن صدای پسرش بود، بعد از هفته ای دوری!.دلم برای پدری  که با همه بیماری اش و کیسه بزرگ داروهایش به دیدن دخترش آمده بود و رنج راه را به دوش کشیده بود.اما بعد  گفتم این زندگی است و جای غم نیست.اگر جوانی آنها برای ما شد، جوا . . .

بیوگرافی و عکس های اشپیتیم آرفی بازیگر و فوتبالیست و همسرش

اشپیتیم آرفی بازیکن فوتبال اهل یوگسلاوی و بازنشستگی از فوتبال و عکس های شخصی و همسر و خانواده و دخترش و زندگی در ایران و بیوگرافی کامل شخصی و ورزشی و آیدی اینستاگرام و آمار باشگاهی و سوابق و تیم های ورزشی که توپ زده را در این مقاله میخوانید
ادامه مطلب . . .

نعمت وافر و حق ضایع

به مناسبت پایان مطالعۀ جلد دوم نگاهی به تاریخ جهان»
جواهرلعل نهرو، مبارز راه استقلال هند بود. در حوالی دهۀ ۳۰ میلادی کراراً به زندان افتاد. پس از نامه‌های زندان اولش که پیدایش عالم را برای دخترش می‌نویسد، در دورۀ بعدی زندانش تاریخ جهان را نامه‌نامه برای دخترش بازگو می‌کند. نگاهی به تاریخ جهان» نامه‌های جواهرلعل نهرو به دخترش ایندیرا گاندی است؛ می‌نویسد: سیزده ساله‌ای و اگر در زندان نبودم شاید با تو می‌نشستم از تاریخ جهان می‌گفتم. . . .

خسته

مادر واقعا اگه پنجتا ویژگی خوب داشته باشه حداقل ۴۰تاویژگی بد داره که اون خوبارو از بین میبره.واقعا مگه مادر مانیستی.من از طلا خوشم نمیاد اما گاهی فک میکنم چرا خودش النگو میندازه دستش یا دوتاگردنبند بزرگ داره و.ولی برا دخترش که دلش میخواد میگه پول ندارم و سالها منتظر نگهش میداره.ومیگه اگه میخوایین این براشما بایه حالتی که طعنه دارهمیگه اینا مال قدیمهبزار غیبتتو کنم مادر دلم خنک شه . . .

تو مال ۴۰ سال پیش هستی!

واقعا نمی دانم کجای درخواستم غیر منطقی بود. اینکه یک مادر از  دخترش بخواهد که  بعد از تاریکی هوا در خیابان نباشد خواسته زیادی است؟!خب حالا من چه کنم پاییز هوا زود تاریک می شود؟!به خدا اگر رویشان می شد تاریکی هوا را هم تقصیر من می انداختند!نسل جدید هستند و نمی شود سر به سرشان گذاشت و. را خودمان یادشان دادیم که امروز اینقدر جسور و خودخواه شده اند!اگر من که ۲۰ سال با دخترم فاصله سنی دارم نسل قدیم حساب می شوم پس بقیه ملت که اینقدر زود ازدواج نکرده . . .

بخون خیلی قشنگه.

 ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺯ 5 ﺻﺒﺢ ﺑﺪﺍﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺎﺭﻫﺎ ﺧﺎﻧﻪ .ﻭﻟ ﺩﺧﺘﺮﺵ لنگ ﻇﻬﺮ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﺪﺍﺭ ﺷﺪ ﻭ ﻨﺪ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺩﺭ ﻓﺲ ﺑﻮ ﺴﺖ ﺬﺍﺷﺖ : ﻫﻤﻪ ﻫﺴﺘ ﺍﻡ ﻣﺎﺩﺭ .!ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﻟﺤﻈﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﻭﺍﺭﺩ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﺧﺘﺮ ﺷﺪ،ﺩﺧﺘﺮک ﺩﺍﺩ ﺯﺩ : ﻫﺰﺍﺭ ﺑﺎﺭ ﺑﻬﺖ ﻔﺘﻢ ﺑ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻧﺎ ﺗﻮ ﺍﺗﺎﻗﻢ، ﻧﻤ ﻓﻬﻤ؟؟ﺭﺍﺳﺘ، ﺴﺖ ﺩﺧﺘﺮ ﻠ ﻻ ﺧﻮﺭﺩ .
ﻣﺮﺩ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺧﺎﺗﻢ ﺎﺭ ﺷﺪﻩ ﺯﺒﺎ ﺭﺍ ﻪ ﺧﺮﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺭﻭ ﺩﻮﺍﺭ ﻧﺼﺐ ﺮﺩ.ﻫﻤﺴﺮﺵ ﻔﺖ : ﺣﺎﻝ ﺑﺮ . . .

یک مقاله تخصصی در باب به محارم

برای مطالعه، این بار یک مقاله از محسن مالجو برایتان گذاشته ام.مقاله ذیل از فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی شماره 34 نقل قول شده که از مجله های دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی هستش.اگر بعد از خواندن این مقاله تصوری فاجعه آمیز و کابوس وار بهتان دست داد باید بگویم متاسفانه این مقاله نیمه تاریک و آن سوی عاملان و مرتکبین این موضوع را نتوانسته خوب بررسی کند وگرنه مثلا یک پدر در حالت عادی مرتکب این فعل درباره دخترش نمی شود و پیشینه آن پدر نیز باید . . .

دانلود زیرنویس batwoman

دانلود زیرنویس سریالThe batwoman 2019
ژانر:اکشن،ماحراجویی،جنایی
سال ساخت:2019
کشور سازنده:usa
شبکه:cw
خلاصه داستان:زمانی که بتمن به صورت مرموزی ناپدید می شود،شهر در یاس فرو رفته و توسط جیکوب کین و نیروی نظامی اش نظارت می شود،زمانی که دخترش کیت به شهر باز می گردد.تصمیم میگرد برای کمک به شهرش به شورشی که همیشه پدرش از این نوع افراد متنفر است تبدیل شود که.Dell Subtitals . . .

سیاوش عقدایی | بیوگرافی و عکس های سیاوش عقدایی مجری مسابقه سبقت و همسرش

سیاوش عقدایی مجری تلویزیون و گوینده رادیو و مخترع و نابغه ایرانی است که در سایت حرف با بیوگرافی و سن و همسر و دخترش و اختراعات و اجرا در مسابقه سبقت و رادیو جوان و فعالیت های او آشنا شویدمطالب جذاب . . .

عطر سنبل عطر کاج

فیروزه جزیزه ی دوما  نام نویسنده ی این کتابِ تقریبا طنز است، که درباره ی زندگی خودش از وقتی که با پدرش در کودکی به امریکا سفر کرده و حالا که صاحب چند فرزند شده است. 
در هر قسمت داستان به یک ویژگی از کشور ایران و فرهنگ اون و همچنین رفتارهای پدر و مادرش که آمیخته با طنز بیان میشد را در قالب داستان هایی کوتاه کوتاه بیان می کند. از زمانی که وارد یک دبستان در امریکا شده و در اولین روز مدرسه مادر که از بچه کمتر از انگلیسی حرف زدن سر در می آورد همراه فی . . .

قربانی دختر

قربانی دخترروزی پسر بچه ای نزد شیوانا رفت و گفت: مادرم قصد دارد برای راضی ساختن خدای معبد و به خاطر محبتی که به کاهن معبد دارد، خواهر کوچکم را قربانی کند. لطفا خواهر بی گناهم را نجات دهید.»شیوانا سراسیمه به سراغ زن رفت و با حیرت دید که زن دست و پای دخترخردسالش را بسته و در مقابل در معبد، قصد دارد با چاقو سر دختر را ببرد. جمعیت زیادی زن بخت برگشته را دوره کرده بودند و کاهن معبد نیز با غرور و خونسردی روی سنگ بزرگی کنار در معبد نشسته و شاهد ماجرا ب . . .

دانلود رمان زن ناخواسته با فرمت پی دی اف

دانلود رمان زن ناخواسته با فرمت پی دی اف
دانلود رمان با لینک مستقیم رایگان و فرمت های pdf,apk,epub,jar برای موبایل و کامپیوتر
 
| دانلود رمان زن ناخواسته |
 
دانلود رمان زن ناخواسته با فرمت پی دی اف کاملا رایگان
و با دانلود سریع در اختیار شما عزیزان
 
♦|   نام رمان : زن ناخواسته
♦| نویسنده : ناتاشا اندرز
♦| مترجم : فرشته . م . راد
♦| موضوع : خارجی / عاشقانه
♦| فرمت : پی دی اف
♦| تعداد صفحات : ۱۲
♦| خلاصه و قسمتی از رمان :
 
تمام چیزی که الساندرو دی . . .

یک خانمی نشسته است روبه رویم. نشسته ایم تو اتوبوسی که برای من به مقصد دانشگاه حرکت می کند. یک بچه حدودا یکساله هم بغلش است. نگاهش که می کنی مجذوبش می شوی. هیچ زیبایی خاصی ندارد اما نگاهش که می کنی مجذوبش می شوی.یک ملاحت خاصی، یک خانمی خاصی دارد. هر چه نگاهش می کنم سیر نمی شوم. سر دختر یکساله اش روسری است. دلم می خواهد نگاهم کند و به من لبخند بزند. دارم با توجیه ظاهری اینکه بچه ای که بغل اش دارد، بچه نازنینی است نگاهش می کنم و لبخند می زنم. این کار را . . .

صد و بیست و یک

دیشب خوابت را دیدم.بعد از سالها! بعد از سالها باز حس کردم همان دختر نوجوان چهارده ساله ام که حاضر است برای یک لحظه دیدنت جان بدهد.همانی که آرام صدایت بزند*** جانم و بارها جانش برود و برگردد تا تو بگویی جانم.صدایت بزند و تو صدایت را قنداق آرامش او کنی.نگاهت کند،سرت را زیر بیندازی و آرام یا علی بگویی.خدا چه داندشاید دوباره سالها بعد،در هیاهوی زنی میانسال،دخترش به سوی او آید و بگوید یا علی را چطور مینویسند؟!؟ و شاهد قطره ای اشک روی گونه ی ما . . .

هزینه زندگی

     دیروز زوج جوانی رو دیدم که چقدر خوب و با آرامش فرزند پروری میکردند. بدون نگرانی و مسلط و مادری هم که طبقه پایین آپارتمانشون زندگی میکنه. راحت بچه رو تو اتاق گذاشته بود و پستونک بهش میداد.
    مادری که به مادرش اعتماد داشت و مادر مادری که از مادر مراقبت و محبت میکرد. باوجود اینکه درهمون آپارتمان بود، ۱۰ روزی در خانه دخترش گذروند تا دخترش با آرامش مسلط بشه.
     خانواده نیازی نیست پول خاصی داشته باشه، تحصیلات ویژه ای تا خانواده بشه. یه قلب تپ . . .

با وقاحت تمام گفت که علی دختر به عمر داد!!!!

بسم الله الرحمن الرحیم
یافارس الحجاز ادرکنی
با تفاخر و وقاحتی تمام گفت که علی کرم الله وجهه دخترش را به عقد عمر درآورد
با دو دست بر سرم زدم و زانو هایم سست و بر زانو نشستم، یک دل سیر دوباره بر مظلومیتت گریه نه ناله زدم و فریاد کشیدم که آنچه تحمل کردی بسیار بسیار بسیار بیشتر و شدید تر و کمر شکن تر از خار در چشم و تیغ در گلو بود.
در پیش چشمانت
همسرت را کشتند و فرزندت را سقط کردند و طناب بر گردنت انداخته و.
حتی جواب سلامت را ندادند
و به این اکتفا ن . . .

زنِ دوم

به اون آقای معلم و حقوق دان و . همون موقع که راجع بهش نوشتم جواب رد دادم در رابطه با آشنایی و .
درخواست کرد که بار دیگری با هم حرف بزنیم.
بهش این فرصت را دادم ولی توضیح دادم که هرچه فکر میکنم من هنوز آمادگی ورود به رابطه ای رو ندارم ! 
هنوز اون معجزه ای که باید کسی بکنه تا من تی بخورم و بتونم وارد رابطه بشم اتفاق نیفتاده.
هیچی .
قرار بود همین حوالی دعوتم کنه به صرف دمنوش و یک گپ طولانی .‌
من دو روز پیش رفتم کافه ، با اتاقِ فرمون.
یکی از آق . . .

فقیهه سلطانی بازیگر | بیوگرافی و عکس های فقیهه سلطانی و همسرش جلال امیدیان + داستان ازدواج

فقیهه سلطانی بازیگر ایرانی را در بیوگرافی کامل شخصی و بازیگری به همراه عکس های قبل از ازدواج و بعد از ازدواج با یک فوتبالیست و نحوه آشنایی و سوابق فیلم و سریال و آیدی اینستاگرام و عکس های جدید دونفره با همسرش جلال امیدیان و دخترش را در سایت حرف تازه مشاهده و میخوانید
ادامه مطلب . . .

یلدا

امروز در پاکت می نویسم:
یلدا . نام آخرين دخترِ پاییز، که به بهمن، پسرِ سرد ننه سرمای معروف دل بست،
رختی سپید تن زد و راهی خانه ی بخت شد . خانه ی شصت متری در خیابانِ دلتنگِ دیماه .
حالا همه یلدا را می شناسند، سالی یکبار هم بابت این وصلت، آجیل و انار تعارف می کنند .
سالی یکبار با یک دقیقه بیشتر . برای آدم های معمولی .
گفتم معمولی که بگویم ماهم خاص نیستیم، از ژنِ همان معمولی های زمینی هستیم که
البته کمی مقوله عشق در ما جهش یافته .
از آن دسته که ب . . .

مرگ

هر موقع میشنیدم کسی از دنیا میره. واسه اون دنیای خودم بیشتر افسوس میخوردم. الان یکی که میمیره با روحش حرف میزنم‌.میگم دعا کن منم زودتر بیام.امروز بیرون بودمک مامانم تماس گرفتو با استرسو ناراحتی گفت عاطفه پسر عمت تصادف کرده و میگن حالش خیلی بده.اینو ک گفت فهمیدم کار از حال بد گذشته.تمام تنم یخ کرد درجا خشکم زد.دستام میلرزید.این بار واسه دخترش افسوس خوردم پدرا بد بد بدم ک باشن بازم پدرن.تنها مردی ک تا اخر پشت یه زنه پدرشهیاد چن . . .

♧53♧

تنها بودم.وقت کم بود برای خواب پس به خودم گفتم تهش اینه که ۲۰ دیقه فقط چشاتو ببندی که استراحت کنن دیگه.چشامو بستم.نمی‌دونم چرا داشتم به کارتونای زیر تختم فک می‌کردم،همونا که همش می ترسیدم تو خونه تیا بابام ببینه و بره دفتر خاطراتم و بخونه و بفهمه چه شیطنتایی می‌کردم.مشغول همین فکرا بودم که یهو شنیدم یه چیزی با صدای بلندی تو پارکینگ افتاد.خواستم برم کمک بابامولی یهو صدای یه زنی اومد،که به یه زبونی که من بلد نبودم حرف می‌زد.یهو با یادآور . . .

رمان ترسناک اینجا هیچ چیز طبیعی نیست

اینجا هیچ چیز طبیعی نیست ژانر:وحشتپارت: اولنویسنده: امیرحسین
آماده شد ، بفرمایید قربان اینم عکس خانمی که گفته بودین خوشبختانه دوربین های مغازه کنار اون خونه ضبطش کردن! ولی آخه این خانم چه ربطی به پرونده قتل شب ششم داره؟
_ راستش کمیسر یه حسی بهم میگه این خانم مشکوکه به کیفش نگاه کن از داخل کیفش یه چیز چوبی شکل  زده بیرون و معلوم خیلی گنده است به حجم کیف نگاه کن ! همین طور به دستکش های سیاه دستش و شالی که انداخته جلوی صورتش کلا انگار خودشو مخفی ک . . .

گاهی یک اشاره کافیست.

حال گیری کردم ازش حسابی .
امروز دورهم بودیم ، دوست دخترشم اومده بود ، وارد که شد به دوست دخترش اشاره کردم که بیا کنار من جا هست بشین ، اونم نشست.
هیچی آخرش که داشتیم خداحافظی میکردیم همه از هم ، رفتم تو چشماش نگاه کردم گفتم آقای فلانی ، دوست دخترتون رو چرا معرفی نکرده بودین ! چقدر خوبه و به درد جمع میخوره حرفه اش.
آقا این رو میگی رنگش زرد شد ، سرخ شد ، کبود شد ، دوست دخترشم انصاف خیلی دختر گلیه.
بلافاصله هم خداحافظی کردم اومدم.
همین که فهمید . . .

پایان کار مهناز افشار در سینمای ایران : خانم سلبریتی در کنار ابی، آرش و پرشین گات تلنت»

به گزارش سایت تفریحی چفچفک برگرفته از روزیاتو : مهناز افشار، سوپر استار سینمای ایران که مدتی پیش به همراه دخترش، ایران را ترک کرده بود، اخیرا با انتشار ویدیویی که بازتاب گسترده ای در شبکه های اجتماعی داشته است، به عنوان چهارمین داور مسابقه تلویزیونی استعدادیابی پرشین گات تلنت
ادامه مطلب . . .

لطایف الاولیه

سلام به شما دوستان عزیزامروز میخوایم با چند لطیفه بخش جوک هارو افتتاح کنیم ی افتتاح چه کاری بهتر شروع کردن از حیف نونی که برای ما هنوز حیف نشدهحیف نون از کلاس راهنمایی رانندگی میاد بیرون بهش میگن باباتو مار زده مرده . میگه : از پشت زده ? میگن : آره میگه : مار مقصره.حیف نون به رفیقش میگه میخوام دختر شاه رو بگیرم. رفیقش گفت : چرت نگو مگه کشکیه ? حیف نون میگه بابا من که راضیم , ننمم راضیه فقط موند شاه و دخترش.به حیف نون میگن یه موجود نام ببر میگه : یخ می . . .

کاروانِ کربلا

کاروانی پر جلال و پر شکوهکاروان را، کوه دارد پشت کوهکاروان شد غرق در دریای نوربا نگینش دُختِ زهرا مامِ نوردخترانش دخترانِ فاطمهشیر مردانش یَل و بی واهمهصف به صف آماده ی پر سوختندر رهِ عشقِ حقیقی سوختنگل بریزید اهل کوفه میهمانآمده با پای خود در بزمِ جانمیهمان آورده سوغاتی به دشتصبر و ایمان، درسِ آزادی، گذشتپاسخی بر نامه های بی اَمانباغهای سبز و خرم چون جناناصغرش آورده روی دستِ خودهم دو دست و چشم و سر، عباس خوداِرباً اِربا اکبرش را خواستهخ . . .

غروب یک روز بارانی زنگ تلفن به صدا در آمد.

حرفه ای​زن گوشی را برداشت. آن طرف خط پرستار دخترش با ناراحتی خبر تب و لرز شدید دختر کوچکش را به او داد.زن تلفن را قطع کرد و با عجله به سمت پارکینگ دوید، ماشین را روشن کرد و به نزدیک ترین داروخانه رفت تا داروهای دختر کوچکش را بگیرد. وقتی از داروخانه بیرون آمد، متوجه شد به خاطر عجله ای که داشته کلید را داخل ماشین جا گذاشته است.زن پریشان با تلفن همراهش با خانه تماس گرفت. پرستار به او گفت که حال دخترش هر لحظه بدتر می شود. او جریان کلید اتومبیل ر . . .

#دپ

لالالالا بخواب دنیا خسیسهواسه کمتر کسی خوب می‌نویسهیکی لبهاش همیشه غرق خندسیکی چشماش تو خواب هم خیسه خیسه . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)