98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

الان چشای ترم حیف نیست دوروبرم هی بخنده

خاطره ای به مناسبت یوم الله 13 آبان

15 - 16 سال پیش که یه اسکل دبیرستانی تمام عیار بودم و اصلا حواسم نبود کی به کیه و دوروبرم چی میگذره، یه روزایی از روزای یا هوای گرفته سال میشد یه هو میدیدی 10-15 نفر از مدرسه از وسط کلاساشون(هر کلاس شاید 2-3 نفر) بلند میشدنن آماده میشدن کفن میپوشیدن(جدی) پلاکارت دست میگرفتن میرفتنن یوم الله نسبت به استکبار جهانی انزجار کنن. الان میفهمم اون روز همون 13 آبان های سالهایی بود که من اول دوم دبیرستان بودم. چون هم تعطیل رسمی نبود هم راهپیمایی مخصوص نوجوونا . . .

الان چند وقته دارم از درد مینویسم؟!!منی که دردم اومده.بابا الان رفتن خوابیدن،فردا باید ساعت سه برن.کاش نمی رفت.کاش امشب میتونستم مثل چند سال پیش یکی دوساعت برم تو بغلش زار بزنم که بابا من دردم اومده!اونم بخنده و دلداریم بده.من دردم اومده!انقدی دردم اومده که نتونم با هيچ زبون و قلمی بفهمونش!که فقط بتونم بگم دردم اومده!!!آخ که چقدر دردم اومدهآخ که چقدر محتاج یه دل سیر گریه کردنم.آخ. . . .

واقعا نمیفهمم چشه

فکر کنم لازمه اون دنده لجمو فعالش کنمبه هر کی بگم سرچیممکنه بهم بخنده بگه این بچه بازیا چیهاما خبمن به این فکر میکنم که باید همین جا سر همین چیزا بفهمونم که با کی طرفنبالاخره الان کنار بیام مطمئن میشه که دفعه بعد هم کنار میامضرر که میکنم اما نتیجه میده . . .

کفتر ِ پرده گل ِ روسریم را خورده

باد  انبوهه یِ   افسونگریم   را بردهسرمه از آینه یِ دلبریم   سُر خوردهبسکه ازپنجره تا   دوروبرم   پاییدمکفترِ   پرده گلِ  روسریم   را خوردهسیده نصیره سجادی . . .

:)))

بعضی حرفا اینقدر وحشتناک و غیر قابل باورن که آدم فقط میتونه بهشون بخنده.خنده ها.خنده ی شدید.از اونا که بعدش میگی مگه میشه مگه داریم.فیلم هندیه مگه.بعد این همه مدت به همین راحتی بیان بگن.چه کشکی چه دوغی چه دوست داشتنی.چه قلبی.اشتباست برو خونتون.!! . . .

متن ترانه نوید جواهری به نام تنهایی

متن ترانه نوید جواهری به نام تنهایی

ساده گذشتی از من ببین،این رسمش نبوددلی که خیلی میخواستیش ببین،این رسمش نبودکه تو اوج نور یهو تاریکشه راهمبعد اون حتی نشد یه بارمفکرکنم برام مثل قبل بشیخیلی زود فهمیدم چقدر بی ارزشیهرچی میگم مال همون وقتیه که گذاشتی رفتی از پیش منفکر میکردم بی تو نمیشهولی کوبیدمو ساختم من از ریشممالان اصلا پشیمون نيستمخوشحالم ک دیگه اون نيستمکه بخواد یه لحظه به تو فک کنهروزای عمرشو حيفو میل کنهفک نمیکردم یه روزجامون ب . . .

توجه

برام جالبه یه عده هممم ی نیروشونو بسیج کردن که ما رو از هم جدا کنن!میبینی خدا؟جواب خوبی خوبیه.حالا همه با دقت بخونین.مخصوصا دشمنا.میخوام حسابی آتیشتون بزنم!بعد از این ببینم کسی داره این وسط موش می دوونه.کاری میکنم دیگه سایه ی من و محدثه رو نبینین!میخوام خوشحال باشه همیشه بخنده ولی.نمیذارم احمقایی مثل شما،احمقم نمیشه گفت بیشتر مثل روباه می مونین، با این حقه هایی که هم به من و هم به اون میزنن بتونن یه آجر ازین رابطه رو بردارن!محدثه حالا . . .

توجه

برام جالبه یه عده هممم ی نیروشونو بسیج کردن که ما رو از هم جدا کنن!میبینی خدا؟جواب خوبی خوبیه.حالا همه با دقت بخونین.مخصوصا دشمنا.میخوام حسابی آتیشتون بزنم!بعد از این ببینم کسی داره این وسط موش می دوونه.کاری میکنم دیگه سایه ی من و محدثه رو نبینین!میخوام خوشحال باشه همیشه بخنده ولی.نمیذارم احمقایی مثل شما،احمقم نمیشه گفت بیشتر مثل روباه می مونین، با این حقه هایی که هم به من و هم به اون میزنن بتونن یه آجر ازین رابطه رو بردارن!محدثه حالا . . .

61month

سلام مامان خوبی ؟چخبرا ؟خوش میگذره .چکارا میکنی .دلم برات تنگ شده بود :)و دوباره یک ماه دیگه اضافه شد .شد ۶۱ ماه :)نمیخواستم چیزی بنویسم، اما اومدم یجا که حتما باید یچیزی برات می نوشتم :)چقدر دلم برای شنیدن صدات تنگ شده .برای دیدنت و به آغوش کشیدنت .چقدر دلم برای لبخند هات تنگ شده .برای زیبایی هات .مامان فردا تولد باباس :)نمیدونم چند سالش میشه .اما میدونم که کلی خستس .که کلی وزنه به روی کمرشه .میدونم که کلی زمین خورده و باز دست به کمر بلن . . .

تقصیرادم وحوا

من نمیدونم چراوقتی هرروزیه روزتازه هستوماهم نبایدغصه دیروزوبخوریم اینهمه حرص وجوش واسه چیه؟هرچقدمیخوام ازادمای منفی دورباشم وانرژی منفی دوروبرم نباشه,بازهم نمیشه,اخه انرژی منفی جلوی تمرکزمومی گیره اگه هرکدوم ازمابرای یه ماموریت اومدیم به این کره خاکی,پس بایدراهمونوپیداکنیم,گاهي وقتافقط میخوام تنهاباشم وفکرکنم اونقدفکرکنم تابرسم به ادم وحوا,ازشون بپرسم اخه این چه کاری بودکردین?نونتون کم بود,ابتون کم بود,میوه ممنوعه خوردنتون چی بود, . . .

خواستن توانستن است؟

به دوروبرم نگاه میکنم خوب که توجه میکنم میبینم که ما چقدر خوب از مواد دوروبرمون استفاده میکنیم تا ترکیب های جدید بسازیم که نیاز هامون رو برطرف کنیم. به نظرتون با همون مواد میتونیم آدم بسازیم؟ یادمه وقتی اولین بار از پدر و مادرم پرسیدم ما چجوری به دنیا اومدیم سکوت کرد بعد خندیدند، هر دوشون خندیدند بعد گفتن شما رو خدا به ما داده. ما رو خدا داده به پدر مادر هامون ولی من یادم نمیاد که انتخاب کرده باشم.!!!
به نظرتون اگر بتونم اتم های تخمک و اسپرم رو . . .

من از اون زمانیکه دلار شد تومن، امیدم رو از دست دادم

بنزین گرون میشه، یه عده تظاهرات میکنن. اینترنت رو قطع می‌کنن که اون عده، اغتشاش نکنن. اون عده با همکاری کشورهای بیگانه(همه بگین مرگ بر امریکا) میزنن همه چیو داغون میکنن. پلیس امنیت و گارد ملی، میریزن تو خیابونا. هر ده قدم، گارد محافظتی و بسیج و و سربازای بیچاره رو میذارن. بعد یه عده‌ای میرن راهپیمایی میکنن در جهت دفاع از آرمان‌های انقلاب!!ما چمونه واقعا؟ چند چندیم با خودمون؟ الان همه خوشحالیم که اینترنت وصل شده؟ میگیم آذری‌جان تشکر تش . . .

طعم زندگی

گاهي مثل حالا خودم را می‌برم به تقریبا سی سال پیش به سن الان مامانم و به حال و احوال آنها در ۳۵ سالگی فکر می‌کنم. به روز جمعه، دو فرزند خردسال، به یک روز  فراغت از مدرسه، آمادگی برای هفته‌ی تازه، به بابا که می‌رفت ده‌شان تا به آقاجون و مامانبزرگ سر بزند و ما خوشحال بودیم که نيست و احتمالا مامان هم احساس آرامش می‌کرد که از غر زدن‌های روز تعطیل بابا رهایی یافته یا روزهای جمعه‌ای که می‌ماند و به عالم و آدم گیر می‌داد و دعوا به‌پا می‌شد. به . . .

علوم پايه ي خيلي كوفتي

میخوام دوتا چیزو براتون تعریف كنم ولی فقط حوصله ی نوشتن یكیش هست اون یكی بمونه برا بعدا:/علوم پایه یه ازمون كشوریه بین دانشجوهای پزشكی كه اگه بتونن نصف نمره ی كل(كه٢٠٠تاست) رو بیارن میتونن برن مرحله ی بعدی، بعد چون پزشكی بهشتی ریفرمه و فقط سه تا دانشگاه تو ایران ریفرمن علوم پایه های این سه تا دانشگاه باهمه و بقیه باهم ، ولی در نهایت نتایج كشوری برای همه میاد . نمره از ٢٠٠ عه ، نمره های بالای ١٧٠ خیلی خفن محسوب میشن و مال عده ی خیلی كمین، حالا شم . . .

پست 585نوشت.

سلام دلبرا خوبین
منم شکر روزگار میگذرونم باید اعتراف کنم الان که دوروز بارونه تحمل این شهربرام آسونتر شده، ولی همچنان بامردم این شهر غریبه ام.مشغول بایگانی هستیم و با یه ام ملایمی مشتریا حرصشون کمترشده و با یه تعداد مراجعه کننده منطقی روبه روهستیم منظورم ازنظره تعداده نه طیف و ویژگی آدمها.
تعطیلات خوب بوده چون یه روز درمیون میریم سرکار ولی تنظیماتم بهم ریختهباید ریسیت فکتوری کنم.چون شدیم 5نفر بهترشده من فکر کنید کار پنج نفرو انجام مید . . .

Get away from me

فک کنم پالتوی ابی بلند قشنگم رو خراب کردم. میدونید چرا؟ چون قوانین طبیعت فقط تا وقتی درست عمل میکنن که من لازمشون نداشته باشم. 
تا دو سال دیگه پول خریدن پالتو ندارم و همینجوریشم باید دو سه ماه پول جمع کنم شاید بشه لپ تاپم رو درست کرد.‌ و فکر مریض احمقم گم کرده که چطوری شاد باشه یا بخنده، چون قرصای مریض احمقش تموم شدن و‌ خسته شده از بس نسخه چندبار مصرف شده برده و بهش فقط یه برگ دادن.‌
اصلا گشنمه! اصلا هوا سرده! هم اتاقی دارم! رو‌تختیم کثیفه! همه . . .

شعر گل یاس - 1 تیر 98

شعر گل یاس - 1 تیر 98   من گل یاسمخدای احساسم من گل خوشبوبی کس و کمرو بی رگ و بی روحساده و خاکیمثل یه مظلومشاکیه شاکی غد و یه دندهاما برندهنگین به کس کهبه من بخنده به من بخندیفحشو شنفتیبوی گل اومدیاد من افتیاین شعرم گفتممفتیه مفتی . . .

چرا؟! الله وکیلی چرا؟؟!!!

واقعا چرا آخه؟!!
الان خیلی بی پولم و درسته که این حس بی پولی رو بارها در زمان های گذشته تجربه کردم
اما
الان در این سن، این همه بی پولی سخته واقعا
چی کار کنم که دوست دارم یه سری چیزا داشته باشم. چی کنم؟ الان این زیاده خواهيه ؟ یا چیز مهمی نيست، واجب نيست و چیزای مهمتری وجود داره یا انسان در درخواستاش سیری نداره یا اینا زیاده خواهيه یا خیلی های دیگه بودن که همینایی رو که الان دارم رو نداشتن یا این شرایطی که الان دارم آرزوی کس دیگه است؟ یا چی؟!!!
واق . . .

درون

الان که داشتم نوشته های یکی دو سال پیشمو میخوندم دیدم چقدر یادت بودم و الان نيستم اصلا مهم نيست که بعدا که اینو میخونم یادم بیاد در مورد کی دارم مینویسمولی تو بدون که خیلی پررنگ بودی ولی نيستی الان هم تو هم اون مفاهيم و تعاریف گم شدن برام خودمم گم شدم حس میکنم همش یه بازی مسخرس کاش.هيچ کاشی ندارم ! هيچی نمیخوام هيچیفقط بگذره تموم شه بره دیگه هيچی مهم نيست حتی تو حتی اون حتی من! . . .

کار

دیشب ی وبلاگ. نوشته بود مکمل من کجایی که این همه جوون دنبال کار هستن کار براشون جور کنن کاش زود تر این مطلب رو خونده بودمیعنی اگر واقعا من این تصور از خوندن اینده و درس خوندن داشتم الان ب مرحله ای بودم که الان اون نفر هست خیلی مغزم و دلم درگیر شد.الان دیر هم نشده الان باید راهي پیش بگیرم که ب حدی برسم کمکی برای کار جونا میشد . . . .

تاحالا شده؟

تا حالا شده به کسی بگی دلتنگشی و جوابی نگیری؟
تا حالا برات پیش اومده بهش بگی دوستش داری و همه کار بکنی تا بفهمه ولی اهمیتی نده؟
یا خیلی جدی از احساساتت باهاش حرف بزنی اون فقط بخنده و بعدم حرفایی بزنه که اصلا ربطی به بحثتون نداره؟
یا به قول معروف خودشو بزنه به کوچه علی چپ؟
نمیدونم تاحالا تجربه کردین یا نه؟
ولی اگه تجربه نکردین امیدوارم هيچ وقت تجربه نکنین،خیلی حس بدیه.
میدونی خیلی حس بدیه جلوش بال بال بزنی و ببینه داری جون میدی و هيچ کاری نکن . . .

سی و هشتم

این روزیی که نزدیک شدیم به اعلام نتایج  کنکور همش به این فکر میکنم من که به اصطلاح خرم از پل گذشته و واقعیتش از روزگار عجیب کنکور چیزی اذیت کننده ای رو به یاد نمیارم،شاید هم ناخودآگاهم به حذفش کمک کرده و بیشتر هر سال که به دوران نزدیک می شیم بر خلاف گذشته دلم میخواد به بچه های دبیرستانی آگاهي بدم(چیزی که خودم عمیقا حس میکنم بهترین لطفی که میشه به فرد تو بحران کرد) که خب دوروبرم کسی نيست و من هم کلا آدمی نيستم که خودم رو وارد مسئله ای کنم حالا ای . . .

خخخخخ

سلام،الان دوباره دعوامون شد،جلو چشمات تلگرامتو چک کردم،عصبی شدیم رفتی بالا.الان بالایی منم چند مین پیش اومدم پیشت باهم بحث کردیم الان من زیره پتو دارم مینویسم توام نشستی بالاپشت بوم.خخخخخ  . . .

خستم

حالم خوش نیس عرض چن دیقه حالم بد شداون خوشی چن دیقه پیشم پر کشید میدونینخستم از زندگی از لحظات از حرفایی که توگلوم بغض شدن از مسخره شدن ،قبول نشدن،لبخندای الکی بقیه ، از نگاهای تاسف بار ازشکنجه هایی روحی که به خودم تحمیل میکنماز آدمی که شدم خستم از آدمای دورو برم همخستم از نگاها از نگاهای این مردم از نگاهاییکه آدم رو از دختر بودن پشیمون میکنن خستم نگاه میکنم به دوروبرم از این آدما کههيچکودوم نمی فهمنم خستموقتی این وبلاگ رو باز کردم میخواست . . .

بغض و بارون

قبلنا بارون که میومد طراوت می بخشید به جسم و روحم ، اما الان هرچقد بیشتر می باره دلم بیشتر می گیره .از دم دمای صبح بارون شروع به باریدن کرده ، دومین بارون پاییزی ، میباره یه کم به خودش استراحت میده و دوباره شروع میکنه ، نمیدونم چه رابطه ای هست بین بارون و بغض خفته در گلوی من .چشاي منم سخت ابری شده فقط نمی باره . . .

ای کاش الان بود و من.

یکی داشت می گفت یکساله که مادرم رو از دست دادم، الان که فکرش رو می کنم حسرت می خورم  چرا اون موقع که زنده بود،وقت بیشتری براش نذاشتم ؟ چرا برای کوچکترین چیز عصبانی می شدم وسرش داد  می کشیدم؟کاش الان بود و .حتما همه شما بارها این مدل جملات رو از زبون خیلی ها شنیدین،"کاش الان بود و من "سوالم  از این آدم اینه " شمایی که الان داری حسرت می خوری که چرا قدر پدرت رو بیشتر نمی دونستی، یک بار با خودت فکر کردی که الان باید برای بقیه عزیزانت که زنده هستن . . .

123

خیلی وقت ها پیش میاد دستم و پام میبره، یا كبود میشه یا میسوزه! اطرافیانم می دونند من كلا صدام در نمیاد و اغلب می گویند آستانه درد بالایی دارم! الان ها فكر می كنم آستانه دردم بالا نيست!  انقدر روحم زخم های عمیق داره انقدر عمیق و دردناك كه اصلا برام درد از آسیب و كبودی و سوختن آزار دهنده نيست. اگر  كسی می دونست من چه كشیدم  و تو دلم چقدر زخم های عمیقی هست به دنیا می گفت رهاش كنه! خدایا این رسمش نيست. . . .

#اینترنت - الان فرقمون با کره ی شمالی چیه؟

ناموسا مسئولان گرامی الان دارن چیکار میکنن (: 
الان فرق جمهوری اسلامی ایران با کره شمالی چیه (:
خب عوضیا بنزینو گرون کردین نتو چرا قطع کردین (:
رهبر جان شما چرا از سه کله پوک (سران سه قوه) حمایت کردی ((:
#بنزین # خاک تو سرتون (((: . . .

به زبان خودت دوستت دارم

هرکسی باید یکیو داشته باشه تا بتونه به زبان خودش باهاش حرف بزنه، به زبان خودش باهاش درد دل کنه و به زبان خودش باهاش بخنده.
شبیه این مکالمه ی من با آرشیدای ۵ ساله که از وقتی که برادر ۱۴ سالش آیفون ۱۰ دار شده گوشی قبلیش رسیده به اون (!) و می تونه دایرکت بده و ساعت ها باهم حرف بزنیم؛ به زبانی که مخصوص خودمونه
+ شک نکن اگه آدمی رو داری که زبان مخصوص حرف زدن خودتونو دارید، یکی از آپشنای خوشبختی رو داری . . .

نوزده

+ جدیدا هر چی تلویزیون میزاره من پاش گریه میکنم.اخراجی ها ۱ میزاشت چنان محو تماشا شده بودم اشک میریختم انگار ک نه انگار کمدی هستن ایشون. ستایش ک دیگه نگو ! هربار این فردوس ار طاهر میگه چنان گریه میکنم انگار ۶تا بچه هام مردن :| این تبلغه هست همه واسه هرکاری ب پدر مادرشدن زنگ‌میزنن.حتی با اونم اشکم در میاد !!!! فقط با ۲۰:۳۰ گریه نکردم این روزا !! + آدم باید ی رفیق داشته باشه ک هرچقدرم باش دعوا کنه و دری وری بش بگه روش بشه بش زنگ‌بزنه. آدم باید ی رفیق . . .

We are f$cked

بهم گف دهه هشتادی؟ گفتم آخرای هفتاد گف خب همون دیگه بزار الان بت بگم شماها بدبختید .دهنتون صافه تمامانقدر با تمام وجودش کلمات رو ادا کرد که اشک تو چشام حلقه زد میتونستم از تو چشاش آینده ی مزخرفم رو ببینم همه میگفتن خودمم میگفتم ولی الان فهمیدم دقیقن همین الان  . . .

اینجا دختری از روزگارش مینویسد.

وقتی یه نفر میاد و ابراز میکنه که عاشق شده،تاکید میکنم عاشق» نه علاقه‌مند»
و بعد با یه نه» خیلی آسون میره.
خب دوستان بیاید منطقی باشیم»
به قول شاعر که میگه:
دل به هر کس مسپار
گرچه عاشق باشد.
حکم دلداری فقط عشق که نيست!
او بجز عشق باید لایق عمق نگاهت باشد
و کمی هم بیمار.
تا نگاه تو تسکین بدهد روحش را‌.»
حالا اون بیت‌های آخر خیلی زیادی عاشقانه» یا شعرگونه» است،ولی اینو موافقم:
حکم دلداری فقط عشق که نيست.!نمیدونم این بخت وارونه» رو . . .

چه اتفاقی قراره بیفته

در حال حاضر دو روزه که محل کارم عوض شده. البته نه اینکه از این محله به اون محله این که برای من عادی شده اما دیگه الان چند روزه که در یک شهر دیگه مشغول به کار شدم. البته الان دو روزه و تا الان که همه چی از نظر اقتصادی و محیطی خیلی تغییر کرده اصلا نمیدونم چی در انتظارم هست. من که قصدم رفتن از ایران بود اینجا چیکار میکنم. زمانی که شاغل نبودم یکی از بستگان گفت نگران نباش، یک روز شروع به کار میکنی و کار مثل یک دریا میمونه زمانی که وارد بشی موج ها تو را ب . . .

حال خیلی بد

بغضی دارم که حتما امشب باید خالیش کنم. اما حالا نه. الان همه هستن. و تا وقایقی دیگه هم مهمون میاد. الان وقتش نيست.دلم صد پاره اس. فقط خدا می دونه چه چنگی به گلوم می زنم که اشکم نریزه. خدایا فقط تو می دونی غم من، داره منو می کشه. خیلی حالم بده. . . .

خيلي ساده مختصر كوتاه

كاش تمام لحظه های خوب و بد زندگیم اینقدر سریع هرو روز از جلوی چشمم رد نمیشدن كاش وقتی عاشق شدم تو زندگیم اینقدر جرات داشتم كه میرفتم بهش میگفتم و همیشه با این جمله كه تو دختری اون باید به تو بگه تمومش نمیكردم.كاش  با جمله ها و افكار و رویا و خیال های احمقانه خودمو سرزنش نكمكاش كاش . كاشالان یكی از شب های زمستان ماه بهمن من مثل همیشه تو اتاقم با نور صورتی و یه پتوی پیچیده شده دورم و صدای متوسطی از اسپیكر كه پشت سر هم هادی پاكزاد داره پلی . . .

هشتاد و دو :/

بعضی وقتا آرزو میکنم کاش اونم یه وبلاگی چنلی چیزی داشت و من میتونستم بدونم تو سرش چی میگذره ، اخلاقش چطوریه و چطوری فک میکنه.
پوف پس کنکور کی میاد :/ چقدر این پروسه طولانیه :/ . حس میکنم فلجم و نمیتونم هيچکاری کنم :/ مغزم همه چیزو پس میزنه و میگه نه الان وقت گفتن این چیزا نيست ، نه الان وقت خوندن این چیزا نيست ، نه الان وقت حرف زدن با آدما نيست، نه الان وقت اینجا رفتن نيست،وقت دیدن این فیلم نيست :/// 
چیه این کنکور :/ گوه خالص :/ یه مشت جملات سراسر ش . . .

الان چطوره؟

اوضاعت چطوره؟ همه چی اوکیه؟ میتونی بیرون بری؟ میتونی آزاد باشی؟ گریه که نمیکنی؟ بگو اوضاعت چطوره فاطمه ؟ اوضاع من اصلا خوب نيست :). الان میتونی بگی دو تا که به 98 اضافه شد چه فرقی کردی؟ حالت بهتره؟ حال من خوب نيست:).فاطمه . خوب نيستم :)   . . .

یه زمانی.

یه زمانی آرزوم این بود وضع زندگیم بشه اینی که الان هست
ولی الان اون حس لذتی که اگه اون موقع میداشتمش رو بهم نمیده
یه جورایی حالت قدر ندونستنه:)
دلم میخواد امتحانا تموم شهو بشینم به کارو زندگیم برسم یکم سرو سامون بدم وضع زندگیمو
ولی هنوز 5 تا امتحان دادم از 16 تا:))
+برای سلامتی همه مریضا دعا کنیم خصوصا سرطانیا:)
++دارم میذارم موهام بلند شه از یه بند انگشت الان رسیده به یک وجب^-^ . . .

نا گفته ها

بعد شش سال اولین باره که مهر خونه ام.دانشگاه تموم نشده اما به دلیل مشخص نشدن تکلیف خوابگاه و یه سری فشردگی برنامه هام فعلا موندم.روزهای عجیبی رو دارم سپری میکنمروزهای متفاوتی رو.از هفته پیش اینقدر اتفاقات پیش اومد که نمیدونم چی بگم یا حتی راجع به اون با کسی صحبت کنم.
حس میکنم تغییر کردم و حتی این تغییر رو خونواده هم متوجه شدن.حالم بهتره
یه حس عجیب توام با غم و شادی همراهمه
مامان نیاز به مراقبت داره و کارای خونه و پخت غذا بر عهده منه ولی اصلا . . .

اسماعیل

آدم باید خوشحال باشه؟ آدم باید تو زندگیش لذت ببره؟ آدم باید چه‌جوری باشه دقیقا؟ چی درسته؟
من الان لذت یک غمی رو می‌خوام که بشینه تو دلم و درام کنه تو خیال و زندگی رو رنگ بزنه. من الان دلم لذت عشق می‌خواد، آره همون که جز هورمون نيست. من الان دلم نوشتن می‌خواد از این زندگی از منی که دلم حواسش داره پرت میشه. اما کجا؟ من که کسی رو نمی‌بینم بشه باهاش عاشقی کرد. کاش س کمی وا میداد. اما همون بهتر که عاقله. من دلم می‌خواد کسی به عشق و دوست داشتن من احت . . .

خدااااااااااااااااا

چطوری صدات کنم جوابمو بدی؟ها؟تو بگو چطوری صدات کنم؟الان دیگه از دلم نمیگم،الان که دیگه از دوست داشتن نمیگم.پس چرا رهام کردی؟چرا کمکم نمیکنی؟من الان اینجا چیکار کنم؟تو بگو چیکار کنم . . .

شما هم همین حسو دارین؟

تا قبل از اینکه نت وصل بشه هيچیم نبود.شب که رفتم اینستاگرام حس کردم دیگه هيچی مثه قبل نيست و الان ساعت ۲ونیمه و من دارم زار میزنم.نمیدونم چرا.اصن نمیدونم چم شد یهو.من فقط دوتا ویدیو از اون روزا دیدم و الان حس میکنم دیگه نمیتونم بخندم.
  . . .

۲۰۳

بهش گفتم اگه یکم اون ارزشیو که برای هر غریبه‌ای میذاری، به من میدادی الان کارمون به اینجا نمیرسید. اگه به همون اندازه که نگاه و حرف مردم برات مهم بود؛ من برات اهمیت داشتم الان همه چی فرق میکرد. تو انقدر از بودنم دلت قرص بود که هرکاری خواستی انجام دادی چون تهش میدونستی من میمونم. اگه به جای اینکه نگرانه دلخور شدن هزارتا غریبه بشی، نگران این میشدی که ممکنه قلبم بشکنه الان من زنده بودم. #آلبالو . . .

دانلود قسمت نهم 9 سریال هیولا

دانلود سریال هيولا قسمت نهم ۹, تماشای آنلاین سریال کمدی هيولا Hayoola 9 به کارگردانی مهران مدیری, دانلود قسمت نهم سریال هيولا, دانلود قسمت 9 سریال هيولانسیم آر دانلود | دانلود فیلم دانلود سریال دانلود آهنگ . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)