98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

بیچشمل دیوونت قهرم تاقیومت

خودش به من گفت یوزارسیفشان ، بمن گفت چه دست بی نمکی داری

بالاخره لب باز کرد ! بالاخره فهمید نمک نشناسی و ناسپاسی شان را دیشب هیچی ننوشتم در دفتر چالش صد روز چون حالم بد بود حتی بلند شدم تا نزدیک کمد کتابخانه هم رفتم ولی پشیمان شدم گفتم صبح قضایش را می نویسم و امشب از عمد ننوشتم شقیقه هایم به شدت درد می کند قهرم با خدا قهرم با خدای مردها قهرم من یک خدای زن دوست می خواهم یک خدایی که بوی عطر ریحان و لیمو بدهد من خدای زن دوست با طعم پرتقال و دارچین می خواهم من خدای مرد سالار مرد دوست نمیخواهم . . .

او

کم آوردم .دیروز دستم از دو جا سوخت بعدش صفحه گوشیم شکست .اتفاقای خیلی معمولی که انگار نمک ان روی زخم .شاکی شدم گفتم خدایا چرا ؟ مگه چیکار کردم؟ مگه نمیبینی بی پولم مگخ نمیبینی هزار جور مشکل دارم .شکر آب شدیم با هم .صبح می خواستم واسه نماز بلند نشم شدم دیر .این شرایط و دوست ندارم .چرا یهو همه چی افتضاح شد ؟ کسی که دوسم داشت رفت .کاری که فقط مال من بود شریک پیدا کرد.این همه کسادی و بی پولی .اون همه مشکلات روحی سر اون اتفاقا .حالام که شکس . . .

بلوز نارنجی یا زرد

دلم عجیب یه بلوز تو این مایه های رنگی میخاد هوف  ته  کارتم هم۱۲۰ تومن مونده از طرفی تو خونه قهرمبا کی برم  بگیرمحتما میگید تن هایی برومن منه ۲۷ ساله حق خروج از منزل رو به تن هایی ندارم   . . .

گویند.

گویند که چون میگذردهیچ غمی نیست!اما که به وللههمین درد کمی نیست. حتی حوصله نوشتن هم ندارمموندم چیکار کنمهر کسی از ظن خود شد یار من واقعا نمیدونم چی بگم به بعضیاو تصمیم بر اینه که واقعا دیگه چیزی نگمبسه هر چقدر گفتیم و نشددیگه باهاش قهرمآشتی هم نمیکنماون که چند وقته یه خبر نمیگیره بذار بی خبر بمونه  . . .

برگرد.

نمی دونم عنوان امشبو چی بزارم.برای چی می نویسم.اصلا لازمه عنوان داشته باشه؟خیلی وقته تو دفترچه خاطراتم ننوشتم.خیلی وقته با همدم حرف نزدم.میدونیانگار با اونم قهرمکلا با آدما قهرم.خیلی وقته اصلا باکسی حرف نزدم.میدونی.یاد بهار می افتم.شخصیت دوست داشتنی رویاهام.زندگی سختی داشت.ولی دووم اورد.دلم میخواست مثل اون قوی بودم.کاش منم مثل همون شخصیتی بودم که خودم ساختمش.خیلی جاهای زندگیم اشتباه رفتم.الان سردرگمم.الان نمیدونم چی به . . .

اینقده دور شدی.

بعد از پنج روز جلسه و هم اندیشی و فکر بالاخره یه بهونه توپ پیدا کردم که در جواب گند زدن امتحان به استاد بگم*_____*
با هاجر کلی ام بالا پایینش کردیم که مو لای درزش نره

یه سه هفته است به همه آدمای زندگیم روزی دوازده بار میگم:اینقده دور شدی و مغرور شدی که دیگه کور شدی،اوناعم ضمن ابراز اینکه حالشون دیگه بهم خورده بهم اشاره میکنن اگه خفه شم خیلی امنیتم بالاتره:///
.
نمیدونم چند روزه با داداشم قهرم فقط دیروز برای پنج دقیقه فکر میکردم تک بچه ام و اصلا یا . . .

my heart is beating faster

سلامی دوباره به زندگی با گرمی صدای آدام.دو روزه با حمید قهرم به خاطر بچه بازی های جفتمون تو این دو روز هیچی نتونست منو خوشحال کنه همش غمبرک زده بودم گوشه ی اتاق حتی بیرون هم رفتم ولی خب همش تو فکر بودم تا اینکه نصفه شبی با آهنگ running با صدای آدام که بخشی از خاطرات چندسال پیشم باهاش بود توی تاریکی می شنیدم و میرقصیدم عجییییب انرژی گرفتم حالم خیلی خوبه الحمدالله خدایا شکرت . . .

دانلود آهنگ سرکار بزار برم چون تی ام بکس

دانلود آهنگ سرکار بزار برم چون تی ام بکس
 
دانلود آهنگ مسئاله ای نی از تی ام بکس
متن آهنگ مسئاله ای نی
امشب با دنیا قهرم غرق نور این شهرم افق شده مغز ندارم برم گم شم برنگردم صد و نود تو اتوبانم سرکار میگیره مارم میگم هیچ مسئله ای واسم مثه لایی نی انقده توپه حالم که بیخیالم میگم هیچ مسئله ای واسم مثه لایی نی من یه عمر بازیچه این روزگارم هی تو سرکار بذار برم چون انگار فازم بین بده ولم کن هیچ مسئله ای واسم مسئله ای نیبرترین مطالب وب . . .

هشتمین و نهمین خواب

زهرای بابا سلام
 
عمو می گفت فردای روز عید غدیر باز خواب دید. تو رو دیده بود تو یک دشت زیبای سرسبز پر از ساختمانهای زیبا شبیه قصر. همه آدمهای اونجا سالم بودند و نقص و ناراحتیی توشون مشاهده نمی شد. تو اونجا بدوبدو می کردی و باز همون زوج سفید پوش دنبالت بودند و به شدت مراقبت بودند. عمو می گفت آخر خوابش تو داد زدی که "من فرشته کوچک خدام. نیومدم که بمونم".
زن عمو می گفت: عمو که پا شد می گفت اگه اون دنیا این قدر قشنگه من می خوام همین الان بمیرم.
 
فرداشم ع . . .

قارچ

دیشب تا ۳ نیم اینا بیدار بودم همش عوووق زدمبرنج با قارچ بود قارچاشو جدا کردم گفتم نخورم بعد گفتم ن نذریه چیزی نمیشه با ماست خوردم خوابم برده بود ک حالم بد شد لامصب حساسیت دارم شدید اندازه ی عدسم باشه یا حتی ابش ی دوسال قبل بود فک کنم رفته بودم گار شهدا سوپ دادن منم نگا نکردم سوپ چیه یکمم خوردم یهو تو راه دیدم مزش قارچیه همزدم دیدم بله قارچه کلی دعا صلوات روش خوندم بعد گفتم ای شهیدی ک برای تو این سوپ نذر کردن خودت اثر قارچو از بین ببر من حالم . . .

دوست مجازی

یکی‌از دوستای مجازیم،شهری ک‌دانشجو بودم مامایی روزانه قبول شده
بعد خاطرات روزانمو ک تو اون وبم مینوشتم میخوند ومشتاق بود اکیپمون
رو ببینه! خلاصه شماره یکی از بچه هارو دادم بهش وهماهنگ کردم اینوببرن
بیرون،ولی اذیتش نکنن و چرتو پرت نگن و آبرومو نبرن 
هیچی ن تنها کلی اینو اذیتش کردن وچرتوپرت میگفتن،بلکه پیله کرده بودن
زنگ بزن دنبال دوستای خوابگاتم بریم و اینم ک گفته ن زنگ نمیزنم گفتن
توام مثه ز (من) هستی ب اونم میگفتیم فلانیارو بیار نمیاور . . .

به بچه‌هاتون بگید!

زیبایی داستان توی این مملکت به این شکله نه تنها معترضای کشور‌ خودمون از کشور‌های دیگه وارد شدن بلکه معترض‌های کشور‌های دوست ما هم از خارج وارد میشن :))))معترض‌های دشمن غازن ما همه دسته تبرهای وارداتی آمریکایی هستیم!!(چین دوست ماست)خلاصه کلیپ های دولتی هایی که در این روزها دیدم :-رییس اجرایی آقایون: چرا بنزین رو گرون کردین به من نگفتید؟ من قهرم باهاتون (با تر تر خنده!)+آقای معاون(دماغ)‌: مردم!اونا بدن ما حساب کردیم بنزین رو باید بکنید ۳ تومن ا . . .

دیروز امروز هفته آینده

 
 
ذوقم به همه چی کور شدهیجورایی انگار مچاله شدم تو خودم
نمیدونم سر مریضی این چندوقته یا خستگی توام با دلمردگی این روزاکه جسمم خسته است
صبحا به زور چشام باز میکنم دیشب ساعت 8که رسیدم خونه دراز کشیدم و خوابیدم فقط نپربع ساعت یا کمتر فقط میدونم دیگه خوابم نبرد تا ساعت 11:30که نشسته بودم سرم تو گوشی بود و سرم گیج رفت و از حالت نشسته به پهلو افتادم رو دسته مبلتا حالا این مدل دیده بودین؟اخه سرگیجه نشسته؟؟
امروزم سخت پا شدم . با زمین و زمون هیچ . . .

نمک زندگی

امروز در پاکت می نویسم:
پنج شنبه بودُ تب و تابِ پختن حلوا و چیدن خرماها .
اشک و آهی از سر حسرت بر مزارش گرفتارم کرد .
ای کاش مادربزرگ یک ماه بیشتر مهمان زمین بود،البته که فقط ای کاش .
ساعت حوالی 5ونیم عصر بود که کلید حکم بازگشایی درب منزل را داد؛
گوشی به دست پی آذرم رفتم، بسیار دلتنگ دلش بودم.
به هرحال نمک زندگی حال مارا هم در مواردی چند گرفته بود! بحثمان شد .
از همان بحث های عاشقانه که پشت هر جمله اش، خرواری از دوستت دارم های محکم چمباتمه زده!
. . .

296

تعریفم از وفاداری تغییر کرده .بی حوصله ترین آدمم در این روزهای ملکوتی انگار صبرم تاریخ انقضا داره.فضای کار عصبیم میکنه فضای خونه عصبیم میکنه فضای دوستانه هام عصبیم میکنه. با الف صاد باز به مشکل خوردم. نمیدونم دردش چیه فقط میدونم مثل تاول چرکی هر چند وقتی یکهو چرکاش میزنه بیرون.از زن سابقش چیزایی دیده و حالا بازم اخباری شنیده ک بهمش ریخته. طلبکار شد ک چرا براش وقت نمیزارم و براش وقت گذاشتم اما بقدری بی شرفه ک زبانم از شرحش قاصره.حالام دست پیشو . . .

ملالی نیست جز.

دیروز رفتم مشاوره مترو پر از آدم بود .تعجب کردم از دیدن اینهمه آدم تو مترو. همه چیز عادی بود جز اینکه کرایه تاکسیا دو برابر شده و نمیشه بهشون اعتراض کرد .میگن بنزین گرون شده.نمیدونم باید از چه طریقی و به کی شکایت کنم بابت این دو برابر شدن
حال کلی این روزام بد نیست .خودم به خودم افتخار میکنم چرا که عکس العملم دربرابر وضعیت موجود خیلی خنثی است. فکر میکنم اینهمه کتاب خوندن و مشاوره رفتن کمی تغییرم داده.
نبود اینترنت خیلی اذیتم نمیکنه .در هر صورت . . .

گیتار با صدای عماد طغرایی

اولین آهنگی که دوست داشتم آپلود کنم آهنگ گیتار با صدای عماد طغرایی عزیز هست که واقعااااا از این کارش لذت بردم. هنرمند مردمی و باحال و دوست داشتنی. عجیب این آهنگش حس پاییزی بودن رو بهم می ده. 
یه توضیحی هم بدم درباره ی آقای هنرمند. عماد جان یکی از آهنگ ساز های خفن و فوق العاده هست که یکی از آهنگ های خفنی که به شدت طرفدارش هستم آهنگ جذاب فرزاد فرزین عزیز رو ساخته.
تهیه کنندگی این آهنگ به عهده صدرالدین حسین خانی بوده.
مدیر هنری، تنظیم، میکس و مستر . . .

98-9-29

در طی روزهایی که گذشت، تجربه ی دعوا و قهر با دوستان صمیمی و خونواده را در کارنامه ی اعمالم ثبت کردم و بسی مفتخرم بهش! (just kiddig)، در طی همون جر و بحث ها همش با خودم فکر میکردم لازمه؟ نمیتونم جر و بحث نکنم؟ و میدونستم که میتونم جر و بحث نکنم یا هر زمان که دلم خواست بهش خاتمه بدم، میدونستم که واقعا هدف از قبل تعریف شده ای برای این بحث ها ندارم، ولی الان که گذشته اند و میتونم از دور بهشون نگاه کنم، می فهمم که هدفم چی بوده، دلم میخواست بهم ثابت شه که نی . . .

دندون درد

برای دومین بار در عمرم دارم دندون درد رو تجربه میکنمبار اول فقط چندساعت تحمل کردم و فوری رفتم دکتر
اما الان از دیشب همراهمه
نتونستم بخوابم.و تا 11 ظهر تو تخت بودم. 11 هم با تماس مادرم بیدار شدم 
تماسی که خودم متوجه نشدم ولی بچه ها میگن خیلی عجیب و حتی بداخلاق صحبت کردی
من اصلا یادم نمیاد گوشیم زنگ خورده باشه! زنگ زدم به مامانم توضیح دادم که جریان چی بوده و عذرخواهی کردم 
میگه تنهایی ديوونت کرده :)) اگه الان شهر خودمون بودی خوب شده بودی و این توهما . . .

برای اینکه حتی یه لحظه سمت هم نیایم، میری و میرم بی خدافظی بدون سلام

امتحان ن رو به بدبختی گذروندم. با دو سه شب بی خوابی به زور نصفه و نیمه جمش کردم و فکر نکنم جوری باشه که بخوام یک بار دیگه بگذرونمش!
امروز اولین روز بخش اعصابه و روز اول با استادی هستیم که میگرن من رو از یک هشت پای غول پیکر تبدیل کرد به یه هشت پای غیر غول پیکر!
این ماه و ماه آینده در جوار علی بخش هام رو میگذرونم. روان پزشکم میگه خوبه، سخت میگذرونی یه مدت اما زود میگذرونی وقتی فرار نکنی.
هوا خیلی سرده. اتاقم رو جابه جا کردم و کوچ کردم به اتاقِ دنج . . .

دانلود آهنگ علي دهقاني به نام بغل متن موزيک

بلاخره بعد از مدت ها یه ترک خیلی خوب و احساسی گوش کردیم البته از زبان یک خواننده ای زیاد معروف نشده تا این لحظه که ما داریم این مطلب رو مینویسیم و واقعا حقش نیست که خواننده ای با این صدا خیلی خوب در دل مردم جا نکنه اونم به دلیل این که تبلغات گسترده رو موزیکش نکرده ما رسانه هستیم و وظیفه ای در این قبال داریم که هنرمندان تازه وارد رو به نحو احسنت حمایت کنیم و تا توان هم داریم این کار انجام خواهیم داد ارین ازمون ترانه سرا و مدیریت کلی موزیک را در ا . . .

سرافکنده

دوباره نیمه های شب و دلشوره های شبانه وآشفتگیهای بی حدومرزو دیوانه کننده،دوباره دلتنگی ونوشتن های منشنیدم که میگن سختی برای آدمها ازیه جایی به بعد میشه عادت ،مزخرفه؛باورنکنیدمگه میشه روزو شبت بانگرانی پربشه بعدبهش عادت کنی؟مگه میشه دلشوره هات ديوونت کنن وبهشون عادت کنی ؟نه نمیشه؛عادت نمیکنی فقط ازیه جایی به بعد به بغضت اجازه نمیدی بترکه ؛به چشات اجازه نمیدی بباره؛به خودت یادمیدی که حرمت داری به دلت یادمیدی که حریم داره؛پس عادت نمیکن . . .

در جست و جوی دوست قدیمیم

این قدر از این زندگی خستممم.از فکر کردن به آینده خستممم.همش نگران آینده م هستم هیچ ضمانتی واسه آینده م وجود ندارهبعضی ها شوهر کارمند گیرشون اومده هم حقوق ماهیانه و هم بیمهدرمانی و بازنشستگی و همه اینا رو باهم دارن خلاصه کهخیالشون از آینده راحته ، آینده شون تضمینهمن چی ؟چه ضمانتی واسه آینده من هست؟به احتمال قوی که شوهری در کار نخواهد بود ، حالا با در نظر گرفتناین احتمال و این که نه شغلی دارم و نه بیمه ای و نه حقوقیکه آینده مو ضمانت کنه ، من . . .

سی و دومین ماهگردمون

امشب چه شبی ستشب مراد است امشب کوچه تنگه! بلهعروس قشنگه! بلهبی دا بی دا مبارک بی دا ایشالا مبارک بی دا بعلهامشب ما میشی 2 سال و 8 ماهه البته برای من 3 سال و 9 ماهگیه برای نسترن جونم 2 سال و 8 ماهگیاز دست دادی نسترن جون یک سال و یه ماه با من بودن رو من در اصل از 12 آذر 94 بود که ديوونت بودمامشب شادی ای در دلم نهفتسامشب در دل نوری دارم امشب در اوج آسمانم امشب جشن میخوایم بگیریم دورادورمن تهران و نسترن تهران یه شب شاد شاد شاااااددیرین دیرین دیرین دیری . . .

آهنگ نه نرو از سیروان خسروی

یکی دیگه از اون آهنگ های پاییزی که واقعا به حال و هوای این فصل می خوره آهنگ نه نرو از سیروان خسروی هست که به شدت رومنس و یه جورایی ناراحت کننده ست ولی از اون غم های دوست داشتنی. از اون آهنگ هایی که می دونی وقتی گوشش می دی روح و دلت پر می کشه به جایی که نباید. از اون آهنگ هایی که حتی اگه از لحاظ احساسی توی شرایط خوبی باشی باز هم ذهنت رو درگیر می کنه و واقعا دیوونه ی این آهنگم. از اون آهنگ هایی که می دونی وقتی گوشش بدی دلتنگی ديوونت می کنه ولی باز هم . . .

ناامیدی

 
برای آدم های ناامید چه توصیه ای دارید؟ اونایی که بدون تقصیر ازدواجشان به تاخیر خورده و هر چه دعا میکنند که وسیله خوشبختی شان جور شود نمیشود ؟
انگار اصلا خدا منو فراموش کرده تمام دخترهای فامیل که خیلی از من کوچکترند ازدواج کردند و خدا رو شکر خوشبخت شدند ولی من انگار باید تا آخر عمر مجرد بمونم. ناامیدم چون هرچی دعا میکنم به استجابت نمیرسه یکی از دوستامم شبیه من شده بهش میگم بیا با هم بریم کربلا میگه: با امام حسین قهرم اگه میخواست کاری میکرد . . .

ما میرویم و آیا در پی ما یادی از درها خواهد گذشت؟.

یه پست با موضوعای مختلف:
۱.فیلم زیاد میبینم،فیلم ایرانی کمتر سلیقه‌ام تو یه سری فیلم با تم خاص و موضوع خاص محدود میشه و صدالبته انیمیشن و انیمه!
جدیدا دو تا فیلم خیلی خوب دیدم یکیش ماجرای نیمروز رد خون(یا رد خون ماجرای نیمروز؟)بود،که دیدنش ۳ تا علت اصلی داشت:جواد عزتی،کلاس خواب‌آور اپیدمی ساعت ۶ عصر و بلیط خیلی نیم‌بهاش
فیلم بعد یک ساعت الافی تو سالن از طرف بچه‌های بسیج اکران شد(حالا من خودم که بشخصه با فعالیتای بسیج و انجمن اسلامی حال نمی . . .

وقتی که رفتی.

یه روزی مثل همه اینروزا بود. روز دلگیری بود به نظرم. خیلی دلتنگش بودم، یه خط میخوندم و هی نگاه به گوشیم میکردم که تماسی، پیامی، چیزی از طرفش نیومده باشه. حدودا یه هفته ای بود که ازش خبر نداشتم. گفتم شاید خیلی گرفتار بوده و نتونسته سراغی بگیره. بی حوصله برگشتم و فرمولای مسخره ریاضیو دوره کردم. یهو گوشیم زنگ خورد؛ پریدم روش. دیدم محمدمه. عشقمه، همه وجودمه. جوابش دادم و گفتم جانمممم سرورم. گفت رژیا نیم ساعت دیگه صدف؛ خداحافظ. حتی فرصت . . .

مطلبش قشنگه گفتم بذارم شما هم بخونید توی یه وبلاگی دیدمش که نویسنده اش اسمش مهنازه

میخوام یه کم به مناسبت روز زن،راجع به ن حرف بزنم.راجع به خودمون.جمعیت بدون حق و حقوق این کشور.البته الان نمیخوام راجع به ظلمها و بی عدالتیهایی که تو ایران نسبت بهمون میشه حرفی بزنم.میخوام از خودمون بگم.
 
از اینکه خودمونو دوس داشته باشیم.از اینکه به خودمون احترام بذاریم.به خدا من اینقدر زیاد مادرا و زنهایی رو دیدم که موقع غذا خوردن تو قابلمه غذا میخورن!!!!باور کنید دیدم!یعنی اینقدر واسه خودش ارزش قائل نیس که میز بچینه و غذاشو برای خودش تو ظ . . .

رمان عاشقانه _رمان حادثه عشق قسمت 2

_" خوب بخوابی ولی این دور از ادبه که جواب sms آدمو ندی. من با اینکه خواب بودم جوابتو دادم.اصلاً دیگه مهم نیست شب خوش. مهران:"شرمنده شارژ گوشیم تموم شده بود الان گذاشتم شارژ شه تو هم خوب بخوابی ولی من تا یک بیدارم خوابم نمی گیره. _" از اون همهsms فقط آخری رو دیدی؟ خب بگو دوست ندارم جواب بدم. این که راحت تر از طفره رفتنه. ولی دیگه مهم نیست. خوشم نمیاد نادیده گرفته بشم." ناراحت شده بودم. می خواستم اونم بفهمه که ناراحتم.همیشه از بی توجهی بدم میومد. آخه خو . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)