98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

خانومی آروم

آهنگ آروم آروم ناصر عباسی

♪♬♬♪کاشکی بیه می یار ای، چشم بوینم شی یار ره♪♬♬♪
♪♬♬♪قبول کمه شی زار ره، نامرد روزگار♪♬♬♪
♪♬♬♪شهرام فلاح، همش تی وره، شعر تو یاتو، حال خرابه ولا♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دوست، جانا، امان امان امان، های♪♬♬♪
♪♬♬♪تی اسم مثل ستاره♪♬♬♪
♪♬♬♪سوزنه شو دیاره، تی حرف ره یاد ایارمه وقتی تنهایی دارمه♪♬♬♪
♪♬♬♪آروم آروم می دل بویه خون، شو دکتمه بیابون، امان ای یار نادون♪♬♬♪
♪♬♬♪سهم من از ته دلبر بویه ساز و آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهایی . . .

لب سرچشمه ای و طرْفِ جویی

برف بود، کوه بود، سفیدی نتیجه ش بود و چشمهای من به طرز عجیبی خیره بود، و مغزم، داشت تصویر ذخیره میکرد و یه گوشه داشت آروم لذت میبرد، آروم، مغزم آروم بود. 
کوه برید، بریم، وقتیکه برف هست، قشنگ تر از روزای معمول تابستونشه اما، به نظرم دیتاهای کمتری به مغز آدم میده ولی عمیق تر(درک رنگ سفید کمرنگ و پررنگ) و نور معنی بیشتری پیدا می کنه.  . . .

غم تو در و دیوار خوابگاه رخنه کرده ,اه لعنتی

چشمام پر از اشکه . و صدای آروم آروم گریه کردن دختر ۳۱ ساله ی تخت پایینی ام هم شنیده میشه. درد هر دو مشترکه. لعنت به همه ی مرد هایی که نمیفهمن ,زنشون بهشون تکیه میکنه. . . . .

#آغاز مطالعه ✿●✿جالبه هممون حواسمون به هرچی که نداریمهجالبه هممون میخوایم اون چیزی که هستیم و نباشیمشیکی نی بگه د آخه برا چیه✿●✿این همه فکر و خیالاموناین همه حال بدیامون زیر بارون هادل من و تو چجوری میشه آروم ها ؟✿●✿زمان بده به خودت آروم باش . . .

آروم بخواب

این بیست و پنجمین پست این وبلاگه
و فردا برای بیست و پنجمین بار خورشید از پشت کوه‌ها باز سرک میکشه تا بسوزونه زمین و زمان رو
اما تو دیگه توی این دنیا نیستی تا درد بکشی و بی‌صدا اشک بریزی
از تنهایی نترس
و آروم بخواب . . . .

صدا میاد. اونجا کیه کیه

راستشو بخواین فکر میکردم بیشتر از یه نفر مخاطب داشته باشه وبلاگم ولی من واقعا نمی‌نویسم برای اینکه کسی بخونه. می‌نویسم که هیاهوی ذهنم آروم بشه. فقط همین. و واقعا خدا رو شکر میکنم که تصمیم گرفتم این کارو انجام بدم. جدیدا صداهای توی سرم خیلی آروم‌تر شدن. . . .

کاست صد و چهارم

A : هرجایی بری باز تنهایی آخه خنده های تو برای من بود :) لعنتی دلم واقعا برات تنگ میشه. دلم برای نگاهت تنگ میشه. خنده ت میاد اون روزی که عکست از تو چشام میریزه هاه میاد اون روزی که همو چندساله ندیدیم نمیدونم ببینمت چی میگم اصلا تو چیزی میگی؟ خانوميخانوميخانوميخانومي :)B : قربونت بشم؟ :) آخ خدا ببخش منو. . . .

گفت

بهم گفت شب بخیر رو ❤ هر چند مثل این چند شب فقط سهمم یه شب خوش تا فردا بود ولی باز همین هم برای دل داغون من غنیمته دل کوچیک من با همینم یکم آروم میشه درسته دلم میگیره از سردیه پیامش ولی آروم میشم با شب بخیرش آخه تا بهم شب بخیر نگه خوابم نمیبره اصلا واقعا خوابم نمیبره.مرسییییی شروینم مرسیییی مردترین مرد دنیای من ❤❤❤❤ . . .

دلبرانه4: برف نو

میدونستی من ذوق میکنم با برف؟میدونستی برف برام پُرِ حالِ خوبه؟تو خیابونِ پر از درختای زرد و نیمه افتاده، دونه های سفیدِ رو سرم آروم آروم آب میشن.قدمامو کندتر میکنم.
چشمامو میبندم. صدای خندتو میشنوم و ردِ لبخندی روی صورتم میمونه.پارسال، بعد کریسمس برف اومد،
بعدِ ذوق کردنم برای‌ اولین برف، خندیدی،
انقدر شیرین، انقدر آروم که من برای اولین بار میخواستم برای خنده ی کسی بمیرم.
ینی میشه باز صدای خندتو بشنوم ؟ . . .

فقط برای رضای خدا

سنجابه شروع کرد به دویدن
یکدفه ایستاد بعد دوباره دوید بعد دوباره ایستاد
کمی اطرافش را دید یکم آروم آروم حرکت کرد بعد نیم خیز شد کمی به اطراف نگاه کرد دوباره دوید. 
یکدفعه دورش تاریک شد باز ادامه داد تا یکدفعه زیر پاش خالی شد.
چشماش را آروم بست کمی گذشت حرکت ادامه داشت
اما او نبود که اراده به حرکت کردن کرده بود بلکه شاید وجود او و اراده بر انتخاب های گذشته او بود که بر ادامه حرکت او تداوم بخشیده بود
اما این حرکت تا کجا و کی ادامه داشت .
و اینج . . .

صداش کنی

صداش کنی فقط بگه جانمنگاش کنی بگه دوست دارمتویی نفس همین و بسصداش کنی به اسم کوچیکشنگاش کنی نگات کنه با عشق تویی نفس همین و بسقبل از تو هیچوقت بعد از تو هیچکس جانم نشد یارم نشد هی دل ای دل ای دلبارون و عطرت من زیر چترت آروم بشم آرامشم هی دل ای دل ای دلقبل از تو هیچوقت بعد از تو هیچکس جانم نشد یارم نشد هی دل ای دل ای دلبارون و عطرت من زیر چترت آروم بشم آرامشم هی دل ای دل ای دلعاشق اسمم شدم تا صدا کردی منو مستم از این دیوونگیاصلا قبول هرچی بگی دل از . . .

بی قراریبی قراری

از ظهر خونه ام و الان یک حس بی قراری و بی تابی دارم. مثل زندانی بودن. دارم با خودم زمزمه میکنم آروم باش. اون بیرون هیچ خبری نیست. توی کنج گرم اتاق خودت بشین و مهمون کتاب های خودت باش و غرق مطالعه شو.شب آرومیه چرا که نه. اگر درونم کمی آروم بشه میشه ساعت ها مطالعه کرد. . . .

498

دیشب قلبم تیر میکشید وقتی به دور و بریام نگاه کردممن برای تسکین دردام سیگار نکشیدممن برای خوشحال بودن تو لحظه گُل نکشیدممن برای آروم شدن دائم تو کافه و خیابون نبودممن زجر کشیدم تا بتونم با همه چی کنار بیاممن زجه زدم تا بتونم دردمو آروم کنممن جون دادم سرِ بزرگ شدن . من موهام سفید شد تو این سن از حرصنه که نتونما نهنخواستم .قوی شدن سخته . . . .

گاهی اوقات خیلی چرت و پرت میگم

یک  ماه شده تقریبا که دانشگاه شروع شده ،حس میکنم نسبت به ترم گذشته که یک فرد محبوب دوست داشتنی بودم این ترم اخلاقم یکم بد شده ،چرت و پرت زیاد میگم ،منم منم زیاد میکنم و هارتو پورت زیاد دارم و دشمن تراشی زیاد میکنم ،خیلی حرف میزنم ،گاهی شبا به خاطر اینکه امروز چه حرفی زدم و ممکنه واسم بد بشه نمیتونم بخوابم ،سرم منفجر میشه و دوست دارم اون لحظه خودمو حلق آویز کنم ولی خودمو با اینستاگرام تا پاسی از شب با کلیپ ها مزخرف سرگرم میکنم تا وقتی که چشمام . . .

از احوال 1

من صفر تا صد عصبانیتم به ندرت اما شاید در چند ثانیه اتفاق بیافته تو اوج عصبانیت با وجود اینكه میدونم در نهایت پشیمون میشم و حواسم هست كه قصدم آروم كردن درون خودم هست نه نابود كردن طرف مقابل اما ممكن حرفى رو بزنم كه واقعا از ته دلم نیست. همه تقریبا این رو میدونن اما هیشكى این رو نمیدونه كه من فقط پنج دقیقه زمان لازم دارم تا بتونم دوباره بشنوم، گوش بدم، آروم باشم، كنار بیام و حتى قانع بشم. هیشكى این رو نمیدونه حتى نزدیك ترین آدم هاى زندگیم. ه . . .

گرفتگیه دل

دلم خیلی گرفتهی غم عجیبی تو وجودمه. ی حس خفگی درونمه. ی حس سنگینی سمت چپ قفسه سینمه.پیشونیم دردمیکنه. از بس ب چیزای مختلف فکر کردم ، ذهنم منو یاری نمیده دیگه:(خدایا میدونم کنارمی و حتی حضورتو حس میکنم. مگه میشه گرمای حضورتو ،  تو این سرمای روابط، حس نکرد؟خدای من دل همرو آروم کن، دل منم آروم کنخیلی دوستت دارم   سخت در آغوشم بگیر.           دوست دارم در آغوش تو جان بدم      جان دادنی که بوی وصال داد وصال به یار♡ . . .

98/9/11

وقتایی که ناراحت میشم ، گریه که می کنم آروم میشم ، آروم می گیرم و راحت تر میتونم فراموش کنم و همه چی تموم شه بره .ولی ناراحتی از دست آرمانم فرق می کنه . ناراحت که میشم ، انقدر ناراحت میشم ، انقدر ناراحت میشم که همین که میام گریه کنم ، قلبم بد جور تیر می کشه . لعنتی این درد تیر کشیدن قلب درد اصلیمو از یادم میبره و همه چی بغض میشه و میمونه ته گلوم .امشبم از اون شباست . قلبم خیلی درد می کنه  . . .

دریآ؛ دو بامداد

 
کفشامو دورتر از پام درآورده بودم 
آروم قدم برمی‌داشتم ولی کف پاهام رو محکم روی شن‌های ساحل فرود میاوردم انگار میخواستم جای پاهام زمین رو سوراخ کنن
به دریا نزدیک‌تر شدم کنارش به قدم زدن ادامه دادم
موج های کوچیکِ دریا آروم به سمت ساحل میومدنُو دوباره به وسعت تموم‌ناپذیرش برمی‌گشتن و به نوبت پاهام رو نوازش می‌کردن
به قدم هام سرعت دادم، دستامو دو طرفم باز کردمو برای لحظه‌ای چشمامو بستم
بعد از باز شدن چشمام، تقریبا می‌دویدم
م . . .

چندمین دلنوشت :)

دروغ چرا، خسته‌م. همیشه سعی کردم قوی باشم و حتی بعد از روزای خیلی بد حتی بعد از گریه کردن باز بلند شم اما این روزا جون ندارم انگار، انگار امید مثل شاخه‌های نرم و نازک یه گیاه که داره کم‌کم خشک می‌شه؛ داره درونم خشک می‌شه. احتیاج دارم هیچ کاری نکنم و یا آروم آروم قدم بردارم و یهو چند ساعت بشینم تا خستگیم در بره. ولی یه چیزی رو خوب می‌دونم؛ اونم اینه که مثل همایون شجریان که می‌خوند: "دلم فریاد می‌خواهد"  منم دلم فریاد می‌خواد، خیلی هم بلند، ا . . .

فضای خلوت

بعضی موقع ها دنبالش می گردی، در به در. دنبال یه جای دنج، دنبال یه فضایی که کسی توش نباشه. جایی که خودت باشی. خودت باشی و خدات. که بتونی فکر کنی، بتونی با خودت حرف بزنی، بتونی با خدات حرف بزنی، بتونی تو خلوتت اشک بریزی، آروم بشی .تو شلوغی می خوای در بری، بری یه گوشه که کسی حتی ندونه تو اونجایی، جواب تلفن هات رو ندی، جواب پیام هات رو ندی. اما همون جا هم دوست دارم درش باز باشه، تا اگه یکی دیگه به خلوت نیاز داشت بتونه بیاد، اگه که خلوت می خواست. اگ . . .

خواب آلودگی

در حد مرگ خوابم میاد. بعد از پشت سر گذاشتن شنبه ی بدون‌ استراحت، یکشنبه ی نسبتاً آروم ، دوشنبه ی بدون‌ استراحت و کم خوابی در شبی که گذشت، الان واقعا نمیدونم چطور زنده ام و دارم می نویسم.ولی یه چیزی که هست اینه که آدم باید این خستگی های شدید رو هم تجربه کنه تا بعدش، قدر یه خواب آروم و یه ذهن بی دغدغه رو بدونه.یه چیز دیگه هم هست. اینکه چرا خسته ای؟ خستگی هات میتونه از قشنگی های یه روز بی نظیر هم ناشی شده باشه.به قول شاعر : تا باد چنین بادا! پی‌نوشت . . .

اولین حضورت در ششمین جشنواره مروجان کتابخوانی

بردمت برای مراسم تقدیر از مروجان کتابخوانی. اولش خوب بودی. وقتی که مراسم تموم شد و رفتیم تو جلسه همفکری.بهت گفتم سارا آروم صحبت کن. سر و صدا نکن. اولش با صدای آروم ، نجوا کنان حرف می زدی. تو دلم گفتم چقدر دختر آروم و فهمیده ای دارم که حرفم رو گوش کرد و داره آروم صحبت میکنه.  وای ناناز بعد چند دقیقه موتورت فعال شد. اولش شروع کردی به وول خوردن. بعد رفتی نشستی روی صندلی کناریم. بعد شروع کردی یه کم بلند صحبت کردن. آخرش شروع کردی به خندیدن و قهقه زدن با . . .

چون میگذرد غم نیس

دیگه دنیا بی تو جایی واسه موندن ندارهاین پرنده آسمون داره ولی شوق پریدن ندارهآروم آروم شب و روزامو دارم سر میکنمآخه این کوچه ی بن بست که دویدن نداره !!!!  6ماه 13 روز رفته17ماه 17 روز مونده حالا که دلخوشیم اینه بشه بهمن 98 تا خداقل بگم یک سال خدمتم . . .

آوای وحش

باید بگم از اینکه چقدر حالم خوبه کتاب آوای وحش جک لندن رو به شکل داستان کوتاه به زبان انگلیسی خوندم، این اتفاق رو برای خودم پیشرفت بزرگی‌می دونم، حالا آروم آروم و با احتیاط بدون سر و صدا می خوام وارد دنیای کتاب های دوست داشتنی با زبان اصلی شون بشم، خیلی دل انگیزه، کتاب the call of the wild درباره زندگی سگ بی نظیری به اسم باک بود، از خوندنش به قدری لذت بردم که گفتنش سخته. . . .

.

" نوشته بود پیش خودم سربلندم، تلاشی نبود که نکرده باشم. "من اگر پنج ماه دیگه این جمله رو به خودم نگم، خودم جلوی خودم می‌شکنم. می دونم اون وقت حالم، حال بمه .‌ بعد زله . که هنوزم که هنوزه خاطراتش آواره روی بازمانده ها. من پنج ماه دیگه توی یه همچین شبی باید دراز بکشم روی تختم. دستامو بذارم زیر سرم، چشمامو ببندم و آروم بگم " پیش خودم سر بلندم " و بخوابم. آروم بخوابم.نوشته بود به هر اندازه که از رمق می افتی به کمال می رسی. من اگر پنج ماه دیگه، هنوز ر . . .

دلتنگی

دلتنگی داره خاطره هامو یادم میاره 
خاطره هایی که توی این سال ها هر روز داره مرور میشه 
خاطره هایی که فقط برام مثل مسکنه 
مسکنی که دلم و فکرم رو کمی آروم میکنه 
فکری که سرکشه و هر دقیقه یه نگرانی برات میسازه
فکری که میخواد برای چند دقیقه دلت آروم باشه 
دلی که درونش یه دنیا درده
 حالا منم با این درد ها دوست شدم و دارم با اون ها زندگی میکنم 
انگار بعد این سال ها زندگی بدون این خاطره ها برام معنی نداره 
  . . .

این عشق را پایان نیست!

خسته؛ ولی خوشحال، مثل وقتی که تو بچگی از پارک برمیگشتیم خونه.خسته؛ ولی پر از ذوق، مثل وقتی که چمدون‌هات رو بستی و فردا ۵ صبح بلیط داری. خسته؛ ولی آروم، مثل نفس‌نفس زدن‌های بعد از پایان مسابقه.خسته؛ ولی راضی، مثل تیک زدن اخرین مورد از لیست‌کارهای روزانه در ساعت صفر.خسته؛ ولی امیدوار، مثل نگاهت به آینه بعد از یه روز شلوغ.خسته؛ ولی خوشحال و پر از ذوق و آروم و راضی و امیدوار، مثل لحظه‌ی پایانِ سالِ سومِ پزشکی. به همین سادگی، به همین سرعت، به ه . . .

121

یه هفته اینترنتا قطع بودو تو اون یه هفته من خیلی احساس کردم دلم نمیخواد اینجا بمونمکاش میشد برمنه واسه همیشهیه رفتنِ موقت.هوا سردهخیلی سردبوی برف میاد ولی برفی نیستبوی یخ میاد ولی یخی نیست فقط سرما اومده تا جنب و جوش مولکولامونو بیاره پایین.دیروز با یوسف رفتیم کاشی های آشپزخونه رو هم گرفتیمپنجشنبه هم رفتیم هود و سینک و گازمونو گرفتیم حس عجیبیهداریم خونمونو آروم آروم میسازیمتو این هیری ویریحس شیرینیهولی اینا باعث نمیشه سرمای هوا کم شه . . .

شکر خدای را

+حس میکنم بابا کاملا به شکمو بودن من آگاهه!
 
+با اینکه مدتیه هیچ نگاهی به برنامه زیباییم نمیندازم، روتین شبانه‌ام رو کاملا رعایت میکنم، خب خداروشکر.
 
+نماز خوندنم مدتیه خیلی بهتر شده و به دلم بیشتر میشینه الحمدلله. شبا هم معمولا تسبیحات اربعه میگم، عادتیه که از مشهد اوردم :)
 
+شبا با خدا حرف میزنم و اصلا یه لذتی داره که نگو. اگه یه وقتایی حرف نزنم با خدا حس میکنم گم شده ام و آروم و قرار ندارم و همش یه چیزیمه. وقتی حرف میزنم با خدا یهو همه چی خوب . . .

دانلود آهنگ امين و اميد به نام چتر متن موزيک

امروز بعد از این که چند تا اهنگ متفاوت رو تقدیمتون کردیم نوبت به این رسید که یه موزیک خیلی احساسی رو قرار بدیم که دیگه کامل بشه و چه موزیکی بهتر از چتر که خیلی زیبا و جذاب خوانده و اجرا شده ارت منیجر و ارنج بندی پیام تونی گرامی بوده اند که تا به حال در چند اثر دیگر نامش بوده جمید ار تی نیز طراحی کاور را انجام داده اندآهنگ جدید و متفاوت چتر از امین و امید به صورت مستقیم و با پخش انلاین در ای وان موزیکبه یاد گریه های هر شب من ببار بارونهمین حالا . . .

هشتاد و سه

میخوام سعی کنم از این به بعد آرامش داشته باشم
و آروم آروم سعی کنم چیزایی که بلد نیستم رو یاد بگیرم و استرس الکی نداشته باشم. 
امشب کلی استرس داشتم و به جایی نرسیدم. همین الان اومدم بخوابم، یهو به خودم اومدم دیدم برای فردا و اینکه این همه درس رو کی بخونم دارم دچار استرس میشم و بعدش به این فکر میکنم که وای قراره دوشنبه برگردم تهران و فلان و بهمان. بعدش به این فکر کردم که چرا خب واقعا؟ استرس بکشم که مریض شم؟ نشد؟ نرسیدم؟ خسته بودم؟ اصلا عشقم کشید د . . .

تو که نیستی

به دلم افتاده دوباره، تورو میبینم
شب و روز به خودم میگم آره، تورو میبینم
همه میگن بر نمیگردی، همه گمراهن
میدونم که حقیقت داره، تورو میبینم
 
هنوزم جات خالیه برگرد، منو آروم کن
نبودت بد حالیه برگرد، منو آروم کن
شنیدم گفتی که هنوزم، منو دوست داری
عزیزم این عالیه برگرد، منو آروم کن
 
هنوز یه چیزی تو که نیستی کمه توی خونم
کجایی باز بیای و سر بذاری روی شونم
یه شهرو دارم پی چشمای تو میکشونم
گناه من چی بوده کاش بگی منم بدونم
 
نه به خاطر تو
 که به خاط . . .

نیازمندی ها

احتیاج و نیاز مبرم دارم به یه آدم با شخصیت آرومخسته و تنبل و بی حوصله نه"آروم"ازونا که وقتی مغزت داره از شدت عصبانیت منفجر میشه یه لبخندِ کنج لبیش ساکتت کنهازونا که تو اوج استرس، وقتی همه ازت انتظار دارن و تو فکر میکنی همه چی خراب میشه یه نگاه چند ثانیه ایش نجاتت بدهازونایی که وقتی غمت گرفت به جای اینکه بشینه صغرا کبرا ببافه برات و بگه:"همه چی حل میشه" فقط چند ثانیه دستشو بذاره رو دستت و نوازشت کنههمون گرمای دستش دل گرمت کنهخلاصه از اونا . . .

ای حالِ نامعلوم، آروم باش، آروم.

- هوا وحشتناک سرد شده. اینقد سرده که دلم می‌خواد همش بخوابم زیر پتو و هیچ‌ کاری نکنم.- سرم شلوغه. دوتا کار مهم دارم که باید تا آخر این ماه حتماً انجامشون بدم. خدایا خودت بم وقت و انرژی و انگیزه بده.- همه‌ چی خیلی قاتی پاتی شده. اوضاعِ کارم خوب نیست. حس و حال درس و بیمارستانم ندارم توی این سرما. وضعیت کشور هم ناامیدکنندس. یه چیزایی رم دلم می‌خواد ولی نمی‌تونم انجام بدم‌. دست و پام بسته‌س. دائم حس بی‌کسی و تنهایی دارم. دلم همش آشوب . . .

با شما بودن

استادم در جوابی که بهش گفتم احساس میکنم کارم آب در هاونگ کوبیدن است بهم گفت اینجوری نگو اگر دیدی تو پنج نفر به اهدافی که تو میخواستی رسیدن پس تو کارت را درست انجام دادی از بین سیصد دانش آموز همه اش پنج نفر.بعد از جشن اختتامیه تابستان امسال وقتی بهم کار بهتر با حقوق بالاتری  پیشنهاد شد اولش راضی بودم از هشت سال مدیریتی که مدام چاه و پارازیت میانش بود رها میشدم  .تو جشن وقتی بچه ها ازم تشکر میکردند و میگفتند تمام این مدت حالمون با شما خوب بود . . .

بیست و یک

بسم الله الرحمن الرحیم
دیروز پر از اتفاق بود.
فاطمه ای که میلرزید فاطمه ای که خیس عرق شده بود از شدت فشار روحی.
تا پاش رسید به خونه محبوبش قلبش آروم شد آروم آروم آروم
از دیروز بعد ازظهر تا امروز صبح هوای حرم تنفس کردم پامو بیرون نذاشتم نفس کشیدم و پلک زدم و حرف زدم هنوز هم دلم هوای حرم میطلبید ولی مجبور بودم بیام سر کار.
حالم اصلا قابل مقایسه با دیروز قبل از ورود به حرم نیست
الحمدلله.از اعماق قلبم الحمد لله
دلم یه جوریه ولی پر از صبوریه
من چ . . .

دریآ؛ دو بامداد

 
کفشامو دورتر از پام درآورده بودم 
آروم قدم برمی‌داشتم ولی کف پاهام رو محکم روی شن‌های ساحل فرود میاوردم انگار میخواستم جای پاهام زمین رو سوراخ کنن
به دریا نزدیک‌تر شدم کنارش به قدم زدن ادامه دادم
موج های کوچیکِ دریا آروم به سمت ساحل میومدنُو دوباره به وسعت تموم‌ناپذیرش برمی‌گشتن و به نوبت پاهام رو نوازش می‌کردن
به قدم هام سرعت دادم، دستامو دو طرفم باز کردمو برای لحظه‌ای چشمامو بستم
بعد از باز شدن چشمام، تقریبا می‌دویدم
م . . .

سکانس دویست و یازدهم - پنجره ی آبی ِ یه دیوار کاه گلی باشم

می گوید : " یه دیوار ِ کاه گلی بودم، یه دیوار ِ کاه گلی بدون ِ پنجره ی آبی ".به گمانم یک نفس عمیق می کشد، چشم هایش را می بندد و ادامه میدهد : " و حالا بعدِ این همه سال بازم همون دیوار کاه گلی َم، همون دیوار کاه گلی اما این بار با یه پنجره آبی، میدونی، لب ِ پنجره هم یه شمعدونی ِ قرمز گذاشتم، شمعدونی، خونه ی کفش دوزک ِ دلبریه که سرشو انداخته پایین و اومده نشسته توی گلدون ". سکوت کرده ام و چیزی نمی گویم، فقط می خواهم حرف هایش را بشنوم، به گمانم خیلی آ . . .

سمیرا صد و پنج

امروز روز سوم بود. این آقاییه که توى پست قبلى کامنت گذاشتن راست میگن. من با عمقم ارتباطم کامل نیست. فکر میکنم درسته هرچى آدم ارتباطش با خودش عمیق تر و بیشتر باشه کمتر دیوانگیه دیگران به چشمش میاد. خیلى از داستانهایى که دوست ندارم اما طولانى مدت انجامشون میدم یکى از دلایلیه که زود جوش میارم.
و شنیدم که ورزش هم بسیار میتونه موثر باشه اما اصلاً انجامش نمیدم. ولى کم کم دوباره شروعش میکنم . من این ویژگیم رو آروم آروم بهتر میکنم.
 
پانوشت: راس . . .

چیزی به اسم عشق وجود نداره!

-لوس نشو. چیزی به اسم عشق وجود نداره.
+وجود نداره؟
-نه نداره.
+پس این که ما این جاییم یعنی چی؟
-رابطه، اسمش رابطه ست. ببین همه آدما یه روز رابطه شون تموم می شه. مثلا امروز ازدواج می کنن و یه سال بعد طلاق می گیرن. خب پس عشق کجا میره؟ تموم می شه؟ مگه می شه عشق تموم شه؟
-عشق تموم نمیشه؟
+نه، معلومه که نه!
-پس وجود داره! فقط تموم نشده. یه چیزی درست وسط قلبت، چیزی که تموم نشده!
+اوهوم، خب تو بردی. آره تموم نمیشه. تمومت می کنه مثل خنجری که آروم آروم تا خود اس . . .

پی حس همون روزام. :)

امروز خشم فوران می‌کرد توی خونه! هرکی دریافتش می‌کرد بعد از چند لحظه تاب‌آوری پرتش می‌کرد سمت بقیه. زیبا خودش رو زد! بابا قوطی سس رو جوری پرتاب کرد روی میز که لکه های سس تا اتاق پذیرایی رسیده بود، من خودم به شخصه با گریه و بغض تک تکشونو دستمال کشیدم و پاک کردم. مامان هم موقع بازخواست کردناش دندوناش رو روی هم فشار می‌داد و می‌زد محکم روی ظرف شیشه ای رو میز شیشه ای!
اما من آروم و بی صدا نگاهشون کردم، گوش دادمشون، بابا رو بغل کردم و بوسیدمش، ما . . .

قبل از تو

قبل از تو هیچوقت بعد از تو هیچکس جانم نشد یارم نشد هی دل ای دل ای دلبارون و عطرت من زیر چترت آروم بشم آرامشم هی دل ای دل ای دل . . .

800

چقدر این روزا بهت احتیاج دارم. تا باهات دوباره دَرد و دل کنم. تا بگم بغلَم میکنی ؟ و تو بگی آره عَزیزم . آروم باش . دیگه گریه نکن. چقدر این روزا جات خالیه و نیستی . هَستی اما انگار نیستی چقدر دلم میخواست دوباره بهت تکیه میکردم و تو بهم میگفتی من همیشه هستم . من همیشه دوستِ توام و ته دلَـم آروم میگرفت که میتونم هَمیشه روت حساب کنم . که همیشه در دسترسی که حواست بهم هست. مثِ اون شبی که میگفتی قول بده قرص نَخوری چقدر دلم میخواد باز اون حرفایِ قشنگ . . .

فشردروز

درس نمی خونم.یه عالمه درس دارم ولی درس نمی خونم.محمد رو خیلی دوست دارم.یه عالمه پسرای خوب تو این دانشگاه جدیدم هست، ولی من حتی محمدو مقایسه نمی کنم، فقط محمد  بیشتر دوست دارم.تولدم نزدیکه. دوست دارم سورپریز شم ولی فک نکنم امسال. خیلی ذهنم خستس. به شدت معتاد اینستاگرام شدم، ذهنم آروم نیست و دارم لحظه شماری می‌کنم هفته دیگه بشه که برم سفر و امیدوارم خیلی خوش بگذره و آرامبخش باشه ، خیلی دلهره دارم. که ذهنم رو سفر هم آروم نکنه.باید اینستاگرام رو آ . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)