98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

دانلوداهنگ امیرتتلو میگم خانوم یکمی ارومتر

نوزده

از بس گفتن "خانوم"، "خانوم اجازه"، "خانوم"، "خانوم اجازه" و از بس حرفمو قطع کردن و رشته‌ی کلام از دستم در رفته، تو خونه هم که هستم و دارم فکر می‌کنم، تو فضای ذهنم، مدام یکی جفت‌پا میاد وسط افکارم و میگه "خانووووووووم! میشه من برم دستشویی؟؟؟؟" . . .

بی عشق زیستن را جز نیستی، چه نام است؟

بعد از دوازده سال مامانم رو مدرسه خواستن:| این موفقیت بزرگ رو به خودم و خودش و خودتون تبریک ميگم!حالم از فضای مدرسه، کادر مدرسه(جز خانوم اسلامی)، معلم ها(جز خانوم لطفی و خانوم کاظمی و خانوم شرفی!) و های مدرسه به هم میخوره.توی پست قبلی یادم رفته بود استثنا های معلما رو بگم!فقط دارم سعی میکنم این ماه های باقی مونده رو تحمل کنم تا بالاخره تموم بشه این سالِ آخر که شده مزخرف ترین ۸ ماهه تموم سال های تحصیلیم.+چه حس خوبیه که دوستت حامله باشه و تو در آستا . . .

استخاره

امروز توی ایستگام منتظر بودیم مترو بیاد.یهو یه علی آقایی اومد سمت قسمت خانوما.یه خانومی میشناختش و گفت با لیلا خانوم کار داری؟ اونم گفت اره.
خانومه داد زد لیلا خانوم. علی آقا هم که شرمش میومد بره پیش لیلا خانوم وسط اون همه ادم.همون اول جایگاه بانوان منتظر موند
لیلا خانوم تسبیح به دست داد زد" خوب اومده برو خیالت راحت." والله منم اگ میدیدم کسی با این همه امید اومده سمت جایگاه بانوان چیزی جز "خوب اومده" بهش نمیگفتم
 
#ذوقش رو باید میدیدین . . .

سآدات خانوم!

فقط اون جاش که میگه این دست پخت سآدات خانومِ، هرکی نخوره از دستش در رفته و هی دم به دقیقه صدات میزنه سآدات‌جآن، سآدات جآن.
آدم نباس دل‌ش ضعف بره براش آخه؟.
پ ن: مخاطب خانم هستند:) . . .

سیسمونی.

امروز خواهرم سیسمونی و لباسایی که برای هانا خانوم خرید و بهم نشون دادخیلی دوس داشتنی‌ بود.حسابی کیف کردم و شارژ شدم،دقیقا ۳ ماه دیگه هانا خانوم خوشگل به دنیا میاد.ایشالا که سلامت باشه.ایشالافاطمه دلش می خواد یه ونیکاد براش داشته باشه.این دیگه کار باباست.خدابخواد می خوام پولامو جمع کنم برای هانا خانوم جانم یه پلاک به اسم خودش یا اول اسمش براش بخرم.خدا کنه وسعم برسه.راضیم به رضای تو خدا جانمهانا و مامانش و به تو می سپرم. . . .

دانلود آهنگ جدید خانوم خونه از محسن علیمردانی

دانلود آهنگ جدید خانوم خونه از محسن علیمردانی همراه متن آهنگ با بالاترین کیفیت
Download Music Mohsen Alimardani Ahange Khanoome Khoone
دانلود آهنگ جدید محسن علیمردانی بنام خانوم خونه + متن کامل آهنگ

ادامه مطلب . . .

شنیون دخترونه|شنیون

شنیون
 
شنیون مو نیز همانند میکاپ تاثیر بسزایی روی سن افراد داردو اینکه دختر خانوم های جوان و نوجوان طوری موهایشان شنیون شود که سن جوانی و نوجوانی آنها حفظ شود و سنشان بالاتر نشان ندهد، در این زمینه نیز توصیه میکنیم خودتان را به کادر حرفه ای سالن هانا بسپارید، تخصص و هنر ما در این است که شما دختر خانوم های عزیز را با میکاپ و شنیون دخترانه توی همان سنی که هستید زیبا کنیم و خانوم های عزیز را نیز جوانتر نشان دهیم. . . .

خانوم مهندس(حالیش نمیشه من نمیتونم مهندس بشم)

ببخشیدا ولی باز یذره گله میکنم خب.
این دبیرمون دیگه پدرمو در آورده بهم میگه خانوم مهندس تازه اسمم بلد نیست همون به خانوم مهندس میشناسه:((( این چیز بدی نیستا ولی خب با لحن بدی میگه من اعصابم میریزه بهم
حالا اینکه چرا میگه قضیش مفصله
این هم دبیر دینیمونه هم سواد رسانه(چقدرم که با هم جورن)
روز اول سواد رسانه شغل پدر و مهارتهایی که هر کدوم داریمو پرسید ازمون
من رفتم جلو بعد ازینکه شغل بابامو گفتم گفت: خب مهارتهات?
گفتم: هیچی خانوم
گفت: مگه میشه یعن . . .

16-

این دوهفته ای که به گذرش شروع کردم خیلی سخته و واسه خودش کوهِ استرسه امتحان پشت امتحان ،  عمل دوباره خالَم که همین روزاس و باعث شده مامان کلی اعصابِش خورد شه ، و اینکه امروز مامانم تو حیاط یک عدد خانوم موش دیدن که با نازو عشوه رفته لا به لای بوته ها و به واسطه همین کلِ خونه رو ریخته بهم دنبال این خانوم موش و همسرو فرزند گِرامیشون میگرده :)) . . .

صد و هفتاد

1.دیشب تا دیروقت مجردی خونه مامانم بودیم.زمانی که تو اتاق مشغول بازی بودیم خانوم کوچولو و خواهرزاده ی دو ساله داشتن با گوشی بازی میکردن و در رفت و آمد بودند.امروز که گالری گوشیم رو چک کردم دیدم رفتن تو راهرو وخانوم کوچولو شعر گذاشته و همراه خواننده کلی با احساس میخوند و میرقصید و قر و ادا می اومد و همزمان از خودش فیلم گرفته.کلی هم رفته بود تو حس و خود ِ خودش بود! چندین بار نگاهش کردم و تو دلم قربون دست و پای بلوریش رفتم.نگاهش کردم و نگاهش کردم و . . .

No thing to lose, I'm losing my mind.

1. یه روز تو زندگیم گوشی بردم مدرسه تحویل دادم. کلید کمد گوشیا گم شد و تا الان مث اسکلا وایساده بودیمو قرانو ختم کردیم یه کلید به گوشیا بخوره :| آخرشم پیدا شد و کلی دست و جیغ و هورا و گیلیلیلی کردم براشون :)
2. هرچیز خنده داری که اتفاق میفته بچه ها برمیگردن و به من و ری ری نگاه میکنن. حس میکنم ما دوتا اراذل کلاسیم :| نه؟ :|
3. امروز با ری ری چهارتا غذا خوردیم :| 
4. رفتم به خانوم بوفه ایه ميگم خانوم یه چیز میخوام بگم شوکه نشیدا. من امروز هیچی نیاوردم با خود . . .

پارت پنجاه و سوم

همه مشغول بگو و بخند بودند سیاوش آرام زیرگوشم زمزمه های عاشقانه میکرد مست بودم مستی که شراب نخورده بود اما حرفای مست کننده میشنید صدای زنگ آیفون همه را ساکت کرد مریم خانوم در رو باز کرد عمه خانوم و مانی بودن لرزیدم اما خودمو کنترل کردم چیزی نگویم فریاد نکشم آوار نشوم عمو مازیار و ماکان و سیاوش دورم را گرفتن پوزخند مانی مانند خنجری به قلبم اثابت کرد مثل خودش پوزخندی زدم .‌‌‌. . . .

125

مستقل بودن خوبهرو پای خودت واستادن عالیهمتکی نبودن واقعا خوبهاینا همش خوبه اما مقدار داره خصوصا برا یه خانوم. از زنی که زیاد مستقل و قوی هست باید ترسید، غول نیست،آزارتون نمیده، خیانت نداره ، نامهربون نیست،اما روحش رنجور وتنهاست ، خسته ست و شایدشما اینو هیچوقت مطلع نشید .به نظر من واسه یه خانوم قدری وابستگی لازمه، لازمه که گاهی پناه ببره به یه موجود کاملا مادی و بچگی کنه ناز کنه ادا دربیاره و خودشو لوس کنه! دختری که خیلی قوی و مستقل هست مم . . .

جنون

به خودم اومدم دیدم یک ساعته نشستم دارم با خانوم آ فرضی دعوا میکنم تازه دارم از معاونمون درخواست میکنم به بابام زنگ بزنه تا یه دورم اون بیاد ازم دفاع کنه
بعد من ميگم اینا دیوونم کردن باور نمی کنید . . .

دندانپزشکی

اواخر مهرماه پارسال بود که تصمیم گرفتم برم دندونپزشکی و قبل از اینکه فکر بچه ی دوم بکنیم دندونهام رو درست کنم.
من از اون کسانی هستم که روزی دوبار مسواک می زد ولی یه دندون سالم توی دهنش نبود:))
خب علتشم واضحهمن خیلییی چیزای شیرین می خورم یا بهتره بگم می خوردم
خلاصه خانوم دکتر فرمودن یه عکس کامل از کل دندونام براشون ببرم.
و ایشون به صراحت فرمودند با این دندونات بی خود می کنی می خوای باردار بشی:))
و ما شروع کردیم به مرور دندونام رو عصب کشی،جر . . .

چهارتا

1)اما درباره لاک.خب شکر خدا تونستم یه لاک پاک کن تهیه کنم و پاک کنم!رفع شد مشکل!ممنونم واسه راهنمایی هاتون.بیشتر هم آقایون راهنمایی کرده بودنجالب بود. 2)شاگردم صبح با چشمای گریون اومده ترسیدم گفتم شاید اتفاقی افتادهمیگه:خانوم میخوان بیرانوند رو ببرن پرتغال!ميگم: خب به سلامتیهوارش رفت بالا!گفت:خانوم ببرنش دروازه پرسپولیس خالی میشه.نذر کردم نره به نیت اینکه شماره یکِ جزء یک رو بخونم.موندم چی بگم!آدم چرا تو سن نوجوونی انقد فکراش به دردنخور . . .

ولی با عشق ممکن است تمام محال ها.

لحظه ای سی و پنج سال، لحظه ای پنجاه و پنج سال و مواقعی که بیشتر می فهمد می گوید که هشتاد و هفت سال دارد. پیرمرد افغانستانی چوپان روزگاران دور و بیمار فعلی بخش ماست با ه ای اندازه ی پرتقال توی سرش. دو زن دارد. مروارید خانم و ثریا خانم. از ظهر سطح هوشیاریش پایینه و جوابمون رو نمیده. فقط هر از گاهی به هوش میاد. داد میزنه چرا منو بسته اید؟ من دیوانه نیستم و از هوش میره. ثریا به دیدنش آمده. زن دومش.  میگه نمیذارندم بیام داخل. دلواپسشم. ميگم بهش حاج خ . . .

یک عدد بی ادبواقعا که

سلام بر همگیببخشید چند وقت نبودم جایی بودمطی این مدت که نبودم یک عدد ادم بی ادب پیدا کردمیعنی ته بی ادبامثل اینکه یکی از طرفداران وب من رفته بهش چیزی گفته بعد ایشون فکر کرده من بودم اومده بهم اینجور گفتهببینید اون شخص رفته بهش اینجور گفتهحداقل این فرد ناشناس مودبانه گفتهولی من پیام این خانوم رو دیدم که هرچی خواسته توی وب کد نویسی ام گفته یعنی مردم از خندهاخه ببینید اسمش رو زده ناشناس اون وقت ادرس وبش هست وای یعنی ترکیدمو ی چیزی خانوم هستی . . .

چــآقآل خــــان

از تبریز برمیگشتیم که وایسادیم برای استراحت که رفتیم سرویس بهداشتی*_*یه مرده خیلیییی اونورای سرویس بهداشتی خانوما میپلکید فقط ما بودیم که رفتیم و یه خانوم تنها اومد سرویس که هیچکی هم توی سرویس بهداشتی نبود ؛مرده که اونجا همش میپلکید تا دیدخانومه تنهاس فورا به سمت سرویس رفت که سرمو برگردونم و سه تا قدم عقب رفت منتظر بود تا فرصتی پیدا کنه و بره توی سرویس تا خانوم رو گیر بندازه که به مامانم گفتم و رفتیم به رفتگر اونجا خبر دادیم که یه مرده خ . . .

دیدار با یه خانوم قشنگ بلاگفایی :)

بالاخره این طلسم شکسته شد و قرار شد این خانوم قشنگ رخ بنمایاند :)) جدای از اینکه طبق معمول با همه ی بدو بدو هام دیر رسیدم ، ولی اونقدر بعد از دیدنش حس خوبی داشتم که انگاری یه رفیق صمیمی 10-12 سالمو دیدم ^___^ فقط خدا رو شکر کردم که قد بلند نیست که اعتماد بنفسم بخوابه کف زمین :)) یه گفتگوی دوستانه ی صمیمی در حالیکه لقمه های سیب زمینی رو جا میکردم تو دهنم با هم داشتیم ^_^ خیییلی هم عالی و من اونقدری ذوق زده بودم که حتی یادم رفت فلَشم رو بهش بدم :))آخجون یه دو . . .

105

دیروز رفتم ورزش اون خانوم ایرانیه میگه دیروز یه پسرم اومده بود ورزش و من لباس کلاه دار نداشتم رفتم اون گوشه ورزش کردم! (خانوم تو خیابون حجاب می پوشه)
بعدم میگه من نمی دونستم تو میای واسه همین بهت نگفتم که لباس پوشیده بپوشی!
خلاصه من پریدم روسریمو سرم کردم و یه گوشه واستادم منتظر که پسره میاد یا نه که یهو اومد خانم ایرانی میگه بیا یه گوشه ورزش کنیم اینا پسراشون خیلی پسر نیستن :/
منم رفتم بیرون که بیام خونه. یه خانوما اومد دنبالم  و پرسید که چرا . . .

دانلود آهنگ هرطور شده میگم از هیچکس

هر طور شده ميگم حرفایی که تیر چراغ برق دارهعلافی که چیته چرا رپ دارهبه جامعه خیابون و مردمنه یه کم خیلینه یه کم خیلیعلاقه مندمکه شرایط هرچندسخت باشن من بازم افکارمرو روی کاغذ بیارماینا نه دست سازن نه از مخ کس دیگستاینا اسبابن اگه کمه توضیحمن یه نمه فوریاز یه ذره طوریميگم تا بگیری جامعمون اصلا بدهکمی شرمندم چون که وقتم کمههمه سیگاریبا زن و بیکاریبازم تو جوونای مملکت داره بیداد میکنهتابلوئه چرا من بگم؟ببین چیه که تفریح سالم پنیرهباور ندار . . .

دست بالاي دست

به صا دقی ميگم شمام خوب چیزی یاد گرفتین.بهتون ميگم كانتركشن هرچند دیقه س میگین هر ٣-٤دیقه مایلد تو مدریت.بعد منم خوب بلدم جوابتونو بدم.به ٣نزدیكتره یا ٤؟میگه دقیقا هر ٣/٥دیقه س . . .

اندر حکایت فعالین اینستاگرام

۱‌ . ابتدا به ارایشگاه رفته و مانیکور از نوع مخصوص عروس انجام می دهد، سپس یکی از کتاب های قطوووور کتابخانه را برداشته، طوری عکس می گیرد که ناخن هایش کامل بیفتد و سپس در اینستا قرار می دهد
 
۲. یک عدد سیبیل وارد پیج خانوم بازیگر می شود که با ارایش فوووق غلیظ  در اکران مردمی فیلم ارزشی اش شرکت کرده، محوووو تماشا می شود و سپس کامنت میگذارد: اووووو چیکار کردی "آبجی".!!!
 
۳. پسر ۲۲ ساله ای که فعاااال مجازی ست و از این طریق با صدها دختر روزانه در ارتب . . .

پارت پنجاه و پنجم

عمه خانوم : از درون یه استرس کاملا زیادی داشت خونمو میخورد سعی کردم ظاهرم محکم نشون بدم نفس با ظاهری خونسرد و با لبخندی که قطعا حرص ادمو درمیاورد بهم نگاه میکرد داشتم میسوختم اعصابم داغون بود تصیمیم گرفتم شروع کنم تنفر به ذهنم اوردم و آماده حرف زدن شدم از اونجایی که اطلاع دارین طی حرفاهایی که من و شما زدم نفس مال نوه ی من مانی هست و در این شکی نیست که حق به حقدار میرسه !» که نفس یه دفعه گفت : همچنین چیزی نیست عمه خانوم من مال مانی نیستم من مال . . .

زندگی اجباریست!

بسم الله الرحمن الرحیم
تا وقتی این نفس میاد و میره .
تا وقتی ریه ها پر از اکسیژن میشه و قلب خون پمپاژ میکنه
باید زندگی کرد.حالا حال و روزمون داغوون باشه مرده و زنده مون فرقی نکنه.نه نشد
باید فرق کنه به زورم که شده باید زندگی رو به جریان بندازی
طی ده روز 5 کیلو وزن کم کردم زیر چشام گود افتاده
حوصله هیچکارم ندارم.دوست دارم همه چیو مخصوصا این وبلاگو بترم(در جریانید که اولین جایی که برای تردن و خالی کردن دق و دلی به ذهنم میرسه وبلاگ مادر م . . .

پارت پنجاه و چهارم

عصبی بودم از درون داشتم میسوختم اما ظاهرم کاملا خونسرد بود برعکس من مانی هیچ وقت نتونست خودشو خونسرد نشون بده کاملا داشت حرص میخورد و این باعث میشد یکم آروم بشم روی مبل سه نفره سمت راست سیاوش و سمت چپ عمو مازیار و ماکان مبل تک نفره کنار عمو مازیار و پدرومادر روی مبل دونفره و عمه خانوم و مانی روی صندلی های تک نفره روی به روی ما نشسته بودن مامان خاله مریم صدا زد و خواست شربت بیاره مدتی هم سکوت کرده بودن و مانی از عصبانیت به قرمزی میزد و بقیه یه ل . . .

خانوم شین!

چند باری عکسش را توی پروفایل هایش دیده بودم. خانوم شین! چهره ای زیبا دارد. پوستی سفید و گلگون با موهای فر شرابی رنگ. توی تمام عکس هایش هم می خندد. ردیف مرواریدی دندان هایش زیبایی لب ها و لبخندش را صدبرابر می کند.اولین باری که خانوم شین را از نزدیک ملاقات کردم، احساس عجیبی داشتم. چیزی شبیه ایستادن در کنار یک گردباد! البته نه از آن نوع ویرانگرش! یک گردباد به اندازه بزرگ، به اندازه کوچک، زیبایی اش تو را محسور می کرد و خلاء درونش تو را به سکوت وا می د . . .

67

سلام خداروشکر خوبم  امروز روز نرمال رو به بدی بود سرکلاس منصوری اهنگای قمیشیو گوش دادم و زار زار گریم گرفت  واقعا احتیاج دارم به ارامش و سکوت و گریه  رفتم بیرون کلاس و بعدش زهرا اومد  و تقریبا صحبت کردیم ارومتر شدم  هیچی دیگ بعدشم رفتیم خونه و دیدم پالتومو اوردن کلی حال کردم باهاش خوشگله  عصرم بعداز دانشگاه اول رفتم کتابخونه دختره کریمی دوست فاطمه قنبری  گفت که علیرضا ابوالقاسمی ابتدایی درس میده  یعنی اومد سوال پرسید چجوری رفته . . .

دانلود آهنگ علی عباسی غزل خانوم

دانلود آهنگ علی عباسی غزل خانوم به همراه متن از رسانه رز موزیک با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین در قالب mp3.
از بخش آهنگ های علی عباسی بازدید کنید.
Download Song Ali Abbasi–Ghazal Khanoom + Lyrics
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو

متن آهنگ غزل خانوم از علی عباسی
میشینم فقط روبرو تو نفس می کشم عطر و بو تو
عسل تر شدی خرابتر شدم حالا که نشستم پهلو تو
نمیخواد بگی من میدونم غزل خانومِ مهربونم 
تو هیچی نگو ته قلبتو د . . .

دنیای کثیف

اره عزیز ما تو همچین دنیای زندگی میکنیم

طرف تو فرودگاه یه خانوم میبینه میره پیشش بهش میگه ببخشید من همسرم رو اینجا گم کردم ، امکانش هست چند دقیقه با شما صحبت کنم !؟خانومه میگه چرا؟طرف میگه اخه هروقت با یه خانوم صحبت میکنم مثل جن پیداش میشه . . .

به وقت یکم آذر

آزمونم طبق پیشبینی قبل خیلی بد بود. یعنی از خودم توقع بیشتر نداشتم با روزی یکی دو ساعت درس خوندن.
بعدِ آزمون چند کلمه ای با یه دخترخانوم همکلام شدم. از من کوچیکتر بود. اونم نظام قدیم بود. اومدیم بیرون باباش اومده بود دنبالش. دلم خیلی گرفت. اون طرفا روزای عادی هم تاکسی رد نمیشه چه برسه ظهرِ جمعه. تنهایی راه افتادم و تا خونه آهنگ گوش دادم و از سرما به خودم لرزیدم. از ظهر شدیدا پا درد گرفتم ولی پیاده اومدن بهتر بود تا اون بخواد بیاد سراغم.
ساعت پنج . . .

خاک کفش خارجی بود زمزمه محبتی

ایشون خانوم جان ریچاردز، عضو کمیته دائمی کتابخانه های عمومی ایفلا
هستند که ازشون دعوت شده بود برای افتتاح کتابخانه مرکزی مشهد حضور یابند.اینکه ایفلا کیه و چیه مهم نیست." استاد گوگل کامل در اینباره توضیح میده."اما
اینکه ندونی کجا با کفش بری و کجا بدون کفش خیلی مهمه. خانوم ریچاردز در
سفرشون به ایران سری هم به کتاخانه های عمومی شیراز زدند. تصویری که ملاحظه
میکنید مربوط به حضور ایشون در کتابخانه دستغیب شیراز است. اینکه
خانوم "جون" (احتمالا عام . . .

106

جدیدا به این رسیدم که آدم هایی واسم دلچسب تر هستند که به اخلاقیات پایبندند و بعد از اون درک بالا دارند
این خانوم ایرانیه اوایل خیلی بد برخورد می کرد بعد از یه مدت که تصمیم گرفتن اینجا بمونن و دید تنها ایرانی اینجا منم باهام برخوردهاش بهتر شد اما بازم گاهی میرفت تو قیافه که من به خودم دلداری میدادم که حتما مشکل شخصی داره
دیروز من حالم خوب نبود حوصله حرف زدن با خودمم نداشتم اونم اولش شاد برخورد کرد بعد دید من اینجوریم رفت تو قیافه :/
آخه خانوم گ . . .

از سر نو غزل خانوم.

یادتان هست؟ یکی از بازی های بچگی ما همین بازی از سر نو غزل خانوم بود. الآن که غرق در عوالم مدرنیته و تکنولوژی و عصر جدید شده ایم یادم نیست روال کار دقیقا چگونه بود و مراحل بازی چطور انجام می شدند. ولی یادم هست که هر بازی ما قواعد و اصول خودش را داشت. آخ! عاشق بازی خر-پلیس بودم! بعضی وقتها چنین با غیظ روی هم می پریدیم که آخر شب که به خانه برمیگشتیم و از توی کوچه ها جمع می شدیم کت و کول برامان نمی ماند، ولی مثل کسانی که دنیا را فتح کرده اند خوشحال بود . . .

نشسته بود یکوری و دستش را گذاشته بود روی دسته ی  صندلی و زن رقاص کمر و سی نه  و ران هایش را تکان میداد با دست اشاره میکرد به انها میرقصاند و میخنداند و . ولوله به پا کرده بود بین تن و جان آدمها .گفت ادم باید یکشب هم شده با این زنهای رقاص و نو نوار با ان جهره های گلگون با ان کمر و پا و ران  با ان چشم های شهوت نا ک  باید  قید ضرورت است که بخوابد یک شب که به جایی بر نمیخورد زیاد که نیست هست ؟گفتم این کافه زیادی نمور و سکر اور است چطور است برویم هوایی ب . . .

عشق 5 ساله من

امروز بعد دو ماه باز عشقم اومد بوتیک (منحرف نشین این فرق میکنه) یه پسر تقریبا تو سنای خودم سالی دو سه بار میاد بوتیک حالا خودش عشق نیستا اونی که همراهشه
یه دختر 5 ساله تپلی خوشگل، اولین سالی که اومد تو مغازه دل منو برد. انقدر قشنگه که حد نداره
تا اومدن میخواستم برم ماچش کنم. با داداشش دست دادم و رو بهش گفتم: ببینم حال عسل خانوم ما چطوره؟
عسل اونموقع تازه متوجهم شد و دوید سمتم. محکم بغلش کردم و گذاشتمش روی میز یذره چاق تر شده بود سخت میشد بلندش . . .

یه وقتی پشیمون میشی که دیره م خانوم

این روزا رو مینویسم که یادم نرهالان روز خوشی شماست و دشمنی با مایه روز میرسه اصرار میکنی واست کاری کنم اون روز بهت ميگم این روز و یادم نرفته پس غروری که الان داری و یادت باشه یادت باشه که وقتی پشیمون شدی ازم چیزی نخوای.این روزا تموم میشه ولی تو خودت و بهم نشون دادی . . .

سوال شویی

 
من سایت ها و وبلاگ هایی رفتم و خوندم که بعضا خود خانوم ها و بعضا کارشناسان گفتن که اکثر خانوم ها برای رسیدن به اوج لذت جنسی و ارگاسم حتما نیاز به استفاده از کلیتُریس دارن و بدون بکارگیری این عضو به اوج نمیرسن !!!
 من وقتی این مطالب و اظهار نظرات رو بخصوص از جانب خود خانوم ها که خوندم به معنای واقعی کلمه از درون بسیار ناراحت شدم ، بسیار زیاد 
با خودم گفتم که پس دیگه ما مردا و مردونگیمون ( آلت ) به چه درد میخوره ؟؟ چرا من نمیتونم از طریق خودم و مرد . . .

ببین؟اگه بارون بباره چترت میشم و آفتاب بتابه ابرت میشم:)

فردا،وقتی جواب ازمایشتو گرفتی،زنگ میزنی بهم میگی هیچی نبود لوس خانوم،ترسوبرو نذراتو ادا کن،بعد من هی همینجوری ک اشک تو چشام جم شده زنگ میزنم اس میدم قط میکنم گریه میکنم و هی ميگم مرسی که باز خدایی کردی برام،هی اس میدم هورااااا یا چی؟میشه نه؟میشه که فردا اعصابم آروم شه و تمرکز کنم،اونوقت بیام و بنویسم،همه چیزو بنویسم.! . . .

صب بخیر

عین خل و چل ها از وقتی که بیدار شدم یه لبخند گشاد رو لبمه! اما حالا بی دلیل بی دلیلم نیستا! هم اینکه هوا خیلی خوبه. از اون جایی که من هم در کتگوری سرمایی قرار میگیرم هم گرمایی خوش خوشانم روزای آخر تابستون و قبل از سرما و بهاره کلا. در بقیه فصول من بای دیفالت با نق نق وای این چه هواییه از خواب بیدار میشم.
دلیل دیگه ش اینه که اِبی داره میره! این دوست علی یه هفته س اومده و نمیره و من دلم تنگ شده خب. نه بیرون درست حسابیی رفتیم نه درونِ درست حسابی :))
دلیل . . .

اندی

حقیقتش بچه ها،
من امیدی ندارم که اوضاع فکری و روحی مردم کانادا درست بشه.
یعنی احتمالش ناچیز هست.
 
مشکل مردم کانادا اغلب (نه البته جدیدترها، اونایی که زیر چهل سالن تقریبا، خیلی بهترن)، اینه که در یه کوته فکری مطلق، توام با يکمي خنگی و يکمي نفهمی به سر میبرن.
بعدها براتون ميگم.
ولی جدا اگه توی این کشور به خودتون نهیب نزنین، واقعا خنگ میشین به مرور.
خیلی مراقب خودتون باشین.
 
این ویدئو رو هم ببینین از اندی، مصاحبه شه، خیلی قشنگه.
 
اندی سال 2019
 
  . . .

بازرسی بیمه تامین اجتماعی از شرکت

سیما : چرا با توجه به دادخواست مبنی بر نپرداختن حقوق و رد نکردن ۹ ماه بیمه و شکایت من در وزارت کار چرا بازرس نمی فرستند شرکت؟ چرااا؟توی اون شرکت ۴۰نفر پرسنل هستند که هیچ کدوم بیمه نیستند و ایشون سر همه رو داره کلاه میزاره ! هیچ نظارتی اصلا نیست ! لااقل به بازرس فرستادن کاری نداره که چرا اینکارو نمیکنن ؟ اداره کار بازرسی برای این موارد نمی فرستد معمولا ! بهتر است بابت بیمه به شعبه بیمه اطلاع بدهید . آنها مطمئنا بازرس می فرستند .  مشاوره رایگان و . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)