98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

دانلوداهنگ این روزها یکم تشنه مردونگیم

امیدوار

تو اگه به سمجات رسیده بود، امروز نمیومدی
اره راست میگی. 
 
اره راست میگه اسن امید بود که من رو اورد. من تشنه ام تشنه‌ی حرف زدن تشنه‌ی خواسته شدن. 
دلم می‌خواد یکی بیاد بگه هرچی بشه کنارتم. 
نذاره برم از خونش. 
یکی باشه بگه عب نداره درستش میکنم.
  . . .

کجایی

کجاییبیابیا و مرا به آتش بکشانآتشی از عشق و دوست داشتن و دوست دشته شدنیک روز یک جایی که می دانم و نمی دانم کجاستبیابیا و دستان مرا ببوساين روزها احساس می کنم دست هایم و لب هایمعجیب تشنه اند به بوسه ی عشقاين روزها می دانم و می فهمم چه سخت است نخواهی و خواسته نشوی . . .

تشنه .

تو هم ای تشنه لببا یک تن رنجوربه دنبال سرابی پوچاز اين منزل به آن منزلچه سرگردانی و مهجورتو را یک جرعه آب، از چشمه ای گمنام، سیرابی نمی بخشدتو آب از چشمه زمزم چو نوشیدی دگر اين چشمه های آبو یاتالاب ، یا مرداب، سیرابت نمی سازندلبانت آشنا با لذت آبی استکه با یک جرعه سیرابت کند اکنونبرو ای تشنه کام خسته پا، تا ترک عادت کنو یا از تشنگی هر آب را نوش و قناعت کن!  . . .

تو مرا آتش باش

داغی تابستون، دیدی چطور برگ ها و علف ها رو تشنه لب می کنه؟ طوری که یه جرقه کوچیک، یه خرمن بزرگ آتیش می سازه که تو یه چشم به هم زدن، شعله اش به آسمون می رسه و همه تشنگی ها رو می بلعه. منم اون دشت تشنه تابستون. . . .

خواستن ِ در لحظه

 چطور دل به آینده‌ای که نیامده خوش باشد؟صد بار گفته‌ایم و گفته‌اند و باز میگویم به تشنه نمیتوان گفت صبرکن تا بعدا به تو آب برسد.تشنه میمیرد مرده آب نمیخواهد. آن آب را باید روی سنگ قبرش ریخت. . . .

عشق پاک

یار بی پروا، مکن در عشق خود شیدا مرا،
نیست پروایی دگر از یار بی یپروا مرا.
سر به سودایت زنم، رسوا در اين سودا شوم،
پس در اين سودا مکن رسواتر از رسوا مرا.
مرهم درد دل تنهای من تنها تویی،
با غمم تنها نمان، تنها نمان، تنها مرا.
تشنه تر گردم، ببوسم از لبان تشنه ات،
تشنه لب غرقم مکن در دامن دریا مرا.
می کند افسون مرا افسانة چشمان تو،
می بری بر عالم افسانه و رؤیا مرا.
خوشتر از یاد خوش و روی خوش و حرف خوشت
خوش نمی آید همه اين خوبی دنیا مرا. . . .

تن تشنه مثل گرگ، بی سر زمین تر از خودناکسش.

نه عشقم!من یه دفعه اشتهام ده برابر نشده!تن تشنه همیشه عطش دارهفقط.اين بار تصمیم گرفتمو پاشم ایستادمکه به هر لجنزاریلب نزنماز درد تشنگی.     پ.ن: آب کم جستم،تشنگی آوردم به دست.پ.ن2:بالا و.پستم آماده جوشش چشمه های بی نیازیه. . . .

باز هم تنهایی!

همیشه تنها بودن بد نیست. فقط گاهی ترس ها کلافه ات می کنند!.گاهی هم دلتنگی یار سفر کرده!.روزها اما انگار بعد خالی خودشان را بیشتر نشان می دهند.وقت هایی که اضافه می آوری و نمیدانی که چرا روزهای قبل اينگونه نبود.خدا را شکر می کنی به خاطر نعماتش!و همه مرهم هایت می شود یاد مولای خسته و تنهایی که تشنه شهید شد!.السلام علیک یا ابا عبدلله!   . . .

196

اين روزها حتی هوای خواستنت سرد استدل من هم آخر انگار سرد شدهاحساس خستگیو بعد از پا افتادنو بعد. همین حس شکننده ی بغضاين روزها احساساتی شده اماز حس دردی که سنگینی می‌کنداين روزها.به تو محتاج‌ترم#پ_ن:تو که بازگشت به سوی توست.#م. . . .

باور

اين روزها احساس تَرَک خورده و تب دارم، مثل کودکی بهانه گیر، بی تابی می کند.
دلم کبوتر کبوتر ، بی قرارِ رسیدن است.
وتو
مهربانتر از نسیم صبحگاهان، دست خداییت را بر سرم می کشی و سیرابم می کنی که
نیازِ تشنه به آب، باور رضایی توست.
محمد رحیمی
  . . .

فاین تذهبون ؟!

 فقط هنگام خوردن آب نگوییم سلام بر حسین(ع) چون او فقط تشنه آب نبود، او تشنه انسانیت و آزادگی بوداين بار هر گاه کسی را بخشیدیم و به او فرصت دوباره دادیم، بگوییم سلام بر حسینهر گاه ظلم را دیدیم و سکوت نکردیم بگوییم سلام بر حسینهرگاه گرسنه ای را دیدیم و ساده از کنارش عبور نکردیم بگوییم سلام بر حسینسلام بر حسین برای همه لحظاتی که در جبهه حق و باطل روزمره‌ مان فارغ از هر منفعتی طرف حق را بگیریم!سلام بر تو، خون خدا، ببخش که یادمان دادند فقط برای تشن . . .

مهدی اخوان ثالث

چون سبوی تشنهاز تهی سرشار،جویبار لحظه‌ها جاریست.چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ،دوستان و دشمنان را می‌شناسم من.زندگی را دوست می‌دارم؛مرگ را دشمن.وای، اما_ با که باید گفت اين، من دوستی دارمکه به دشمن خواهم از او التجا بردن.جویبار لحظه‌ها جاری. . . .

دانلود صل الله علی ساکن کرببلا(حاج محمود کریمی)

دانلود صل الله علی ساکن کرببلا(حاج محمود کریمی)برای دانلود روی عکس کلیک کنید
صل الله علی ساکن کرببلا تشنه ی جام بلا یاحسین یاحسین یاحسین
همه روز و ماه و سالم میدونی که تو چه حالم
میدونی که آرزومه که تو بدی پرو بالم
ای عشق آتشین اشک های منو ببین
که شده با دل عجین یا حسین یا حسین یا حسین
صلی الله علی ساکن کرب و بلا تشنه جام بلا
یا حسین یا حسین یا حسین یا حسین
 
سینه میزنم از عشقت، دل نمی کنم از عشقت
پیراهن عزای تو میشه کفنم از عشقت
ای کشتی . . .

عشق

ای که می پرسی نشان عشق چیستعشق چیزی جز ظهور مهر نیست.عشق یعنی مشکلی اسان کنیدردی از در مانده ای درمان کنی.در میان اين همه غوغا و شرعشق یعنی کاهش رنج بشرعشق یعنی گل به جای خار باشپل به جای اين همه دیوار باشعشق یعنی تشنه ای خود نیز اگرواگذاری اب را ، بر تشنه ترعشق یعنی دشت گل کاری شدهدر کویری چشمه ای جاری شدهعشق یعنی ترش را شیرین کنیعشق یعنی نیش را نوشین کنیهر کجا عشق اید و ساکن شودهر چه نا ممکن بود ، ممکن شود
 
مولانا
  . . .

و اما بازگشت به بلاگفا!

اين روزها تند تند داره میگذره.اين روزها گاهی خوب گاهی بد میگذره.اين روزها گاهی شاد و گاهی غمیگن میگذرد‌‌‌اين روزها گاهی قوی ترین دختر جهانم گاهی ضعیف تریناين روزها.نمیدونم!دلم واقعا واسه دوران خوابگاه تنگ میشه یا نه!واقعا نمیدونم!ولی حس میکنم نه خیلی دلم تنگ نخواهد شد :) ولی خوابگاه بهم خیلی چیز یا  دادشاید خیلی بی رحمانه گاهز اوقات دربارش حرف میزنم و اينکه چه چیزهای زیادی بهم داد رو نادیده میگیرم!و بازهم خداروشکربابت همه چ . . .

چند صباحی بمان یا حسن عسکری

چند صباحی بمان، یا حسن عسکریبار مبند ای جوان، یا حسن عسکریلحظه ی دردسرت، آمده بالاسرتمهدیِ صاحب زمان، یا حسن عسکریشکرِ خدا در گذر، حضرت نرجس ندیددست تو در ریسمان، یا حسن عسکریتشنه لب سامرا، ماه ربیعت چراگشته شبیه خزان؟! یا حسن عسکریدر دل زهرایی ات، خاطره ی محسنشریخته داغی گران یا حسن عسکریداغِ دلت اين شده، از غم محسن شده.فاطمه، قامت کمان، یا حسن عسکریرنگِ رخت را عجیب، زهر بهم ریختهتشنه لبی بی گمان، یا حسن عسکریخورد اگر ظرف آب، بر لب و دند . . .

خیال تو در پرده دلم می رقصد. .

ای که میپرسی نشان عشق چیستعشق چیزی جز ظهور مهر نیستعشق یعنی مشکلی آسان کنیدردی از درمانده ای درمان کنیدر میان اين همه غوغا و شر عشق یعنی کاهش رنج بشرعشق یعنی گل به جای خار باش پل به جای اين همه دیوار باشعشق یعنی تشنه ای خود نیز اگر واگذاری آب را بر ،تشنه ترعشق یعنی دشتِ گل کاری شدهدر کویری چشمه ای جاری شدهعشق یعنی تُرش را شیرین کنی عشق یعنی نیش را نوشین کنی هر کجا عشق آید و ساکن شودهر چه ناممکن بُود ممکن شود          (مولانا)   . . .

این روزها

اين روزها نمی دانم چه مرگم شده . گذشتن یک هفته اندازه یک قرن طول می کشه و خستگی اش رو با تمام وجودم حس می کنم . از طرف دیگه انقدر روزها زود می گذره که تاریخ از دستم در رفته . اخه مگه میشه هم طولانی باشه هم کوتاه .دنبال یک کم تنوع می گردم که رنگ زندگی ام یک کم عوض بشه . کسی می توانه کمکم کنه . . . .

این روزها

اين کشمکش های درونم.اين حرف های نگفته و اين تلاش بی سرانجام از قلبم سنگین تره.و من اين روزها بیشتر قلبم درد میگیرهاين روزها بدترین روزهایی است که باید چشممو ببندم، گوشم را کر کنم بر روی دوس داشتنت.ولی اين صدای قلبم، اين کشش درونم را، اين خواستنت  .اين تنم را گاهی به خاک میسپارم شاید آرام شوم. . . .

قرة عینی ؟؟

پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرمود:
عشق به نماز
درکتاب "امالی شیخ طوسی" از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) روایت شده که فرمود: ای اباذر! خدای عزوجل روشنی چشم مرا درنماز قرار داده وآن را محبوب من گردانیده، همچنانکه طعام را بر گرسنه و آب را بر تشنه محبوب ساخته است سپس فرمود: آدم گرسنه با خوردن غذا و تشنه با نوشیدن آب سیر می شود اما من با خواندن نماز سیر نمی ‌شوم. . . .

این روزها.

اين روزها زیادی ساکت شده ام.نمی دانم چرا حرف هایم به جای گلواز چشمانم بیرون می ریزد. . . .

ای ستاره‌ی قطبی، کجایی؟

+گم شده‌ام. در برهوتی سرگردانم. نمی‌دانم از کدام راه آمده‌ام و حالا کدام راه را پیش بگیرم. در اين کویر، بی‌لیدرِ ماهر چگونه قدم بردارم؟ یک فرد محلی که منطقه را بشناسد که از جهت ستاره‌ها، با شناخت منطقه بتواند کمکم کند، نیست. پیدا نمی‌کنم. انگار همه‌ی اين‌ها بیگانه‌اند.تشنه‌ام. پاهایم بین نمک‌ها فرو می‌روداز ترس اينکه بیش‌تر از اين فرو نروم؛ اين‌ پا و آن‌ پا می‌کنم.   با اين پا و آن پا کردن‌هایم،  بیش‌تر فرو می‌روم و ساکن‌تر . . .

این روزها

اين روزها تلخ می گذرد ، دستم می لرزد از توصیفشهمین بس که :نفس کشیدنم در اين مرگِ تدریجی، مثل خودکشی استبا تیغِ کُند . . .

متن نوحه حضرت عباس علیه السلام

حضرت عباس(ع)-شهادتپسر فاطمه را تا كه علمدار بودنتوان گفت كه شاهنشه بى یار بُودْشب نگهبان حریم شه آزاد حسینروز فرمانده یاران وفادار بُودْتشنه در شط شدن تشنه برون آمدنشآخرین حد جوانمردى وایثار بُودْمشت زد بر دهن شمر، امان آور خویشكه مرا مرگ به از ماندن با عار بُودْبا برادر چو پدر بهر پیمبر بودىوان پدر را پسر اينگونه سزاوار بُودْكه گه حمله به روبه صفتان گفت سپهرثانى شیر خدا حیدر كرار بُودْلیك چون درك سعادت ز شهادت بُودَشْكشته گشتن شرف آن گل . . .

مشوش

اين روزها آنقدر شلوغم که هرچه میدوم نمیرسم.اما اولین بار است که برای هدفی خوشحالم ، خسته نمیشوم از تلاش و میخواهم هر روز را ۷۲ ساعت کنم تا بتوانم اين جنون را سامان دهم. اين روزها میان کارهایم گریه میکنم و دوباره به خودم نهیب میزنم که کارت را بکن فروغ اين غصه ها برای تو تمامی نداشته، فقط کارت را بکن.اين روزها که مینشینم به شمردن دردهایم خنده ام میگیرد از هر سمتی، دلمشغولی ای روانه ام شده، دلمشغولی های ناتمام؛ که نه بد تمام میشوند و نه خوب،اصل . . .

روزها

روزها را با تمام زیبایی اش،روزها را با تمام روشنایی اش،روزها را با تمام گرمای اش،روزها را با تمام تلاش اش،روزها را با تمام زندگی بخشی بودن اش،روزها را با تمام شب های اش؛دوست می‌دارم!شب ها را با تو دوست دارم،تو را از شب ها بیشتر.م.الف. . . .

و خدا فریاد تشنه ی زمین را شنید

 و خدا فریاد تشنه ی زمین را شنید                                 مهری کیانوش راد، اهواز  98        
سال ها رمین از بی آبی رنج می برد ، رودها خشکیدند، ریزگردها در فضای برهوت خوزستان به جولان در آمدند و زمین 
فراموش کرد؛ طعم آب را و مردم یادشان رفت؛ مسیر آب را  .
 کسانی که باید به فکر زمین و مردم باشند ؛ هر دو را فراموش کردند.
خوزستان فراموش شد.
خوزستانی که زخم جنگ را بر پیکر خود داشت و بالاتر از قهرمانی که کریمانه از خود گذشت تا ایران حفظ شود ؛فراموش شد. . . .

این روزها

اين روزها با همه شوقی که برای دیدن روی ماهش دارم به کندی می گذرند.
اين روزها دو مسافر داریم.
یکی را باید راهی کنیم به آن طرف دنیا.
و اما باید چشم به راه اين یکی باشیم
خدایا خودت حافظ همه مسافران باش
آمین. . . .

مانند تو

سلام ماه من
میخواهم برایت بگویم که اين روزها
کمتر میتوان به کسی اعتماد کرد و شکست نخورد
آدم ها اين روزها 
همدیگر را دور میزنند
همان طور که تو زمین را
اما تو همیشه ماه من میمانی
اين را میدانی؟ . . .

از این روزها به بعد

اين روزها روزگارم خوبه. ذهنم و درگیری های احمقانه ای که بقیه باید درگیرش باشند جدا کردم. آروم آروم دارم تلاش می کنم که به خودم فکر کنم. نه اينکه قبلا بهخودم فکر نمی کردم، نه. فکر می کردم از اول آدم خودخواهی بودم و هنوز هم هستم. برام همیشه خودم اهمیت داشته. افکار خودم، اهداف خودم، اعتقادات خودم. ولی همیشه یکی بود که می توانست احساسات و عواطف و خدشه دار کنه و می توانست روی افکارم تاثیر بزاره. ادم هایی که می دانستند با ناراحتی شان ناراحت می شوم پس ب . . .

گریه واشک

کربلاآتشفشان گریه واشک وغم است/روزعاشورا فراوان جلوه گاه ماتم است/شدحسین ویاورانش با لب تشنه شهید/دیده شیعه براين غم مثل چاه زمزم است/داده اند درس وفارا اين ولایت محوران/گنج زیبای بصیرت مومنین راهمدم است/قاسم واکبرواصغر شد شهید درحرم/زینب کبری حسینش را مطیع ومحرم است/تشنه کامی بافتوت برلب دریا رسید/حضرت عباس مردی باولاو محکم است/در زمین کربلایش جاری خون خداست/شمروخولی درجنایت مثل ابن ملجم است/آتشی افتاده آنجا خیمه سجاد را/یوسف زهرا برای . . .

این روزها

روزها از پی هم میگذرد. مرغابی تنها بر روی قله های جنگلی و مه گرفته ی پاییز، چشم انتظار زمستانی سرد و دلگرم است.مرد شب روزها را در آغوش گرفتست و روزها بیقرار سرمای برفهای قله های دلتنگی، آن هنگام که آسمان قسم ات میدهد و ابری کوچک گریه می آغازد بر کرانه دشت یاد و آرزوهای سالهای دور.تنهایی تنگ میدارد دلش را و تنها بودن را در زردی دشتهایی پاییزی به آینده ای پر مهر که دوباره مهر بیاید با مهرت امید میدارد، بادی نامید همه ی تنش را به لرزه میآورد. . . .

این روزها حال دلتان چطور است

یا مهربان ❤️سلام عزیزان❤️❤️اين روزها حال دلتان چطور است ؟اين روزها خیلی ها تراز امیدشان یک طرفی شده است .اين روزها دروغ زیاد می شنویم .دروغ تلویزیونی ،دروغ تلگرامی اينستا گرامی ،دروغ های کوچه بازاری وذهن باید راست باشد تا دروغ در آن اثر نکند .اگر ذهن ما کاغذی و سبک باشد در گردباد دروغ به فنا می رود و حتی بدتر اين که خودش اعتیاد پیدا می کند به شنیدن دروغ های بیشتر .گمشده همه ما یک کلمه است و آن" ایمان" است .در اين فرصت مغتنم ماه رمضان به حبل . . .

چه زود

چه زود دیر می شود ! در باز شد . برپا ! . برجا ! درس اول : بابا آب داد ، ما سیراب شدیم . بابا نان داد ، ما سیر شدیم . اکرم و امین چقدر سیب و انار داشتند در سبد مهربانی شان . و کوکب خانم چقدر مهمان نواز بود و چقدر همه منتظر آمدن حسنک بودند . کوچه پس کوچه های کودکی را به سرعت طی کردیم و در زندگی گم شدیم. همه زیبایی ها رنگ باخت .! و در زمانه ایی که زمین در حال گرم شدن است قلب هایمان یخ زد ! نگاهمان سرد شد و دستانمان خسته . دیگر باران با ترانه نمی بارد ! و ما . . .

لعنت.

دورم شلوغ بود ولی تنها بودم. دلم برای همه می تپید ولی دلی برام نتپید. بیابون دلم در حسرت جرعه که هیچ، قطره ای آب بود! تا اينکه حضرت دوست تکه ابری زیبا به آسمان زندگی ام فرستاد و مرا با چند قطره باران نوازش کردکویر گرسنه و تشنه یک دل نه صد دل دلباخته تکه ابر کوچک شد و دیگر او را کوچک نمی دید بلکه بزرگ و سخاوتمند دیداين بود ماجرای احمقانه من و توباز دم فرشته مهربون گرم منو از خواب و خیال ابر کوچک تیپا خورده در آورد. هر چند دیر اما منو با حقیق . . .

این روزها

دلم تنگه. تنگ بچگی. کاش میشد مثل بچگیا زندگی ساده بود. چقدر بزرگ شدن سخته. قشنگ اون روزی رو تو سه چهار سالگی، یادمه که از مادرم میپرسیدم من کی بزرگ میشم و اونم میگفت وقتی هجده ساله شدی! از تنها زندگی کردن خسته شدم. دلم آرامش میخواد. کاش حالم خوب بود. کاش ذهنم آروم بود. کاش هیچ فکری نداشتم. کاش تو اين شهر اينقدر تنها نبودم. اين روزها مثل برق و باد، به تکرار میگذره. دلم از اين تکرار بیزاره. اين روزها دلم ساکته. دلم نگرانه. دلتنگ خونه ام. دلتنگم. . . .

کشتی

یا ملک الحق المبیندورانی است اين روزهاهرکس به خود است فرمان امروزجایی نتوان برد شکایت اين روزهاچون هست شاکی محکوم امروزوقت است دریابی خود را اين روزهاشاید پاک شود دفتر امروزکشتی شکسته است مرزدارباکی نیست پیکار اين روزهاشاید نشستن در کشتیعشقی است در غرق دریا امروزباشد ما را تندبادی غفلت سازآگاهی نیست پرده دار امروزفردا نقد نسیه کردن استپیش خور شدن درویزه است امروزراهی است تنها باید رفتکشتی نیست دریا باید شد امروز  . . .

کشتی

یا ملک الحق المبین
دورانی است اين روزها
هرکس به خود است فرمان امروز
جایی نتوان برد شکایت اين روزها
چون هست شاکی محکوم امروز
وقت است دریابی خود را اين روزها
شاید پاک شود دفتر امروز
کشتی شکسته است مرزدار
باکی نیست پیکار اين روزها
شاید نشستن در کشتی
عشقی است در غرق دریا امروز
باشد ما را تندبادی غفلت ساز
آگاهی نیست پرده دار امروز
فردا نقد نسیه کردن است
پیش خور شدن درویزه است امروز
راهی است تنها باید رفت
کشتی نیست دریا باید شد امروز
  . . .

بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تو.

بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تویه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تواهل طاعونی اين قبیله ی مشرقی‌امتویی اين مسافر شیشه‌ای شهر فرنگپوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخرختم از تاوله، تن‌پوش تو از پوست پلنگ بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تویه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال توتو به فکر جنگل آهن و آسمون خراشمن به فکر یه اتاق اندازه تو واسه خوابتن من خاک منه، ساقه گندم تن توتن ما تشنه‌ترین، تشنه یک قطره‌ی آب بوی گندم مال من، هرچی ک . . .

3

خدایا مرا صبر بده.
و سکوت.
مرا آرام کن و شنونده
اين روزها که کسی درونم قیلو قال می‌کند و هیاهو
اين روزها که دلم یکهو خالی میشود
به آرامشت محتاجم
به شنیدن صدایت
به سکوت ممتد
به صبر محتاجم
مرا صبر بده
#پ_ن:
دست بکش بر اين تورم مانده در راه گلویم بگذار آب شوم .
#م. . . .

اللهم عجل لولیک الفرج

امروز، روز بزرگی توست، بزرگی تو بزرگتر از تمام انبیاست بزرگی تو سالها خواهد بود بزرگی تو از ازل آغاز شده و با ابدیت به پایان می‌رسد خدا از امروز تو را بزرگتر از هر کسی می‌خواهد امروز از آن توست؛ مثل تمام فرداهای نیامده، مثل تمام دیروزها، مثل تمام روزها، هفته ها، ماه ها و سال ها بعد از امروز، جهان آغاز می شود جهان از امروز دوباره متولد خواهد شد امروز کشتی نجات بشریت به دست تو سپرده می شود تا سینه سخت ترین توفان ها را به سمت ساحل های امن بشک . . .

 چیز زیاد خاصی ندارند اين روزها،پرازدلتنگی همیشه ی یه جایی دوست دارم بیخیال. گاهی فکر می کنم روزها چیزی کم دارند که باید به دستش بیاورم یا اضافه ش کنم اما خوب که فکر می کنم می بینم فقط رفتن است باید از اين روزها و از همه چیز بروم .سخترین کاردنیا اينروزها من به دوش میکشم دلم میخواهد رها شوم ازهردردی  دوستان عزیز اکثرنظرها اگر جواب نمیدم تا تاییدنمیکنم دلیلش اين نیست که باعث ناراحتی من هستندیا خوشم نمیاد . ازاينکه همیشه کنارم هستید ممنون . . .

این روزها

اين روزهااين روزها شبیه توبسیار می شومازلحظه های حادثه سرشارمی شومپس لرزه های آمدنت بی اثر که نیستدارم سر دل خودم آوار می شوممن ماهی اسیر در اين برکه نیستمگاهی به آب چشم تو ناچار می شومدر موسم بهار به آیین پیله هادر جان خود  تنیده ،گرفتار می شوممردی شمالی ام که به آیین موج هادر بوسه های باد پدیدار می شومپس لرزه های آمدن تو بزرگ بوددارم دوباره  قصه آوار می شومتا می رسی بهانه  دل جور می شودیعنی که باز در به در یار  می شوماز پیش چشم من به کجا می . . .

خطا کردم

تو در فتنه از حد به در کردی
تو با من ز بد هم بدتر کردی
ز سوی نگاه تب آلودت
من تشنه را تشنه تر کردی
-------
پس از آرزوها پس از جستجوها
ندانی که ای مه چه ها کردم
تو را بین خوبان جدا کردم
صدا را به دل مبتلا کردم
ته کوچه نامت صدا کردم
خطا کردم ای مه خطا کردم
تو را با شبم آشنا کردم
-------
تو درد مرا از درون میکشی
تو من را به موج جنون میکشی
به حرف تب و تاب و تن تنها
مرا تا رگ ارغنون میکشی
-------
پس از آرزوها پس از جستجوها
ندانی که ای مه چه ها کردم
تو را بین خوبان جدا . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)