98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

دانلوداهنگ دلگیرم

درد دل یک دوست

دلگيرم از خودم‌،از خودم که نمی دانم چرا به خاطر صداقتی که دارم از هر کسی حتی صمیمی ترین دوستم که او را سنگ صبور زندگیم می شناسم.دلگيرم از کسی که می دانم‌ از صداقتم سوءاستفاده می‌کند.دلگيرم‌از کسی که همیشه سعی کردم او را الگوی تمام سختیها و دوست داشتنهایم قرار دهم.دلگيرم از کسی که از یکرنگی و دور زدن حرف می زند ولی خودش دوستش را دور میزند و رنگ عوض می کند. چرا کسی که دل صاف و یکرنگی دارد این همه دلگیر باید باشد.دوست عزیزم بهترین و با ارزشترین . . .

درد دل یک دوست

دلگيرم از خودم‌،از خودم که نمی دانم چرا به خاطر صداقتی که دارم از هر کسی حتی صمیمی ترین دوستم که او را سنگ صبور زندگیم می شناسم.دلگيرم از کسی که می دانم‌ از صداقتم سوءاستفاده می‌کند.دلگيرم‌از کسی که همیشه سعی کردم او را الگوی تمام سختیها و دوست داشتنهایم قرار دهم.دلگيرم از کسی که از یکرنگی و دور زدن حرف می زند ولی خودش دوستش را دور میزند و رنگ عوض می کند. چرا کسی که دل صاف و یکرنگی دارد این همه دلگیر باید باشد.دوست عزیزم بهترین و با ارزشترین . . .

دلگیرم، دل گیرت ام

یه وقتایی ازت متنفر میشم یه وقتایی عاشقت میشم یه وقتایی برام مهم نیستی یه وقتایی دنیارو به خاطرت به هم میریزم یه وقتایی اروم میشم باهات یه وقتایی آشفته یه وقتایی ازت دلگيرم یه وقتایی مثل الان. . . .

دانلود آهنگ جدید ملیکا به نام دلگیرم با لینک مستقیم

دانلود آهنگ جدید ملیکا به نام دلگيرمدانلود آهنگ دلگيرم از ملیکاکیفیت : 128 / 320
twin rozblog . . .

دلگيرم،میگریم،میخشکم،میمیرم.نفس هایم بسی تنگ است._چرا؟_چون لحظه ها،اندیشه هایم پر ز آهنگ است.وز آن چین و شکن هایی که بررخسار روزهایم فتادست.اعمالم کمی کمرنگ و خاموش،وبیش سرد و بسی لنگ است._چه آهنگی؟_تامل اندکی.اندک درنگی.نمی آید به یادت آن قضاوت های یک سو و فشنگی؟!همان آهنگ حکم تندو تکه تحمیلی مرا در شنیدارش فکندی.و تو چه میدانی.؟چه میدانی.؟چه میدانی.؟! :( . . .

دلگیرم.

نیستی دلگيرم از تکرار این تکرارهادردها یکریز می ریزند از این دیوارها بارها گفتی به من که: لایق تو نیستمتازه فهمیدم چه بوده علت اصرار ها صبرم از اندازه بیرون زد،دلم را زد غمتجای گل تا کی بغل گیرم عزیزم خارها شب به شب با بوسه بر مهتاب عاشق میشومچنگ دل آواز دوری مینوازد بارها آنچنان دل زد به سیم آخر از دست لبتتار می بینم ولی از هم گسسته تارها دل بریدی،حکم بازی دست خون میخواستیدل ز دستم رفته امشب در پی دلدارها آهوانه میدویدم تا که صیادم شویوا . . .

خیلی خسته شدم

 خیلی خسته شدم، از همه دلگيرم  حس میکنم به هیچی نرسیدم  هیچی ندارم، از همه بدم میاد  حتی خانوادمو دوستام  حس میکنم الان تو این لحظه هیچی آرومم نمیکنه  حتی سلطان!:(( حس یه بازنده دارم، از همه متنفرم دارم خفه میشم از بغض از زندگی متنفرم  دلم یه خواب اروم میخواد، آرامش میخوام:(( از زندگی دلگيرم، از دنیا خسته شدم  انگار هیچ جایی برای من وجود نداره:(( لعنت به زندگی و همه چی:(((   . . .

زندگی .

"قایقی خواهم ساخت. "تو چه گفتی سهراب؟با کدوم عمر دراز؟نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراندبا تبر روز و شبش، بر درختان افتادسالیان طول کشید، عاقبت اما ساختپس بگو ای سهراب . شعر نو خواهم ساختبیخیال قایق یا که میگفتی "تا شقایق هست زندگی باید کرد. """این سخن یعنی چه؟با شقایق باشی زندگی خواهی کرد؟سهراب  این شعرو سخن یک خیال پوچ استپس اگر میگفتی .تا شقایق هست، حسرتی باید خوردجمله زیباتر میشدتو ببخشم سهراب .که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، . . .

دلنوشته

دلگيرم چه دلتنگم که با خود باز در جنگمنه می در ساغرم مانده نه مانده یا در چنگمنه دیروزی است در پشتم نه فردائی است در پیشمچه تنها مانده ام من  با دل تنهای     درویشمغمی افتاده در جانم نه می میرم نه می مانمعجب حالی شدم من حال خود را هم نمی دانم . . . .

چی خوبه واقعا ؟

 دوباره برگشتیم همین خوبه که دوباره هستیم و دوباره به هم عشق می ورزیم همین خوبه که دنیا ی مجازی خیلی آدمها را بیشتر از حد تصورشون به هم نزدیک کرده همین خوبه که بعضیا می تونن با اسم مستعار به کسی بگن واقعا عاشقشونن همین خوبه که دنیا ی مجازی کاری کرده که بعضی آدمها بتونن از دلشون حتی پشت نقاب ؛ بگن چقدر دلم  تنگ شده برات همین خوبه که می تونی بفهمی خیلیا دلشون می خواد مثل اونی باشند که توی مجازی هستند اما در واقعیت نیستند به نظرم دنیا ی مجازی . . .

نجوا

بخوانم حمد و الرحمن، در این شبهای دلگيرمفتاده آتشی بر جان، خبر از تو نمی گیرمچه خاموش است این  خانه صدای تو نمی آیدچه سرد است کاشانه بهانه از تو می گیرم. تنم می لرزد از سردی و خاموشی و بی مهریدر این حسرت کز آن مهر وجودت دم نمی گیرمبیا ای نازنین مادر بیا ای مهربان بابا، اگر بودیاگر باشی، منم آن دختر شاد و دگر ماتم نمی گیرم . . .

گمشده.

اینروزا به دنبال یه گمشده می گردم لا به لای ادما حرفا کلمات کتاب ها . دارم دنبال خودم می گردم ؛گم کردم خودمو نم جا گذاشتم این من رو . از خودم دلگيرم امشب بی نهایتامام رضا حواست به منم باشه  . . .

دلگیرم ازت.

دلگيرم .از خودم ،از توو از تمام اون چیزهایی که باعث شد ساعتای خوب و قشنگی که میخواستم برای فسقلی شیطونم که داره روز ب روز بزرگتر و عاقلتر میشه بسازمو خراب کرد.میخوام باهاش رفیق و هم پا باشم و تمام خواسته ها و آرزوهاشو برآورده کنم اما مگه میشه گاهی خیلی دست تنهام .چی به سر غرورم اومده این چه زندگی ساختی برام.خیلی مسخره اس که چند تا آهنگ شاد گوش دادم که ذهنمو خالی کنمو انرژی بگیرم و آرامشو بدست بیارم تا به چیزای منفی فکر نکنم اما الان دارم با . . .

حالم خوب نیست مثل خیلیا

این روزها کلا حالم خوب نیست و مثل خیلیا دلگيرم. حس می کنم دلم زیر این غم تحت فشار زیادی است. دوست داشتم یک خبر شاد بهم برسه و برای کشورم و برای مردمم شاد باشم. امیدوارم ایرانم شاد بشه و مردمم غرق خوشحالی بشن. . . .

تاج سر

 تاج سر     باغبانی پیرم    که به غیر از گل ها ، از همه دلگيرم    کوله ام غرق غم است    آدم خوب کم است    عدّه ای بی خبرند    عدّه ای کور و کرند ؛ اندکی هم پکرند !    . و میان رفقا . عدّه ای مثل شما . تاج سرند .                                                              سهراب سپهری . . .

خسته و کوفته

اونقدر دلگيرم که حد نداره ، فقط بخاطر رفتارهای تبعیض آمیز پدر و مادرم. نمی دونم چرا با ما اینکارو کردند . فرق و فرق گاهی فکر میکنم هیچ وقت دلتنگشان نخواهم شد .گاهی فکر میکنم اگر به سرزمینی دور بروم ، هیچگاه برنمیگردم و مشتاق دیدارشان نخواهم بود .بعید است که آدمی بین انگشتان دستش فرق بگذارد دلگیر و خسته ام از روزگار و بازی های غریبش . . . .

حال

آدما عوض میشن، گاهیم موضوع عوض شدن نیست بلکه ذاتبه که تو دیر شناختی یا خوب پنهون شده، خیلی فرقی نداره، در حال آدم اذیت میشه از مواجه نزدیک با این موضوع، خصوصا اگر مصداق از عزیزانت باشه .حوصله توضیح ندارم ، فقط خیلی دلگيرم، و دلشکسته، و پر از حسرت و افسوس بی خود.و اینکه دلم میخواد جایی باشه بنویسم و هیچکس اونجا منو تو دنیای واقعی نشناسه . . .

بیست و نهم مهرماه. بامداد دوشنبه.

 در من گله‌ی اسب وحشی تاخت می‌کننددر تو رودخانه‌ای ارام می‌گذردپیش از انکه از تو بگذرمدر اغوشم بگیررامم کن!+ تو خوابی و صدای نفس‌هات پیچیده توی اتاق. کمی دلگيرم از بحثی که پیش اومد جلوی پری اینا درمورد اینکه من هیچ کاری توی خونه نمیکنم. میدونم بحث مهمی نبود، میدونم بیشتر حرفات جنبه ی شوخی داشت، میدونم خیلی مسخره س ولی ته دلم رنجیده کمی. و این خودمو ناراحت میکنه.    . . .

395

خدایا این پست مخصوص توئه و تنها مخاطبش خودتی ازت دلگيرم دلشکسته ام مگه گناه من چی بود که باید این اتفاقات برام بیفتهاصلا من بنده بد .تو که خدایی تو که بخشنده ای تو که بزرگی تو که همه امور دستته گناه من چی بوده میشه بگی بدونم؟زندگی من خوب وبد بالاخره تا حالاش گذشته منم گله ای نکردم بهت همیشه گفتم شکرت من خوبم .  ولی چرا تقدیرم اینجوری شده که هر بی سر و پا و تازه از دهات اومده ای به خودش  اجازه بده که بگه عاشقم شده و بعدشم بگه از سر دلسوزی بوده . . .

پر از نداشتنت هستم

امروز بعد از مدتها بالاخره دیدمت اونم چه دیدنی دلم برات خیلی تنگ شده بود اونقدر تنگ که دیگه هیچ جایی برای گله گی هام نمونده بود اما انگار همه تلاشم برای گله کردن بود دلم خیلی ازت شکسته بود گفتم شاید اگه گله بکنم حالم خوب بشه اما نشد . میدونی چرا ؟ چون انتظار داشتم رفتاری رو بکنی که نکردی ! اومدم و دیدمت و اما هیچی از سنگینی رو دلم کم نشد !!!!هنوز بدجور دلگيرم بدجور ها  وای که چقدر پر از گریه ام پر از غصه های بی سرو ته . پر از نداشتنهایت پر از . . .

پر از نداشتنت هستم

امروز بعد از مدتها بالاخره دیدمت اونم چه دیدنی دلم برات خیلی تنگ شده بود اونقدر تنگ که دیگه هیچ جایی برای گله گی هام نمونده بود اما انگار همه تلاشم برای گله کردن بود دلم خیلی ازت شکسته بود گفتم شاید اگه گله بکنم حالم خوب بشه اما نشد . میدونی چرا ؟ چون انتظار داشتم رفتاری رو بکنی که نکردی ! اومدم و دیدمت و اما هیچی از سنگینی رو دلم کم نشد !!!!هنوز بدجور دلگيرم بدجور ها  وای که چقدر پر از گریه ام پر از غصه های بی سرو ته . پر از نداشتنهایت پر از . . .

ای خدا

دلم گرفته است!یا دلگيرم.!یا شاید هم دلم.!نمیدانم!اصلا هیچوقت فرق بین اینها را نفهمیدم.!فقط میدانم دلم یک جوری میشود.جوری که مثل همیشه نیست.دلم که اینطور میشود.غصه های خودم که هیچ.غصه ی همه دنیا میشود غصه ی من.! ***********گاهینه گریه آرامت میکند نه خندهنه فریاد ارامت میکند نه سکوتآنجاست که با چشمانی خیس رو به آسمان میکنی و میگوییمن فقط از تو یاری میطلبم ** خدا **انقد منو سخت تو موقعیتهای سخت امتحان نکنعمریست دستم را گرفته ای مبادا رهایم ک . . .

یه عالمه حرف دارم

اما نمیدونم از کجا شروع کنم چی رو بگم چی رو نگم چطور بگم 
نمیدونم میشه هنوزم بگم من دیوانه وار عاشقتم
میشه بازم بگم من هنوزم خوابتو میبینم و مجنون شدم رفته
میشه من بازم فریاد بزنم بگم که چقدر از این دنیای نامرد دلگيرم که هیچی از تو قسمت من نشد جز حسرت عشقی عظیم
میشه بگم تمام عمرمو حاضرم بدم ولی یک لحظه نگاهم دریای نگاهتو بنورده
میشه من هنوزم از تو بنویسم
کیمیای زندگی من . . .

خلوت غریب

      خلوت غریبیک  نفر  نیست  بپرسد  که  چرا  بیزاریاز چه می نالی و از  دیده خود  می باریمثل یک غنچه بلا دیده ام از فصلِ خزانباغبان  دید  و  بگفتا  که  گلی  یا  خاریگفتمش  دلبری    آزرده    دلم   دلگيرمگفت. بُگذر  تو از این دلبر و این دلداریکاش دستی  برسد دستِ  نوازش باشدخسته ام از شب و تنهایی و این بیداریرفته ایی با دگری  بی خبر از  حالِ منیزود  بود  بُگذری و دست  زسرم  برداریخو  گرفتم  به  (غریبی)  و  غمِ  تنهاییخلوتی   یافته ام   با  خ . . .

.

دلگيرم از تمام دوست داشتن هایی کهنصف شبی صدا کردی و گفتیو نداشتی.از تمام وقتایی کهواقعی واقعی نگرانت میشدم وتو الکی الکی فقط ادای این احساس روبه خودت میگرفتیکاش ادم هیچوقت نفهمه شخصیت اول داستانشفقط داشت بازی میکرد. . . .

تو چی میخواستی از عشق

میون عشق بازیمونتو بودی کهِ کم آوُردیشکستی قلبمو یک شبصدایِ خندمو بُردیمنی که عاشقت بودمشدم دستِ تو آوارهچه دردی می کِشهِ قلبمکه دستِ تو در آزارهگرفتی دستشو توو دستهمون کهِ عشقمو پاشیدمنو تا دید دلگيرمبه حالم سخت می خندیدتو چی می خواستی از عشقکه پیشِ من نمی دیدیمیونِ اون و من یک شبچرا اونو پسندیدیتو رفتی رفتنت هر شببه هر دردی دچارم کردمیونِ کوچه و بازاراسیر و خوار و زارم کردتو چی میخواستی از عشقکه پیش من نمی دیدی؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده . . .

میون عشق بازیمون

میون عشق بازیمونتو بودی کهِ کم آوُردیشکستی قلبمو یک شبصدایِ خندمو بُردیمنی که عاشقت بودمشدم دستِ تو آوارهچه دردی می کِشهِ قلبمکه دستِ تو در آزارهگرفتی دستشو توو دستهمون کهِ عشقمو پاشیدمنو تا دید دلگيرمبه حالم سخت می خندیدتو چی می خواستی از عشقکه پیشِ من نمی دیدیمیونِ اون و من یک شبچرا اونو پسندیدیتو رفتی رفتنت هر شببه هر دردی دچارم کردمیونِ کوچه و بازاراسیر و خوار و زارم کردتو چی میخواستی از عشقکه پیش من نمی دیدی؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده . . .

دشمنی در لباس دوست

اون شب. اون شب تلخ. اون شب تلخ که لوسی تو روم ایستاد و گفت تصمیمشو گرفته. با خوبی و دلسوزی که ترس و دلهره و التماس هم توی لحنم بود، بهش گفتم این کارو نکن. گفتم نکن. اما فقط و فقط خودش مهم بود واسه خودش. فقط به خودش فکر می کرد. بعدش یه چیزایی مسکوت موند تو من. دیگه نگفتم چه تنفری تو من ریشه کرد. نگفتم چقدر حالم بده از بودنش. و چقدر دلگيرم و گریان. گریه هایی که توی دلم مونده و توی تنهاییم میریزم.به اندازه ی اون یکسالی که استرس کشیدم ازش متنفرم. فکر م . . .

آهنگ

دانلود آهنگ ماهورا از گرشا رضایی پیشنهاد دانلود از سایتهای معتبر هر لحظه حالم بدتره توو این روزاامروز اگه اینه ای وای از فردا.دلگيرم از تموم دنیا فقط بیابیا که زندگیمو این دوری سوزوند. چه خاطراتی از تو پیش من جا موند.قصه ی غمگینمو جز تو کسی نخوند.بی هم میمیریم شبیه زنجیریم یه لحظه دور از همآروم نمیگیرمبارون دیوونگی داره عاشق که بی عشقش طاقت نمیاره  . . .

ای آزادی

روح بزرگوار من ، دلگيرم از حجاب توشکل کدوم حقیقته ، چهره بی نقاب تووقتی تن حقیرمو ، به مسلخ تو می برممغلوب قلب من نشو ، ستیزه کن با پیکرماسم منو از من بگیر ، تشنه ی معنی منمسنگینه بار تن برام ، ببین چه خسته می شکنمبه انتظار فصل تو ، تمام فصلها گذشتچه یأس بی نهایتی ، ندیم من بودفصل بد خاکستری ، تسلیم و بی صدا گذشتچه قلب بی سخاوتی ، حریم من بوددژخیم بی رحم تنم ، به فکر تاراج منهروح بزرگوار من ، لحظه ی معراج منهفکر نجات من نباش ، مرگ منو ترانه کنهر . . .

297

فضای معنوی روحم کم شده مثل فضای غیرمعنوی حافظه موبایلم.هردو نیاز ب ارتقا دارن.یه نیت نه چندان جالبی توی ذهنم هست ک گهگاهی بخاطرش چندخطی آیات مبارک رو ورق میزنم و اهمیت میدم.دلم تنگ ؟ شاید آره. خستم ؟ شاید خیلی زیاد اما مشخص نیست . دلگيرم ؟ بیشتراز هرچیزی توی دنیا.تو دنیای قبلی زندگیم نگه داشتن ها برام مهم بود. دوسداشته شدن تا حد اعلایی برام خواستنی بود. مرگم میرسید ک کسی نخواد. نیاد. نمونه.الان نشستم بغل در هرکی نخواست. نموند.نبود. در رو بروش . . .

بشقاب غذام رو محکم بکوبم روی میز!

 دارم با تو حرف می زنم! با تو! چند بار بلند حرفم رو تکرار کردم اما به حرفم توجه نکردی. دلم می خواست بشقاب غذام رو محکم بکوبم روی میز! بغض پیچید توی گلوم دیگه نمی تونستم ادامۀ نهارم رو بخورم. سرِ میزِ نهار می خواست گریه ام بگیره. پریشب هم همین اتفاق افتاد. بارها هم بهش گفتم وقتی من صحبت می کنم، تو به حرف های من توجه نمی کنی اصلا حواست نیست نمی دونم تو حواست کجاست. خیلی دلگيرم دلم می خواد تنها باشم یا گریه کنم آروم بشم . . .

15 _ تو ، ماه، پنجره_

من از اینکه تو خوشبختی نه آرومم نه دلگيرمیه جوری زخم خوردم که نه می مونم نه میمیرمتمام آرزوم این بود یه رویایی که شد دردمیه بارم نوبت ما شد ببین چی آرزو کردمیه عمره با خودم میگم خدارو شکر خوشبختهخدارو شکر خوشبختی چقد این گفتنش سختهنه اینکه تو نمیدونی ولی این درد بی رحمهیه چیزایی و تو دنیا فقط یک مرد میفهمهتمام روز میخندم تمام شب یکی دیگممن از حالم به این مردم دروغای بدی میگمیه عمره با خودم میگم خدارو شکر خوشبختهخدارو شکر خوشبختی چقد این گفت . . .

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیست

من گم شده ام هرچه بگردی خبری نیستجز این دو سه تا شعر که گفتم اثری نیست یک بار نشستم به تو چیزی بنویسمدیدم به عزیزان گله کردن هنری نیست دلگيرم از این شهر پس از من که هوایشآن گونه که در شأن تو باشد بپری نیست ای كاش کسی باشد و کابوس که دیدیدر گوش تو آرام بگوید خبری نیست” هر جا نکنی باز، سر درد دلت راچون دامن تر هست ولی چشم تری نیست ای كاش که مى گفت نگاه تو، بمانماین لحظه که حرفت سند معتبری نیست دل خوش نکنم پشت وداع تو سلامی ستیا پشت خداحافظی من . . .

.

 من از بی مهریِ پاییزِ چشمانِ تو دلگيرمدر این آبان سرد و زردمن از نامهربانیِ تو جانا زود میمیرممن از پاییز و مرگ برگها من از باران من از این شهر و این خیابانهای پر برگ و من حتی ! بی تو از این چتر هم سیرم.​​​​​م.رها  . . .

مرا مگذار و مگذر

 بسم الله الرحمن الرحیم  وعدالله الصابرین المخرج ممایکرهون والرزق من حیث لا یحتسبون  جعلنا الله ایاکم من الذین لا خوف علیهم ولا هم یحزنون  دلگیر دلگيرم از غصه می میرم مرا مگذار و مگذربا پای از ره مانده در این دشت تب دارای وای می میرمسوگند بر چشمت که از توتا دم مرگ دل بر نمی گیرممرا مگذار و مگذربه لله که غیر از جرم عاشق بودن ای دوستبی جرم و تقصیرم مرا مگذار و مگذرآشفته تر زآشفتگان روزگارماز غم به زنجیرم مرا مگذار و مگذربا شهپر اندیشه دنیا گ . . .

پاییز من

پاییز جان چه زود آمدیمن هنوز در کوچه پس کوچه های دیرین تو قدم میزنمپاییز جانمن هنوز آن صدا، آن لبخند و آن صورت را هر روز نقاشی میکنمپاییز جان مگر روزها بدون او جان دارد؟!اصلا پاییز را صدای خش خش برگ ها نیست که لذت بخش می کندپاییز صدای قدم هایی بود که هر قدم به من نزدیکتر زندگی برایم شیرین تر بودپاییز جان امسال کمی بیشتر بمانمیخواهم تا نرفته ای آن موسیقی دلکش صدا دوباره طنین انداز روح خسته ی روزهای سرد و دلگيرم شودپاییز جان زود آمدیولی کمی . . .

حاکم

حاکمباور بکنی یا نه ، با حکم تو میمیرمای پادشه خوبان ، با عشق تو درگیرم یا حکم بفرمایید کورم بکنند از دم ;یا بوسه تو بگذارم از جام لبت گیرم !هربار که میخندی صدمرتبه میمیرمباز از نفس گرمت ، هربار نفس ، گیرمنامردِ خدانشناس ، این است مرام تویک آن تو مرا یک عمر ، بستی تو به زنجیرمهر چند که دست تو ، در دست ندارم منیک روز ولی شاید ، دستت به کفم گیرم ." در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم "ای کاش که می بودی در قسمت و تقدیرمبا اینکه مرا اول ، از آخرتش گفتی .من . . .

#همیشه_باش

#همیشه_باش
دوباره بازگرد،به من،و به این آغوش همیشه منتظر آغوشت راباور نکن صبح رااگر چه خورشید بیدریغ است با تولمس کن اما برهنگی تنم راتنگ تر کن و تنگ تر کن بازهم  حلقه دستانت رابیا،بازهم مهربانانه ببوسیم ادامه شب عاشقی را باور نکن صبح را!همچنان،این آغوش گرم را با لبانت تطهیر کن!من از تنهایی ها بی تو بودناز این روزهای سرد بی عاطفهمن از این خود بی تو» می ترسم!
برای ابددلگيرم از صبح های رفتن توبگذار سهمی بیشتر باشم از لمس تنتبگذار بسراید دس . . .

میخ طویله

یک بار شنیدم که هر چیزی و جهانی باید یک میخ طویله داشته باشد و جهان اطراف آن شکل بگیرد.شاید برای جهان مفهوم"خدا" باشد و برای هر کس فرقی داشته باشد.به میخِ طویله ی خودم زیاد فکر کردم.اینکه چه چیزی بنیانِ زندگی ام میشود و بقیه چیزها را در اطرافش کنار هم میچینیم.لذت بردن از زندگی؟به درد بخور بودن؟هنوز دقیق پیدایش نکرده ام.انگار نیروها هنوز با هم درگیر هستند.یک روز در ستایشِ انزوا مینویسم و یک روز از نبودن ها دلگيرم.یک روز تصمیم میگیرم با علمم جها . . .

بابِ دِلِ مُرده!

سَخت دلگيرم ازین دوباره مُردَن!پس از آنکه چشمهایم تو را دید خواستم زنده بمانمزنده شدماما حال دوباره مرگی برایم قلمداد میشوددر درونِ رگهایمدر سینه ام که از هوا خالی میشوددر نفس تنگی ای درمان شده که دوباره برگشته استدلگیر تر از من مگر میشود؟چه کسی این مُردَن را دوام خواهد آورد؟که پس از بازکردن چشمهایمپس از دیدنتچشمانم را دوباره ببندم و بگویماین یک کابوسِ شیرین بود!
در این دلتنگیِ عجیب که به مُردن سرایت میکند!،
حال پرسیدنت کارِ دشواریس . . .

تقدیر

باید تورو پیدا کنم، شاید هنوز هم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی بازم منو خط میزنی
باید تورو پیدا کنم، تو با خودت هم دشمنی
 
کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه
دلگيرم از این شهر سرد، این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر میکنی حس میکنم از راه دور
 
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو میبره
عطرت داره از پیرهنی که جا گذاشتی میپره
باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی
راضی به با م . . .

دیوانه

دیوانهمنم دیوانه ای از شهر رویاهای بی تعبیرمنم تنهاترین مردِ خیابان گردِ بی تقدیرمن از دلبستگی های کُشنده این چنین گشتمخدا شاهد که میدانم نداری تو کمی تقصیرخودم می خواستم زوری تو را معشوقه گردانمخودم می خواستم این عشق را ممنوعه گردانمبدون لمس مجبورم ، ببوسم دست و پایت راخودم می خواستم احوال خود اینگونه گردانمنه دلگيرم نه میخواهم کمی آسودگی گیرمنه حتی از خودت دیگر سراغت را نمی گیرمنمی خواهم تو را مانند خود دیوانه گردانمسرانجام جنون مرگ . . .

دوستت دارم

دوستت داشتمدوستت دارمو دوستت خواهم داشتاز آن دوستت دارم‌ هاکه کسی نمی‌داندکه کسی نمی‌تواندکه کسی بلد نیست X  . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)