98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

دل که بشکند

داستان زیبا

✨✨مرده شور ترکیبت را ببرند ✨
مردی به نزد قاضی آمد، گفت: ای راهنمای مسلمانان! اگر خرما خورم، دین مرا زیان دارد؟ گفت: نه. گفت اگر قدری سیاه دانه با آن خورم چه؟ گفت: عیبی نباشد. گفت: اگر آب خورم چه شود؟ گفت: بر تو گوارا! آن مرد گفت: خب شراب خرما از همین سه است. آن را چرا حرام گویی؟ 
قاضی گفت: ای مرد، اگر قدری خاک بر تو اندازم، تو را ناراحتی پیش آید؟ گفت: نه. گفت: اگر مشتی آب بر تو ریزم، چه؟ گفت هیچ نشود. گفت: اگر این آب و خاک را با هم بیامیزم و از آن خشت . . .

In pieces

میدانی؟ از من چیزی نمانده. مگر یک نفر‌چند بار می تواند بشکند و خرده هایش را به هم بچسباند و دوباره بشکند؟ من خسته هستم. خسته تر از‌ این که دوباره جمع کنم خرده هایم را. ضربه ی سختی بود. عمیق بود و محکم! تا مغز استخوان دلم را شکافت. 
راستش را بخواهی، فکر نمی کنم من دوباره تکرار شود. حداقل منی که انقدر عاشق میشدم. فکر نمیکنم احساسم تکرار شود. تو اما قطعا تکرار خواهی شد. دنیا پر است از ادم های مثل هم. اما احساس من به تو قطعا تکرار نشدنی بود.هست؟ نمیدا . . .

عاشقانه

 از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داری ،اشک از چشمانم ریختو از چشمان خیسم فهمیدیکه عاشقت هستمحس کن آنچه در دلم میگذرد ،دلم مثل دل های دیگر نیستکه دلی را بشکند!تو که باشیچرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،تو که مال من باشی . . .

خسته از دنیا

نوشتن دل می خواهددلی که هفتم هر ماه لا اقل به احترام این روز آرامش بگذارندنفرین بر دلی که این روز هم باید بشکندامروزی که وقت بودهوا بودپاییز بودبرگها هنوز کاملا پاییزی نه هنوز سبزاما بودندو خورشید تا غروب نگاه میکرددنبال بهانه  بود تا غروب کندکه بگوید شماها لایق امروز نبودیداما.  . . .

نکته

 استادی داشتم که میگفت:" آدم اگر یک عهد را چند بار بشکند دیگر نمی تواند روی آن عهد بایستد"و شیطان خیلی خوب این را می داند.تکیه شیطان بر ضعف ها و نقاطی است که بر روی آن گیر داریم.خدایا کمک کنمن خودم میدونم گیرم کجاست. . . .

کاش بارانی ببارد.

کاش بارانی ببارد قلب‌ها را تر کندبگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کندقطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه‌هارشته رشته مویرگ‌های هوا را تر کندبشکند در هم طلسم کهنه این باغ راشاخه‌های خشک و بی بار دعا را تر کندمثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفتسرزمین سینه‌ها تا ناکجا را تر کندچترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده‌هاشاید این باران -که می‌بارد- شما را تر کندجلیل صفربیگی . . .

صبور بلدم

جایت اوج است و از این فاصله کوتاه قدم
و نگاهت به من افتاد که در جزر و مدم 
 
هر که خوبست خدا دارد و بد شیطان را
من ولی با که بسازم که نه خوب و نه بدم
 
از دل خویش صدای کمکی می شنوم
که به فریاد خودم هم نرسیده مددم
 
مرده یا زنده اگر عشق نباشد یکی است
سر سودا به تنم نیست در این جسم بدم
 
در سقوطش رود از پلک اگر از چشم افتاد
بسته از جنس دل او شده سنگ لحدم
 
دو نفر می شوم آن دم که تو را می بینم
گفته ام با دل بی تاب صبور بلدم
 
یک نگاهت بس و کافی ست که دیوانه . . .

من قوی ام:)

دوام می آورم ؛ حتی بدون تکیه گاه ، بدون همراه ، بدون دلگرمی . حتی بدون آدم هایی که آخرین امید من بودند . دوام می آورم ، حتی اگر پای اعتمادم بشکند ، حتی اگر زانوی باورهایم خم شود ، حتی اگر شیشه ی احساسم ترک بردارد . من اما ادامه می دهم ، من اما پیروز می شوم ، اگرچه پشت هر بهار ، هزار زمستان دفن کرده ام و پشتِ هر لبخند ، هزار و یک بیتابی ، اما دوام می آورم . دنیا به آدم های قوی نیاز دارد !  ‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌ . . .

مصراعی از نیما یوشیج

‏اگر درگوگل کوتاه ترین داستان جهان را جستجو کنید برایتان داستانی ۶‌کلمه ای از همینگوی می آورد:"For sale: baby shoes, never wornدر حالی که نیما یوشیج با ۵‌ کلمه به زیبا ترین شکل توانسته رکورد همینگوی‌ را بشکند"دیدمشگفتم منمنشناخت او.!" 21آبان ماه زادروز نیما یوشیج گرامی باد.  . . .

قوی باش تا آخر مبارزه کن

شما می توانید تا آخر عمرتان از یک موضوع ناراحت باشید حتی میتوانید لیوان را بردارید و بکوبید بر سرتان، تا هم لیوان بشکند، هم سر.!یا حتی از ساختمانی ده طبقه خودتان را پرت کنید  آخر چه می شود؟ همه جمع می شوند کمی گریه می کنند ، کمی بغض، عده ای هم تأسف.بعد تنها میمانی با دردهای بیشتر. مردم هم خودشان را به اولین سیرک می‌رسانند و از خنده منفجر می شوند.  آدم ها حتی اگر غصه می خوردند برای خودشان است؛ کسی دلش برای کسی نمی سوزد.قوی باش تا آخر مبارزه . . .

ای آنکه از من من تری

 در دو چشم من نشین ای آن که از من منتریتا قمر را وانمایم کز قمر روشنتریاندرآ در باغ تا ناموس گلشن بشکندز آنک از صد باغ و گلشن خوشتر و گلشنتریتا که سرو از شرم قدت قد خود پنهان کندتا زبان اندرکشد سوسن که تو سوسنتریوقت لطف ای شمع جان مانند مومی نرم و راموقت ناز از آهن پولاد تو آهنتریچون فلک سرکش مباش ای نازنین کز ناز اونرم گردی چون زمین گر از فلک توسنتریزان برون انداخت جوشن حمزه وقت کارزارکز هزاران حصن و جوشن روح را جوشنتریزان سبب هر خلوتی سوراخ . . .

انچه اموخته ام

این طور بارم آورده بودند که بترسم از همه چیز. از بزرگتر که مبادا بهش بربخورد، از کوچکتر که مبادا دلش بشکند، از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد، از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید. همش نصیحت بود، همش نهی. هیچ کس هم نگفت چه کار باید کرد . یکی هم که از دستش در رفت گفت: ای که دستت می رسد کاری بکن پیش از آن کز تو نیاید هیچ کار» و بالاخره نگفت چه کار! این طور بود که هیچ چیزی یاد نگرفتم، از جمله مقاومت کردن را . . .

ق

 گمان می‌کنم از جنون فکر کردن به آن راحت شده‌ام و وقت گفتن است. این فکر چطور می‌خواهد گفته شود؟نمی‌‌دانم. اما یک سال یا دوسال یا شاید بیشتر است که از مشغولیت به آن فرار کرده‌ام. همین حالا هم قرار نیست بیاورم‌اش جلوی چشمم و نشان خودم و همه بدهم‌اش. 
یک روزی که یادم نمی‌آید ( چون یک روز خاصی ندارد اصلا) مقابل من ایستاد به اعتراف. و چهره‌‌ی عجیبِ سیاهی که حالا دیگر رنگ باخته است را به من نشان داد. من می‌گریختم یا شاید او مجال گریز به من می‌دا . . .

"دیجور"

دیجور
شب با هجوم وحشی یک لرزه می تاخت
با زخم تازه، یک شب دیجور می ساخت
سقف از خودش خالی شد و یک لحظه انگار
بر سر تمام  آرزوها  گشت  آوار
زانوی خانه خم شد از این بار سنگین
چیزی نمانده بشکند آن بغض دیرین
بغضش شکست و بی امان در چشم لرزید
اشکش به روی گونه های شهر لغزید
آجر به آجر می کشد این شهر خاموش
باری پر از غمهای بی پایان بر دوش
"فاطمه مفاخری" . . .

دران روزها

نام من انسان است
من هستم
با تولدم, اول اشک را شناختم,
دوم تشنگی را شناختم
و بعد گرسنگی
من دنیا را با تلاطم هایش اغاز کردم
اول درد
دوم عطش
سوم قفس
پس در برابر رنجهایت ایستاده ام چون کوه
برای شناختت عطشی دارم سیراب نشدنی, که بخاطرش, کوهها , صخره ها و ذره ذره مواد و کهکشانها را خواهم شکافت
پناه میخاهم از انچه مرا در قفس کند و پرهای پروازم را بشکند,
من تو را میخاهم و نه کمتر و نه این زمین خاکی را
پروانه ای, تا در گرمی قدرت تو باشم
وجود من منشا هستیش را م . . .

عزیزم!آدم‌ها را آنطور که هستند دوست بدار. از اعماقِ قلبت و از تک تک سلول‌های وجودت به آنها عشق بورز.سرشارِ خلوص و لبریز از محبت باش. اما نه دل به دلی‌ ببند نه امید به حضوری داشته باش.فرق نمی‌کند چقدر وارسته و رها باشی‌ یا چه اندازه پر اراده و قوی.قانونِ دلبستگی و وابستگی قانونِ وحشِ طبیعت است.مثل زله خانه‌ی دلت را می‌‌لرزاند، مثل کوهِ آتشفشان، ریشه‌های بودنت را می‌‌سوزاند و خشک می‌‌کند و مثلِ باران، بر هیچ زمینِ تشنه‌‌ای نمی‌بار . . .

از سعدی.

' چو چشمارو آنگه خورند از تو سیر / که از بام پنجه گز افتی به زیر '*چشمارو : چیزی که برای دفع چشم زخم بسازند ، بنابر توصیف عطار در اسرارنامه و رسم موجود در برخی روستاهای ایران چشمارو کوزه یا سفالی هستش که روی آن چشم و عکس آدمی رو به زیبایی ترسیم میکنند و با پارچه های رنگی تزیین میکنند و برای دفع چشم زخم از اهل خانه و اموال و در آن سکه می انداختند و در شب چهارشنبه سوری از بام خانه به کوچه می انداختند تا بشکند و سکه هاش رو منتظران و عابران بردارند.مع . . .

تو با خودت باش باقیش با من

خودت رو به خودت میسپارمنه هیچکس دیگریطوری مراقب خودت باش که شش دانگ خیالم راحت باشدنگذار کسی تنگ شفاف دلت را بشکند یا احساست را گل آلود کند و ماهی های دلت را بدخودت رو به خودت میسپارممیخواهم بشنوم که همه میگویند چقدر عمیق دریای وجودش را باور دارد، چه ناخدای ماهری هست، کشتی زندگیش با طوفان هم در صلح است.خودت رو به خودت میسپارممیخواهم همه بگویند خوش به حالش که خودش را داردیا خودش برای خودش کافیستخودت رو به خودت میسپارم به معجزه ی وجودت . . .

167

شب در طلسم پنجره وا مانده بود و منبغضی میان حنجره جا مانده بود و من با آن همه غریو و غرور پلنگی امیک دره انعکاس صدا مانده بود و من بر خانه ای که آینه حسی سه گانه داشتابلیس مانده بود و خدا مانده بود و من هم آب توبه بود در آن خانه هم شراباخلاص در کنار ریا مانده بود و من ابلیس با خدا به تفاهم نمی رسیدتردیدها و دغدغه ها مانده بود و من تا شیشه مشبک پرهیز بشکندسنگی در آستین خطا مانده بود و من می رفت دل به سمت وسوسه اما هنوز همیک پرده از حریر حیا ماند . . .

شهدا، نگاهم کنید.

 
دلم تنگ شده برای نوع چشم هایتان .
 
 برای شفافیت و زلالی وجودتان .
 
برای نور همه گیرتان .
 
 چقدر پابند دنیا شده ام که دیگر احساس میکنم تا گردن در لجن زارش فرو رفته ام .
 
غل و زنجیرهایش ، دست و پاهایم را رها نمی کند .
 
دیگر انگار به دور قلبم حلقه زده .
 
 سخت است .
 
هر روز دلت برای زیارت شهدا پر بزند ولی گفتم که . غل و زنجیر داری .
 
امید دارم . امید دارم این نور درخشان شهدا ، آخر سر بشکند این اسارتم را .
 
 در نهایت دوستتان دارم یاران خدای . . .

زندگی سالم . هرکسی در زندگی مشکل دارد به نظر شما دلیل این مشکلات چیست ؟  به دلیل اینکه در زندگی تصمیم عاقلانه نگرفته اند به حرف دل گوش داده اند نه عقل . زندگی سالم  مثل میوه ی سالم است یعنی در تصمیماتی مثل ازدواج عجله کرده اند وباعث الودگی زندگی خود شده اند  انسان گاهی اوقات در وسوسه های شیطان شده دند و از اوج عزت به ذلت اوفتاده اند انسان ها باید کاری کنند که باعث سربلندی کشور و خانواده شوند عمر انسان مثل باد میگذرد بعضی از ادم ها مثل شاعر پروی . . .

زندگی سالم

زندگی سالم . هرکسی در زندگی مشکل دارد به نظر شما دلیل این مشکلات چیست ؟  به دلیل اینکه در زندگی تصمیم عاقلانه نگرفته اند به حرف دل گوش داده اند نه عقل . زندگی سالم  مثل میوه ی سالم است یعنی در تصمیماتی مثل ازدواج عجله کرده اند وباعث الودگی زندگی خود شده اند  انسان گاهی اوقات در وسوسه های شیطان شده دند و از اوج عزت به ذلت اوفتاده اند انسان ها باید کاری کنند که باعث سربلندی کشور و خانواده شوند عمر انسان مثل باد میگذرد بعضی از ادم ها مثل شاعر پروی . . .

تبریک و تهنیت روز عرفه و عید سعید قربان

روز عرفه نهم و عید سعید قربان دهم ذیحجه الحرام را تبریک عرض می نماییم.خداوند متعال در روز عرفه به 3 مکان و 3 گروه از انسانها، توجه ویژه دارد:1-­  کربلا و زائران حضرت امام حسین (ع).2-­  صحرای عرفات (در نزدیکی مکه معظمه) و حجاج بیت الله الحرام.3-­ هر جا از دنیا که دستی به سوی او بلند شود و دلی بشکند.براى عید قربان اعمالى چند نقل شده است:1ـ غسل کردن .2ـ نماز عید قربان .3-­خواندن دعاى ندبه .4ـ قربانى کردن در این روز .ستاد امربه معروف و نهی از منکر نهاد کتابخا . . .

تبریک و تحنیت روز عرفه و عید سعید قربان

تبریک و تحنیت روز عرفه و عید سعید قربانروز عرفه نهم و عید سعید قربان دهم ذیحجه الحرام را تبریک عرض می نماییم.خداوند متعال در روز عرفه به 3 مکان و 3 گروه از انسانها، توجه ویژه دارد:1-­  کربلا و زائران حضرت امام حسین (ع).2-­  صحرای عرفات (در نزدیکی مکه معظمه) و حجاج بیت الله الحرام.3-­ هر جا از دنیا که دستی به سوی او بلند شود و دلی بشکند.براى عید قربان اعمالى چند نقل شده است:1ـ غسل کردن .2ـ نماز عید قربان .3-­خواندن دعاى ندبه .4ـ قربانى کردن در این روز .ستا . . .

درباره‌ی کلمه

کلمه باید یک وجهِ تکثیرکننده داشته‌باشد، یعنی آینه باشد، چیزها را از رهگذرِ خود بشکند، و چندگانه کند.
پس کلمه باید که شکننده باشد و شفاف. ملموس باشد و ناملموس.
اما آیا تمامِ کلمات چنین وجهی ندارند؟ حتی بی‌ریخت‌ترینشان؟
در واقع، چندگانگی را ما به کلمات می‌بخشیم. با نسبتی که بینِ خودمان و آنها برقرار می‌کنیم.
منظورم این نیست که معنایی غیر از خودِ کلمات به آنها ببخشیم. اتفاقاً باید تمامِ معانیِ حاشیه‌ای را از کلمه بزداییم. مثلاً "میز" باید . . .

رفتی و گذر کردی.دستان دعا پشتت باید بروم جایی دور از همه.یک ماهی میگذرد و من هنوز بغض هایم را خالی نکرده امشاید ده قطره هم نریخته باشم و همان رسم و حرمت عادت و روزمرگی ها.و گاهی برادر دوست جانم.اشک میدواند در چشمم و  زکی زاده لطف میکند ،، ب ابرویم رحم میکند ک علت هواس پرتی ها و نمدار بودن چشم هایم را نمیپرسد.و عینکم.تار ک باشد خیسی چشم نشان نمیدهد.دوست جانم هم سرش ب کار خودش است.از زینب و شوهری ک شوهر ش نشد میگوید و.من این روزها چینی بن . . .

من میتونم.!

من میتونم از زندگیت برم بیرون اگه بخوای.یه جور که دیگه حتی عطرمم نپیچه تو بینیت،یه جور که حتی یادت نیاد چه رنگی بوده چشام،یه جور که خودتم باورت بشه یکی شبیه من نبوده هیچ وقت تو دنیات.میتونم دست از این دوستت دارم گفتنای وقت و بی وقتم  بردارم،یا دیگه نبینی اسممو بالای گوشیت،یا دیگه عادت کنم به نشنیدن صداتُو پر نشدن لحظه هام از اسمت.ولی دوست نداشتنت از دست من بر نمیاد.از منی که قلبم سند خوده به نامت،و خودم تو  رویاهام عقد دلمو با دلت تو آسمو . . .

آآآی.

. گوشت با من است امینه جان؟ اصغر داداش محمد، یعنی آمده بود دیدن عمو جانش که من باشم. گفتم:چه خبر عمو؟»
گفت:چه بگویم؟»
گفتم:یک چیز خوب بگو عمو. خبری که دل من را شاد کند.»
آهی کشید که گفتم چه می‌خواهد بگوید. می‌فهمی؟ می‌گفت:کرایه رب و ربمان را درآورده، هرچه از این دست می‌گیریم، از آن دست می‌دهیم به صاحب‌خانه.»
گفتم:عمو زنت چی؟ چی می‌پوشد؟ گاهی که می‌روی خانه و مثلاً یک شاخه‌ی بی‌قابلیت نرگس بهش می‌دهی، دست نمی‌اندازد دور گردنت؟»
شنی . . .

چقدر زود دير مي شود .

  گاه به رخ می کشد زمان تندبادهای هراسش را . می مانی معلق  در دهر چون گنجشکی سرگردان در دل طوفان . دیر می شود فاصله می گیری کم می آوری خطوط محاسباتت به هم می ریزد. توازنه ای نیست . نظم ها به شِکوه در می آیند و نثرهای طوفانی رهگذر کوچه های عریان میشوند . خالی از هر واژه ای . پر از اندوه.و سنگ فرشهایی که  تنها گلبرگهایی از دسته گلهای کذایی نقش بر زمین سرد خود دارند .رنگ غروب می گیرد لحظه ها ناخدای ذهن کشتی را باید به &nbs . . .

وقتي چترت خداست

 
 
وقتی چترت خداست
 
بگذار ابر سرنوشت هر چقدر میخواهد ببارد
وقتی دلت با خداست .
بگذار هر کسی میخواهد دلت را بشکند
وقتی توکلت با خداست: .
بگذار هر چقدر میتوانند با تو بی انصافی کنند
وقتی امیدت با خداست: .
بگذار هر چقدر میخواهند ناامیدت کنند
وقتی یارت خداست: .
بگذار هر چقدر میتوانند نارفیق باشند
بگذار آسمان ببارد.
باکی نیست.
تو با خدا بمان
چون چتر خدا بزرگترین چتر دنیاست.
تكصدای عشق . . .

ای کاش با تو هیچ مقابل نمی‌شدم

۱. خواستن چیز خطرناکی است. وقتی کسی را، چیزی را میخواهی، در ذهنت هربار که اذیت میشوی به خودت میگویی خفه شو! همین یکبار را خفه شو. خرابش نکن.» اما همین یکبار نیست. کسی/چیزی که یکبار باعث ناراحتیت شده دوباره و صدباره هم حالت را خراب می‌کند. آدم‌ها برای همدیگر تغییر نمی‌کنند. مگر اینکه دنیایشان بدون شما به طور محسوسی زشت‌تر باشد. آن وقت ممکن است کارهای زیادی بکنند که شما را کنارشان داشته باشند. اما ببین، حتی در آن مورد هم من دلم برای به کسی که ت . . .

رحمتی به وسعت عالم .

 
 
هر که علم برای رضای خدا جوید، نزد خدا از مجاهد فی سبیل الله بهتر است.
 
 
 
 
 
نماز چهره شیطان را سیاه کند، و صدقه دادن پشت او را بشکند، و دوستی در راه خدا ریشه او را می شکند، و وقتی چنین کردید از شما به فاصله شرق و غرب دوری کند.
 
 
 
 
نیک خویی کن؛ از مردم هرکه نکوخوی تر، دینش بهتر.
 
 
 
 
مومن آن است که مردم او را بر مال و جان خویش امین شمرند.
 
 
  . . .

شهادت اما رضا (ع ) ، شمس الشموس تسلیت باد

 امام رضا (ع) در تاریخ 30 صفر به شهادت رسیدند. تاریخ دقیق شهادت امام رضا (ع) در تقویم شمسی سال 98 مصادف است با سه شنبه 7 آبان ماه، که به پاس احترام آن حضرت و عزای عمومی تعطیل رسمی نیز می باشد امام رضا (ع) هشتمین امام شیعیان در سن 35 سالگی به امامت رسیدند و حدود 20 سال امام شیعیان بودند. ترس مامون و عباسیان از محبوبیت و نفوذ حضرت در بین مردم دلیلی شد تا مامون به فکر کشتن امام بیافتد. زیرا مامون تلاش های زیادی برای کنترل امام از جمله ولایتعهدی آن حضرت و م . . .

با این جملات، شکست عشقی را فراموش کنید


با این جملات، شکست عشقی را فراموش کنید
  
تمام کردن یک رابطه عاطفی، ساده نیست
 
تمام کردن یک رابطه عاطفی، ساده نیست. جدا شدن از فردی که روزها، ماهها و حتی سالهای زیادی را با او گذرانده اید، می تواند قلب شما را بشکند و زندگی را به کام تان تلخ کند. این احساس طبیعی است اما راههای وجود دارند که می توانند بهبودی حال شما سرعت بخشند. اگر شما جزو آن دسته از افرادی هستید که از جدایی رنج می کشید، جملاتی که در اینجا برایتان آورده ایم را بارها و بارها با . . .

این روزها کافیست به هر دلیلی کمتر باشی ، یا نتوانی مثل قبل باشی نه چون نمی خواهی ، چون نمی توانی .آن وقت است که می بینی چه قدر سریع همه چیز تغییر می کند .درست همان لحظه است که می فهمی اگر تو کمتر هستی ، آن ها کاملا نیستند ؛ با این تفاوت که تو نمی توانی اما آنها نمی خواهند آرهآدم های اون بیرون این گونه اند منتظرند نباشی، تا بهونه ای باشد برای نبودن هایشان منتظرند نباشی، تا آدمی جدیدتر جایگزینت کنند منتظرند یک اشتباه کنی - هرچند کوچک و بی ار . . .

شهیده نجمه هارونی

به نام انکه زیباست و زیبایی را دوست دارداو را خلق کردنه از اتش . نه از گل. بلکه از جنس لطیف زیباییاو را در قالبی مخمل گون خلق کرد.و سپس از روح توانمند خود در او دمید روحی بس والاروحی سرشار از ظرافت و زیبایی و پاکیروحی توانمند تر از ادمبر او نظری انداختچقدر دلکش.چنان زیبا بود که دل جن و انس به درد امددردی نه از سر رنج.نه دردی از حسادت. نه دردی از سر غبطهبلکهدردی از رنگ و بوی دلبری.خدای من. این مخلوق چه بی پروا در برابر . . .

وقتی کلید شما می‌شکند کلید سازی برای شما چه کار می‌کند

برای همه شما پیش آمده است که کلیدتان در جیب، کیف، یا در هنگام باز کردن قفل بشکند. در این زمان حتما با کلید سازی تماس می‌گیرید. اما کلید سازی برای شما چه کار باید بکند. شاید در نگاه اول موضوع ساده باشد کلید سازی باید یک کلید برای شما بسازد، تا شما بتوانید وارد خانه یا محل کارتان شوید. اما همیشه هم موضوع به این سادگی‌ها ختم به خیر نمی‌شود. در این مقاله می‌خواهیم برای شما درباره فرایندی که بعد از تماس شما با الو کلید رخ می‌دهد صحبت کنم.کلید شما . . .

سه شنبه هفته یکی مونده به آخر که بعدش امتحاناست

آقا استرس امتحانات پایان کورس داره من ره تباه میکنه ، اصلا هم نمیدونم مدل امتحاناش چه طوریه اصلا چند روزه؟ چند تا امتحان تو یه روز باید بدم؟ هیچی نمیدونم فقط میدونم همین دو هفته رو وقت دارم بخونم و نمره هام هم به طرز عجییبی این ترم مهمه دلیلش رو هم اینجا نمی نویسم ولی خب در جریانی که چرا؟
--
اگر روزی یا شبی، شبحی انه در خلوت ترین لحظات تنهایی، سراغتان بیاید و بگوید: عمری که حالا می گذرانید و تاکنون گذرانده اید، بارها و بارها خواهید گذراند، . . .

ناوشکن دماوند؛ قله سرافراز ایران در دریای خزر

نیروی دریایی در تمام دنیا به عنوان بازوی محوری هر کشور برای حفظ منافع در آب‌های سرزمینی و فرا سرزمینی محسوب می‌شود و از این رو همواره نیرویی تجهیزات محور است که به سلاح‌های به‌روز نیاز دارد.نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران یکی از حساس‌ترین نیرو‌های مسلح کشور است. این نیرو در  زمان آغاز جنگ تحمیلی و تنها پس از گذشت ۶۷ روز پس از شروع جنگ، سه عملیات بزرگ دریایی انجام داد و توانست نیروی دریایی عراق را منهدم و دو سکوی نفتی البکر . . .

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داري

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داریاشک از چشمانم ریختو از چشمان خیسم فهمیدیکه عاشقت هستمحس کن آنچه در دلم میگذرد ،دلم مثل دل های دیگر نیستکه دلی را بشکند!تو که باشیچرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،تو که مال من باشیچرا بخواهم از تو دل بکنم!وقتی محبتهایت ،آن عشق بی پایانتبه من زندگی میدهدچرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ،چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟همین که تو در قلبمی ،انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ،عشقت در قلبم بی ا . . .

مرا تا به خورشید راهی نمانده

مرا تا به خورشید راهی نماندهچه سر گشته ام در سیاهی این شبچه گم گشته ام در سکوت بیابانمرا تا سحرگاه پایی نماندهکسی نیست اکنون نهیبی زند بر دل منکسی نیست اکنون چراغی کند روشن از منسکوت از قدمهای ذهنم شکستهو شب از نگاه من آواره گشتهمرا بین که با عشق فرداچگونه سکوت شب شعر خود را قدم میزنم.خدایا سحر شد ولی چشمهایم نمی دیدبیابان به پایان رسید و سکوت همچنان بودکسی دیگر از من نپرسیدبهار از چه اینجا خزان شد؟کسی نیست اینجا صدای مرا بشنود.کسی نیست؟.خ . . .

مزايا و معايب ام دي اف

ام دی اف از مزایای بسیار زیادی برخوردار است و این روزها در صنعت ساختمان سازی بسیار مورد استفاده قرار میگیرد. ام دی اف به خاطر ساختن شدن با چوب های بازیافتی هم به محیط زیست آسیب نمیرساند و هم نسبت به چوب بسیار ارزان تر بوده و مقرون به صرفه است. به خاطر کاربرد مواد شیمیایی داخل آن باعث میشود که در مقابل آفات مانند موریانه در امان باشد. در تغییر دما مانند نیست و نوسانات دما منبسط و منقبض نمیشود. به خاطر قرار گرفتن روکش روی ان در طرح ها و رنگ های مت . . .

بیست و پنج

خونه‌ی ما
دیشب، دوازده شب، بعد از رفتن خانواده، افتادم به جان خانه و جارو و گردگیری و شیشه‌پاک‌کن و. با خودم گفته بودم که آخیش، تا مدتی کسی نیست که هی میزها را جابجا کند یا لک لیوان چایش را رویشان بیندازد، همه‌ی بالش‌ها را روی یک مبل جمع کند یا بیاوردشان وسط خانه و بخوابد، خرده نان روی فرش‌ها بریزد یا از شب تا صبح دویست بار آب بخورد و صبح دویست تا لیوان روی سینک باشد و. با خودم گفته بودم، الان، همین نصفه شبی، مرتب می‌کنم و تا مدت زیادی را . . .

نیستی پیشه کن از عالم پندار برآ.

تنها واقعیت موجود زندگی، نیستی ست. نه آن نیستی که به معنای مرگ است، بلکه عدمی ست شیرین و آرامش بخش. خودت را در کهکشان خیال ها رها می کنی و پرواز می کنی. رها می شوی، رهایِ رها. منظورم از نیستی و عدم هم همین است. آزادی که هیچ کس نمی تواند آن را از تو بگیرد، سکوتی که هیچ کس نمی تواند آن را بشکند. تصورش را می کنی؟ این همان عدم و نیستی است. آرامشی که همه در پی اش هستند و آن را در مادیات می جویند، غافل از اینکه این آرامش در نیستی ست، در وجودت است. آری، گوهر . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)