98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

رفت نذاشت برام حوصله فراموش ش اون برام مشکله

mobinamohammadnasab.blog.ir

تو برام مثل بوسه اخرمادر رو پیشونی پسر سربازشی،تو برام مثل اخرین بادوم تلخ بین بادوم های شیرینی،تو برام مثل سرکوفت های گاه و بیگاه پدری،تو برام درست مثل چشم های دریده شکارچی رو سرخی خون آهو نگون بخت تلخی،حسرت نبودنت درست مثل حسرت پاک کردن جواب سوال درست تو امتحانه مهم اخرساله،تو برام مثل اون کفش قشنگ ته جا کفشی که هر بار بعد پوشیدنش پاهام تاول میزنه دردناکی،تو برام مثل عدالت،حقیقت تلخی،مثل قهوه تلخی که نمیارزه به کلاسش،مثل قهوه قاجار تلخ . . .

.

این روزا زیاد میام اینجا.برام یه کنج خلوته ک بیام بشینم گریه کنم .خودمو بخونم.بخونمو عق بزنم کسیو ک بش تبدیل شدمعق بزنم هر چی درده ک نوشتمیا اون دردایی ک اونقد بد بودن برام ک اینجا هم نتونسم بگم.فقد دفنشون کردم ته قلبی ک نمونده برام . . . .

هوای حوصله ابریست.

یادمه موقعی که سوم راهنمایی(هشتم کنونی!) بودم به مادرم گفتم نمیشه من دیگه درس نخونم؟! بسه دیگه ۸ سال اومدم مدرسه کجای کار رو گرفتم مادرم یه جوری که هم باورش شده بود هم نه شروع کرد واسم توضیح دادن. امروز نیاز دارم باز یه نفر برام توضیح بده کجای زندگی وایسادم بعد ۱۸ سال درس خوندن. یکم شرایط برام سخت شده و نمی‌دونم راه درست چیه و کجاست  . . .

عشقم رفت و رفت و رفت

روز 24 مرداد 98 رو نمیتونم تحت هیچ شرایط فراموش کنم.
یادمه پادگان نخبگان که بودم میخواستم از خاطراتم توی وبلاگم بنویسم اما اولین مطلبم بعد از این همه مدت تلخه تلخ.
هنوزم نمیتونم هضمش کنم و این دو روز فقط کارم شده قدم بزنم و فکر کنم و سیگار بکشم.
چقدر رویا داشتم اما فعلا همه باید بایکوت کنم.
روز پنج شنبه با هم قرار داشتیم. دو هفته بود اصلا ارتباط نداشتیم. میدیدم واتس آپ آنلاینه اما جواب منو نمیده. 
کلی ذوق داشتم و همو دیدیم. خیلی منطقی و مثل دو تا ت . . .

ابری

امروزم یه روز معمولیه با دغدغه های خودش. همه چیز آرومه و خوبه خداروشکر. با اینحال یک چیزایی هست که نمیشه بهشون فکر نکرد. مدام توی ذهنم هستن و مدام رژه میرن فراموش کردن بعضی چیزا خیلی سخته. اگه میشد فراموش کرد خیلی خوب میشد. زندگی برام راحت تر میشد. اگه می تونستم به بعضی چیزا فکر نکنم. این دل آشوبه ها کمتر میشد، حالم بهتر میشد چه باید کرد؟ بی حوصله ام.خسته امذهنی، روحی، قلبی، جسمی حتی آدم است و سیب خوردن. آدم است و اشتباه. (همکارم سیب ت . . .

حس مبهم

اینقدر گیج و داغونم که نمیفهمم الان برام اتفاق خوبی افتاده یابدفقط میدونم حالی نمونده برام. . . .

امیر این سری اصلا برام مهم نیست قراره چی بشه یعنی دقیقا به چپمه برام مهم نیست دیگران چی میگن پس ول کن خببببمن هیچ انتظاری ازت ندارمخببب پس ول کن انتظار ندارم بیای منو بگیری چه اصراری داری هی بیای بگی برم با این حرف بزنم ،برم با اون حرف بزنمعهههههاین داستان ته نداره می دونم پس ولش کن برام مهم نیست . . .

کاش فردایی نباشد بلند شوم و ببینم که درخت شده ام

آفتابگردون هارو توی گلدون روی میز مرتب کردم و خودم رو پرت کردم رو کاناپه بغض داشت خفم میکرد و من قلبم شکسته بود تا دیروز تقلای بیهوده ای داشتم تا همه چیز رو درجای درست خودش قرار بدم و تلاش میکردم تا جایگاه خودم رو پیدا کنم ولی از همون دیروز دیگه برام مهم نیست چه اتفاقی می افته دیگه برام مهم نیست دیگه برام مهم نیست دیگه برام مهم نیست 
و فقط امیدوارم دیگه فردایی درکار نباشه تا بلند شم . . . .

همسرم سورپرایزم کرد خوشحالم کرد خوشبختم

همسرم تاج سرم بهترینم به بهترین و شدید ترین شکل ممکن سورپرایزم کرد، تا سرحد گریه خوشحال شدم از ته قلبم، جوری که نمیدونستم باید چیکار کنم و چی بگم. برام گل خرید، شیک ترین و قشنگ ترین و خوشبو ترین گلی که بود به عمرم دیده بودم. برام نوتلا خرید، دقیقا خوراکی ای که من عاشقشم و توی رویام بود که همسرم برام بخره. و از همه مهم تر و زیباتر کارت دعوت عروسی ای بود که برام سفارشی ساخته بود، بی نهایت خوشحالم کرد. بی نهایت عاشقشم.بی نهایت. تا آسمون خدا خوشبختم. . . .

با غم دوریت چه کنم

ازتو نامردتر و وجدان تر هم مگه کسی هست؟هیچ کسی اندازه ی من عاشقت نبوده و نبست.خدا نابود کند کسی را که تورو از من گرفت.اگه توی این دنیا خدا حقم رو ازش نگرفت تو دنیای دیگه میگیره.من تا زنده ام نه تو را میبخشم و نه اون وروجک زرد را میبخشم که باعث جداییمان شد.رفتی به درک.تنهام گذاشتی به درک.هنوزم هنوزه دلتنگتم.هنوزم روزی نبست که بدون فکر کردن بهت بگذره.منم خدا تنهام نذاشت و کنارم بود.تو اگه با یه زن بهت خوش میگذره من با بچه هام.لعنتی تو حتی حرمت بچه ه . . .

بالاخره

آبجیم زنگ زدآخیش!چه حس خوبی!مامان ۲۰ آذر میره تا ۴۰ روز میمونه پیش فاطمهو من هر روز نگرانیم نسبت به خودم بیشتر میشهتنهایی سخته براماماهمینکه خواهرم و خوشگل خاله خوب باشنبرام کافیه . . .

دونت دونت دونت دونت

وقتی افسرده میشم هیچی برام مهم نیس
برام مهم نیس مامان کدو میگیره حلوا شو درست میکنه
برام مهم نیس تو اونشب ماکارونی نخوردی
برام مهم نیس دو کیلو اضافه کردم
برام مهم نیس هنوز اجرا ها و مومنتا و ریکشنا رو ندیدم
مهم نیس صورتمو پاک نکردم
مهم نیس پوست موز نزدم
مهم نیس پستام چقد لایک میخوره
مهم نیس تو چرا یه قرنه آن نمیشی
مهم نیس شام چی داریم
مهم نیس هیچی!
مهم اینه که من اشتباه کردم
بدم اشتباه کردم
و یه دونه اشتباهم نکردم
پشت سر هم کردم!
فقط کردم . . .

ندانسته

اونقدر گیجم ک نمیدونم به چی فکر کنمحتی نمیدونم خوبم یا بد:)به معنای واقعی سبکم ازادم و خالی از همه چیفقط بعضی اوقات فکر میکنم خیلی افراطی به همه چیز نگاه میکردم:))شب نتایج برای اولین بار درست حسابی گریه کردم:)دیروز برام کیک خریده بودن اولین بار بود ک برام کیک میخریدن و شمع فوت میکردم(قبلا فقط بهم کادو میدادن بدون کیک و.)خاله چون همه اینجا بودن ی هفته زودتر تولد گرفتن که همه باشندختر ا خاله ها برام خرس و یه تابلو (تابلو وضعیت ستاره توی شب تولدم ) . . .

لجبازی

من وقتایی که ناراحت و سرخورده هستم، یا اتفاق بدی برام افتاده، به جای مراقبت از خودم، بیشتر با خودم لجبازی می کنم؛ مثلا غذاهای بد می خورم، یا از پوستم مراقبت نمی کنم. یه جورایی انگار از خودم انتقام می گیرم. البته دلیلش رو نمی دونم. شاید ته دلم میخوام خودم رو به خاطر حال بدم تنبیه و سرزنش کنم. گاهی وقتا هم توی موقعیت های خوب به خودم اجازه لذت بردن از زندگی رو نمیدم. فکر می کنم بیشتر سختگیری هام بی جاست. البته بهتره بگم توی مسیر درستی نیست چون زندگ . . .

سیندرلاااااااااااااااا:))))))))

حتی سیندرلاهم میتونست تا۱۲ شب تومهمونی باشه و باپسرمردم برقصهودرنهایتم باهمون ازدواج کنه ولی من بایدساعت۸شب خونه باشم وازسینگلی لذت ببرم :))))))))))البته اینو یکی از خواننده های دختر وبلاگ برام فرستاده دمت گرم شما هم جوکهاتون رو برام بفرستید  . . .

زمان همه چیز رو حل می‌کنه؟

میگن زمان خیلی چیزها رو حل می‌کنه. راست هم میگن. خیلی غم‌ها با گذر زمان فراموش میشه، خیلی دلخوری‌ها با گذر زمان رفع میشه، خیلی از روابط با گذر زمان تغییر می‌کنه و .
شاید فراموش شدن یه غم مثل غم از دست دادن یه عزیز که هیچ کاری نمیشه براش کرد، اتفاق مثبتی باشه. یا از بین رفتن یه دلخوری الکی مثل اختلاف‌های خانوادگی عجیب و غریب. اما در کل وقتی به این موضوع فکر می‌کنم که زمان چقدر می‌تونه رو مسائل مختلف تاثیرگذار باشه، غصه‌م می‌گیره. در واقع . . .

چیزی نمیدانم از این دیوانگی یا عاقلی

ا. هیچ وقت بد نشو هر چی هم که شد بد نشو هر چقدرم دوستم نداشته باشی برام مهم نیست هر چقدرم ازت دلخور باشم مهم نیست من بازم دوست دارم ولی بد نشوبزار همیشه دوست داشته باشم بزار  همیشه یه نور باشی برام بین این همه تاریکی  مواظب خودت باشدلم برات هنوزم تنگ میشه هنوزم خوابتو میبینمهنوزم توی دنیا برام یه دونه ای دردونه ای امیدوارم حالت خوب خوب باشه تو برای من تجسم  نوری    . . .

دلم گرفته

گاهی دل آدم چنان میگیره که حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو نداری. دوست داری فقط بشینی یه گوشه به دور از هر کسی تو دنیای خودت باشی. امروز از اون روزاست برام. حوصله ندارم. نشستم یه دست گریه هم کردم اما خالی نشدم. سر درد دارم و اصلا خوب نیستم. حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو ندارم. این پست رو نوشتم و نت گوشیم رو خاموش میکنم، خود گوشی رو هم خاموش. میرم میشینم یه گوشه پای کارام. تو خلوت خودم. بهترین جایی که دوستش دارم. جایی که لازم نیست خودت رو به دیگران ثابت کنی. جا . . .

دلم گرفته

گاهی دل آدم چنان میگیره که حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو نداری. دوست داری فقط بشینی یه گوشه به دور از هر کسی تو دنیای خودت باشی. امروز از اون روزاست برام. حوصله ندارم. نشستم یه دست گریه هم کردم اما خالی نشدم. سر درد دارم و اصلا خوب نیستم. حوصله هیچ کس و هیچ چیز رو ندارم. این پست رو نوشتم و نت گوشیم رو خاموش میکنم، خود گوشی رو هم خاموش. میرم میشینم یه گوشه پای کارام. تو خلوت خودم. بهترین جایی که دوستش دارم. جایی که لازم نیست خودت رو به دیگران ثابت کنی. جا . . .

دوس دارم زندگی رو.دوس دارم زندگیمو

اول این هفته شروع جدیدی برام بود.بعد از ماه ها دوری از کار و شرکت و .شروع همیشه سخته.اونم بعد از این همه راحتی.فان مع العسر یسرا.خدایا خودت کمکم کن برای ادامه بهترین تصمیمو بگیرم.خودت کمکم کن بتونم درست انتخاب کنم.برای موندن یا ادامه ندادن.خودت بهترین مسیرو برام انتخاب کن.بهترین تغییرو برام درنظر بگیر. . . .

سینزده

سلام دوستان 
  خوش می گذره ؟برام خیلی دعا کنید فقط سینزده روز دیگه تا یه اتفاق مهم دارم نمی دونم که سینزده منم مثل بقیه سینزدها نحسه یا نه خوش یمن درمیاد .برام دعا کنید . . . .

the awfull Religion exam

Hey guys ??whats up!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1!we had a awfull exam todaythese two are begging me to type in persion but I wont do that ??you know whatIm so bored soIll let them do it .here you goسلام عشقااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااحالتوووووووووون خوبهههههههههههه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ما که عالی ایمخانواده محترم خوبن؟؟؟؟خلاصهههههههه . . .

من نیت میکنم تو برام حرف بزن!

درونم شلوغه و نمی دونم چی بگم.
یک وقت هایی نمی دونم کی ام؟ چکاره ام؟ هدفم چرا گم شد؟ چرا ول دادم؟ چرا شل شدم؟ (علاوه بر کار حرفه ای توی فضای مجازی) دلم یه هدف محکم میخواد تا توی فضای حقیقی براش بدوام. 
بدبختی اینه خودم میدونم چمه ولی راه حلش رو نمیدونم.
از قضاوت شدن و راه حل های بقیه خسته و زده شدم.
حوصله ی حرف زدن با بقیه رو ندارم.
یه رفیق دارم که هیچ وقت بهش نمیگم چمه، فقط بهش میگم "من نیت میکنم تو برام حرف بزن" چون خودش میدونه و بهش گفتم که خدا خ . . .

why i should feel this way, i feel you outside

حرف زدن چیز عجیبیه، یه وقتایی بیشتر از هر چیزی بهش نیاز پیدا میکنم، بیشتر از رابطه های آب دار، بیشتر از غذا، بیشتر از سلام ها و خوبی ها، بیشتر از تحسین ها و کلَپ کلَپ ها. و هر چقدر که کلمه برام با ارزش تر میشه، فرصت حرف زدن برام محدود تر میشه، مکالمه داشتن برام سخت تر میشه و وسواسم تو خرج کردنش بیشتر میشه. دلم برای کلمه رد و بدل کردن و بازی با مغز وقتی تلاش میکنه کانکت شه، به دیگری، به حسِ متقابل،تا ازش کلمه تولید کنه و بوووممم، پاسش بده مغز . . .

درد

امشب شبی هست که هیچ کس حتی مادرم نمیداند من چه حسی دارم و قبلم از درد داره تیر میکشه نمیدونم حکمت خدا چی هست من اینقدر دارم براش صبوری میکنم شاید هیچ وقت نباید صبر میکردم و در فکرش میبودم ولی کاری که بامن کردن من هیچ وقت نمیتونم فراموش کنم وقلبم واقعا به تمام معنا شکست اون روزها منی که نیتم خالص بود بد و سخت تمام شد برام خدایا فقط حکمت این نشدن رو ازت میخوام بهم نشون بدی اگر نمیشد چرادفرستادی پس چرا اینجوری شد خدایا سختمه نه میتونن گریه کنم نه . . .

عجیبه برام

چقد برام عجیبه ک از اشتباهات بقیه ب راحتی میگذرم بعد همون بقیه ب خاطر ی چیز مسخره خودشونو واسه من میگیرن و کلاس میذارنخدایا چرا دنیا برعکسه؟
تازگی ها نمیدونم چرا قلبم اینقد بد میزنههی تاپ تاپ میکنه محکمالان دقیقا فهمیدین قلبم چش شده یا بیشتر توضییح بدم؟؟؟ داداش محمد حسین رفت دیروز ساعت دوازدهالبته بردادر شوهرمه اما مثل داداش نداشتم دوسش دارم براش شیرینی کشمشی هم پختم خوبه وقتی بمیرم همه یاد شیرینی هام میفتن آخه هنر دیگه ای ک ندارمب . . .

دوگانگی دور و نزدیک

احساس آرامش دارم. برام تجربه سنگینی شد. آینده‌ام رو متأثر می‌کنه اما تجربه‌ی نابی بود؛ برام کلی آموزنده بود و فهمیدم تعادل بین عقل و احساس رو، فهمیدم که انتخاب عقلانی خیلی سست ه و با یه واقعیت جدید  می‌شه از بین بره.الان شادم. خب منم اشتباه داشتم و اشتباهاتم ریشه‌ای بودند. . . .

14:44

کاش یه روز یکی بیاد که خوبی ها رو برام تداعی کنه که دوست داشتنش باعث شه به خودم افتخار کنم که از داشتنش و بودنش تو زندگیم خدارو شکر کنم که انقدر دوسش داشته باشم و دوسم داشته باشه که دیگه هیچی برامون مهم نباشه که باهاش همه تلخی ها رو یادم بره که بمونم براش که بمونه برامکه بخندونیم همو که خدا بخواد ما رو باهم:)    . . .

آدمی موجود عجیبی است

واسه پیدا کردن تاریخ یکی از سفرهای شش سال پیشم، گوشی قدیمیم رو روشن کردم. چون من همه مناسبتها و اتفاقات رو تو تقویم گوشیم یادداشت میکنم.
وای باورم نمیشد که یه زمانی از این گوشی استفاده میکردم! همه چیز خیلی برام عجیب و غریب بود!
صفحه به اون کوچیکی! عکسای به اون بی کیفیتی! و جالبه اون موقع خیلی هم راضی کننده بود برام!
پیاما رو خوندم و چه خاطراتی که زنده شدن. یه زمانی این گوشی دنیایی بود برای خودش!
همیشه وقتی تو زندگی به یه خواسته ای میرسیم، بعد از . . .

تجدید

سلام    امیدوارم از هرروز بهتر باشید 
 بعداز سالها دوری بالاخره تونستم برگردم به همین فضای مجازی   / 
میهن بلاگ نذاشت که دیگه راهمو ادامه بدم    امید دارم اینجا شروع تازه ای برام بشه .
دوباره سلام به همه ی دلشکسته های عشق % . . .

کاش بروم برای همیشه .

خسته ام . خیلی خسته . از زندگی و همه ی آدمها خسته ام . دیگه نمی خوام برای زندگی تلاشی بکنم . حتی آینده ی بچه هام هم دیگه برام مهم نیست . دیگه اینهمه زحمت و تلاش و بدو بدو بسه . وقتی آدم اینهمه زحمت می کشه و همش بی نتیجه می مونه . وقتی حتی نزدیک ترین آدمهای اطرافمون هم قدر نمی دونند و نمی فهمند . یعنی فاتحه همه چی خونده شده . 
از قدیم و ندیم گفتند برای کسی بمیر که برات تب کنه . و من توی این دنیا هیچ کسی رو ندارم که برام تب کنه ! هیشکی رو ندارم . . . .

سال نو شد. خب مبارکه  همیشه نوروز برام دوست داشتنی بود. همیشه لحظه تحویل سال برام مهم بود. لحظه تحویل سال یه حسی از غم و شادی رو باهم برام میاره. حس عجیبیه. دوست داشتنی و ماندگاره.سال قبل اولین سالی بود که پیش خانواده ام نبودم. تنها سال رو تحویل کردم ولی امید داشتم. ناراحت نبودم.منتظر کسی بودم که بیاد سال بعد رو باهم تحویل کنیم.امسال اما، اومد. در واقع نیومد. من رفتم پیشش!لحظه تحویل سال منو تنها گذاشت و رفت bar و خودش با دیگران جشن گرفت . به نظر من . . .

انتظارسخت وشیرین

بهترین چیزی که در زندگی میتوان نگه داشت بکدیگر است عزیزم از صبح منتطرم پیاممو بخونی میدونم متوجه پیام شدی  .من سخت تر از اینا رو به خاطر تو وعشقت گذراندم این که چیزی نیست .انتظار چیز سخت وعجیبه ولی برام خیلی شیرینه چون تو هستی انتطار برای تو برام سخت ولی شیرینه عزیزدلمدوست داشتنت مرا کافیست عزیزم   . . .

واقعیت تلخ

واقعیت اینه من پر از عقده ام عقده مورد توجه بودن عقده محبت دیدن عقده پول داشتن عقده طلا داشتن و همه اینها رو زندگیم تاثیر بدگذاشته و امشب یه دعوای وحشتناکی شد بین من و شوهرمخیلی سخته همه چی برام :(کل این زندگی برام سخت شده نمیدونم باید چ کار کنم کجای زندگیمو روح و فکرمو بگیرم و خودمو جمع و جور کنم    . . .

فلوکسیتین بریزین تو آب و خلاصمون کنید.!!

نمیدونم فقط منم که حس میکنم دیگه اصلا قرار نیست حالم خوب شه و همه چیز برام عادی شه؟چیزای بدتر و فرضیه های بدترو میخونم و گریه ام میگیره و هی با خودم سبک و سنگین میکنم که کار کردن تو والمارت و اوناوضاع سخت تر بود یا الان؟بعدش دقیقا جمله ی بالا برام تکرار میشه من یا خیلی از ماها حالمون خوب نمیشه و دوای دردمونمنمیدونیم:") . . .

از دست دادن حس لذت مسافرت

چند روزی رفتم مسافرت .نمی دانم چرا دیگه سفرهام برام خوشایند نیست . نمی دانم دنبال چی هستم وقتی بر می گردم خانه این سوال برام پیش میاد که اصلا برای چی رفته بودم من که روحیه ام عوض نشد من که خستگی ام در نرفت . نمی دانم چرا احتمالا حس لذتم رو از دست دادم .دلم می خواد برم سفر . اما وقتی می رم  سفر نمی دانم چرا به خواسته هام نمی رسم .یک جورایی فکر کنم خل شدم .   . . .

اولین میان ترما

این روزا درگیر میان ترمای دانشگاهم راستشو بخواین خیلی هم در حال درس خوندن نیستم هنوز گیجم نمیدونم چیکار دارم میکنم یه سری تغییر تو عقایدم ودیدم به جامعه به وجود اومده واین همزمان شده با ورودم به دانشگاه این وسط با آدمای جدید و عقایدشون مواجه میشم و راهو برام سخت تر میکنه انتخابو برام سخت تر میکنه حتی درست فکر کردن هم برام سخت شده و از طرفی هم حرفا ی خانواده ام راستش فکر کنم باید این موضوع رو تو چند تا پست دیگه کامل توضیح بدم فعلا در همین حد بگ . . .

brother advice

دو روز اول حالم خیلی خوب بود. اما عوض شد با برادرم حرف زدم و قسمتهایی رو براش تعریف کرد. منطقی و همچنان با احساس گوش کرد و پیشنهادی که داد رو قبول دارم اما احساس می کنم برام سخته برم دوباره اونجا اما راه چاره دیگری برام مونده؟ . وقتی تو شهر راه می رفتم نگاه می کردم به ادمها . و من چقدر عوض شدم برای اول بار در زندگی م . شاید اول بار شاید هم نه . دوست داشتم قصه طور دیگری بود. و باشه. اما مسیر اونطوری که دلم می خواست نشد. بخاطر همین وقتی برمی . . .

پیمان پیمان

جالبه که همون روزی که من داشتم به آخرین پیامم نگاه می‌کردم پی‌ام بده هنوزم نمیخوای حرف بزنی؟و جالب‌تر اینکه واقعا برام فرقی نداشت. جالب بود که اون اعتماد به نفسی که قبلا برام جذاب بود الان روی اعصابم بود. فروتن بودن چیزی ازتون کم نمیکنه بچه‌ها.فروتن و متواضع باشیم.پیمان پیمان، فروتن باش الاغ. . . .

یه فراموشی کوچولو

امروز یه اخطاریه از طرف مدیر ساختمون برام اومده که 6 ماهه که شارژ ساختمون رو پرداخت نکردم. 6 ماهههه. لعنتی اصلا یادم نبود برم پرداخت کنم. به کل فراموش کرده بودم.امیدوارم آب و برقمون رو قطع نکنن.  . . .

روز ۲۸ اسفند

امروز چه روزیس؟من هنوز تو دیروزم اتفاقای خوبی برام افتاد . واقعا؟بلی کلی اعتماد به نفس گرفتم . راستی یه چیزی که هستاینکه دلیل یه سری از آدما تو زندگیمو نمیدونم .یه چیز جالبی که هست که همه ازم میپرسن چرا تنهایی رو دوست دارمدلیلش  این نیست من خودمو برتر از همه میدونم من همه ادمارو رو دوست دارم و براشون ارزش قائلم .اما ادما خشمی تو وجودشونه نسبت به هم من از اون فاصله میگیرم . برام دردناکه دائم اینو ببینم . دیروز بیرون بودم و اتفاقای خوبی برا . . .

معرفی پادکست

نمی‌دونم چرا در دورانی که تعریف خیلی‌ها از اینترنت شده اینستاگرام و تلگرام، من رو آوردم به سنت قدیمیه بلاگ نویسی! دلیلش فعلا برام مهم نیست، مهم اینه که بلاگ نویسی این فرصت رو برام فراهم میکنه تا از سرگرمی‌های این روزهام بنویسم. یکی از سرگرمی‌هام که این چندسال اخیر بدجوری وابسته‌اش شدم گوش دادن به پادکست‌های فارسیه.
ادامه مطلب . . .

چطور با برادر خودسر خود برخورد کنم؟!

سلام
من آقایی ۲۳ ساله هستم و یک برادر کوچکتر هم دارم که حدود ۱۶ سال داره، یکی از بزرگترین مشکلات زندگیم همین برادر کوچیکه هست، حقیقتش اصلا ما دو تا هیچی‌ مون شبیه هم نیست، ظاهری شبیه هستیم ولی باطنی مثل زمین و آسمون .
من آدم ساکت، آروم و مثبتی هستم، تفکرات عمیقی دارم و دوست ندارم تو کار کسی دخالت کنم یا بی‌ احترامی کنم. خلاصه که سرم تو لاک خودمه، ولی اون داداش ما کاملا برعکس .، یک آدم بی‌ فکر که هر چی به ذهنش میرسه سریع به زبون میاره، حال . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)