98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

رپ اینه دادش

متن کامل آهنگ بنیامین بهادری راحت

بنیامین بهادری–راحت
راحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدم
من نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت
چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرف
این روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش به تو
نمیدونی چقد آسونه مردن براتو
نمیدونی چقد آرومه حسم باهاتو
تو اومدی همه قانون دنیام عوض شد تو اومدی یهو دیوونه دیوونه تر شد
دیوونه تر شد
چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف
من باشم و تو باشیو ت . . .

سقف

چقدر جنگیده باشم خوبه؟چقدر اشک ریخته باشم ؟چقدر سکوت ؟چقدر صبر؟چقدر حرف ؟من باید بخاطر خودم .برای اولین بار تصمیم بگیرمبرای خودم.محالی که هرگز وجود نداشت کاش میمردم.اما حق تصمیم و تقسیم به دوشم نبود.گوشه اتاقم به پنجره خیره امو چرا هایی که چرا زودتر به دادش نرسیدم . . .

دانلود آهنگ راحت به خودت دادي منه بد پيله رو عادت

دانلود آهنگ بنیامین بهادری راحت + متن اهنگ Download New Mp3 Music Benyamin Bahadori – Rahatدانلود آهنگ جدید بنیامین بهادری به نام راحت با لینک مستقیم و کیفیت 320 و 128 از تهران دانلودمتن آهنگ راحت بنیامین بهادری راحت به خودت دادی منه بد پیله رو عادت وای چه کاری میکنه عشق یه آدم با دل آدممن نمیتونم از تو دور بمونم حتی یک ساعت …چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرفاین روانی هیچ کجا جز پیش تو عاقل نشد دنیاشو دادش ب . . .

2665

بعدز دوسال توو جمع ِ فامیل حاضر شدن مواردی كه به چشم میان اول اينه كه " چقدر بچه ها بزرگ شدن " ، دومیش اينه كه " چقدر حرف زدن سخت تر شده " ست  ، سومیش اينه كه " اینا كه همون ببوهای قدیمن " ، چارمیش این كه " *** عصاب و حوصله ـم بیشتر به *** رفت " والسلام .- ولی خب یه تجدید دیدار ِ مزخرفانه ی دوباره ی  با دختر و پسرای فامیل شد . خیلیم بد نشد ، هوم ؟؟ پوف ، جدا بیهوده و كاملا خالی از لطف بود . . . .

پهلوی به رواتی علم(34): قتل دبیرکل حزب مردم به فرمان شاه

2608 - اسدالله علم» معتمد محمدرضا پهلوی» می‌نویسد: ". بیچاره (ناصر) عامری رئیس حزبی که (در دهم بهمن ۱۳۵۳ در جریان یک تصادف در جاده رشت – بندر انزلی) کشته شد، فقط در یک جلسه گفته بود چرا حالا که عایدات نفت داریم، تحصیلات را مجانی نمی‌کنید؟». هویدا چنان نانی جلوی شاهنشاه برای او پخت که اگر من به دادش نرسیده بودم، قطعا به حبس می‌افتاد و تازه حسب‌الامر شاهنشاه دو سه ماه بعد از این جسارت عامری، همین کار انجام شد»منبع: خاطرات علم، جلد۵، ص۲۱۳ (۸ ش . . .

دانلود مداحی مهدی اکبری هر کی سینه زده اون حسابش جداست

دانلود مداحی مهدی اکبری هر کی سینه زده اون حسابش جداست
شب 29 صفر 1398نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیهر کی سینه زده اون حسابش جداستمزد یش سفر کربلاستاین شبا روی لبام ذکر همه رضا رضاستآخر صفر تو مشهد چه قیامتی به پاستسی ام صفر مثه اربعین کربلاستامید همه ی جا مونده ها یا علی بن موسی الرضابیا دلمو نسوزون آقاحواله ی من کن کربلا  یا علی بن موسی الرضایا رضا مدد علی موسی الرضاانتظارم اينه که تو م آقاتو ضمانت کنی م . . .

برای اتمام ۲۲ سالگی

چند روز پیش داستانی در همشهری خواندم از مردی که خرت و پرت های زیادی در سال های زندگی مشترک اش جمع کرده و همه رقمه یادگاری نگه داشته بود و حالا که زنش از آشغالدانی که ساخته بود رفته بود و قصد جدایی داشت میخواست یک یادگاری عاشقانه انتخاب کند به زن نشان دهد و خاطرات و احساساتش را با آن تحریک کند تا برگردد میرود داخل انبار و  روی نردبان تعادلش را از دست میدهد و طبقات فی انبار هم میفتد رویش وعکس رادیوگرافی زنش میافتد روی صورتش عکس را میبوسد و جا . . .

قضاوت

ساعت حوالی نیمه شب بودصدای جیغ و دادش تمام كوچه رو پر كرده بود و هرچه پدر و مادر میخواستن آرومش كنن، آروم نمیشد.از سروصداها معلوم شد پدر و مادر تازه از هم جدا شده‌اند و پدر بچه را آورده بود تا دو روز آخر هفته را پیش مادرش باشه. بچه حاضر نبود بغل پدرش بره و نمیخواست بره داخل ساختمون.پدر میگفت : دوست داری بری بغل مامان بخوابی؟ بری بالا؟فقط جیغ میزد. توی اون همه صدا میگفت نمیام."تو رفتی خونه خودت. من خونه تو نمیااااااام. خونه من اونجا نیست. . . .

58

او از همان بچگی همینطور بود. یک دختر حرف گوش کن. روی حرف بابا مامانش حرف نمی زد. تک دختر خانه بود و ته تغاری. از برادرهای متعصبش هم حرف شنوی داشت. یک روز آمد و گفت چکار کنم. گفت میترسم. از یک طرف دوستش دارم از طرف دیگر اگر پدر و مادرم بفهمند جنازه ام را میگذارند دم در خانه. گفتم به حرف دلت گوش بده .گفت میترسم. حالا تنها چیزی ک به دادش نخواهد رسید همان ترسیدن است.گفتم به حرف دلت گوش بده. نگفتم؟دیدی ترسیدن هیچ سودی نداشت. دیدی همان پدر و مادری که تو از . . .

متن آهنگ راحت از بنیامین بهادری

متن آهنگ بنیامین بهادری به نام راحت
Text Music Benyamin Bahadori Called Rahat
✿●✿چشمای تو یک طرف تموم دنیا یک طرف ✿●✿✿●✿من باشم و تو باشیو تموم دنیا یک طرف✿●✿✿●✿این روانی هیچ کجا جز پیش تو ✿●✿✿●✿عاقل نشد دنیاشو دادش به تو✿●✿
آهنگ بنیامین بهادری راحت
برای مشاهده متن آهنگ به ادامه مطلب مراجعه بفرمایید
ادامه مطلب . . .

چو عاشق می شدم گفتم ربودم گوهر مقصود ندانستم که این دریا چه موج خون فشان دارد

کله شق و بد پسندم، حتی یک جوراب هم که قرار باشد بخرم باید همان چیزی که در ذهنم هست باشد، بنابراین سبک زندگی ام را خودم انتخاب کردم، این چیزیست که می توانم دادش بزنم و افتخار کنم که این زندگی هر گندی که هست انتخاب خودم بوده. من انتخاب کردم معلم باشم هرچند هیچ وقت رویایم نبود، هر چند هیچ وقت شخصیت معلمی نداشته و نخواهم داشت اما خودم خواستم لحظه آخر 89 امین انتخاب رشته شاید یک لحظه خون به مغزم نرسید یا هرچیزی که اسمش نصیب یا قسمت باشد اما به . . .

شب جهنمی

دیروز عصر خونمون امدخدا واسه کسی نخواد چقدر وحشتناک عصر حدود ساعت 8 رفتیم پایین خونه مامانم اينها با متیناداداشم هم اونجا بود مشغول حرف زدن و بازی بودیمکه داداشم خداحافظی کرد و رفت خونه اش طبقه سومکه یهو صدای دادش بلند شد که بدو بدو رفتیم بیرونمن سریع رفتم سراغ در دیدیم در اصلی بازبستم و قفلش کردم آسانسور را خاموش کردمرفتیم بالا در را کنده بود رفته بود توخانه داداشم از بیرون یه در آهنی هم داره که متاسفانه فراموش کرده بود ببندهخ . . .

در لحظه زندگی کردن به سبک هومر سیمپسون

یه قسمت از انیمیشن سیمپسونز هست که مارج، مادر خونواده، به هومر، پدر خونواده، مسئولیتهاشو یادآوری میکنه و ازش میخواد برای یه بار هم که شده مسئولبت‌پذیر باشه. هومر که هیچ وقت از هیچ لذت زودگذری نمیگذره میگه: این چیزایی که میگی مربوط میشن به هومرـآینده. وای، خدا به دادش برسه!» بعدشم یه شیشه ودکا خالی میکنه توی مایونز، خوب هم میزنه و بالا میکشه.دقیقاً به همین دلیل من با شعار در لحظه زندگی کن مخالفم. اگه یه حیوان بودیم اشکال نداشت در لحظه زند . . .

حقیقت

می دونی حقیقت چیه؟حقیقت اينه كه من از تو بدم میاد.از تو و تموم اون كتابهات بدم میاد.از وقتایی كه سرت رو تو اون كتابهای لعنتی می كنی بدم میاد.از اینكه فكر می كنی بیرون اون كتابها هیشكی عاشقت نیست بدم میاد.از اینكه می گی احساس بی نیازی به همه آدمها داری بدم میاداز شماره تلفنت.از ادرس ایمیلت.از همه عكسای زشتت.از صدات.از هر چیزی كه منو بهم ریخته بدم میاد.نه!.می دونی حقیقت چیه؟حقیقت اينه کهمن،عاشقتم  . . .

آینه‌های دردار

در فرودگاه لندن، بر نیمکتی هنوز خوابش نبرده بود که صداهایی شنید، دستی هم به شانه‌اش خورده بود. دو پاسبان بودند، بلند قد، یکی با تاکی واکی و آن یکی که، دست بر شانه‌اش گذاشته بود، پرسید: اینجا چرا خوابیده‌ای؟
_منتظر پرواز به برلنم.
_گذرنامه خواست. دادش. حالا دیگر ایستاده بود، گیج خواب. همان پرسید: تولد؟
سالش را گفت، ۱۳۲۶ که می‌شود ۱۹۴۸. روز و ماه تولد حتی به شمسی یادش نیامد. گفت: ما جشن تولد نداشته‌ایم که یادمان بماند. می‌بایست بگوید نسل ما، ی . . .

برزخ

انتخاب یک شالوده ایی ست که خداوند در درون انسان قرار داده است تا بتواند راه درست و غلط را انتخاب کند.و در لوح سرنوشت خود بنویسد.اما گاه با این شالوده انسان چنان خود را در برزخی قرار میدهد که گویا دیگران او را در این راه انداخته اند.بگذار واضحتر بگویم.مسیر رو بهت نشون میدن چپ و راست و بهت میگن.باز خودمونو میندازیم تو راهی که سالها از زندگی عقب میمانیم.اری عقب مانده ام از خدای خودم و از خودم و از همه عقب مانده ام.برزخ اينه که جایی گیر کنی نه راه پس . . .

خان هفتم

  یه اشکال بزرگ ما آدمها اينه که همیشه فکر میکنیم که نشدنی وجود ندارههمیشه تو ذهنمون مهره ها رو درست میچینیمدرست حرکت میکنیمدرست حرف میزنیمو به یه نتیجه رویایی میرسیم. ولی واقعیت اينه که نه، همیشه هم درست نمیشههمیشه نمیشه رو روال حرکت کردنمیشه منطقی قدم برداشتنمیشه راحت گذشت خوب تا کردن و تاب آوردن، دل بزرگ میخوادخیال راحت و انگیزه میخوادوقتی حتی یکی از اینا هم نباشه،شاید تاب نیاریشاید آرامشی که در پی برداشتن قدم های درست ان . . .

خاطره

یه چیزى بهتون بگممن همه جاى تهران خاطره دارم. اما نه با یه نفر. با آدماى مختلف. و جالبه كه همه شون به نحوى ناامیدم كردن. اينه كه فقط یه نفس عمیق میكشم و از خیابوناى خاطراتم رد میشم:))) . . .

16 ا

بعضی وقتا به فاصله چندتا شهر از هم دور بودیمو ازش میپرسیدم الان كجایی؟میگفت چه فرقی به حال تو میكنه دوریم از هم نمیفهمید! نمیفهمید دورتر كه میشه دلتنگیه منم بیشتر میشهچندروز پیش سر یه داستانی پیام داد و كلی خندیدیم و حرف زدیمفرداش دیدم بلاكم كرد، دهنم باز موند اخه چرا؟من كه ازاری بهت نرسوندم!میدونم طرز فكرت اينه كه باید برای به دست اوردنت هركاریمیكردم،ولی بعضی وقتا باید چیزیو كه عاشقشی رو ولش كنی ببینی برمیگرده؟فقط میخواستم بفهمم با تمو . . .

البته اگه ميفهميدن كه اينطور نبودن مشكل اينه كلا نميفهمن

متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن احترامی کهبهشون میذاری، از شخصیت خودته، نه کمالات اونا :) +  مخاطب نداره ^_^ . . .

توف!

‏اونی که واسه اولین بار گفت "گذشته ها گذشته" رو باید میگرفتن در ملاء عام اعدام میکردن تا بفهمه نباید حرف مفت زیاد بزنه، واقعیت اينه که گذشته ها هیچوقت نمیگذرن، گذشته ها انقدر باهات میمونن تا ذره ذره وجود و روح و روانتو دق بدن"مورفین" . . .

چيدمان ميز

 سلام حال و احوالتون چطوره؟یكى از عادت هاى من اينه كه قبل از اینكه مهونا بیان ، ظرفُ ظروف رو آماده میكنم و میچینم تا بدونم چى جاش كجاست و چى رو كنار چى بزارم تا دیزاین میز زیباتر باشه.وقتى میز رو از قبل میچینم ، موقع سرو غذا هول نمیشم و مهمتر اینكه چیزى از قلم نمیفته و جاى هرچیزى رو میدونم و براى انجام كارها وقت بیشترى دارم همیشه روزهایى كه مهمون داریم كلى كار داریم كه با یه برنامه ریزیه درست میتونیم سر فرصت همه ى كارهامون رو به بهترین ن . . .

البته اگه ميفهميدن كه اينطور نبودن مشكل اينه كلا نميفهمن

متاسفانه یه عده هنوز نمیدونن احترامی کهبهشون میذاری، از شخصیت خودته، نه کمالات اونها :) + پستم مخاطبی از بین خواننده های وبم نداره :) . . .

پست591نوشت

سلام خوبین همگی؟
البته میدونم همه خوب نیستیم، ولی خوب چه میشه کرد؟ این شهری که منم شرایط خیلی بهم ریخته و ناامنه و دوروز اول هفته رو که با در بسته کار کردیم درواقع اصلا کاری نکردیم فقط منو وتریون رفتیم سرکار چون نمیشد نریم، و کلا هنوزم خیلی شرایط عادی نشده و بیشتر ازاین نمیتونم اوضاع رو شرح بدم فقط خدا به خانواده های داغ دار صبر بده،. هممون شرایط رو میدونیم ولی خوب شرایط شهری که منم شاید بدترین بود در بین بقیه شهرها.
از شرایط کاری بگم یکم شرای . . .

عنوان ندارد!

وقتی قرصهایش را به جای اینکه بخورد ، عمدا جلوی من می اندازد روی زمین که توی پرزهای فرش گم بشود خدا را شکر می کنم که بچه ای ندارم  وقتی لج می کند و می رود با آب سرد حمام می کند و بعد تا دو ماه سینه پهلویش طول میکشد خدا را شکر می کنم که بچه ای ندارم. وقتی توی هوای سرد که هر کسی از سرما یک گوشه خزیده بدون لباس گرم می رود توی حیاط و گوشش بدهکار نیست برای پوشیدن لباس گرم خدا را شکر می کنم که بچه ای ندارم . وقتی الکی شروع میکند به نفرین به زمین و زمان و گر . . .

چهار حرف دربه‌در

پیش‌حرفی: وقتی ویرت می‌گیره که توی وبت یه چیزی بنویسی و در عین حال چیز به‌دردبخوری پیدا نمی‌کنی و نمی‌تونی از مطالبی که خوندی یه جمع‌بندی درست‌وحسابی داشته باشی نتیجه می‌شه چنین مطلبی در چهار بخش.
حرف اصلی:
یک خب همه یه‌سری سرگرمی‌ها و تفریحات تک‌نفره برای خودشون دارن دیگه؛ حالا یا از دیگران یاد گرفتن یا به ذهن خودشون رسیده. یکی از همین تفریحات تک‌نفرۀ من اينه که توی جاهای امن و غالباً خلوت با چشم بسته راه برم. یادم نیست دقیقاً کی و ک . . .

11- نه من نه تو

توام دیوانه ای هستی برای خودت.راستی من که هیچ جا نرفتم. من که موندم. اینکه چندبار بنویسی دل تنگتم و نفرستی فقط واسه اينه که .واسه اينه که تو مجبورم کردی که نگم.حالا نگو که همه انتخابشون رفتنه. این انتخاب تو بود. نه من. . . .

آیا واقعا دعوا نمک زندگیه؟چرا و چگونه؟

در ۹۹٪مواقعی که با همسرم وارد دعوا و مشاجره و بگو مگو میشم،نهایتا چیزی که میاد تو ذهنم اينه که ارزششو داشت؟ارزش داشت سر فلان چیز بی مورد با همسرم دعوا کنم و آرامش زندگیمو بهم بزنم؟همیشه هم جوابم اينه که نه ارزششو نداشت.
مشکل من اينه که تحمل بی نظمی و گیج بازی و حواس پرتی برام سخته و دیدن اينها از همسرم باعث میشه از کوره در برم و اون هم بهش برمیخوره شدیدا.
 
آخ چقد این تپش قلب اذیتم میکنه. . . .

نامه ۳۶

 یه چیزی که خیلی اذیتم میکنه اينه که با یکی حرف بزنی و بعد جوابهاش اینجوری باشه تو باید بنظر من . کی میخوان بفهمن وقتی داری مود روحیتو توضیح میدی زشت ترین کار اينه هی بپری وسط تز بدی. بذار حرفمو بزنم بعد مث دکترا بشین حرف بزن.   . . .

این روزها

این روزا جز گذر زمان همه‌چی یه روال عادی و آروم داره برام
گهگاهی کتاب میخونم؛ فکر میکنم؛ با دوستام حرف میزنم؛ آهنگ گوش میدم؛ پیاده‌روی؛ تفریح و بیرون رفتن و گاهی چک کردن بورسو کارای روزمره؛ دیدن فائزه؛ چند روزی هست دارم به کارای عقب افتادم میرسم یکمی زیادن ولی میخوام حداقل تا آخر دی ماه تموم بشن ولی سعی میکنم زودتر بهشون برسم؛ از فردا میخوام تکلیفمو با انباشتگی اتاقم روشن کنم چون یکمی زیادی کلافم کرده و بنظرم برای شروع کارای جدید نیازه به . . .

از فردای تو نمیترسم.

شاد زیستن اسان است. باید لبخندی پت و پهن بزنی به چشمان خسته ی خودت در اينه ی کوچک اتاق و با خودت زمزمه کنی من از فردای تو نمیترسم
من از بودن در اینجا در مقابل تو در این  اينه ی کوچک زندگی خوشحالم 
من از این صدای گذرای ماشین ها و بوی عجیب خیابان ها، این هوای دلچسب پاییزی خوشحالم
ای ادمک نگران اينه، شاید صدای من رسا نباشد اما تو که میشنوی 
تو که ثانیه به ثانیه در کنار منی 
شاد باش که من دیگر از فردای تو نمیترسم
نمیترسم  . . .

The witcher

این سریال هنوز نیومده فک کنم چون هنوز نتونستم قسمت اولشو پیدا کنمتبلیغشو تو اینستا دیدمفک کنم ازش خوشم بیاد فقط بدیش اينه کباید منتظر موند برای هر قسمت و هر فصلشی بخش خوبم اينه ک زیاده روی نمیکنی تو دیدن حالا کی میاد نمیدونم =( . . .

عوض

شما نمیتونین با ادمی که دیدش به شما اينه:
منو ستایش کن، به من کرنش کن، اولویتت باید من باشم، و باید برده م شی، تا بهت محبت کنم، یا کمک کنم،
ارتباط برقرار کنین.
 
این رابطه محکوم به شکسته.
چه اون ادم از صبح تا شب پای وبلاگ شما چرخ بزنه چه عکس پروفایل عوض کنه به خاطر شما و چه کلا دنبال شما باشه.
 
تا وقتی مایندست کسی اينه،
 
هیچ کس نمیتونه باهاش دوستی بسازه.
 
این جور ادمها عوض هم نمیشن. . . .

طنز نویس خیس شهروز براری صیقلانی

   شهرک متروکه یابریشم  دوشیزهءرشت بقلم شهروز براری
 
 
شکست عشقی ، جوجه کلاغه صد ساله ی شهر. 
نثر آهنگین ، فی البداعه . طنز شاد شایدم بلکه طنز تلخ . 
شهروز براری صیقلانی. باز نشر توسط پریسا مجد روشن
 
 
 
•. توی هفت تا کهکشون 
زیر سقف آسمون 
•. ایزد منان ، پاک سرشت 
گفته بودش یا که نوشت
•. آروم باشید ، برید بهشت
ولی شیطان بد سرشت
•. زیر لبی گفتش ذرشک
یکی بود توی بهشت
     •. تنهایی غمش گرفت 
غصه و ماتمش گرفت
•. رفتش سمت صدای چشمه ی آب
رسید به جرعه . . .

شايد

این روزا احساس غم شدیدی دارم، احساس افسردگی. منتظرم تا كوچكترین اتفاقی بیفته و گریه كنم، مثل امروز كه صبح چندین بار گریه كردم. و غم انگیزترش اينه كه فكر میكنم كسی رو ندارم كه باهاش حرف بزنم و از این حجم اندوه بهش بگم. ولی میدونم كه باید از پسش بر بیام، باید بجنگم و موفق بشم، جنگجو ها هم گاهی خسته میشن. فعلا عقب نشینی كَردم ولی شاید باز هم بجنگم. شاید . . .

قسمتی از کتاب ماری اثر ولادیمیر نابوکف

پانسیون هم روسی بود و هم وضعِ نامطلوبی داشت.نا مطلوب بودنش عمدتاً به خاطر این بود که در تمام طول روز و تا پاسی از شب صدای تراموا در آن شنیده می شد،و این باعث می شد که آدم احساس کند که تمام ساختمان آهسته به حرکت درآمده.در داخلِ هال که به یک راهروی تنگ و خلوت منتهی می شد،آینه ی تاری از دیوار آویزان بود که لبه ای مخصوص برای گذاشتن دستکش داشت و صندوقی که از جنس چوب بلوط طوری گذاشته شده بود که معمولاً پای آدم به لبه اش می خورد و دادش به هوا می رفت. در ه . . .

کاندید

یڪی از ڪاندیداها رفت به یه روستا،
 
گفت چه مشڪلاتی دارید؟ بگید تا حل ڪنم
 
گفتیم والا دوتا✌ مشڪل خیلی مهم داریم
اولیش اينه ڪه گاز نداریم دومیش اينه ڪه.
 
 هنوز دومی رو نگفته بودیم ڪه گفت صبر ڪنید ✋
 
به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من. الو! سلام آقای.، بنده الان در روستای.! هستم و این مردم گاز ندارن، لطف ڪنید به دستور من براشون گازڪشی انجام بدید. جان؟. ڪی؟ . یڪ هفته بعد از انتخابات؟ . بله بله. پس من قول بدم از جانب شما؟. بسیار خوب
 
گ . . .

سردم.

امشب تو همین شب.توی همین قدر هم قدر نبودنتو میدونم.میدونی دلم گرفته.نه از تو نه از نبودنتراستش خودمم نمیدونم از چی دلم گرفته.از شب قدری که هیچ امیدی ندارم؟؟از شب احیایی که تموم اعضای بدنم مرده بگم؟کاش میشد حداقل صدات بودمیدونی تلخ چیه؟؟اينه که من حتی دیگه یادم نمیاد چه شکلیه صورتتحرف زیاده حرف تلخ بیشترتو انگار با وجود من گره خوردی.نمیخوام امشب با کسی قهر باشم.دوست دارم آشتی باشم باهاش اما خب چرا سرد شده باز؟؟  . . .

گاهی نمی شود که نمی شود

حتما توش حکمته وقتی نمی شود .مشکل اينه که به حکمتش باور نداری.مشکل اينه وقتی می شود یادت میره که ممکن بود نشه .مشکل از ماست که گاهی یادمون میره. بعضی وقتا هم بیشتر از گاهی.  . . .

جنگ

من بهت قول دادم ناراحت نشماما اگه میدونستی با یکم حرف زدن با تو چقدر خوشحال میشمبهرحال بگذریم.میدونی چی فکر میکنمفکر میکنم با یچیزی داری میجنگیمن تورو میشناسمتداری با یچیزی میجنگی حدسمم اينه که اونچیز احساساتهو اينه که هردومونو داره پیر میکنه و ناراحت و هر روز ساکت تر از روز قبل.داریم اشتباه میکنیم. . . .

حکایت ایام انتخابات

حکایت این ایام انتخابات:
هفته پیش یکی از کاندیداهای مجلس اومد روستای ماگفت چه مشکلاتی دارید؟ بگید تا حل کنم  گفتیم والا دوتا مشکل خیلی مهم داریم : اولیش اينه که گاز نداریم دومیش اينه که. هنوز دومی رو نگفته بودیم که گفت صبر کنید!!! به بغل دستیش گفت اون موبایلو بده به من. الو! سلام آقای گیتی فر، بنده الان در روستای گیجالی هستم و این مردم گاز ندارن، لطف کنید به دستور من براشون گازکشی انجام بدید.جان؟. خواهش میکنم.کی؟. یک هفته بعد از انتخاب . . .

مرام

مرام من اينه که بیمعرفت نباشم، پس تو هم نباش،مرامم اينه که دل نشکنم،پس تو.هم دل نشکن،اگه عاشقم شدی پس باش،اگه دل تنگم شدی وس تنهام نزاراگه دوستم داریی وس تا ابد دوستم داشته باشمن تا اینجا کاریی نکردم که بخوای از دستم دلخور باشی،اگر هم کدورتی پیش اومده در خودتت دریاب ببین منشا این موضوع از کجاست،،،مرام داشته باش،منتظر هستم برای اولین بار که تماس با من بگیری، . . .

غر

این روزها حالم خوش نیست. دلیلش پی‌ام‌اس یا هرچی که هست شرحش اينه. تنهایی کشنده، بی رغبتی به همه چیز و همه کس. انزوای خاموش. بی کسی. 
همین؟ 
آره همین.
چرا فکر می‌کردم بیشتره؟
آها درد اصلی اينه که غمم هم غم نیست. دلچسب نیست، مشغولم نمی‌کنه، کلا یه تیکه گوشتم افتاده‌م یه گوشه.
دلم برا ح تنگ شده اما دیگه مطمئنم من برای اون در حد فیلم بودم یعنی تحریک کننده میل جنسی، همین و بس. نمی‌تونم دیگه بهش فکر کنم. از میان به مح هم خجالت می‌کشم، خیلی بچه . . .

هفتمین شیفت سومین روز

احساس عذاب وجدان دارم بابت درس نخوندن ولی انقد خسته م که حس میکنم اگه کتابو بردارم بذارم روبه روم مغزم منفجر میشه میپاشه روش . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)