98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

میری ولی بازم پشیمون از گذشته آخه چقد پشیمونی بس نی

10 دقیقه

چی شد که بازم همون شد
تکرار گذشته انگار کسی اونو از قبل نوشته
چه سخت و تاریک 
بازم دنيایی که دوس نداریش 
عینک خوشبینيم انگار کار ساز نيست
شاید این اشتباه همیشگی با عثشه
بودن تصادفی 
اره شاید عدم انتخاب اختیاری اونا
بازم چشمامو میبندم رو بدیا
سعی در گذشت زمان خخخ
این میگذره اما به زور؟
کاش بشه یروز روزا اونطوری که میخواد بگذره
با ادمای انتخابی
  . . .

بازم نشد

بازم نشد 
نمیدونم چیکار کنم
نمیشه نمیشه   همش وقتا رو تلف کردم  باز میگم هنو وقته
فردا معلوم نيس چی میشه
باید میدونستم  زرنگتر ازین حرفاست 
و من باز تا الان همونجورم
کی میشه بتونم بشکنم این حالتمو؟
---نشد  نا امیدم بازم نمیشه . . .

فقط یه احمق میتونه تو رو با تمام وجود بخوادفقط یه احمق میتونه در حالی که اونو پس میزني بازم بخوادت، بازم برات دلتنگ شه، بازم غصه اتو بخوره، بازم بی چشم داشت تو رو تو قلبش محافظت کنه من یه احمقم که تو رو اینجوری میخوام اما گاهی آدما دنبال کسایی ان که بهشون توجه نمیکنن :( . . .

پایانی بی آغاز

تموم شد جلو چشمای خودم تموم شد
دلم به اندازه دنيا  براش درد میکنه  قلبم براش جاکنه قلب درده برگشته  دوباره
ولي بازم نمیفهمه  بازم نمیفهمه
بازم اشتبیاه  های قبل
 
یه زماني 8 سالم بود اقاجونم گفت بابا یه وقتی بشه آدمی زادم بخرن و بفروشن  اره اقاجون الان ادمم میفروشن خیلی ساده میفروشن
 
خدایا خودت به داد همه گرفتارا برس
خب الهنا و ربنا من لنا غیرک . . .

خاطرات

من هیچوقت دوس ندارم برگردم به گذشته. حتی برای یک لحظه. هر وقت به گذشته فکر میکنم یه غم مبهم ذهنمو پر میکنه. ازین که نمیتونم خیلی چیزا رو تغییر بدم عصباني میشم. ازینکه نمیتونم خیلی چیزا که قبلا داشتم رو بازم داشته باشم عصباني میشم.دبیرستان که بودم از طرفدارای پروپاقرص vampire diaries بودم. محال بود از یه قسمتش بگذرم. آهنگاش رو مدام گوش میدادم، چه خوشحال بودم چه ناراحت. خاطرات اون روزام یه جورایی تو اون آهنگا دفن شده. حالا بعد از شیش هفت سال، اسپاتیفا . . .

راستش زور من خسته به طوفان نرسید

تو این دانشگاه یه آدم پیدا نمیشه جواب منو بده؟
حداقل تف بندازه رو زمین بگه دلم خواااست؟
همه درا قفل .
همه چراغا خاموش .
ساعت ۴ بعد از ظهر وقت مردنشونه!
چه وضعشه
۱۰ ميري نيستن.
۸ ميري نيستن.
۱۲ ميري .نيستن!
۴ ميري نيستن!

اظهار نامه ام جاموند خونه.کیف پولم جاموند.نتونستم برگردم.کلیدمم جا مونده بود دیگه بدتررررر.
یه منفی گرفتم.به خاطر تحویل ندادن اظهار نامه ای که ۳ هفته اس نوشتمش به استاد زبون نفهمی که فقط دوست داره التماس کردن دانشجو . . .

موندم تو کار خودم

الان ۳ روزه یه سری پیامو می نویسم و ارسال میکنم دوباره یه یکساعتی گذشته بدو پشيمون میشم و لغو ارسالشو میزنم !!!
هعی میگم اگه ۱٪ من اشتب کرده باشم ( ۱۰۰٪ مطمنم ) اگه فلان بشه ، نکنه کارم اشتباه باشه ، میگم باو تو نيتت خیره دوباره میفرستم بازم پاک میکنم!!!
اقا نياید بگید مسئله عاشقانه پاشقانه هستا !!! یه مدته درگیر داستاني شدم که عجیب آزارم میده ، کل وقت روزمو به خودش مشغول میکنه ، من مشاورمو به طرف دادم و جوابشو هم گرفتم ، اما خب اون احتمالا دروغ گفت . . .

تو هاندرد تونتی نایند

شما شکست خوردی و بی اعتمادی و از همه ی اجناس مخالف جنس خودت متنفر میشیو دوران بولشتای بعد از شکست عشقیو تکرار میکني که من دیگه تنها باشم بهتره کسی نباشه و ادما بدن و اینچیزا و این حرفا و اینارم میگذروني و بعد چن ماه یکی یهو از یجایی که فکرشو نمیکني تو دلت جا میشه و هوای دوس داشتن میاد تو سرت و میخای امتحان کني و واسش از خودت میگذری و بعد چنماه میفهمی خودتم هستی و سرد شدی بهش از بس که خودت نبودی و کلی حرف بشنوی که چرا خودت شدی و بری و بره و بیاد و . . .

وقتی کسی حسرت میخوره که ای کاش به گذشته برمیگشت و بچه بود یا خیلی سنش کم بود معني حرفاش رو نمیفهمم.در واقع همین الان اگه بهم بگن برگرد به دوران راهنمایی همون موقع ها که بیس چار ساعته گروه اپرا را مینداختیم :)   و دهن عالم و آدمو سرویس میکردیم یا بهترین لحظه ها  بازم میگم نه.چیزی که واضحه اینه که برگشتن به گذشته واسم معني نداره.هیچوقت انقدر حس خوشبختی مطلق نداشتم که بخوام عمیقا دوباره تجربش کنم.شاید دیگران این حس رو تجربه کردن !!! نمیدونم. . . .

anne with an e

هیچی دیگه باحال ني،میدوني؟اگه هم گله ای باشه از تو نيستاز خودمهتازگیا به هیشکی دیگه نمیتونم اعتماد کنماین روزا از همه روزای دیگه تنها ترمچون میبینم هرکاری که میکنم نيست چقدر تلاش میکنمبازم هیچ فرقی تو نتیجه ایجاد نمیشهبازم تهش مث یه اشغال زیر پا میوفتمتهش بازم تنها میمونمتهش بازممنم و منم و من.گله ای از تو نيستچیزیه که باورش کردم و به عنوان سرنوشت خودم قبولش کردمجبری که زندگی بهم تحمیل کرده و کاری از دستم برنمیادراستی بهت نگفتمزینب . . .

فرق

کلید لامپو بزن تا روشن شه 
عه چرا روشن نشد؟
حتما لامپ سوخته .لامپو عوض کن 
حالا کلیدو بزن
بازم نشد!!!
شاید کلید خرابه 
کلید عوض شد بازم خرابه
حتما سیم خرابه 
سیم پیچی کلهم عوض کن
بازم روشن نمیشه 
چرا؟
شاید نمیخوای روشن بودن این لامپو ببیني
خخخ!!!!! . . .

خاطرات تلخ

چرا خاطراتی قدیمی از یادمون نمیره؟؟؟چرا طعم تلخشون نمیره؟؟؟حتما باید با فاطمه برم سه شنبه و حوزه آزمون عوض کنم.دیدنش برام یادآور همه ی تلخی های زندگیمه.کاش این خاطرات کم رنگ بشن.چه قدر یهو دلم گرفت.دل من چرا همش میگیری؟؟؟ذهن من چرا فراموش نمی کني اون مدت سخت؟؟؟آره تو داشتی پیشرفت می کردی.یکی اومد گند زد به زندگیت به درست به رابطه خوبت با دوستت به همه ی این چیزها و تو نتونستی هیچ کدوم جبران کني.شاید بعضی اوقات از ته دل خواستی اما نشد.ذه . . .

جاي خالي

نفسم تولدت نزدیکه امسالم مثل همیشه روز تولدت پیشت نيستم بازم باید فقط بهت تبریک بگم اونم از راه دور،بازم آرزوی کادو خریدن به دل عاشقم میمونه لطفا دعا کنيد سال دیگه پیشش باشم خدایا هیچکس رو از عشقش دور نگه ندار از مرگم سخت تره . . .

مرداب.

مثل مرداب میمونه.قصد دور شدن داشته باشی، بیشتر فرو ميري.آروم پامو جلو میذارم که بی صدا دور بشم ولي این حباب لعنتی.بازم بیشتر فرو میرم.بدتر از قبل.و تو بی رحم تر و بی حیاتر از قبل.هر روز خسته تر از دیروز.توی این گردابی که تو دورم کشیدی.نه کسی میتونه نجاتم بده، نه تو کنارمی . . .

45

دیگه وقتشه از اینجا برم.با اینکه قرار بود هرچی به ذهنم میادو مثل کانال تلگرامم بنویسم. ولي بازم نمیشد. بازم یه سری چیزارو میبردم توی تلگرام درحال تلاش برای کانکتینگ مینوشتم.هم من و هم بیان از دست من یه نفس راحتی میکشیم دیگه:))غریبه هایی که از وبلاگ های بروز شده میان هم احتمالا دیگه به rolling eyes نمی‌رسن. . . .

هیچ عنوانی ندارد

قلبم با هربار یادآوری گذشته سخت فشرده میشه هنوز دارم دردها و زخم های گذشته رو با خودم حمل میکنم و وای از این گذشته ی لعنتی وای از این گذشته ی لعنتی وای از این گذشته ی لعنتی.  . . .

کنجکاو نیستی؟

دیوانه ی لعنتی چقدر بازم دلتنگت شده ام.چندشبه پشت سرهم دارم خوابتو میبینم.نمیدونم  چی شده که میای به خوابم.کاش دست از سرم برداری.بخدا قسم بعضی مواقع به حد جنون میرسم اما بازم خودم قانع میکنم که وقتی اون تورو نمیخواد توچرا اصرار میکنيهزاران سال دیگه بگذره تو هموني که ده سال پیش برام بودی.نه عشقت کم میشه نه یادت فراموش میشه.روز بیاد بازم بگی بانو.من مثل گذشته دورت بگردم.الانم روزی هزار بار دورت بگردم.نه دختر نه پسر هیچکی جاتو نمیگیره بخدااین ق . . .

23/5/98 تولدم :)

به وقت 23مرداد بازم یه تولد دیگه بازم یه سال دیگه از عمرمون گذشت.خیلی بده ادم روز تولدش مسابقات المپیاد باشه از قضا همون روزم بازی داشته باشی.اوه شت :(چراتبریک نگفتن بهم یعني????یادشون رفته یعني??!?!?!مگه داریم?!?!?!#خدایا_شکرت . . .

چرا؟

 وقتی بعد از اون همه خود خوری و درون گرایی تصمیم میگیری که یهو  دردتو به یکی از دوستات بگی ، وقتی میگی و عکس العملش اونجوری که میخوای نيست ، یه جوری دردتو ساده میگیره که پشيمون میشی از بیان کردنش ، بعد باید سریع بحثو عوض کني چون داری شدیدا خجالت میکشی از اینکه دردتو گفتی و این عکس العمل رو گرفتی . باید سریع موقعیت رو عوض کني و فضارو عوض کني ولي ته دلت واقعا میخواستی یه چیز دیگه بشه . وقتی میای خونه میبیني نه مادرت پتانسیل شنيدن حرفات رو داره نه . . .

پنج روزه

یا رب نظر تو برنگرددشنبه صبح پیام دادم رو گروه سه تاییمون که این چیزایی که واسه صبحانه خریدم سیرم نمی‌کنه. بحث نون شد و خوردني. سه تایی که آنلاین شدیم تماس سه نفره گرفتیم واسه اولين بار. حرف زدیم، حرف زدیم و بازم حرف زدیم. وسطاش می‌گفت اینجا اینترنت ضعیفه. ملت تو خیابونن اما فکر نمی‌کردم جدی باشه.بازم حرف زدیم.
ادامه مطلب . . .

نرگس چشم تو

جرم من عاشقی توست به آن می نازم زان سبب در ره عشقت همه را می بازم تو اگر ماه من خسته و درمانده شوی بی سبب در ره عشق تو سرم می بازم نيست دیگر چو شرابی که مرا مست کندنرگس چشم تو شاید بکند بیمارم در تقلایم و شاید ببرد هوشم راآن شرابی که ز دست تو چکد در جامم  جرم من نيست اگر شرح دهم اسراریزان که بی خود شده و مست شراب نابم از ازل در دل من گفت که عاشق کیشیاین خطی بود که دادست به من استادم حیف از تو که دگر عاشقی ات رفته ز دست من چه سازم که اسیر تو و این . . .

متن آهنگ بی گدار از علیرضا پویا

متن آهنگ بی گدار از علیرضا پویا
عشقو تو دلم کردی بیدار بیگدار زد دلم این بار به دلت شدم بدهکار ای یار ای یار میبری دلو با این رفتار شده حتی روزی صد بار دست از این کارا بردار ای یار ای یار پرته حواسم به تو بازم یه جوری شدم از دست خودم چه گرفتارم اما با این حال تورو دنبال میکنم نمیدوني که چقد تورو دوس دارم پرته حواسم به تو بازم یه جوری شدم از دست خودم چه گرفتارم اما با این حال تورو دنبال میکنم نمیدوني که چقد تورو دوس دارم. جز تو با دل من هیچکسی راه . . .

.

‏اوني که واسه اولين بار گفت "گذشته ها گذشته" رو باید میگرفتن در ملاء عام اعدام میکردن تا بفهمه نباید حرف مفت زیاد بزنه، واقعیت اینه که گذشته ها هیچوقت نمیگذرن، گذشته ها انقدر باهات میمونن تا ذره ذره وجود و روح و روانتو دق بدن . . .

.

"تو را گم کرده ام یک روز و پیدایت نخواهم کرد"نمیدونم کی و کجا گمت کردمانقد همه چیز آروم آروم پیش رفت ک نفهمیدم! تو همچین شبی دلمو زدم ب دریا و بهت گفتمیازدهم هر ماه بهترین روزای زندگیمون میشداما نمیدونم از چ روزی دیگه مزه قبلو ندادمیدونستم واقعی نيستن اما بازم باهم بودیم حداقلشاینو درک نکردم این آخریاحیفالان ک فکر اون روزا رو میکنم خیلی دور بنظر میان انگار هزار سال از باهم بودنمون گذشته اما خیلی هم ازشون رد نشده،اکانتو پاک کردم و . . .

توف!

‏اوني که واسه اولين بار گفت "گذشته ها گذشته" رو باید میگرفتن در ملاء عام اعدام میکردن تا بفهمه نباید حرف مفت زیاد بزنه، واقعیت اینه که گذشته ها هیچوقت نمیگذرن، گذشته ها انقدر باهات میمونن تا ذره ذره وجود و روح و روانتو دق بدن"مورفین" . . .

انتظارشو داشتم ولی نه انقد زود

خب منتظر این روز بودم.شاید از خیلی وقت پیش!راجب رفتن از خونمون حرف میزنم.فکر میکردم وقتی رفتم دانشگاه مه چی همونجور میمونه و فقط من میرم.ولي خب مامانم داره به عوض کردن خونه فک میکنه.میگه یه خونه دوخوابه رو ترجیح میده و درواقع داره از الان منو حذف میکنه*خونه دو خوابه؟ پس من چی؟وسایلم چی؟+خب تو که ميري وسایلتم می بری*اگه خواستم بیام خونه چی؟ اصن اگه امسال قبول نشدم چی؟+غزل بهرحال ما از این خونه ميريم.اگر قبول نشدی فک میکني بازم ارج و قرب الانتو پ . . .

یه عالمه حرف دارم

اما نمیدونم از کجا شروع کنم چی رو بگم چی رو نگم چطور بگم 
نمیدونم میشه هنوزم بگم من دیوانه وار عاشقتم
میشه بازم بگم من هنوزم خوابتو میبینم و مجنون شدم رفته
میشه من بازم فریاد بزنم بگم که چقدر از این دنيای نامرد دلگیرم که هیچی از تو قسمت من نشد جز حسرت عشقی عظیم
میشه بگم تمام عمرمو حاضرم بدم ولي یک لحظه نگاهم دریای نگاهتو بنورده
میشه من هنوزم از تو بنویسم
کیمیای زندگی من . . .

بازم عصر پنج شنبه

اول سلامامید که خوب باشین.امروز نبودین‌پایش مرکز داشتین.ولي با یه احتمالی فرداشب میبینمتوندیروز یه پیام دادین که از مفهومش اینجوری‌برداشت‌کردم که وبلاگ قبلی رو خوندین.امیدوارم باعث ناراحتیتون‌نشده باشهراستی‌هنوزم عصر پنج شنبه واسه من دلگیرهمثل همه‌پنج شنبه هایی که‌گذشتهخیلی مواظب خودتون باشین"شاد باشید" . . .

فرو بردن خشم.

گاهی روزها و ساعتها رو با خودت کلنجار ميري و به خدا قول میدی دیگه گرفتار اون خشم کذایی نشی اما بازم با یه اتفاق روزمره می‌ریزی بهم و چه حییییف که قولت یادت میره! امان از دست نفس سرکش.
 
خدایا فقط خودت زیر و بم دلمو میدوني همونطور ک باطن این کم صبری رو برام آشکار کردی خودت هم کمکم کن تا شکستش بدم و میدونم که باهامی
 
پ. ن. جالبه ها هر سال یه بار بروز میکنم اونم توو آبان! امسال یه کم با تاخیر آذر ماه اومدم :)  . . .

تلخ و شیرین ها

شنبه ها همیشه یه روز خاصهفرقی نداره بخوای بری سر کار یا تو خونه کاری رو انجام بدیاز شب که می خوابی میدوني فردا شنبه ست و شنبه یه روز خاصه.شنبه بود و یه روز خاص، منتظر بودمو نگران، یه حال خوب و بدی، یه استرس و آرامشی، یه چیزی از درون حالمو بد میکرد و یه صدایی همش می گفت روزهای خوبی داره میاد .دیدمت، بیشتر از دیدن تو انگار قلبم بود که با صدای بلندش جلوی چشام بود.آروم شد . زمان می گذشت و کم کم آرومتر می شدم. چقدر حرف زدن خوبه، گاهی واقعا چقدر یه ص . . .

سیزده

بیرون برفه.میرم! درست تو یه شب برفی.برف نو.آرومه. شاده.رفتن بهتره.__.__.__.__.__.__.__.__.__.__.__.__.__.__.سلام :}خوشحالی داره. مگه میشه babylon‌ گوش داد و یه درخت قرمز هم اون دور دورا باشه و برف‌های سفید رو ببیني که دارن جلوش میرقصن و میان پایین، جای خودت هم گرم باشه و یه چایی هم کنارت، خوشحالی نباشه؟ میشه ذوق نياد باهاش؟ولي رفتن بهتره یه روز می‌رم. یه روز همه چیزهای کوچیکی که اذیت می‌کنه رو کنار می‌ذارم و میرم. یه روز حرف‌هایی که نمیشه زد رو بازم نمیزنم و . . .

عنوان ندارد؟!

  با این که اطلاعاتم به عنوان یه شیعه درباره شما صفره. با اینکه یه جاهایی چیزاییی  که ارزش هستن و شما به خاطرش از جونتون گذشتین رو فراموش میکنم. بازم! بازم وقتی حتی  وقتیاسمتون میاداشکام سرازیر میشن. از خودم میپرسم تو چیکار میکني؟به چی فکر میکني؟ درگیر دنيایی! آره ما همین طوری هستیم همیشه قهرمانامون تو سینمایی هالیوود پیدان.با عدل ترینامونم کوروش وداریوش و هستن.نمیگم اینا بدن نه! خوبن نشونه تمدن بزرگ مونن . باعث افتخارن.ولي محبت میدوني ی . . .

همه میگن که گذشته.

گاهی وقت ها قبول کردن اینکه گذشته ها گذشته کار سختیه!
یعني چی که همه چی گذشته باشه و دستت بهش نرسه؟
توی ذهنم تصورش میکنم
خیلی زنده
مثل اینکه همین الانم تو همون روزا زندگی میکنم
ولي دیگه هیچ کاری نمیتونم بکنم
هیچ تصمیمی درموردش نمیتونم بگیرم
گذشته ها گذشته
و این شده داستان تلخ این روزهای من.
پی نوشت:چقدر این قطع شدن نت سخت داره میگذره.سرمونو تو نت گرم میکردیم کمتر احساس تنهایی میکردیم کمتر به غصه هامون فکر میکردیم.از ساعت ۵ عصر تا ۹ شب خوابیدم . . .

گذشته گذشته

اگر همچنان در گذشته باقی بمانيم و همچنان افسوس بخوریم و یا حتی مغرور گذشته باشیم، قطعا ره به جایی نخواهیم برد. زندگی مانند رود در حال حرکت است و باز نخواهد ایستاد. ما نباید نگاهمان به گذشته باشد. گذشته گذشته است. خوب یا بد دیگر بر نمی گردد. ولي آینده از آن ماست. اگر بتوانيم به خوبی برنامه بریزیم و برای آینده مان خوب فکر کنيم، قطعا دچار پشیماني کمتری می شویم. 
 
ولي برنامه ریزی باید تا حد ممکن واقع گرایانه باشد. بر اساس داشته ها و پله به پله
 
می ت . . .

دانلود ریمیکس آهنگ شیک و پیک از مهراد جم

هنوزم یه تار موتو به دنيا نمیدم    همین دیشب بازم خوابتو دیدم  چشام قفلی زده بازم رو عکسات    نياد روزی که چشماتو نبینمآهنگ شاد ارکستری تالار برای عروس و دامادترکی فارسی کردی عربی شمالی لری لکی . . .

تموم شد.

پسرم اومد، تموم شد. بودنشو شُکر. سالم بودنشو شُکر. ممنونم از خدا بابت هدیه قشنگش. ولي درد امونمو بریده بود. بازم خداروشکر که داره میگذره. این دردام فراموش میشه مهم سلامتیش بود که خداروشکر. دعا کردم برا خیلی چیزا. حتی تو اتاق عمل گریه کردم بازم برا خیلی چیزا. امیدوارم دعام‌ کارساز باشه. دعام کنيد . . .

یه شب خوب

بازم سلام.امشبی که گذشت یعني چهارشنبه ساعت ۹مورخ ۸آبان سال ۹۸رفتیم خونه ساناز اینا برای تعیین کردن مهریه و بقیه مراسمات و ایشالا قرار شد جمعه شب (۱۰آبان)مراسم نامزدی بگیریم.شب خیلی خوبی بود مخصوصا تو اتاق وقتی با عشقم حرف زدم و یواشکی بوسش کردم.آخ چه حالی میده بوسای یهویی و یواشکی.بازم یادتون نره دعامون کنيد خوشبخت بشیماز روز عزا  گرفته تا عید سعیداز حوزه ی قم بگیر تا کاخ سفیدهر گوشه و هر زمان تو را می بوسمتا کور شود هر آنکه نتواند دید . . .

عروس خانم برگشت با کلی حرف

سلاااااااااام  خب خیلییییییی وقته که نيومدم ولي واقعا درگیر زندگیم خب باید بگم که در همین مدت شش ماهه من عروسیم کردم و الان دو ماهه من و دانيال باهم زندگی میکنيم . یه عروسی ساده ولي آبرومند جاهاز ساده ولي آبی رنگ . خونه کوچیکه ولي پر از شادی .  تنها چیزی که اوکی نيست . حال منه . حال دلتنگ من . که گذشته رهام نمیکنه .  ولي زندگی خوبه . دانيال خوبه و خیلی صبوووور .  میام بازم با کلی حرف . . . .

مشتری گرامی! در چاله افتادنِ شما ثبت شد.

خیلی وقت بود که مطمئن شده بودم نباید از دیجی‌کالا خرید کنم. ولي چیزی که میخواستم رو پیدا نکردم؛ مجبور شدم و خرید کردم و بازم پشيمون شدم. خیلی بده وقتی اسم و رسم پیدا میکنيم و سوارِ کار میشیم با حقه‌های ریز و ظریف، مخاطب/مشتریمون رو فریب میدیم. فروشگاه‌ها،رستوران و فست‌فودی‌ها،هنرمندها و حتی نویسنده‌های مملکت با این ترفند، کاسبی میکنن. واقعا فرهنگ مزخرفیه. بیخودم نيست انقد براش ضرب المثل فارسی داریم!
داستان از این قراره که دوتا کالا سفا . . .

11.

چیزی که باعث آرامش و خوشحالی من بود حالا برام آزاردهنده شدهچیزی که بخاطرش میتونستم بیخیال همه چیزای خوب دنيا بشم حالا ترکم کردهترکم نکرده ولي مثل گذشته هم کنار من نيستغمگینمبه اندازه هم آدمای رو کره زمین که فکر می‌کنن خدا دیگه به اندازه گذشته دوسشون ندارهبه‌خاطرش سعی کردم از کسی که دوسش دارم بگذرم و حالا حس می‌کنم حتی دیگه خودشم ندارمآهای خدااگه داری اینجارو می‌خوني باید بدوني من بدون تو هیچی ندارمهیچ هیچمو من این اوضاع رو دوست ندارما . . .

نامه ای به گذشته

می گویند گذشته دیگه گذشته ولي آیا می شود بدون نگاه به تو ای گذشته عزیزم به سوی آینده رفت ؟
من کلا تو رو خیلی دوست دارم و آرزویم این هست که برگردم پیش تو و خیلی کارهایی که باید می کردیم و نکردیم را از نو باهم انجام دهیم اما وقتی به تو فکر می کنم می بینم از تو متنفر هم هستم ! حکایت تو و من حکایت عجیبی است.
ادامه مطلب . . .

روزای نخودی بودنمو میخوام

به قدری حال این روزام بده و سردرگمم که دلتنگ بچگیامم! دلم هوس خوردن آمپول با وعده اینکه از مغازه مسلمی برات سُک سُک می خریم کرده! می ترسیدم از آمپول ولي می دونستم تهش یه جایزه می گیرم.من رو برگردونين به دوران طفوليت حاضرم بازم بدون نق زدن لباس سفید بدون طرح یقه اسکی دارو بپوشم در حالی که احساس اینو داشتم یکی دستاشو انداخته دور گلومو داره خفم می کنه.حاضرم جورابایی که توشون نخ نخی بود و همیشه یه نخ بین شست پا و انگشت کناریش گیر می کرد رو هزار بار . . .

ثبت بیش از ۶۰ پس لرزه

از بامداد امروز جمعه ۱۷ آبان ۱۳۹۸ تاکنون بیش از ۶۰ پس لرزه بعد از زله اصلی ۵.۹ ریشتری آذربایجان شرقی روی داده است که بزرگی دو تا از آنها ۴.۸ بوده است . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)