98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

همه شهر تار تو چشمام

این چه ترسیه.

خواب دیدم که میخواستم گریه کنم، چشمام داشت منفجر میشد، ولی نمیتونستم. دورم پر از آدم بود. چشمام مدام میرفت تو ذوق این آدما، مجبور میشدم جلوی خودمو بگیرم و گریه نکنم. 
اینا وحشتناکه.
  . . .

من کان یرید العزه فلله العزه جمیعا

از وضع چشمام میشه حالمو فهمید. و دوباره چشمام گرد نیستن.
این سگ سیاه لعنتی مثل همون خرچنگ ه، عقب نشینی میکنه و تو فکر میکنی خوب شدی، کافیه کمی ضعیف بشی که دوباره حمله ور بشه و بهت غلبه کنه.  . . .

همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده

دانلود آهنگ همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده - موزیک ایرانی
Ahang hame shahr tare to cheshmam cheghadr khatere ja monde
دانلود اهنگ همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده - موزیک ایرانی
همه شهر تاره تو چشمام چقدر خاطره جا مونده چقدر هم مثل تو انجاست تو این تهران وامونده همه شهر تاره تو چشمام رو گونم جای بارونه چرا خوشحالی از دوری اینکه درده دوتامونه عجب موندی سر حرفاتو قولاتو قرارامون دمت گرم بازم چک میکنی عکسامو تو تنهاییات وقتی ولت کرد عجب رو بازی کردی ب . . .

0.159

کلمه‌ها توی سرم رژه می‌رن. بی‌نظم، بی‌هدف، بی‌فرمانده. چشمام رو که می‌بندم صداشون رو می‌شنوم، چشمام رو که باز می‌کنم صداشون رو می‌شنوم. هیچ آهنگی، شعری، دکلمه‌ای، حرفی، سکوتی نمی‌تونه آروم‌شون کنه؛ اما تا زمانی که این کلمه‌ها، جمله‌های سؤالی رو نسازن یه نیمچه آرامشی دارم. 
من توی خواب و بیداری، توی تمام لحظات خنده و گریه، توی تک‌تک ثانیه‌هایی که با درس و کار و یللی‌تللی سرم رو گرم می‌کنم، توی عکس‌هایی که می‌بینم، توی حرف‌هایی . . .

Please let me go

نگاه
تنها چیزی که بعد از مدتها خواستم بهش نشون بدم غم بود در نگاه 
سعی کردم تمامم در چشمام باشه
چشمام خود من بود با هر پلک جمله ها تمام میشد با هر چرخش مردمک فراز و فرود اتفاق می افتاد 
چند ثانیه 
و بعد چرخید 
پشت کرد به تمام من و رفت.
پ ن: هیچوقت هیچوقت و لطفا هیچوقت از من نخواه با آدمای اطرافم ارتباط برقرار کنم
من از اون لعنتیای دو پای عقده ای متنفرم
نمیدونی چقدر میتونن درد به من تحمیل کنن 
میخوام برم از اینجا
اینجا که میگم منظورم این شهر و کش . . .

واپسین روزها

و احتمالا آخرین .
نفس های آخر ِ دخترک کوچک در این خانه در این شهر. در این کشور.
داغم. چشمام، صورتم. بی حالم. ناآرومم و نمی‌دونم چی آرومم می‌کنه. بی قرارم.
خدایا . . . .

یه سری از نوشته ها و موزیک و عکسارو دیگه تو کانال تلگرام میذارم که آی دیش تو پست ثابت هست.امشب خواب ندارم اصلا. سر درد دارم. خون دماغ شدم. چشمام میسوزه و پوستم گز گز میکنه. باید سعی کنم بخوابم . . .

سیاه .

 همه جا سیاه بود ، وقتی به سیاهی نگاه میکنی در واقع هیچ کاری نمیکنی ، وقتی همه جا سیاه باشه یعنی انگار چشمت بستست ، وقتی به سیاهی محض نگاه میکنی چه فرقی میکنه چشمت باز باشه یا بسته ، ولی من نگاه میکردم ، از نظر من سیاهی با سیاهی فرق داره ، هر سیاهی معنا و مفهوم خودشو داره ، بستگی داره چطور سیاهی باشه .چشمام عادت کرده بود ، مردمک چشمم باز باز ، سیاهی چشمامو نوازش میداد ، دیگه فرقی نمیکرد کجای سیاهیم ، چیکار میکنم ، سیاه بود .یه شب یه نور دیدم ، چ . . .

لذت

 انقدر غرق حرفاش میشم ابراز علاقش که یادم میره جوابشو بدم امروز صبح تو بارون  تو چشمام زل زد گفت : خیلی دوستت دارم عشقم من  غرق این لذت بودمیه دفعه ای بهم گفت ببین الان باید میگفتی منم منم ها فقط خندم گرفت  . . .

یادداشت هشت

هیچ وقت فکر نمی کردم که اینو بنویسم، اما توی قلبم و ذهنم تموم کردم این قصه ی یکساله رو. هنوز وقتی بهش فکر می کنم، هجوم اشک چشمام رو می سوزونه، ولی وقتی هی نشه، دیگه ادامه دادن فایده نداره. . . .

دنیا هنوز قشنگی های خودشو داره

 
 
اسمم نوشتم کاروان پیاده روی مشهد برای ایام شهادت امام رضا(ع) .
ولی به این اسم ها و لیست ها من اعتقاد ندارم؛
اینا که میگن سال بعد اسم مینویسم کربلا و. همشون الکی میگن؛ دست اونا نیست اسم هارو کسی دیگه مینویسه!
شدیدا اعتقاد دارم به طلبیده شدن و دل نگرانم که راهم ندن یا وسط راه منو برگردونند.
تا با چشمام حرم نبینم باور نمیکنم منو طلبیده باشه.
دفعه قبل که رفتم دست به ضریح نزدم، گفتم چرا الکی اینو هل بدم اونو هل بدم ؟
گفتم به جا این کارها و وقت ت . . .

غم تو در و دیوار خوابگاه رخنه کرده ,اه لعنتی

چشمام پر از اشکه . و صدای آروم آروم گریه کردن دختر ۳۱ ساله ی تخت پایینی ام هم شنیده میشه. درد هر دو مشترکه. لعنت به همه ی مرد هایی که نمیفهمن ,زنشون بهشون تکیه میکنه. . . . .

دور از رهروان عشق .

 
 
 
همیشه عاشقای امام حسین رو توی پیاده روی اربعین در تلویزیون که میدیدم حسرت می خوردم.
همیشه وقتی تعریفایی که از حال و هوای بین الحرمین از دوستانی که توفیق زیارت پیدا می کردن می شنیدم حسرت می خوردم.
 
ولی امسال نمیدونم چرا یه دلتنگی دارم که داره بی قرارم می کنه.
 
به همکارام که قراره فردا حرکت کنن گفتم تورو خدا برای منم دعا کنید.
 
خوشبحالشون که روز عاشورا کربلا هستن.
 
الان چشمام دیگه نمیتونه تحمل کنه.
 
من امسال هم محروم شدم.
 
همه وجودم اشک . . .

فندق

امشب امده بودند عیادت انوقت فندق بعد احوالپرسی با مردها رفت تا بشیند که گفتند به مادربزرگ ریحانه سلام نکردی ! همانجور که میرفت سمت مادربزرگه در توجیه کارش گفت چشمام ضعیف شده ندیدم !من که براش مُردم ، چقدر شیرین زبانی تو بچه جان   . . .

سی و دو

در قانون‌مداری من همین بس که امروز از شدت کم‌خوابی چشمام می‌سوخت و الان هم از هم باز نمیشن و تا اذان صبح هم بیشتر وقت ندارم بخوابم و تازه باید برم دکمه‌های اون مانتوشلوار فرم رو بدوزم و اون‌وقت اومدم سی و دو رو بنویسم. (آره جان خودم با اون رعایت موبه‌موی قوانین تو پست‌های قبل!)
+ دیدین آخرش بهم گفت لطفا دیگه با شلوارلی نیاین :/ . . .

از تلاطم تاخیر یک ساعته م بخاطر قفل شدن خیابون تو روز بارونی بدو بدو می رسم و یهو سبز می شه جلومنگاه می کنه تو چشمام نگاه می کنم تو چشماش-تو چشمای کسی که بزرگترین بخش وجودمو مال خودش کرده-لبخند تو جواب لبخندنفس عمیق می کشممیدونم هیچ جای جهان برای من امن تر و آرامش بخش تر از اینجا نیست. . . .

تو که چشمات خيلي قشنگه.

توکه چشمات خیلی قشنگه رنگ چشمات خیلی عجیبه تو که این همه نگاهت  واسه چشمام گرمُ نجیبه می دونستی که چشات شکل یه نقاشیه که تو بچگی میشه کشید می دونستی یا نه می دونستی یا نه می دونستی که توی چشمای تو رنگین کمونو میشه دید می دونستی یا نه می دونستی یا نه می دونستی که نموندی دلمو خیلی سوزوندی چشاتو ازم گرفتی منو تا گریه رسوندی می دونستی که چشامی همه ی آرزوهامی می دونستی که همیشه تو تموم لحظه هامی *** توکه چشمات خیلی قشنگه رنگ چشمات خیلی عجیبه تو . . .

علوم پایه

خب نتایج علوم پایه که اومد و خداروشکر پاس شدم.همش استرس داشتم که نکنه سر جلسه که حالم بد شده اشتباه وارد کرده باشم و جابه‌جا زده باشم چیزی رو.خداروشکر اتفاقی نیفتاد.قطبمون هم که ماشالا به سوالای سخت وبی ربط و مزخرف معروفه ولی به خیر گذشت دیگه حالا هرچی بود.
چشمام که چند روزی هست خوبه.روزای اول خیلی اذیت و درد داشتم اما الان دیگه درد ندارم اصلا.هنوز تاری دید رو دارم  با گوشی مشکل چندانی ندارم اما کتاب رو فعلا ترجیح میدم به چشمام زیاد فشار نیار . . .

4364

​​​​​جهان داره پیش چشمام دائم میچرخهپرهای پروازم به جایی گیر کردهمن اهل آبی های دور و غرق نورماما یکی پای منو زنجیر کرده.  . . .

۱۶۸۴

دارم به چشمام التماس میکنم که باز بمونن چون دارم از دست میرم کم کم. امروز روز بزرگی بود. تشکیل شده از سیالات و الی و مهدی و دعوا و دعوا و دعوا و دلجویی و توجیه و معادلات و کوئیز و کارگاه و آواز و عکس و فیلم نسبیت خاص و. هنوز تموم نشده. تموم شو لعنتی :)) . . .

۲۴ ابان

عصر امروزتوی ماشینسر یه بحث الکی یه دعوای حسابی داشتیم
گریم گرفته بود و روی اشکام کنترلی نداشتم دلم میخواست گوشامو بگیرم و هیچی نشنوم هیچ کدوم از حرفاشو 
به جفتشون میگفتم ساکت شید حرف نزنید 
نمیخواستم صدای دعوا و بحث بشنوم
توی ماشین توی اون شلوغی توی اتوبان میترسیدم 
وقتی ساکت شدن محکم روی چشمام میکشیدم تا گریم بند بیاد  برام مهم نبود بیرون کسی ممکنه منو ببینه اشکامو ببینه چشمای سرخمو بیینه دیگه هیچ صدایی غیر از خرخر رادیو نمیومدو ماشین . . .

آرزو

میخوام یه پسر بچه واقعی بشم


شایدم دی جی شدم:
لا لا لا لای
غم جدایی تموم گرفته؟؟؟!! این چشماش دنیا را نمیبینه شعرم نمیبینه
خودم موخونم اصلا
حالا دس سا
.
.
من چرا تپلم
من چرا تپلم
.
.
نمیخوام چشمام چیپسا را ببینه . . .

.

+گرم صحبت بود .بین حرفهاش بهش گفتم "عجب استادی! چجوری تو عزای عزیزش طراحی می کرده؟"! . نگاهم کرد.دیگه چیزی نگفت . ادامه دادم : "نشون میده چقدر علاقه داره به کارش " ، بعد تحسینش کردم . هنوز به چشمام نگاه می کرد نمیدونم چرا صداش لرزید و دستپاچه شد. " رها منظورم  "ر" بود". "ر". . . .

همونجوری

یادته گفتم میترسم؟هنوزم میترسمبیشتر حتیاونقدر که دیگه بوی خودخواهی داره میگیرنکنه چشمام بسته بشه بروی همه این سال ها و خاطره ها؟ نکنه چشماش بسته بشه بروی همه این سال ها و خاطره ها؟  . . .

میره هر کس که دلش رفتنیه .

بسم الله الرحمن الرحیم
دلتنگم. دلتنگم به اندازه تمام اشک هایی که امسال محرم و صفر به خاطر ارباب از چشمام نریختن. قد همه دوری هام از مجلس روضه اش، کل این سال ها و بیشتر از همیشه امسال.
دلتنگم. دلتنگی بیخ گلومو فشار میده ولی حتی گریه ای جاری نمیشه.
 
والی الله ترجع الامور . . . .

:))))

هر وقت میام اینجا تاریخ پست قبلی رو میبینم یجوری میشم اصلن تن و بدنم میلرزه از گذر زمانبعد کل اون یک سالی که گذشته ازش انگار میاد جلو چشمام میخوام همشو بنویسم الان باید میومدم مینوشتم"روزای گهی داره سپری میشه و من دارم وارد غار افسردگی لعنتیم میشم"تا سال دیگه که برمیگردم اینجا بخندم یکم به مغز داغونم   . . .

16 آبان 98

 
وسط هال خونه اى دراز کشیدم که واسه منه. با همه ى کم و کاستى هاش، با همه ى عیب و ایراداش، با همون دوتا پنجره اى که دلبرى کرد، دیگه خونه ى من شده و قرار روزهامو توش سپرى کنم. الان از خستگى چشمام داره میره و اومدم فقط بنویسم که امروز یادم نره که خب البته بعیده این بود یکى دیگه از آرزوهام که محقق شد.
آدمایى که این مدت کنارم بودن رو محاله فراموش کنم
خدایا شکرت
  . . .

هفت

دو دقیقه میخوام بخوابم که پاشم بقیه‌شو بخونم.چشمامو می‌بندم.با ماشین جلویی تصادف می‌کنم. سفیده.چشمامو باز می‌کنم و به سقف نگاه می‎کنم.خسته‌م. دیر خوابیدم و زود بیدار شدم. دوباره چشمامو می‌بندم.یه خانوم دست یه دختر 7-8 ساله و یه پسر بچه‌ی 4-5 ساله رو گرفته و دارن از خیابون رد می‎شن. فاصله‎م باهاشون خیلی کمه. سرعتم زیاد.چشمام گشاد باز می‎شن.لعنت می‌فرستم و میرم پای لپ‎تاپ. . . .

پاتولوژی!

بسم الله مهربون :)
 
امتحان پاتولوژی کشت مارا!
همه ی لام ها شکل همه و تشخیصشون سخت. از صبح هرچی فیلم و عکس نگاه کردم انگار نه انگار. همه رو با هم اشتباه میکنم. واقعا پاتوی عملی بلد باشیم که چی؟ خیلی به درد نخوره :|
خوابم میاد و چشمام کلی خسته شدن. دلم میخواد بخوابم تا چهار، دوباره بیدار شم یه دور عکس ها رو ببینم ولی میترسم خواب بمونم.
چقدر شبای امتحان بد میگذره .
  . . .

رویا!!

چشامو باز کردم و بی گفتن حتی یک کلمه زل زدم به یه تیکه نور که از پنجره افتاده بود کف اتاق- عشقم؟نگاهش کردم.- سلام.+ سلام.- دیشب چه خوابی دیده بودی؟+ یادم نیست.- چقدر جدیدا اینجوری خواب می‌بینی.سرمو به نشان تایید ت دادم و دو تا قطره اشک از گوشه ی چشمام افتاد رو بالشت.تداوم درد.تداوم درد.تداوم درد. . . .

خلاصه بدی خوبی دیدین حلال کنین :|

کل امروز رو سر درد داشتم و چندین مدل قرص خوردم. تمام بدنم داره میشکنه و دهنم بدمزه ست. بیش از ده دقیقه که به مونیتور خیره میشم سر گیجه و . .
نمی دونم آنفولانزائه یا فشار یا چی!
حالا بهرحال تو حال مرگ هم باشم باید برم امتحانو بدم. فردا شب میرم تهران.
 
+ اینجا بهتر شد؟ از آقای  خواستم بهم یاد بده که فونت را چطور بزرگ کنم. چون جدا برای منم ریز بود و چشمام اذیت میشد.
  . . .

فردای کوآلا

فردا صبح می رم واسه عمل چشم 
امیدوارم اتفاق بدی نیفته و به خوبی و خوشی تموم بشه.
استرس زیادی دارم. چشم خیلی عضو خاصیه
 
+ باید یک هفته ای به چشمام استراحت بدم و سراغ اینترنت و کتاب نرم. چقدر بد :(  . . .

دل شوره

این یک هفته برای من هفت سال گذشت، هر شب کابوس می‌دیدم، به حول و با عرق سرد از خواب می‌پریدم مدتی غلت می‌زدم و به زور چشمام رو می‌بستم تا دوباره خوابم ببره اما باز کابوس. سختی‌ش این بود که هیچ‌کس نباید از حالم خبردار می‌شد. بنابراین باید ظاهرم و کارام کاملا عادی می بود. چقدر سخته درونت آشوب باشه اما بخندی و هرکس پرسید خوبی؟ بگی خوبم.
حالا بعد از یک هفته دلشوره‌ام بیشتر شد. امیدوارم خیر باشه.  . . .

هفت

وارد مغازه شدم و مستقیم رفتم سراغش
گفتم: من و یادتون هست؟
یه جوری چشمآش و توی چشمام ریز کرد که انگار یادش نیست
ادامه دادم: من همونی ام که دیروز اومدم دو تا کتاب بردم از نشرِ.
پرید وسط حرفم و گفت: یادمه خیلی خوبم یادمه
و کلمه ی »خوبم» رو یه جوری کشیده تلفظ کرد که من تأکید روی اون کلمه و به یاد موندنش رو متوجه بشم
گفتم: می خواستم یکی از کتاب ها رو عوض کنم میشه؟!
گفت: چرا؟
گفتم: ازش داشتم تو خونه نمی دونستم
خندید و گفت: آها
پرسیدم: قیمتش چنده؟ که . . .

عنوان مناسبی پیدا نمی‌کنم

همه خوابیده بودن؛ منو فرشته» تو یه اتاق بودیم؛ اون خوابش برده بود و من هم پتو رو تا پایینِ چشمام رو سرم کشیده بودمو دستام زیر پتو گوشیو نگه داشته بودن با پیگمی» تو تلگرام حرف می‌زدیم و مسخره‌بازی درمی‌اوردیم
همون موقع واسم اس‌ام‌اس اومد.
ادامه مطلب . . .

تصویر تکه

پامو یواش می‌ذارم رو زمین، دوباره. دور از جای خالی آینه روی دیوار روی جای پای امن بعدی‌. جایی که خرده شیشه نباشه‌.با امروز می‌شه بیست روز . درست بیست روز از اون روزی که تمام آینه‌های خونه رو شدم می‌گذره، کم کم داره تصویرم از ذهنم می‌ره. به جز چندتا تیکه تصویر. تصویرایی از بازتابی گنگ توی آینه‌های تکه تکه. یه تیکه از ریش جوگندمی‌ام - یه تیکه از گوشه‌ی قرمز چشمام.  . . .

متن آهنگ حال دلم ادوین

تکست آهنگ حال دلم ادوین
حالِ قلبم بی تو تعریفی نداره میشه برگردی
نمیدونم بهم کاش بگی چرا با دلِ من سردی
نم زده چشامو تو که میگفتی داری هوامو
بیا برس به دادم
اگه میشنوی صدامو
وای از این زمونه
حالِ دلمو هیچکی نمیدونه
غم دوریت داره منو به آتیش میکشونه
جایِ خالیت داره
قلبمو از جا میکنه
خیسِ اشکم دو تا چشمام این حالِ منه
کی به جای من داره
سر روی شونت میزاره میخونه
بی تو اینجا یه گوشه
این دلم میپوسه
این فاصله برام
یه چی مثل کابوسه
سرد و بی روحه
این خ . . .

How can I love when I'm afraid to fall

انگار دیگه منو نمی‌بینی. انگار دیگه صدام رو نمی‌شنوی. انگار با خورده‌شیشه‌های رابطه‌مون تنهام گذاشتی تا بمیرم. من هنوز دارم با دستای زخمی جمعشون می‌کنم و تو دیگه نیستی که نشونت بدم. باد میاد. سردمه. تو لباسم جمع میشم و لبم رو‌ گاز می‌گیرم و می‌جوم. به پشت می‌افتم رو زمین و به تصویر مات ستاره‌ها خیره می‌شم. سایه کارهایی که برای دانشگاه باید می‌کردم رو افکارم افتاده و سنگینشون کرده ولی تمرکز کافی برای رسیدگی بهشون رو ندارم. گیجم و‌ نمی . . .

یک شب دیگه

سلام
امشب، شب تولد توست
حواسم هست، یادم نرفته
حتی هدیه هم برات انتخاب کردم
صددرصد هم میدونم‌ ازش خوشت میاد
ولی
فقط انتخاب کردم
نیستی که باشم و پیشونیتو ببوسم و ذوق زدت کنم
من جای خالی تورو هر لحظه کنارم احساس میکنم
تو چی؟ جای خالی منو پر کردی؟
ته قلبت که مال من بود
الان کسی خونه کرده؟
دردودل زیاده
ولی چشمامتار شده
نمیتونم بیشتر از این بنویسم
فقط خواستم بگم
تولدت مبارک زندگی . . .

.

یه استاد داشتیم آدم اهل دلی بودیه بار خیلی حالم داغون بود کلافه بودم.تو خودم بودمبعد که درسش تموم شد یهو گچ و پرتاب کرد طرف تخته برگشت گفت بچه ها یه چی میگم یادتون نره.سعی کنید سره خواسته هاتون زیاد به خدا اصرار نکنیداقاجون.خدا دوست داره تو رو توی این وضعیت ببینه.بگو چشمخدا یه وقت میخواد یکی رو ثروتمند ببینه یکی رو فقیریکی رو به وصال رسیده ببینه.یکی رو دلتنگ و داغون و عاشقیکی رو سربریده ببینه.یکی رو سربلندزیاد با سرنوشت نجنگ.بسپار به خ . . .

خیلی خوووبم یادمه

وارد مغازه شدم و مستقیم رفتم سراغش
گفتم: من و یادتون میاد؟
یه جوری چشماش و توی چشمام ریز کرد که انگار یادش نیست
ادامه دادم: من همونی ام که دیروز اومدم دو تا کتاب بردم از نشرِ.
پرید وسط حرفم و گفت: یادمه خیلی خوووبم یادمه
و کلمه ی »خوبم» و یه جوری کشیده و سوک تلفظ کرد که من تأکیدِ روی اون کلمه. و به یاد موندن عمدیش و متوجه بشم
خودم و زدم به اون راه و گفتم: می خواستم یکی از کتاب ها رو عوض کنم میشه؟!
گفت: چرا؟
گفتم: ازش یکی داشتم تو یخونه نمی دو . . .

چهارم

این بار اما دلم می خواد چشمام رو روی اشتباهاتم ببندم و به خودم اجازه ارامش بدم. این بار می خوام به کودک درونم بگم تنهات میذارم اروم شی. 
می خوام توی لحظه زندگی کنم. می خوام راهی که نتونستم تمومش کنم رو تموم کنم. می خوام ارزوهایی که انجام ندادم رو انجام بدم. این بار می خوام خودم باشم و خودم.
 
+بابت اشتباهاتم اما تو ببخشم. بابت بد حرف زدنم تو ببخشم. . . .

هجده

بچگیام با تمام وجود می‌خندیدم
قدیما با چشمام
یه بازه‌ای که خیلی هم دور نیست، با لبم
و الآن، با دلم!
یه وقتاییش چشممم توش دخیل میشه اما نه همیشه
اصلا یه جاهایی هست که ظاهرم تغییر نمی‌کنه اما دارم می‌خندم!
 
خنده‌ی الآنم نادر و عمیقه
خنده‌ی قدیمام قشنگ بود
خنده‌ی بچگیم پر از زندگی
و من
گاهی دل‌تنگ انواع دیگه‌ی لبخندم میشم :) . . .

19:30

یلدا برام یه حسرته حسرت اون یه دقیقه اون یه دقیقه اون یه دقیقهاون یه دقیقه که خندوندمت بی شک هیچ حسی به یلدا ندارم مثل یه غمه آهنگای شاد یلدا فقط اشکو به چشمام میارم آهنگ شب یلدامو با تو دارم اتفاقی پلیش کردم و چقد خاطره بود که زنده شد کی بهت میگه یلدات مبارک من نمیتونم  نمیتونم برای کی میخندی امشب چشات برا کی برق میزنه خاطره اس که آور میشه رو سرم و من زیر این خاطرات خورد میشم بی شک دوستت دارم بی شک آرزومه که برگردی  . . .

هوای ابری

هوای ابری برای من آزار دهنده است. این آب و هوا تمام سر و صورتم را بهم میریزد صدای تو دماغی باد زیر چشم و بی حالی همه آزار دهنده هستند.امیدوارم فردا زودتر برسد و زودتر برگردم تهران و برم سرکار کارها را انجام بدهم.یک بی حوصلگی شدید دوره ام کرده از آن بی حوصلگی ها ک فقط با نوشتن برآورده می‌شود.البته راه رفتن و فکر کردن به آرزو هم .بگذریم .این ناله ها چندان جالب نیست. من هم اهل نالیدن این مدلی نیستم. . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)