98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

همين که گفتم الهي اجابتم کردي

نیمکت

نشسته ام روی نیمکت خالی در هوای کمی سرد پاییز در پارک.در شهری که شهر من نیست سرما خورده ام و این هوای سرو لرز به تنم میاره،نشسته ام روی نیمکت که روبرو یک حوض از آبدلم یه جور خاصی هست .امروز کلا خاص بودم از صبح که بیدار شدم خارش عجیبی گرفتم آلرژی ام این بار جور متفاوتی بروز کرده .سردمه و من دلم عجیب گرمامیخواد دارم فکر میکنم کاش خداالان همین جا صدای ته قلبم بشنوه و اجابتم کنه . . . .

آهنگ سامان جليلي به نام پس من چي متن

آهنگ جدید و متفاوت پس من چی از سامان جلیلی به صورت مستقیم و با پخش انلاین در ای وان موزیکبعد از من دنیا به کامته پس من چیمیگن که یکی کنارت هست من چیهنوزم من دوتا دوتا دارم از هرچیتا کی پس خدا خدا کنم آخر چیدل و دل دادمو قلبمو این دل سادمو تو نکشی پاتو پسرد ندی رد کنی قلبمو آخه این دیوونه با همه چی با تو هستدل و دل دادمو قلبمو این دل سادمو تو نکشی پاتو پسرد ندی رد کنی قلبمو آخه این دیوونه با همه چی با تو هسترفتی منو دیوونه رو ترکم کردیگفتم بمون . . .

گِله

عالم ز برایت آفریدم گله کردیاز روح خودم در تو دمیدم، گله کردیگفتم که ملائک همه سرباز تو باشندصد ناز بکردی و خریدم،گله کردی جان و دل و فطرتی فراتر ز تصور از هرچه که نعمت به تو دادم، گله کردی گفتم که سپاس من بگو تا به تو بخشم بر بخشش بی منت من هم گله کردی با این که گنه کاری و فسق تو عیان استخواهان توأم، تویی که از من گله کردیهر روز گنه کردی و نادیده گرفتم با اینکه خطای تو ندیدم، گله کردی صد بار تو را مونس جانم طلبیدم از صحبت با مونس جانت، گله ک . . .

تکه تکه بشم برات الهي

با عرض سلام و خسته نباشید بعد از چند وقتی غیبت و مشکلات زیادی که چند باری نوشتم و پاکشون کردم الان اومدم بگم قشنگترین و خلاقانه ترین قربون صدقه عمرمو امروز صبح تو راه رفتن به محل کار از دهن محسن شنیدم و حیفم اومد ثبتش نکنم بعد از این که بهش گفتم لطفا یه کم خلاقانه قربون صدقم برو، گفت:تکه تکه بشم برات الهی محسن جانم از همین تیریبون اعلام میکنم خدانکنه، الهی تا ابد کنار هم باشیم و عاشق این قربون صدقه خلاقانت شدم98/09/23 . . .

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست 

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیانست گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشانست گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی گفتا که در ره ما غم نیز شادمانیست گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم گفت آنکه سوخت او را کی ناله یا فغانست گفتم فراق تا کی گفتا که تا توهستی گفتم نفس همین است گفتا سخن همانست گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگانستگفتم زفیض بپذیر این نیم جان که داردگفت . . .

خیره ان شاءالله!

 
_بهش گفتم خیره!
+گفت تا تعریف مون از خیر چی باشه!
_گفتم همین که زمان درستش میکنه خیره!
+گفت چی بگم!
_گفتم شکر
+نگام کرد
_گفتم خدا ما رو به میزان صبرمون آزمایش میکنه!
+ گفت من که طاقتم سر اومده!
_ گفتم امام صادق فرمودند: صبر که تمام شود فرج می آید!
+گفت یعنی صبرم تموم شه همه چی تموم میشه و خلاص!؟
_ گفتم تازه اون روزیه که میفهمی چرا قبل از اون نشده!
+ گفت گیجم کردی!
_ گفتم خدا هیچ وقت دیر نمیکنه، اگر دیر شده بدون هنوز موعدش نشده! پس صبر میکنی و به وعده اش ا . . .

دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم.

بلاخره بعد از گذشت سه ماه که برام کابوس شده بود ،درد دلم رو بهت گفتم.گفتم که میدونم اونی که زنگ میزنه کیه.گفتم که اونروز فهمیدم رفتی پیش اون و پیاماش رو خوندم.مثل همیشه گارد گرفتی و سعی کردی قانعم کنی که کاری نکردی.به چند نفر زنگ زدی اما وقتی بهت گفتم به خودش زنگ بزن نزدی.اون جا فهمیدم چندتا چیز دیگه رو هم بهم دروغ گفته بودی.با اینکه قسم خوردی اما قلبم به قبول کردنش راضی نشد.در ظاهر قبول کردم حرفاتو اما به خودتم گفتم حتی اگه راست بگی چون باهام ص . . .

405. احمق های دور و برم

خب اون ماجرای کار کردن و بهتر بگم حمالی بنده در باشگاه عنتر خانم تموم شد با دعوا و با اینکه اونا پول منو خوردن خدا انشالله به کمرشون بزنهبهشون گفتم من نمیام دیگه اونا هم. گفتن غلط کردی باید بیای منم گفتم. نمیام از اونجایی که یه عنتر آقایی اونجا کار می‌کرد و روم. کراش زده بود و داشت اون عنتر خانوم گفت اگه نیای منم میرم به بابا مامانت میگم تو با این روابط شخصی داشتی منم کفری شدم با بابام و رها رفتیم اونجا اونا هم دستاشون میلرزید و از طرفی هم گفتن . . .

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید / حافظ (غزلیات)

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آ . . .

نشد

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشدتنها در انتظار تو باشم ولی نشدگفتم به دل که جلب رضایت کند، نکردگفتم که جان نثار تو باشم ولی نشدگفتم میان جذر و مد اشک و آهِ شبدر گردش مدار تو باشم ولی نشدگفت که میرسی تو من هم دعا کنمدر دولت تو یار تو باشم ولی نشدگفتم که تا اجل نرسیده ست لحظه ایدر خیمه ات کنار تو باشم ولی نشدگفتم که خاک پای تو را تاج سر کنمچون خاک رهگذار تو باشم ولی نشدگفتم به قدر اه دل دلشکستگاندر عهد و روزگار تو باشم ولی نشدگفتم دعا کنم که بیایی ب . . .

من آنقدر دوستت دارم.

    یه چند روزی دیدم کم رنگی و وقت دعواهامون دل سنگی واصلا حالیت نیست انگار دلتنگی و اصلا حالیت نیستبهم گفتی از چشمام افتادی پای این حرفت محکم وایستادییروز میفهمی کیو از دست دادی الان حالیت نیستخرابش کردی هر چی ساختم ازت توی سرم خرابش کردیبهم گفتی رو اعصابت نرم خرابش کردی پیدات نشه دور و برم خرابش کردیخرابش کردی هر چی ساختم ازت توی سرم خرابش کردیبهم گفتی رو اعصابت نرم خرابش کردی پیدات نشه دور و برم خرابش کردی♫♫♫تو عشق بودی من چی بودم برا . . .

تولدانه

بعد چند سال تماس گرفته بدون سلام و علیک میگه : ما هنوز یادمون نرفته چند سال پیش همچین شبی چطوری افسر نگهبان و پاسبخش رو دودره کردی ترک پست کردی که از مغازه حمید بیشه کلایی چندتا شمع بگیری که تولد بگیریم
منم گفتم : منم یادم نمیره قرار شد یه کیک تو قابلمه برامون درست کنی اونقدر شل شده بود که با قاشق خوردیمش:)))
گفت : هنوز زنده ایی پسر؟؟:))
گفتم : تا تو رو کفن نکنم جوون به عزرائیل نمیدم :)))
گفت:فکر میکردم نشناسی!
گفتم:من صداتو از صد کیلومتری هم تشخیص مید . . .

خانه کردي در دل وجانم ، بيا عاقبت ديوانه کردي ، چرا ؟

خانه کردی در دل وجانم ، بیاعاقبت دیوانه کردی ، چرا ؟ عالمم آتش زدی ، پروا نکردم بیا شمع وپروانه ات هستم ، بیاساقی میخانه ات میشم ، بیافتنه کن فتانه ات میشم ، بیایا مرا درچاه بیفکن ، یوسفمخادم چاه هت میشم ، بیاغرآ . . .

مترجم(ادامه)

چند روز پیش داشتم با یکی صحبت میکردمیه چیزی بهش گفتم گفت چی؟ دوباره گفتم باز پرسید بازم گفتم گفت: چی داری میگی سه بار گفتی ولی من نمیفهمم چی میگی! یه دوستی همراهم بود که حرف منو تکرار کرد که این بار متوجه شد!!!اینکه من سه بار گفتم و متوجه نشد اما یک بار گفتن دیگری رو متوجه شد فقط یه معنی داره: مشکل من ذاتیه و مشکل ذاتی راه حل نداره!!!این فقط یه مثال بود موارد اینچنینی برام زیاد پیش اومده بخاطر همین گفتم به مترجم نیاز دارم. . . .

چهارمین سال.

دیشب که گفتی این هفته نیستی خیلی ناراحت شدم.به خودم گفتم عجب زمان بندی بدی برای نبودن!دقیقا تو روزی که چهارمین سالگردمونه و فرداشم تولدمه نیستی.بهت صبح گفتم هیچ انتظاری ندارم اما امروز سالگردمونه، بعد چند ساعت گفتی با این همه مشغله همین که یادته فردا تولدمه خدایی هنر کردی.گفتم فقط میخواستم بدونی.اما خیلی غمگین بودم.از اینکه هیچ سالی این موقع کنار هم نیستیم و شادی نمیکنیم.از اینکه آخرین سالگرده، از اینکه همه چی تمومه ، از همه چی دلخور بودم . . .

حال دل

  کسی می گفت من یه دوست معلول دارم خیلی دوستش دارم یعنی مهربان ترین آدم زندگیمه گفتم تو چی ؟ گفت منظورت چیه ؟ گفتم تو واقعا دوستش هستی ؟ گفت خوب آره گفتم براش چیکار می کنی ؟ گفت هر دفعه باهاش تماس می گیرم حالشو می پرسم گفتم حتما میگه خیلی خوبم گفت آره همیشه میگه عالی گفتم حال دلش چطور ؟ اونم خوبه ؟ گفت نمیدونم گفتم چند بار رفتی خونش توی اتاقش توی تنهاییاش دستشو گرفتی گفتی رفیق هیچوقت فکر نکن تنهایی من همیشه هستم با ناراحتی گفت هیچوق . . .

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفتسر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
قمری جان صفتی در ره دل پیدا شددر ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کردکه نه اندازه توست این بگذر . . .

300.

داشتم به شوهرخواهرم می‌گفتم ، این چند روز به من خیلی خوش گذشت.ازم پرسید مگه چیکار کردی ، جایی رفتی؟؟؟بهش گفتم ، خوابیدم ، فیلم دیدم ، استراحت کردم ، اشپزی کردم ، خیلی خوب بودپرسید فقط اینا ،،، گفتم اره ، اخه اعصابم اروم بودبعد با خودم فکر کردم ، یعنی من چقدر باید تو این 2ماه تحت فشار بوده باشم که چند روز بیکاری بهم خوش بگذره .خدایا شکرت که از این بار و فشار روانی کم شده ، و به ارامش رسیدیم .ممنونتم . . .

الهی و ربی من لی غیرک؟

خدا را شکر کردی؟ بله.از کسی گره گشایی کردی؟ بله.از کسی دلجویی کردی؟ نه.از غیبت کسی جلوگیری کردی؟ نه. کارهای خوب:نماز جماعت، صدقه، دعا، کتاببه خاطر خدا بود؟ نه. کارهای بد: تکبر . . .

به چه سادگی

به چه سادگی عشق خود را به پای تو ریختم
                                اماتو چه کردی
مرا نابود کردی نگاه عاشقانه را از من دریغ کردی
و در عوض کلماتی عاشقانه نثار عشقی که در گذشته داشتی کردی
 
به چه سادگیبه تو گفتم که دوستت دارم
                                    اماتو چه کردی
مرا مورد تمسخر قرار دادی و گفتی
      عشق؟؟؟؟
               عشق کجاست
 
به چه سادگی تمام زندگی خود را برای تو گذاشتم
                             . . .

و امروز بعد مدت طولانی تونستم باهات صحبت کنم و خیلی رک و واضح گفتم که میخام تموم بشه میخام کات کنیم هرکی بره دنبال کار خودش و تو دوباره شروع کردی به همون حرفای همیشگی که گرفتاری که وقت نداری که درگیری و سرت شلوغه.و وقتی گفتم ربطی نداره اگه دوسم داشتی منو میزاشتی تو اولویت هات و گفتی که میزاری گفتم نمیخام زورکی میگی زورکی نیست دلیه.اخ محمد اخ کدوم حرفتو باور کن کدوم رو.ازین طرف میگی نرو باش پیشم ازون طرف رفتارت چیز دیگست محمد دیوونه شدم روانیم . . .

بهانه دل

گفتم بهانه ایی نیست تا پر زنم به سویتگفتم به فصل پیری در من گلی نروید گفتا که من جوانم فکر جوانه با من گفتم که خانمانم در کار عاشقی رفتگفتا به کار خودباش تدبیر خانه با منگفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشتگفتا تو شادمان باش جور زمانه با من گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدمزد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من . . .

دستبند:(

قضیه ی این دستبندا رو میخوام بگم :(
خب. چن شب پیش همسایمون اوند دم در من رفتم در رو باز کردم .بعد میگه زهرا چشاتو ببند
گفتم وااا براچی؟
گفت ببند دیگه بستم چشامو بعد دستبنده رو دستم کرد یه عالمه ازش تشکر کردم و خیلی خوشحال شدم. :( بعد گفتم براچی حالا این لطف و کردی؟
گف تو چیکار داری ؟ اصن عشقم کشید !!یکی دیگه مث همونی که دستم بود داد بهم گف بده به نرگس خلاصه ست شدیم باهم و گفتم عکسی که گرفتیم رو به اشتراک بذارم:(((( . . .

دل تنگی صاب مرده

بهت زنگ زده بودم. گفته بودم بیا میدون درکه منو بردار. یه ربعم طول نکشید که رسیدی. منو که دیدی ترسیدی.  از خز ِ کلاه ِ کاپشنم آب می چکید. گفتی از کی بیرونی ؟ گفتم از چهار. ساعتت رو نگاه کردی. گفتی هفت و نیمه. گفتم خب هفت و نیم باشه. گفتی زیر این بارون بودی کل این سه ساعت و نیم رو ؟ گفتم زیر این بارون بودم کل این سه ساعت و نیم رو. گفتی کجا بودی ؟ گفتم دانشگاه. گفتی پس چرا سر از اینجا در اوردی ؟ گفتم نمی دونم. تاکسی سوار شدم، یه جایی که نمی دونم کجا بود گ . . .

نان ودندان

روزی ا زروزهای تابستان از روستایی در دامنه های اشتر ان کوه می گذشتم .در کنار جوی اب که به نرمی می گذشت .نشستم .دست در اب بردم سرد بود.کودکی ان طرف جوی اب نشسته بود .چوبی را در آب فروکرده بود.نگاهش کردم .اوهم نگاه هم کرد .گفتم چکار می کنی .اهسته وشرم گین گفت :بازئ گفتم :اسمت چیه ؟  باهمان حالت گفت :فرهاد.پرسیدم می دونی فرهاد کی بود؟فکری کرد وزیر لب گفت:نهگفتم نهار خوردی ؟ گفت:خوردم.گفتم چی خوردی؟گفت :نانگفتم نان باچی؟گفت :با دندون  . . .

زیر پلک هایش تصویر تو را زمزمه میکرد

اومدنش طول کشید، خوابم برد
بیدار شدم دیدم خوابیده کنارم
همینجوری نگاش میکردم یه دفعه چشماش رو باز کرد 
گف خوبی؟
گفتم اره
گف چیزی نمیخوای؟
گفتم نه
گف مطمئن؟
گفتم بغل
.
.
انقدر کیف میده وقتی خوابه دستاشو بگیری بچسبونی به صورتت چشماتو ببندی برای همیشه کنارت تصورش کنی
.
.
گف تو شبا کلا نمیخوابی نه؟
خواستم بگم حیف نیس شبایی که کنارتم رو بخوابم؟
به جاش گفتم دیشب که خوب خوابیدم
.
.
حرف زدن باهاش خوبه
بچه بودم قبلا،
من فقط میخوام رو بودنم حساب باز کنه
. . .

متن آهنگ محسن یگانه و محسن چاوشی و فرزاد فرزین نفس بریده

آهنگ نفس بریده
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روزکاری با دنیا ندارمبه تو گفتم خودم و می کشم و پر می زنم تو اسمون بگوگفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتمبه تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتنحالا من موندم و اشک و بغض و آه و عکس پاره تو ومن بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتممگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تارهحالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
دیگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود وا . . .

احمد شاملو راز

با من رازی بود
که به کو گفتم
با من رازی بود
که به چا گفتم
تو راهِ دراز
به اسبِ سیا گفتم
بی‌کس و تنها
به سنگای را گفتم 
□ 
با رازِ کهنه
از را رسیدم
حرفی نروندم
حرفی نروندی
اشکی فشوندم
اشکی فشوندی
لبامو بستم
از چشام خوندی 
۱۳۳۴ . . .

شور سماعی خاموش

گفتم از آتش عشقت ، که مرا سوزاندهکان منی برده و خاکستر آن جا ماندهگفتم از نور دو چشمت که به راهم اوردمطلع شعر مرا ، بیت تو زیبا کردهگفتم از ساغر ساقی ، که به جانم میریختمستی ی هر شب ما ، ذکر تو بر پا کردهگفتم از حال خوشم ، شور سماعی خاموشپر شدن از خود و هر چیز که او پر کرده . . .

متن مجری روز میلاد امام زمان

*گفتم به مهدی به من عاشق نظر کن / گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کنگفتم بیا که جانم پر از شهد صفا کن / گفتا به عهد بندگی با حق وفا کنگفتم به جان مادرت من را دعا کن / گفتا که جانت را پاک از بهر خدا کنگفتم زهجران تو قلبی تنگ دارم / گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارمگفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن / گفتا به آب دیده دل را شستشو کنگفتم دل از بند غم آزاد گردان / گفتا که دل با یاد حق آباد گردانگفتم که از هجران رویت بی قرارم / گفتا که نور وصل را در انتظارم *باید به پای نام . . .

اجراء

مدتی قبل، در یکی از هنرستان ها، مدیر بودم؛ اون روز، چند نفر از استادان، در دفتر حضور داشتن؛ یه دانش آموزی، سراسیمه، وارد دفتر شد؛ وقتی دید تنها نیستم، گفت: آقا اجازه؟ بعداً می آم؛ می گم! گفتم: نه، راحت باش و همین الآن، بگو. گفت: آقا اجازه؟ و با یه مقدمه ای و با صغری کبری کردن و پوزش خواستن، سرانجام گفت: فلان دانش آموز، ادای شمارو درمی آره همیشه و تقلید می کنه شمارو؛ حرکات شمارو انجام می ده و صداتونو درمی آره آقا. گفتم: باشه می تونی بری. زنگ تفریح . . .

بهره مندي از نور ثقلين

از نظر آموزه های وحیانی قرآن، هدایت از جمله ایمان نور الهی است که زینت و آرایه حقیقی انسان و قلب اوست.(حجرات، آیه 7) البته همه انسان ها از یک نور عمومی و تکوینی به نام هدایت تکوینی برخوردارند.(طه، آیه 50) این نور عمومی که آسمان و زمین یعنی همه هستی و آفریده ها را روشن کرده است، دل های حتی کافران و منافقان و مشرکان را به یک معنا روشن ساخته است؛ زیرا همه هستی در دایره ربوبیت نورانیت الهی هستند.(نور، آیه 35)اما کسانی که گرفتار ضلالت هستند، کم کم از این . . .

بيعنوان

آن روز که دستانم را رها کردی،قلبم پیشت جا ماند.رفتی و عشقت،تمثیلِ ستودنی این شب‌های من شد؛راستی کاش می‌گفتیبا آن دل-که بیمار تو شد-چه کردی؟! "ترمه سلطانی هفشجانی" . . .

کمی دورتر از حالا

خواستم حواسمو از چیزی که بغض شده بود تو گلوم پرت کنم بهش گفتم : باز خوب شد تو سالهایی که هزینه ها کمتر میرفت و خانواده حوصلش بیشتر بود تو بینیتو عمل کردی ، الان دیگه واسه من اوضاع سخت تر شده .گفت : چرا مگه ؟! گفتم : اخه دستمزد دکترا زیاده ، بعدم من حتما لازم میشه بهم خون بزنن  خودت میبینی که چقدر ضعیفم ، بعد این خون گرفتنا هم عوارض خودشونو دارن . خواب آلود جوابمو داد : نه بابا ، لاغر تر از تو و جوون تر از تو هم بوده که خون گرفتن لازمشون نبوده . اخم کرد . . .

شعر پول بده از من

شعر پول بده از من - 24 فروردین 98گفتی و شنیدم نام پفک راگفتم بخرم گفتی باشه فردااز اسم پفک هوس بسیار کردماز بهر پولش به بابا اسرار کردمگفتم به  بابا پولم تو میدیگفتش خر تر از من تو ندیدیگفتم مگه چقدر هست پولشگفتش هر روز همین قدر کردم قبولشگفتم مگر زیاد تو را راضی نکردمگفتش من از صبح خیلی کاسبی نکردمگفتم قر نزن سر پول و منالتگفتش به جاش میشد ماشین  به نامتپسربه جای این همه خرجها که کردیدکاش عقلت بزرگ هم میگردید  . . .

متن کامل آهنگ حمید هیراد گفتم بمان

متن آهنگ حمید هیراد گفتم بمان
به تو گفته بودم ز من بگذری روم در پی عشق ویرانگری
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
به تو گفته بودم که دستم بگیر کنار دلم باش و با من بمیر
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
گفته بودم که آرامشم میرود نقطه امن آسایشم میرود گفتم تا بدانی
گفته بودم نرو خواهشا میشود پیش من باشی سازشم میشود
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
تورا دیدمت بعد عمری سلام ببین اشک شوقی که ریزد مدام
ماندن یا نماندن به پای تو ماندم یا نماندم
آمدی . . .

دخالت تو زندگی دیگرون

امروز صبح ساعت 8 نوبت آرایشگاه داشتم.نشسته بودم تو نوبت ی خانمی وارد شد من ک نمی شناختمش. اومد کنارم گفت آرایشگرش خوبه گفتم اره من می شناسمش کارش خوبه گفت نه واسه عقد و عروسی میگم گفتم اره خوبه من خودم واسه عروسیم اومدم اینجا. گفت کی عروسی کردیی؟ گفتم سال قبل. ی نگاهی بهم انداخت گفت اووووو!!!!!!!!!!! چقد دیر عروسی کردی چن سالته؟ ی اخمی کردم و گفتم چطور؟گفت اخه سنت زیاده میخوام ببینم چرا دیر ازدواج کردی؟ گفتم 15 سال کانادا بودم گفت عه اونجا چیکار می . . .

یکی زدی ، یکی هم خوردی نوش جان ! / نیمه پنهان زندگی من

وقتی یکی میزنید باید یکی بخورید این یه قانونه . و امشب بعد از یک ماه این اتفاق افتاد صبح بابا زنگ زد . بابای خودم . که چیکار کردیگفتم هیچی .گفت پیام میدی و اینایی که من میگم مینویسی . چندتا احتمال داد که چی میگه . گفتم خب شاید نگفت این چیزا رو ! گفت مطمئن باش میگه و بعد تو هم فلان حرف بهش میزنی این یعنی ضربه آخر . و تو هیچی از دست ندادی توی این ماجرا  و همینم شد من بعد از حدود یک ماه پیام دادم ! جوابم داد اما خب اون احتمالات بابا نبود . اما میش . . .

گفت دوباره راجع به بدشانسی‌هام بهت بگم؟ گفتم اینا که بدشانسی نبوده، زندگی بوده. همه همین‌طوری زندگی می‌کنن. منم همین‌طوری زندگی می‌کنم. گفت تو نقره‌ی ادبی داری. (اشتباهی فکر می‌کنه من نقره دارم. هر چی می‌گم یادش می‌ره یا چی. :)) ) گفتم این هم شاید بدشانسی بوده. با دهن‌کجی گفت: "آره. خدایا من چقدر بدشانسم که نقره‌ی ادبی دارم؛ طلا ندارم." گفتم نه. نمی‌فهمید. هیچ‌کس نمی‌فهمه. دلیلی هم نداره توضیح بدم به آدم‌ها. از توضیح دادن متنفرم. . . .

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داري

از نگاهت خواندم که چقدر دوستم داریاشک از چشمانم ریختو از چشمان خیسم فهمیدیکه عاشقت هستمحس کن آنچه در دلم میگذرد ،دلم مثل دل های دیگر نیستکه دلی را بشکند!تو که باشیچرا دیگر به چشمهای دیگران نگاه کنم ،تو که مال من باشیچرا بخواهم از تو دل بکنم!وقتی محبتهایت ،آن عشق بی پایانتبه من زندگی میدهدچرا بخواهم زندگی ام را جز تو با کسی دیگر قسمت کنم ،چرا بخواهم قلبم را شلوغ کنم؟همین که تو در قلبمی ،انگار یک دنیای عاشقانه در قلبم برپاست ،عشقت در قلبم بی ا . . .

دو چشمم گاهی ابر و گاهی باران

دو چشمم گاهی اَبر و گاهی بارانقلب تو هم مثل من هست داغان؟بعد رفتن تو،گفتند بمن دیوانهدگر عاشق مباش و خواهانبه جماعت ِ بی احساسِ عشق‌نادیدهچه گویم مگر دل کندن هست آسانگفتند خیال پر زدن داشت و پر کشیدگفتم اندرون صدف، دُر هست پنهانگفتند آن دُر، بر گردنی شده آویزانگفتم عشق او می ماند تا ابد جاودانگفتند زعشق چه حاصل جز خوشه غمگفتم وقت برداشت همیشه هست گرانگفتند عشقِ بیمارِ آفت زده نباشد ارزشیگفتم در دل عُشاق بهایش هست یکسانگفتند بعد او خوب ب . . .

نهم آبان 98 پنج شنبه

امروزبا خانم مه.ن.ا.نیییی کلاسمو رفتمبهم گفت چرا ازدواج نکردی!!! و من گفتم و راستشو گفتم!نمیدونم حماقت بود چی بود اما یهو گفتم!!و همه چی رو گفتمو منی که دو روزه قرص نمیخورم و امروز هی دائم میریدم یهو از گفتن داستان خودم و علی ب وجد اومدم و ریدنم درست شدبهم گفت میرم کربلا سحردعات میکنم حتماچقد ذوق کردمامام حسین اگه گفت یادت باشه قبول کنی!!!پناه میبرم ب خدا از شر هر وسوسه ایخدایا کمکم کن تو اون خدای مهربونیمریضی هام باید دور شنبایدددددخوب میشم خ . . .

معيت قيومي و معيت پاداشي

از نظر قرآن، همه چیز با قیومیت خدا معنای وجودی می یابد. به این معنا که خدا حقیقت وجود است و هر موجودی در ذات خویش نیاز به وجود الهی دارد به گونه ای که اگر وجود الهی در چیزی نباشد، جز عدم نخواهد بود و هستی برای آن معنا ندارد. بنابراین، اگر به موجودات به عنوان آیات الهی نگاه شود، پیش از آن که موجود دیده شود، وجود دیده می شود که همان خدای قیوم است.معیت قیومی ، معیت فراگیر و مطلق است که همه هستی و موجودات را در بر می گیرد. همین معیت قیومی فراگیر موجب . . .

۲۹أکتبر روز جهانی مربی مبارک باد(وبلاگ تکواندو استاد جلیل قلندری)

روز جهانى مربى به تمام اساتید زحمتكش، دلسوز و عاشق تكواندو ایران زمین تهنیت و مبارك باد. یاد و خاطره اساتیدى كه دیگر در بین ما نیستند گرامی باد و روحشان شاد.۲۹أکتبر روز جهانی مربی مبارک باد(وبلاگ تکواندو استاد جلیل قلندری) . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)