98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

وای ننه من مسافرم گریه نکن پشت سرم

مسافرم.

من فردا میرم.شاید تا اول آذر نیام و بعدشم ظاهرا دوره کد میخوریم مرزنمیدونم میشه بهت زنگ زد یا نه.نمیدونم میشه قبل اینکه برم ببینمت یا نه.ولی من جز لبخند تو هیچی نمیخوام.آهو.مراقب لبای خندونت باش.من همیشه به یادتم. آ. . . .

کمیته نا فنی

مدیر که رفت یه هیئت راه اندازی کردن شامل 3 نفر بعد اونا شدند فنی و ما شدیم نافنی
به طور محسوسی بین ما ها فرق میذارند. 
هر کدومشون هم ایراداتی داره که قابل هضم نیست و من با گندترینشون همکارم!
حالم بهم میخوره
امشب مسافرم و کلی ذوق داشتم که یه همکاری کلا گنددددددددددد زد به حالم . . .

اشک عشق

 ز دشت کربلا هر شب نواي گريه می آیدتو گویی حضرت زینب برای گريه می آیدفغان کاروان شام،پر کرد آسمانها راحزین آواي جانسوزی سواي گريه می آیدقدم در وادی دشت بلا هر کس که بگذارداگر دلسنگ هم باشد،هواي گريه می آیدچه با آل علی کردند آن قوم ستم پیشهکه بانگ ناله و شیون به جای گريه می آیدبمیرم بر سر و دستی که شد شرمنده ی طفلانهنوز از مشک صد پاره صدای گريه می آیدبه اشک عشق می باید دل خود را جلا دادنبه کوی حق چو رو کردی، صفای گريه می آیدز اهل بیت پیغمبر مک . . .

آستان جانان

 چون ابر نو بهاران، من نیز گريه کردمآواره در بیابان، من نیز گريه کردمگویی غزل برایم می ریخت آسمانهاوقتی به پاس باران، من نیز گريه کردمهر چند فصل مهر است آغاز نو بهارانامّا چو ابر گریان، من نیز گريه کردمدر جمع عشق بازان،با حالتی پریشاندر آستان جانان،من نیز گريه کردماز بخت واژگون و از داغ دل چه پرسیبا لاله ها فراوان، من نیز گريه کردمآرام همچو شمعی از آتش درونمتا صبح در شبستان،من نیز گريه کردمتنها نه در سکوتش واسع گریست شبهااز دوستان چه پن . . .

مسافر

من سال هاست که مسافرم در به در جاده های رسیدن به تو چون مجنون خار مغیلان به پا کردم و ریگ بیابان را به جان خریدمراه های صعب العبور برای رسیدن به تو را طی کردمبر روی کوه ها و ساحل دریاها ،بر روی شن زارهای کویر نوشتم سفرنامه ی بی پایانم را اگر گذرت بر دیار عاشقان افتاد بخوان سفرنامه مرااگر باد و باران  و ریزش کوه ها اثری از آن باقی نگذاشت برایت نقل می کنندمردم دیار که سفرنامه عاشقان دربه در "دوستت دارم "است فروردین 98 . . .

#611

میدونى خیلى بده كه وسط خیابون تو تاریكى یجورى بتركى كه شروع كنى داد زدن داد بزنى از زمین و زمان شكایت كنى از شدت شكایتات گریت بگیره از فشارى كه داره بهت میاد گریت بگیرهگريه كنى گريه كنى بازم گريه كنى داد بزنى بعد بغلت كنه اون گريه كنه تو گريه كنى بفهمه چقدررررر داغونى بفهمه چقدررر بریدىبفهمه چقدر كشیدى و دیگه نمیتونى تحمل كنى :)))دیشب بیشتر شبیه فیلم سینمایى بود تا واقعیت =) اما دلم میخواست تا صب تو همون كوچه لعنتى بشینم گريه كنم واسه همه چ . . .

خاطرات تدریس : ببین اینا دیگه کین!

یکی از کلاسای من هست که با استاد محترم دیگه‌ای هم ارائه شده و برخی از دانشجویان اون کلاس، طبیعتاً کسایی هستن که از من یا از سختگیریام دل خوشی ندارن، منم البته خوشحالم که اون بزرگوارا انتخاب کردن و از کلاس من رفتن چون هیچی ضد حال‌تر از این نیست که دانشجویی سر کلاست باشه که به اجبار اومده و به لطائف الحیل هم دنبال اینه از سر و ته کلاست بزنه و در بره، یه دفه میگه مریضم یه دفه میگه کار دارم، یه دفه میگه مسافرم! حالا به اینایی ک موندن میگم من چراغا . . .

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم(شعر آهنگ)

سر به روی شانه های مهربانت میگذارمعقده ی دل میگشاید گريه ی بی اختیارماز غم نامردمی ها بغضها در سینه دارمشانه هایت را برای گريه كردن دوست دارم، دوست دارمبی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم، دوست دارمخالی از خودخواهی من، برتر از آلایش تنمن تورا بالا تر از تن، برتر از من دوست دارمعشق صدها چهره دارد، عشق تو آیینه داردعشق را در چهره ی آیینه دیدن دوست دارمدر خموشی چشم من را، قصه ها و گفتگوهاستمن تورا برجذبه ی محراب دیدن دوست دارممن تورا بالا . . .

نگاهات به اسب ابي ديونم كرد.

الان چهار شب از اون شب گذشته، شبی كه اومدن بهم گفتن از امشب وقت داری گريه كنی ، خودتو بكشی، غصه بخوری ولی از شنبه تو رو از یاد بردن باشم. بهم گفتن دیگه حق نداری منتظرش باشی ، باید همه روزنه های امیدم ببندم. باید فراموشت كنم.اون شب خیلی غصه خوردم، خیلی گريه كردم، شب تا خود صبح گريه كردم، ولی فراموش نشدی.فرداش باز گريه كردم، باز غصه خوردم، حتی عكساتو پاك كردم، ولی باز هم فراموش نشدیشب سوم هم نتونستم گريه نكنم غصه نخورم، واسه گول زدن خودم گوشیم . . .

دانلود آهنگجديد باران گريه

دانلود آهنگ باران گريهدانلود آهنگ باران به نام گريهDownload Music Baran Called Geryeh320 128متن آهنگ باران گريهنه با دلگیری و نه غم نه با غصه نه با سردیازت میخوام به این خونه مثه یه مرد برگردینباید گريه میکردم که عشقو بی اثر میکردهمین حال بدم از تو منو دورتر میکردنباید گريه میکردم که این آرامشم باشهکه حتی دونه های اشک توی آرایشم باشهنه با دلگیری و نه غم نه با غصه نه با سردیازت میخوام به این خونه مثه یه مرد برگردینه با دلگیری و نه غم نه با غصه نه با سردیازت م . . .

گريه با فيلم

تا حالا شده موقع دیدن فیلم گريه کنید یا کسی رو دیدید که اینجوری باشه؟من از اون دسته آدمایی هستم که اگه فیلم احساسی باشه به چشم بر هم زدنی گريه ام میگیره و تموم ام نمیشه. گاهی چندتا دستمال کاغذی صرف پاک کردن اشکام میکنم. گاهی هم بلند میشم و میرم سرویس بهداشتی و اونجا یه دل سیر گريه میکنم و بر میگردم بقیه فیلم رو میبینم.گاهی با فیلم همزادپنداری میکنم و گريه ام میگیره اما گاهی هم واقعا دلم بحال اون نقش از فیلم میسوزه و از روی دلسوزی گريه میکنم.جال . . .

جهنم.

زنگ آخر امتحان جامعه داشتیمیكی از بچه ها یه تقلب نوشت بهم دادمعلم دیدشمیخواستم از روش بنویسم ولی نتونستمهر كاری كردم كه بنویسم نشدمعلمم هی نگام میكردبا بغض رفتم برگه رو دادم به معلم گفتم خانم هیچی از روش ننوشتمبعدش بلند زدم زیر گريهدوستام اومدن پیشم معلم میگفت اشكال نداره عزیزم گريه نكن وقتی هیچی روش ننوشتیولی حالم خیلی بدههنوز دلم میخواد گريه كنمخیلی صحنه ی بدی بود.خیلیامتحان هم كه افتضاح. . . .

دست خط .

 مسافرترین زن دنیا هم،دست خطی می خواهد که بنویسد برایش :"زود برگردطاقت دوری ات را ندارم ".زن هاهمه چیزشان را پنهان می کنند :تنهایی رادلتنگی راگريه ها رادوست داشتن را زن هاهنگام شکستن صدایشان در نمی آید !درد که دارند به خود نمی پیچند؛نهایتا تسکین درد یک زن،گريه های یواشکی ست  . . .

آقا دلم گرفته شبيه هواي شهر

تنها ترین امام زمین، مقتدای شهرتنها، چه میکنی؟ تو کجایی؟ کجای شهر؟وقتی کسی برای تو تب هم نمی کنددیگر نسوز این همه آقا به پای شهرتو گريه میکنی و صدایت نمی رسدگم می شود صدای تو در خنده های شهرتهمت، ریا و غیبت و رزق حرام و قتلای واي من چه می کشی از ماجرای شهردلخوش نکن به “ندبه”ی جمعه، خودت بیابا این همه گناه نگیرد دعای شهراینجا کسی برای تو کاری نمی کندفهمیده ام که خسته ای از ادعای شهرگاه از نبودنت مثلا گريه می کنندشرمنده ام! از این همه کذب . . .

از اين افسرده پاييز غم انگيز

تو مثل راز پاییزی و من رنگ زمستانمچگونه دل اسیرت شد سوگند به شب نمیدانمتو فکر خواب گل‌هایی که یک شب باد ویران کردو من خواب تو را میبینم و لبخند پنهانمتو مثل لحظه‌ای هستی که باران تازه می گیردو من مرغی که از عشقت فقط بی‌تاب و حیرانمتمام آرزوهایم زمانی سبز می گرددکه تو یک شب بگویی دوستم داری تو میدانمتو هم همرنگ و همدرد منی، ای باغ پاییزیچو می‌پیچد میان شاخه‌هایت هوی هوی بادبه گوشم از درختان های‌ های‌ گريه می آیدمرا هم گريه می&z . . .

گریه کردم

ترجمه یک ترانه ترکی.گفتم که حق با من استسرم را به دار کشیدند.وقتی طناب دار گردنم را فشرد،دار گريه کرد و من گريه کردم.دست بر گردن یار انداختم،یار گريه کرد و من گريه کردم.خانه ام ویرانه شد،هستی ام بر باد رفتهمسایه ها جمع شدند و گريه کردندمن گريه کردم.چون باد پاییزی وزیدن گرفت،گلهای من به تاراج رفت.تا خبر به بلبل برسد،خار گريه کرد و من گريه کرذم.حرف دل را چون با تار گفتمسیمهایش پاره شد.با سوزی آرام،تار گريه کرد و من گريه کردم.   . . .

اشک عشق

 ز دشت کربلا هر شب نواي گريه می آیدتو گویی حضرت زینب برای گريه می آیدفغان کاروان شام،پر کرد آسمانها راحزین آواي جانسوزی سواي گريه می آیدقدم در وادی دشت بلا هر کس که بگذارداگر دلسنگ هم باشد،هواي گريه می آیدچه با آل علی کردند آن قوم ستم پیشهکه بانگ ناله و شیون به جای گريه می آیدبمیرم بر سر و دستی که شد شرمنده ی طفلانهنوز از مشک صد پاره صدای گريه می آیدبه اشک عشق می باید دل خود را جلا دادنبه کوی حق چو رو کردی، صفای گريه می آیدز اهل بیت پیغمبر مکن . . .

شايد

این روزا احساس غم شدیدی دارم، احساس افسردگی. منتظرم تا كوچكترین اتفاقی بیفته و گريه كنم، مثل امروز كه صبح چندین بار گريه كردم. و غم انگیزترش اینه كه فكر میكنم كسی رو ندارم كه باهاش حرف بزنم و از این حجم اندوه بهش بگم. ولی میدونم كه باید از پسش بر بیام، باید بجنگم و موفق بشم، جنگجو ها هم گاهی خسته میشن. فعلا عقب نشینی كَردم ولی شاید باز هم بجنگم. شاید . . .

آستان جانان

 چون ابر نو بهاران، من نیز گريه کردمآواره در بیابان، من نیز گريه کردمگویی غزل برایم می ریخت آسمانهاوقتی به پاس باران، من نیز گريه کردمهر چند فصل مهر است آغاز نو بهارانامّا چو ابر گریان، من نیز گريه کردمدر جمع عشق بازان،با حالتی پریشاندر آستان جانان،من نیز گريه کردماز بخت واژگون و از داغ دل چه پرسیبا لاله ها فراوان، من نیز گريه کردمآرام همچو شمعی از آتش درونمتا صبح در شبستان،من نیز گريه کردمتنها نه در سکوتش واسع گریست شبهااز دوستان چه پنها . . .

493

سرکلاس سرمو انداختم پایین‌ داشتم گريه میکردمیه ثانیه رومو برگردوندم .فهیمه دید جاااار میزد گريه میکنییییی ؟؟؟همه برگشتن سمت من یکی یکی میگفتن مگه بچه ای که گريه میکنی ؟؟؟ فدا سرت عصن بیفتی درسو .  گريه نداره کههه -_- آبرو نذاش برام . . .

723

گريه از قلب می‌آید، همین حالا مسیرش را می‌فهمم؛ از قلب می‌آید به سمت بالا تا پشت چشم‌ها، به گلو که می‌رسد، راه باریک می‌شود اما اشک همیشه عطش رسیدن دارد، برای همین است که گلو به درد می‌افتد. باز بالا می‌آید، می‌آید تا پشت چشم‌ها و بعد از حفره‌ی کنار چشم‌ها سُر می‌خورد روی گونه‌ها. وقتی که گريه می‌کنی، حواس قلب پرت گريه کردن است، حواس گلو پرت گريه کردن است، حواس چشم‌ها پرت گريه کردن است، برای همین است که وقت گريه نمی‌بینی و نمی‌گویی . . .

دهم

سلام عزیز دلم
احوالت چطوره؟
خیلی وقت بود با بزرگیات حرف نزده بودم :)
می‌دونی بابا یه وقتایی احتمالا من می‌بینم که تو داری تو خلوت خودت گريه می‌کنی و خب این چیز طبیعیه! حتی خیلی خیلی بزرگتر از تو هم گريه می‌کنن و خب البته که گريه داریم تا گريه :)
یه وقتایی گريه برای دلتنگیای کوچیکه یه وقتایی برای غرای کوچیک و بزرگ و یه وقتاییم برای روضه که این آخری از همشون مهمتر و بهتر و قشنگتر و با ارزش تره!
ولی به خودم گفتم هر وقت دیدم داری گريه می‌کنی اول از . . .

98.8.

دارمت یا ندارمت؟ سخت استبا دلی تکه پاره گريه کنمیا بمان یا برو. نمیخواهمبعد ازین نیمه کاره گريه کنمنگرانم برای بال و پرتزخم های تنم فدای سرتتو برو با خیال راحت تابا تنی پاره پاره گريه کنم"مرگ مارا جدا نخواهد کرد"نکند مرده ای. زبانم لانده شو من دلم نمیخواهدروی این سنگواره گريه کنمدوستم داری و نمی مانیدوستت دارم و نمیخواهیبروم یا بمانمت؟ نگذاربین این استخاره گريه کنمبا کسی که نمانده خوش بختمآن کسی را که رفته می خواهمچند قرن از تو بگذرد خ . . .

گریه کردم

درتنهایی خود لحظه ها را برایت گريه کردم در بی کسیم برای تو که همه کسم بودی گريه کردم به یاد خنده های سرد و تلخ خود گريه کردم در حین دویدن در کوچه های زندگی بودم به یاد لحظه هایی که نیستی ایستادم و آرام گريه کردم . . .

پاییز

تو هم همرنگ و همدرد منی، ای باغ پاییزیچو می‌پیچد میان شاخه‌هایت هوی هوی بادبه گوشم از درختان های‌ های‌ گريه می آیدمرا هم گريه می‌باید؛مرا هم گريه می‌شایدمهدی سهیلی . . .

امشب تا تونستم گريه كردمزوركی نه،اصلا خودش میریختمثه هردفعه ای كه وقتی پُرررررر از حرف میشدممثه الان كه دیگه انگار این اشكایی كه به سرعت از صورت و بینی و .میچكههمشون حرفنبغضن، نگرانی و خستگی اناین بار برخلاف همیشه با گريه سبك نشدممیدونم اگه ریز ِ حرفامو اینجا هم بنویسم سبك نمیشمحتی نتونستم با آسمونی مطرحش كنممن چرا اینجوریم؟!چرا این بار كم اوردم؟؟زندگیم از اول پر بوده از این فراز و نشیب هااینقدر كه باور دارم یعنی داشتم كه من از پسش برمی . . .

يكي مثه خودم!

درود!امشب از اون شباس كه اگه هیچی بهم نگی میشینم تا خوده صبح گريه میكنم،دیگه تركِ دیوار رو هم میبینم بجای خنده گریم میگیره،دلم میخاد یكی مثه خودم و پیدا كنم همیجور تنها باشه همیجور دلش تنگ باشه و نتونه به طرف مقابلش بگه،همیجور هی بره سمت یه نشونی از طرف مقابلشو و یادش بیاد كه نباید چیزی بگه و خودشو با گريه خفه كنه،دقیقا مثه حالِ العانِ من،،،، كولاك نوشت: ببخشید ببخشید ببخشید امشب دلم یجوره دیگه ای گرفته،بذارید تو حالِ خودم بمیرم،خسته ی خس . . .

گفتی به من نصیحت دیوانگان مکن/باشد ولی نصیحت دیوانه می کنی

حسین منزوی یک حافظ دیگر است ادای کسی را در نمی آورد کپی حافظ نیست اما حافظ دیگریست چه قدر دیر با منزوی مانوس شدم چه قدر دیر.
 
غزل 210 حسین منزوی
 
چشمان تو که از هیجان گريه می کنند    
در من هزار چشم نهان گريه می کنند
نفرین به شعر هایم اگر چشم های تو
اینگونه از شنیدنشان، گريه می کنند
شاید که آگهند ز پایان ماجرا
شاید برای هر دومان گريه می کنند!
 
بانوی من! چگونه تسلایتان دهم؟
چون چشم های باورتان گريه می کنند
پر کرده کیسه های خود از بغض رودها
چون ا . . .

تمام شد

دیروز دفاع کردم.
تازه به خانه برگشته ایم.
حال عجیب و غریبی دارم.
به شدت تشنه نوشتن و تعریف کردنم.
دنبال فرصتی می گردم که سر حوصله بنویسم.
 
پ.ن: پست را نوشتم و رفتم یک دل سیر گريه کردم:)
دیشب که به علی گفتم بعد از خواندن پستت گريه کردم می گفت شما دخترها چرا اینجوری هستید؟:) حالا بیاید ببیند امشب هم گريه کردم فکر کنم حسابی به من بخندد:)) اینطوری است دیگر! ما دخترها خوشحال شویم گريه می کنیم، ناراحت شویم گريه می کنیم، ندانیم چه مرگمان است هم گريه می کنی . . .

وصیت نامه شهید زقاقی

مادرم !
زمانی که خبر شهادتم را شنیدی ، گريه نکن.
زمان تشییع و تدفینم گريه نکن.
زمان خواندن وصیت نامه ام ، گريه نکن.
فقط زمانی گريه کن که مردان ما غیرت را فراموش میکنند ، و ن ما عفت را.
وقتی جامعه ما و بی حجابی فرا گرفت ، 
مادرم گريه کن که اسلام در خطر است!
(وصیت نامه شهید سعید زقاقی)
  . . .

گریه کردم

 
هر جا که حرفت شد همان دَم گريه کردم
خود را به یک گوشه کشاندم گريه کردم
 
جاى تو غم را بو کشیدم با نوازش
بر روى زانویم نشاندم گريه کردم
 
هر روز خوابیدم که شب بیدار باشم
هر شب نشستم شعر خواندم گريه کردم
 
باران که زد با بغض پشت رُل نشتم 
در التهاب شهر راندم، گريه کردم
 
تا آشنایى دیدم از حال تو پرسید   
جایت سلامت را رساندم، گريه کردم
 
تار سفیدى بین موها دیدم امروز
آنقدر بر خود خیره ماندم، گريه کردم.!
 
| سید تقی سیدی | . . .

دانلود مداحی حسین سیب سرخی زمین گریه کرد و سما گریه کرد

دانلود مداحی حسین سیب سرخی زمین گريه کرد و سما گريه کرد
شهادت امام حسن عسکری 1396نوحه زمینه
 
برای دانلود کلیک کنید
 
متن شعر مداحیزمین گريه کرد و سما گريه کردعزا گريه کرد سامرا گريه کردبر آن دل که آتش گرفته چو شمعغریبانه زهر جفا گريه کردامان ای امان یا امام زمانعزادار او حجه بن الحسنشده نوحه خوان و شده بشوید گلی با گلاب دو عینبه خورشید عالم بپوشد کفنامان ای امان یا امام زمانمه آسمان کنج زندان کجاحصار ستم نور قرآن کجاکسی که جهان . . .

20:44

میخواهم شبیه تو باشم و وقتی غم را همراه با شکلات ها و برنج های شفته به خوردم میدهند خودم را به نفهمیدن بزنم و زندگی ام را بکنم اما همیشه گريه ام میگیرد ؛ بعد دوباره گريه ام میگیرد که گريه ام گرفته است و نتوانسته ام . و بعد باز هم نمیتوانم .  . . .

گریه

اگر دیدی بچه ات گريه می کنه،وقت خودت رابرای ساکت کردنش تلف نکن،.به کبوتری یا تکه ابری درآسمان اشاره کن، تابه آن بنگردچون فیزیولوژی انسان برای گريه،نگاه به پایین کردن هست. . . .

2581

- كه لـای سینه های تو بی هـوا گريه شوم  ماهی پنج بار این یه تیكه رو پست كنم بازم كمـه برام . . . .

شعر پاییزی

تو هم همرنگ و همدرد منی, ای باغ پاییزی
چو می‌پیچد میان شاخه‌هایت هوی هوی باد
 
بـه گوشم از درختان هـای هـای گريه می‌آید
مرا هم گريه می‌باید,مرا هم گريه می‌شاید
مهدی سهیلی . . .

انصافا ما مظلوم ترین نسل بودیم

هیچ دقت کردین، الان بچه های این دوره که گريه میکنن مامانشون براشون میخونه:گريه نکن جان دلم، ️بچه خوب و خوشگلم،️ گريه کنی چشمای تو پف میکنه میاد جلو، ️قرمز و بد نما میشه،️ نم نمی تا به تا میشه،️ به جای گريه خنده کن،️صورت خود تابنده کن
- اما زمان ما، وقتی که گريه میکردیم مامانمون میخوند:گريه نکن زار زار، میبرمت بازار(یا لاله زار) میفروشمت چهارهزار(قیمتها متفاوت بود)، چهار هزار قدیمی خاک بر سر رحیمی
یعنی اولا که میفرختنموندوما که فحش یادمون . . .

چرا مردها گریه نمی‌کنند؟ آیا گریه کردن برای سلامتی مفید است؟

مرد که گريه نمی‌کند» یک جمله مشهور و کلیشه‌ای که تقریبا در تمام فرهنگ‌های زنده دنیاست. اگر چه از نظر علمی گريه کردن یک واکنش طبیعی بدن است اما در فرهنگ‌های مختلف مردی که قوی است گريه نمی‌کند. اما واقعیت چیز دیگری است. مسئله اینجاست که تاریخ و علم هر دو طرفدار گريه کردن مردها هستند. در مجله کوروش به شما در مورد گريه کردن مردها می‌گوییم و این‌که که جمله مرد گريه نمی‌کند تا چه حد از نظر علمی صحیح است، گريه کردن مردان منطقی است و آیا اصلا گری . . .

صد و شصت و دو

مامان فاطیما بخاطر انفولانزا فوت کرد و من از ترس با صدای بلند گريه کردم
گريه کردم و ارزو کردم ساج بیاید خانه 
بیاید و شب باشد
امد و بغلم کرد و اخرین نخ سیگارش را برایم روشن کرد 
بعد خوابید و من باز هم گريه کردم
از ترس
من این روزها از خودم هم میترسم
وقتی دست های سردم را مدام بین انگشتان تپلش فشار میداد تا گرم شود گفت: خیلی سخته
حتی حالا هم میخواهم گريه کنم، این بار بخاطر اینکه نبودم
در آن همه "سختی" نبودم 
  . . .

جان کندن در اعماق آب شعري زيبا

دریا نام دیگر چشم های توستجان کندن در اعماق آبشکل پر تشنج بیقراری منای ریشه شیرین درد ای سهم نداشته من از تمام خوشبختیکه دست هایم جز به آغوش کشیدن حسرت توبر ماهیچه های گرم هیچ خواهشی گشوده نمی شوددر این سرگردانیِ همچون جنازه ای بر آب هزار بار هم که تکه پاره شومدوباره می خواهمت من آن فانوس های چشمک زن دور و نزدیک را هیچ می بینمتو هم این زورق های عیاش پسند تفریحی را هیچ ببینهیچ هیچ هیچ و به این فکر کن که یک قایق سرگردان کاغذیجز فرو رفتن در . . .

بوی ماه مهر

ماه مهر ، ماه شکفتن و دانش افزاییماه نابودی جهل و نادانی مبارک باد
یادتون باشه هرگز این جملات را به کودکی که ترس‌از‌مدرسه دارد نگویید :
اگر گريه کنی و توی مدرسه نمونی دیگه دوستت ندارم .اگر گريه کنی دیگه مامانت (یا بابات) نیستم!ببین اون بچه ها چقدر راحتند ، ببین گريه نمی کنند!مثل بچه کوچولوها رفتار می کنی!ببین ما چقدر کار می کنیم و زحمت می کشیم تا تو مدرسه بری ولی تو چطور رفتار می کنی !اگه مدرسه نری همه بهت می گن تنبل!اگه مدرسه نری بی سواد می مون . . .

من بی تفاوت نیستم

اقا اون کاری که میخواستم بکنم نشد 
یعنی سعیمو کردم ولی نشد
وقتی فهمیدم‌نمیشه تو خیابون بغض داشت
خفه م میکرد دیدم هیچ جانمیشه گريه کرد رفتم نشستم بالای
سر یه قبر تو امامزاده تا تونستنم گريه کردم.
بعد یه ساعت گريه با چشمای پف کرده بلند شدم و 
دوباره شدم شادی که انگار هیچی براش مهم نیست
  . . .

دلم میخواد یکی رو داشته باشم که فقط بغلش کنم و گريه کنمچرا نمیتونم هیچ جا گريه کنم؟؟؟؟؟چرا نمیوتم بدون هیچ نگرانی اینکه الان همه بهم زل میزنن گريه کنم؟؟؟گريه کنم تا خالی شم اخه چرا نمیــــــــــشه؟؟؟؟اخه این انصافه دلت پر باشه ولی نمیتونم خالیش کنی؟انصافه؟همه ادما هم عین خیالشون نیست که این دلش پره ویا باید از گريه خالی کنه یا با حرف اگه میفهمن پس چرا بی تفاوت از بغل ادما میگذرن؟؟این کارو که میکنن هیچ از این ور هم گیر میدن خو اخه ینی چـــ . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)