98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

يه زندون سرده

هوا چقدر سرده /۸۲

چقدر هوا سرد شده سوزش خوراکه سرما خوردنه امروز هوا ابریست ، فردا بارانی و برفیست ، بی تو وجودم سرمایست ، آخه داشتن تو گرمایست ، پس بیا کنارم به ایست!!# زمستون خدا سرده دمش گرم . (حالا پاییز خدا ، چه فرقی داره !)  . . .

Who can hold the fire in his hand

هوا سرده . سوز نداره ولی سرده آسمون آبیه آبی نفتی ؟ تیره نیست ابر ها سفید اند مثل وقت هایی که قراره برف بیاد و شب روشن تر میشه . شب روشن میشه . شب روشن میشه . یک هواپیما همین الان رد شد . ستاره ها بین ابر ها می درخشند فرهاد مهراد می خواند ، از آنکه خیال خوبی ها درمان بدی ها نیست بلکه صد چندان بر زشتی آنها می افزاید . . . .

روزمرگی

بضی وقتا چنان زندگیم روزمره و یکنواخت میشه که میخوام برم جرم و جنایتی کنم بیوفتم زندون از روزمرگی خلاص شم  . . .

چه خبر

سلامتازه های پرندهیک- حفظ قرآن عالی پیش میرهبرا آزمون ارشاد طرح تشویقی گذاشتندخیلی جالبهنتیجتً امسال آزمون ارشاد شرکت می کنیمدو- اوضاع اخلاق عالیهسخت شده سختولی خدا کمک می کنه.سه- اینجا سرده سردهسرده سردهدارم یخ می کزنمخدایا!چه قدر سرده اینجاهمین کلی کیفیت کاریمو کاهش دادهیعنی احساس سرما می کنمبعد دستکش دست کردم تایپم کند شدهاز یه طرف دیگه صبحها نمیشه از تخت خواب، پتو  دل کند پس کارای صبح زود میمونه برا عصرمحل کار هم این قدر سرد هست که اص . . .

121

یه هفته اینترنتا قطع بودو تو اون یه هفته من خیلی احساس کردم دلم نمیخواد اینجا بمونمکاش میشد برمنه واسه همیشهیه رفتنِ موقت.هوا سردهخیلی سردبوی برف میاد ولی برفی نیستبوی یخ میاد ولی یخی نیست فقط سرما اومده تا جنب و جوش مولکولامونو بیاره پایین.دیروز با یوسف رفتیم کاشی های آشپزخونه رو هم گرفتیمپنجشنبه هم رفتیم هود و سینک و گازمونو گرفتیم حس عجیبیهداریم خونمونو آروم آروم میسازیمتو این هیری ویریحس شیرینیهولی اینا باعث نمیشه سرمای هوا کم شه . . .

غمزده .

ﺪﺍﻳﺎ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ‌ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ ﺍﮔﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻱ ﻣﻨﻮ ﻫﺎ ﮐﻦ ﺧﺪﺍ ﻳﺎ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﺒﻴﻦ ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﻣﻲ ﻟﺮﺯﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﺣﺘﻲ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﻧﻤﻲ ﺍﺭﺯﻩ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ‌ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺩﻭ ﺗﺎ ﻳﻴﻤﻮﻥ ﭼﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﮔﻪ ﻟﻴﻠﻲ ﺩﻟﺶ ﮔﻴﺮﻩ ﺑﮕﻮ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍ ﻳﺎ ﻣﻦ ﺩﻟﻢ ﻗﺮﺻﻪ ﮐﺴﻲ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍﺣﺖ ﮐﻪ . . .

دیشب واسه اولین بار بخاری روشن کردمدخملی اومده میگهمامان؟میگم جان مامان.میگه چرابخاری روشن تدی؟میگم خب سرده مامان جانمیگه مگه کولر روشنه که سرده؟بغلش کردم و باخنده گفتم نه عزیزم هوا سرد شده چون تابستون تموم شده وپاییزهمیگه پاییز یعنی چی؟میگم یعنی وقتی هوا سرد میشه.میخنده و میره دنبال بازیش.بچه های این دوره زمونه ماشالله هزار ماشالله بچه نیستن که گودزیلانما بچه بودیم چکار داشتیم بخاری وکولر چرا وچه موقع باید روشن شن.  . . .

چون هوا سرده

پست امروز صفحه twitterfarsi این بود:"امروز روز مجردهاست.این روز اولین بار در چین پایه گذاری شد تا مجردها احساس کمبود نکنند". یک نفر یک کامنت خشن نوشته بود که:- چرا مجردها باید احساس کمبود کنند؟جواب خیلی جالب بود:- چون هوا سرده!◇ اول صبحی کلی خندیدم.◇ حالا اگه رییس بود می گفت بعضی ها از بس بیکارن میشینن کامنت های مردم رو می خونن.که باید عرض کنم این دو تا کامنت پای پست بودن و با خوندن پست لاجرم چشم خواننده روی اونا می افتاد.اگر هم معتقدید چشم نمی تونه . . .

سلطان جنگل:شیر

  تعریف شیرشیر (نام علمی: Panthera leo) داری گوشتخوار از سرده پلنگ‌مانندهای خانواده گربه‌سانان است. با بدنی بزرگ که وزنش در میان نرها گاه به ٢۵٠ کیلوگرم می‌رسد؛ این جانور نیرومند دومین عضو بزرگ‌جثه سرده خود پس از ببر است. شیر به خاطر بدن بزرگ و هیبت و چالاکیش در هنگام شکار لقب سلطان جنگل» را به خود گرفته؛ اگرچه بیشتر در مناطق ساوانایی آفریقا زندگی می‌کند و تنها تعداد کمی از آن در جنگل گیر در هندوستان یافت می‌شوند. آن‌ها طعمه‌های گوناگو . . .

از آسمون، خونه كه مي باره پاييز ما پاييز خوبي نيست

از آسمون، خونه كه می بارهپاییز ما پاییز خوبی نیستدیوونه ایم با اینکه می دونیمدیوونه بودن چیز خوبی نیستدلخوش به چی هستی؟ كدوم فردا؟دنیای ما بدجور بی رحمهحال تو رو هیشکی نمی دونهحرف منو هیچ كس نمی فهمهعمریه كه اسم اتاق مایا انفرادی یا كه تابوتهسیگارتو آهسته روشن كندنیای ما انبار باروته!میریم از این زندون تكراریزندون تازه اونور مرزهتا صبح گریه می كنی هر شببا شونه هات دنیام می لرزهمی میری و درها به روت بسته سمی میرم و راه فراری نیستاین شهرو م . . .

تنهایی

فکرم هنوز به تو درگیرهدلم به عشق تو بد گیرههنوزم اسم تو که میاد آتیش میگیرهمنو به عشق تو میشناسنهمون دیوونه وسواسمکه بعد تو رو همه آدما حساسمفکر از دست دادنت زد منو بی خواب کردهدیدن عکسای تو دل منو بی تاب کردهدر به در شد آخرش دل بیچاره…بعد تو این قلب من دیگه با آدما سرده…تو نفهمیدی بری از تو یادگاری فقط درده…تنهایی پرسه تو نیمه شبا ، کاره من بخدا بخدافکر از دست دادنت زد منو بی خواب کردهدیدن عکسای تو دل منو بی تاب کردهدر به در شد آخرش دل بیچا . . .

اسطوخودوس انگلیسی

اسطوخودوس نام یک گونه از سرده اسطوخودوس است.
پیشینه گیاه اسطوخودوس در منطقه خاورمیانه و هند فعلی به حدود ۲۵۰۰ سال پیش برمی‌گردد. مردم اسطوخودوس را گیاه مقدسی می‌دانستند و از آن علاوه بر مصارف خوراکی برای خوشبوسازی مو، البسه و وسایل شخصی استفاده می‌کردند.
امروزه از اسطوخودوس استفاده‌های بیشتری می‌شود و خواص عنوان شده برای این گیاه آن را تبدیل به یکی از سوژه‌های تحقیقات در طب مدرن و سنتی نموده است.
ادامه مطلب . . .

وقتی رفتی.

وقتی رفتی باز هوا بد شدروزگار از بدی بدتر شدوقتی رفتی آسمون تر شدگریه ابرا بدتر شدگلا پژمردن وای گلا مردنشاخه هاشون زیر پا خم شدابرا باریدندلا پوسیدنقفس قناری تنگ تر شدوقتی رفتی باز هوا بد شدروزگاراز بدی بدتر شد این دلم مردهدستمو خوندهصبح تا شب بهونه آوردهوقتی رفتی باز هوا بد شدروزگار از بدی بدتر شددیگه برگرد یاردیگه بس کن یاردل من از غصه داغون شدبی تو من خسته م درهارو بستمهمه جا واسم یه زندون شدبی تو من پژمردمبی تو من میمیرم. . . .

کویر دل

رفتی و بی تو دلم پر درده پاییز قلبم ساکت و سردهدل که میگفتم محرمه با من کاشکی می دیدی با تو چه کردهای که به شبهام صبح سپیدی بی تو کویری بی شاممای که به رنجام رنگ امیدی بی تو اسیری در دادممبا تو به هر غم سنگ صبورم بی تو شکسته تاج غرورمبا تو یه چشمه، چشمه ای روشنبی تو یه جادم که سوت و کورمای که به شبهام صبح سفیدی بی تو کویری بی شاممای که به رنجام رنگ امیدی بی تو اسیری در داممچشمه ی اشکم بی تو سرابه خونه ی قلبم بی تو خرابشادیا بی تو مثل حبابه سایه ی آ . . .

پست صد و بیست و شیشمم

دارم یخ میکنم خیلی خونمون سرده کلا امروزم هوا خیلی سرد بود تهرانم که برف اومده باید سی دی بگیرم پروژمو رایت کنم کی حال داره بره بیرون تو این سرما :( کاش مامان و بابا واسه خرید برن یه سی دی هم بگیرن واسه من   . . .

Terminal

هوا سرده. تنهای تنهای تنها توی ترمینال کاشان ایستادم. منتظر اوتوبوسم ک بیاد و برم "خونه". (جایی ک اگ بخام صادق باشم ب تازگی ی mixed up emotion راجع بهش پیدا کردم.) و اهنگ someone you loved داره پخش میشه و تو. تو تمام فکر و ذهن منو پر کردی. . . .

784

نه تو آسمون نه رو زمینیمانگار که خوابیم کابوس می بینیمنوبت میگیریم گیج و بی هدفواسه مردن هم باید رفت تو صفروزا و شبا اینجور میگذرنهرجا که میخوان مارو میبرنآخه تا به کی آروم بشینیمحسرت بکشیم گریه ببینیمای زن تنها مرد آوارهوطن دل توست شده صدپارهپاشو کاری کن فکر چاره باشفکر این دل پاره پاره باشهمه عزادار سر به گریبونمردا سر دار تو زندونپاشو کاری کن فکر چاره باشفکر این دل پاره پاره باش *روزای روشن* (کلیک کنید) . . .

گریز از مرکز

نه سرده و نه گرمنه نرمه و نه سختنه آرومه و نه مضطربنه نزدیکه و نه دورنه شاده و نه غمزدهنه مهمه و نه بی اهمیتنه خنده داره و نه گریهنه خوبه و نه بدفقطپُر و پُر و پُره از بغضپُره از حس آسمون مه داری ک نم دارهمیشه رفت و برنگشتمیشه ولی نه آره و نه نه . . .

آواره

یه لباس مندرس به این تنم پوشوندنمنو آوره ی این شهر و خیابون روندنزیر قطره های بارون خیس و تنها بودمشعله های عشق امشب دلمو سوزوندنتوی چشمای من از آتش دنیا دودهاز همین دود بگو کور که بینا بودهنفس از این دم گرم نبود و اینجا سردهبگو از عشق نگو عاشقی بر ما زودهراه پر پیچ و خم مقصد ما باریکه گاهی از فاصله هامون همه جا تاریکه . . .

بازم خودم حال خودمو خوب میکنم.

مشکی پوشیدم سر تا پا،ادکلنم زدم تلللخ زهرمار!*،*
هوا سرده،باد میاد یکمابریم هست.
برم یخ کتاب بر دارم بیرون بخونم:)
پشت خونمون خیلی خوب شده!تا مرکز شهر دقیقا سنگ کاری کردن و چراغ زدن فقط واسه پیاده روی.تا چشم کار میکنه چراغ و راهه ک بخوام برم:))
و خب!
رفتیم!
خدافس . . .

تگرگ

وقتی که بارون زدتگرگم همراش بودتو سردیه عشقتزمستون اومد زودآروم بودم با توبی من کجا رفتیسرد بودن اون دستاتتنها چرا رفتیحالا شده طوفانتو دریای قلبمموجان که میکوبنبه سینه ام هر دمبعد از تو پاییزاهوا خیلی سردهلطفی تو بارون نیسابرم پر از درده . . .

#دلتنگی

سلام دکتر جان دلم.صبح شنبه سرد پاییزی ات بخیر باشه.مراقب خودت باش زندگی جانم، هوا سرده و شما هم بی نهایت ظریف و دل من هم بی انداره بیتاب.میدونی دکتر جان، خوشبختىوماً معانى متفاوتى دارد!!امابراى من یعنى #تُ كه با یادت میخوابمو با فکرتبیدار میشوم.سلامت باشی عزیزترینم. . . .

#دلتنگی

سلام دکتر جان دلم.صبح شنبه سرد پاییزی ات بخیر باشه.مراقب خودت باش زندگی جانم، هوا سرده و شما هم بی نهایت ظریف و دل من هم بی انداره بیتاب.میدونی دکتر جان، خوشبختىوماً معانى متفاوتى دارد!!امابراى من یعنى #تُ كه با یادت میخوابمو با فکرتبیدار میشوم.سلامت باشی عزیزترینم. . . .

10 ; چیزهایی هست که باید رها کرد و رها کرد و رها کرد و همین.

 بخونیم 
 
و من بیش از هرزمان دیگه ای احساس میکنم تمایل دارم یک ف باشم تا انسان.
هوا سرده ، یخ میبندم و از این همه سکوت و تنهایی غرق لذت میشم.
لطفا من رو بین کتاب هام درحالی که تایم این ا باتل جیم کروچ درحال پخشه دفن کنید.
آه خدایا! فکر کنم بخوام تا ابد تنها درون غار بمونم! واو! فکرش هم قشنگه! . . .

فصل بارانی

برای کارتون خواب های شهر من در این فصلهر شب سرزمین موج های آبی ستخسته شده اند از این تفریح تکراری. روزنوشت: جایت خالی ، چقدر هوا برای داشتنت خوب است.پی نوشت: اگه لباس اضافه داری و استفاده نمیکنی بده به کسی که احتیاج داره شبا هوا سرده برای اونا که آسمون سقف اتاقشونه. . . .

انسان بی احساس

تو نمیتونی ی بخش از احساستو سرکوب کنیاگه به زعم خودت فقط ی بخشیشو سرکوب کردی محکوم به سرکوب همه احساستیمثلا نمیتونی دیگه ناراحت نشی،دیگه هیجان زده نشی،دیگه عاشق نشیهمین که دیگه نخواستی ناراحت بشیهمین که دیگه نخواستی عاشق بشیاز ترس اینکه ضعیف به نظر برسیاز ترس اینکه نکنه قلبت بشکنهمردنت از اون لحظه شروع میشهقلبت میشه زندون همه احساساتی که از خود دریغ کردیذهنت میشه گورستان کلماتی که از بقیه دریغ کردیپ.ن: با شروع اینترنی بخش روان سال هفت ش . . .

برف سرده، آدم رو آروم می‌کنه.

من بسیار گریسته‌ام
هنگامی که آسمان ابری‌ست
مرا نیت آن است
که از خانه بدون چتر بیرون باشم.
من بسیار زیسته‌ام
اما اکنون مراد من است
که از این پنجره برای باری
جهان را آغشته به شکوفه‌های گیلاس،
بی‌هراس
بی‌محابا
ببینم.

خ. خاطرتون هست؟  . . .

آبان

 مهری که بی مهر گذشتو آبانی که باران را با خود آورد! امروز 10 آبان مصادف با 1 نوامبر و 3 ربع الاولهبعد چند روز بارندگی امروز هوا آفتابی و خوبه البته همچنان سردهیک هفته ای بود مریض بودم که خدا رو شکر الان بهترم4ماه از ز98 مونده و  دارم دهمین ماه خدمتمو سپری میکنم15ماه مونذه  یاعلی مراقب مهربانیتان باشید . . .

برم نرم؟

مامان اینا میخوان با الهام برن دهاتمون از فردا تا جمعه شب‌.من نمیدونم برم یا نه آخه اونجا خیلی سرده و فقط باید بشینیم تو خونه و درس هم اتومات تعطیل میشه.خودم بیشتر میخوام اینجا باشم ولی مسئله اینجاست که خودم باید غذا درست کنم و مامان چون دوست نداره تنها باشم غذا درست نکرده:/ فقط میگه فکراتو بکن که پشیمون نشی.  . . .

مامان میگه خاک سرده اما جای خالی فاجعست .

از شما یه لبخند یادمه .  حالا اون لبخند احتمالا قاب شده وجا مونده میون یه قاب عکس . جای خالی ادم هاافتضاحه . خدابیامرزتتوناز یهویی رفتن . بدم میاد . از اینکه صبح با خنده خدافاظی کنی . بری و برنگردی متنفرم!  چهارشنبه ی دوست نداشتنی . بیست و نهم ابان ماه . . .

ستایش چهار و الخ

به نظرم باید ستایش چهارم ساخته بشه 
توی این سری اولویت با اونایی بود که آفتاب لب بوم بودن 
ستایش و فردوس و خانم بزرگ و آقای مظفری ازدواج کردند
سری چهارم باید ساخته بشه تا محمد پسر ستایش دوتا دختر ای صابرم ازدواج کنند
تازه هنوز عروس فردوس که روی ویلچرم بود مونده اونم باید خوب بشه و یه شوهر براش پیدا بشه 
 
از اتاق فرمان اشاره میکنند بابای پریسیما اعتراض کرده من به خاطر شماها قتل انجام دادم رفتم زندون چرا برا من زن نگرفتی برای همین احتمالا ستا . . .

Get away from me

فک کنم پالتوی ابی بلند قشنگم رو خراب کردم. میدونید چرا؟ چون قوانین طبیعت فقط تا وقتی درست عمل میکنن که من لازمشون نداشته باشم. 
تا دو سال دیگه پول خریدن پالتو ندارم و همینجوریشم باید دو سه ماه پول جمع کنم شاید بشه لپ تاپم رو درست کرد.‌ و فکر مریض احمقم گم کرده که چطوری شاد باشه یا بخنده، چون قرصای مریض احمقش تموم شدن و‌ خسته شده از بس نسخه چندبار مصرف شده برده و بهش فقط یه برگ دادن.‌
اصلا گشنمه! اصلا هوا سرده! هم اتاقی دارم! رو‌تختیم کثیفه! همه . . .

کویر

توو اون دریایی که پارو زدی رفتی و برگردی کویری بود که اشکام جرعت دریارو بش دادن  حقیقت فصل موهای زمستون خورده ی من بود جوونیِ منی که از نگاه سیرت افتادن  همیشه خیسم از بارونی که چشمات برام ساختنتو توو هرجای دنیایی ، منو دریا تصور کن دارم ساحل به ساحل زیر پاهای تو جون میدممنو اون ماهیای مُرده توو موجا تصور کنبه جای زندگی هر روز با مرگم گلاویزم نمیشه باورم تقدیر من از زندگی این بود  دعا هایی که واسه هر کسی از جنس آمینه  واسه من روزگار آرزوها . . .

277 !

و خدا یازدهمین پس لرزه رو بخیر کنه . تو این هوای سرد ! :(۳تا روستای تخریب شده.من که سکته ناقص زدم . کیفم پرت شد رو زمین ۶متر رفتم رو هوا . وای از دل آشوب اهالی روستاها!هنوز بعد ۷ سال ورزقان وضعش تعریفی نداره.وای به حال دلاشون . زندگیاشون . سرده هوا :(( غصم بیشتر از ترسمه . هرچند ترسم نمیزاره بخوابم میگرنم شدیدتر شدهاما ترس بچه هایی که الان خونشون تخریب شده و آواره موندنبیشتر دلمو به درد میاره.بچه های خوابگاه ! یکیشون انگار از تخت افتاده پ . . .

صبح آدینه

گفته بودم اگه برگردی دوباره غم می ره از دل و تاریکی می میره بعد از اون بی تو نشستن ها یه روزی دستای سردمو دست تو می گیره اومدی اما دیدم دست تو سرده گفتی اون روزها دیگه بر نمی گرده گفته بودم اگه برگردی می بینی نقش غم ها رو تو آیینه چشمام می دونی این جا تو این خونه غمگین رنگ بی رنگی گرفته بی تو دنیام گفته بودم اگه برگردی می بینی روی این پنجره ها اسم تو مونده قصه ی اومدنت باز منو تنها توی این تاریکی شب ها نشونده بی تو موندن لحظه ی جبر منه صبر ایوب زم . . .

Raining.

  اینجا داره بارون میاد وقتایی که بارون میاد خیلی چیزای دیگه هم باهاش میاد.روی لب، سیگار میاد توی سر، صدا میاد توی دل، هوس میاد. پاییزه دیگه پاییزهمون فصلی که معلوم نیست هوا سرده یا گرمه همون فصلی که بین تابستون و زمستونه.همون فصلی که همه رفتناشونو میذاشتن واسه اون. که عابری از کنارم رد می‌شود و چهره‌اش شبیه من است و صدایش گویی صدای من است و دارد آواز میخواند.پاییز ِ من پاییز ِ غم‌انگیز ِ برگ‌ریز. یک روز میرسم و تو را می‌بها . . .

من هم باید کمی حال اونها را درک کنم!

 
باز هم مثل شب های قبل، نیمه شب که از خواب بیدار شدم، دوباره دیدم که ابراهیم روی زمین خوابیده! با اینکه رختخواب برایش پهن کرده بودیم اما آخر شب وقتی از مسجد آمد دوباره روی فرش خوابید.
صداییش کردم و گفتم: داداش جون، هوا سرده یخ می کنی، چرا توی رختخواب نمی خوابی؟ گفت: خوبه احتیاجی نیست. وقتی دوباره اصرار کردم گفت: رفقای من الان توی جبهه گیلان رغب، توی سرما و سختی هستند، من هم باید کمی حال اونها را درک کنم.
 
 سلام بر ابراهیم 2 ص 227 . . .

اسماعیل

آدم باید خوشحال باشه؟ آدم باید تو زندگیش لذت ببره؟ آدم باید چه‌جوری باشه دقیقا؟ چی درسته؟
من الان لذت یک غمی رو می‌خوام که بشینه تو دلم و درام کنه تو خیال و زندگی رو رنگ بزنه. من الان دلم لذت عشق می‌خواد، آره همون که جز هورمون نیست. من الان دلم نوشتن می‌خواد از این زندگی از منی که دلم حواسش داره پرت میشه. اما کجا؟ من که کسی رو نمی‌بینم بشه باهاش عاشقی کرد. کاش س کمی وا میداد. اما همون بهتر که عاقله. من دلم می‌خواد کسی به عشق و دوست داشتن من احت . . .

ای حالِ نامعلوم، آروم باش، آروم.

- هوا وحشتناک سرد شده. اینقد سرده که دلم می‌خواد همش بخوابم زیر پتو و هیچ‌ کاری نکنم.- سرم شلوغه. دوتا کار مهم دارم که باید تا آخر این ماه حتماً انجامشون بدم. خدایا خودت بم وقت و انرژی و انگیزه بده.- همه‌ چی خیلی قاتی پاتی شده. اوضاعِ کارم خوب نیست. حس و حال درس و بیمارستانم ندارم توی این سرما. وضعیت کشور هم ناامیدکنندس. یه چیزایی رم دلم می‌خواد ولی نمی‌تونم انجام بدم‌. دست و پام بسته‌س. دائم حس بی‌کسی و تنهایی دارم. دلم همش آشوب . . .

شاید مُردم حواسم نیست.

خسته شدم از این همه حالِ بَداز این همه حسِ منفی!از این همه خستگی و بلاتکلیفی!از این همه تنهایی.از این همه خاستن و نشدن.از این نبودن ها.نبودن آدمایی ک بهشون نیاز دارم.نه از تو رها میشم و نه حتی میتونم مال کس دیگه بشم!انگار تموم زندگی بَدم با تو شده بختک و افتاده رو روزای الانم.سایه ی بودنِ نبودنت زندگیمو تیره کرده.هم هستی هم نیستی!هم اسمت باهامههم جسمت جای دیگه!نه توی خونه آروممنه بیرون از خونه.ی وقتایی دلم میخاد یکی باشه کنارش بشینم و ک . . .

باران

اینجا بارونه. اونجا برفه ؟ بارونه ؟ سرده ؟یا نه !همه چیز خوب و عالی و روبراهه ؟بارون اینجا این خاصیت رو داره که دلتنگ بشی بارون خوزستان  می تونه تو رو دیوونه ی زنی کنه که هرگز ندیده ایمی تونه دلتنگ جایی کنه که هرگز نرفته ایمی تونه در حسرت یه اتاق گرم یه چای قندپهلو یک جفت دست مهربوندیوانه ات کنه این باروناین خاصیت بارون خوزستانه یا زیبایی تو  نمی دونم که شاخه های خیس درخت زیتون و بوته های شمشاد بارون خورده  منو یاد موهای خیس تو می اندازهرا . . .

مهمان

امشب مهمون داریم. حال غذا درست کردن ندارم. مرغ گذاشتم بیرون ببینم می تونم باقالی پلو با مرغ درست کنم. خونه شلوغه. بچه ی کوچک دارند انرژی می بره. کلن توی مود هیچی نیستم. انگار توی کله م یک رود خروشانی ناگهان متوقف شده باشه. همه چیز ساکته. صامت. دیگه حتی ناراحت هم نیستم. فکر می کنم به باقالی پلو و خوراک مرغ. شاید هم پیتزا از دم خونه گرفتیم. ما که در هر حال مدت هاست نتونستیم چهارنفری بنشینیم و غذا بخوریم. همیشه یکی غایبه. غذا هم همیشه سرده و از دهن م . . .

تنهایی

فکرم هنوز به تو درگیرهدلم به تو بد گیرههنوزم اسم تو ک میاد آتیش میگیرهمنو ب عشق تو میشناسنهمون دیوونه ی وسواسمک بعد تو رو همه آدما حساسمفکر از دست دادنت زده منو بی خواب کردهدیدن عکسای تو دل منو بی تاب کردهدر به در شد آخرش دل بیچارهبعد تو این قلب من دیگه با همه آدما سردهتو نفهمیدی بری از تو یادگاری فقط دردهاز تو یادگاری فقط دردهتنهایی پرسه تو نیمه شباکار منه بخدا بخداحالمو جای تو خوب میدوننتیر چراغو و هوا و خدا . . .

چگونه می‌توان؟

چگونه می‌توان؟ابر بود و باران نداشتآتش بود و شراره نداشتدرخت بود و سایه نداشتنور بود و روشنایی نداشتطوفان بود و آذرخش نداشتدریا بود و پیاپی موج نداشتای عشق به من بگو:چگونه می‌توان انسان بود و آرزو نداشت؟»  . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)