98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

کدوم نامرد خبر داده به یاروم

مهدی سهیلی

به نامردمان مهر كردم بسینچیدم گل مردمی از كسی بسا كس كه از پا در افتاده بودسراسر توان را زكف داده بود نه نیروش در تن، نه در مغز، رایدو دستش گرفتم كه خیزد بپای چو كم كم به نیروی من پا گرفتمرا در گذرگاه، تنها گرفت بحیلت گری خنجری از پشت زدبخونم ز نامردی انگشت زد شكستند پشتم نمكخوار گاندورویان بیشرم و پتیارگان گره زد بكارم سر انگشتشانتبسم بلب، تیغ در مشتشان ندارم هراسی ز نیروی مشتمرا ناجوانمردی خلق، كشت محبت به نامرد، كردم بسیمحبت نشاید ب . . .

زندگی .

"قایقی خواهم ساخت. "تو چه گفتی سهراب؟با کدوم عمر دراز؟نوح اگر کشتی ساخت، عمر خود را گذراندبا تبر روز و شبش، بر درختان افتادسالیان طول کشید، عاقبت اما ساختپس بگو ای سهراب . شعر نو خواهم ساختبیخیال قایق یا که میگفتی "تا شقایق هست زندگی باید کرد. """این سخن یعنی چه؟با شقایق باشی زندگی خواهی کرد؟سهراب  این شعرو سخن یک خیال پوچ استپس اگر میگفتی .تا شقایق هست، حسرتی باید خوردجمله زیباتر میشدتو ببخشم سهراب .که اگر در شعرت، نکته ای آوردم، . . .

مرد؟یا نامرد؟کدومشم؟

:)بعد تو محبتمو کلمات قشنگمو پای هرکسی ریختم که بهش نیاز داشت.براشون وقت گذاشتم و کمکشون کردم.نگین.یه بخشی از وجودم بود که فقط پیشکش تو کردم.نمیدونم کدوم بخش.نمیدونم اسمش چیه.یه روزی میرسه که وارد یه رابطه ی دیگه میشی و چقدر میترسم از اون روز.بند بند وجودت مال منه.سهم منه.نه عروسک نیستی.آزادی و منم کاریت ندارم.اما میدونی.فقط یه مرد میتونه غیرت و ترسی که توی رگام می جوشه رو بفهمه! . . .

بِشمآر 1285

خدایا به سمت اسمونت نگاه کردم ، به رویِ ماهت خیره شدم ، میدونی تو دلم گفتم اگه سهم من باشه منو اونو بهم میرسونی حتی اگه من ادامه ندم ! ولی اگه سهمم نباشه حتی تا اخر اخرشم برم وقت تلف کردنه ، شاید ب یجاهایی برسم ولی دستام پُرنو قلبم خالی ! خدایا من خسته میشم کم میارم اما راضیم به رضای تو ! میدونی دلم واسه اون نامرد تنگ شده ، جلو هیچکس نگفتم نامرده نخواستم کسی بدونه نامرده ولی بود ، نامرد بود ! خدایا منو به همون مسیری ببر که تو راضی . . . .

منِ دیوونه!

بنویسم یا نه؟!اصن چی دارم ک بگم؟حرف ک زیاده البته!دارم سعی میکنم محکم بشم!!خیلی خیلی محکم!بقول استاد وقتی این مشکلات هنوز تو رو نکُشته پس داره قوی ترت میکنه.اما قوی شدنم ب چه قیمتی؟ب قیمت شنیدن دوسِت دارم و لبخند زدن؟!ب قیمت دوری از آدما؟!توو سردرگمیِ مطلق ب سر میبرمی زنِ متاهلم ک میخاد از ی نامرد جدا بشهو اون نامرد اذیتش میکنه و طلاقش نمیدهو ب حد اعلای تنفر از نامرد رسیدهدلش میخاد عاشق بشهاز تنهایی در بیادولی نمیتونه!ولی نمیخاد!عملا دستم . . .

نامرد ?ك دختر بدون آرا?ش نشونم داد خيلي خنده دار

رفتم دکتر م? گم سِكسكه ام بند نم? ?اد !!نامرد ?ك دختر بدون آرا?ش نشونم داد !از ترس سِکسكه ام بند اومد اما ا?ن از ترس خوابم نم? بره !!!یک معمای خیلی جالب:سه تابچه تو خونه بودناولی عشق نام داشتدومی محبت نام داشتو سومی دوستت دارم بودیک روز پدرشان عشق و محبت رابه بازار بردحالا بگو کی خونه مونده؟؟؟؟نشنیدم بازم بگو؟واقعاً؟!!!!!كاش میشد وقتی "دوس دخترت" خیلی خوب و مهربون و خوش اخلاق شده.بهش تافت بزنی همونجور بمونه.هعییی کاش. . . .

دلم هواتو کرده

چند روزه که مثل سیر و سرکه دارم میجوشم.بدجوری دلم هواتو کردهنامرد روز معلم بود.روزت مبارک.دلم تنگ شده برای بغل بغل کادوهات.دلم تنگ شده برای در زدنات.پشت در قایم شدنات.من لای در رو باز میزاشتم و خودمو پشت در اتاق قایم میکردم و تو دنبالم میگشتیبانو.بانو کجایی بانو.من اومدم بانوحالا داری با کی اینجوری میکنی.با کی به اندازه ی کنار من بودن راحت و خوشی؟کیو اینقدر دوست داشتی که از من دل کندی؟نامرد تو درحق من خیلی بد کردی خیلیتولدت در راهه.بازم کیک م . . .

آهنگ آروم آروم ناصر عباسی

♪♬♬♪کاشکی بیه می یار ای، چشم بوینم شی یار ره♪♬♬♪
♪♬♬♪قبول کمه شی زار ره، نامرد روزگار♪♬♬♪
♪♬♬♪شهرام فلاح، همش تی وره، شعر تو یاتو، حال خرابه ولا♪♬♬♪
♪♬♬♪ای دوست، جانا، امان امان امان، های♪♬♬♪
♪♬♬♪تی اسم مثل ستاره♪♬♬♪
♪♬♬♪سوزنه شو دیاره، تی حرف ره یاد ایارمه وقتی تنهایی دارمه♪♬♬♪
♪♬♬♪آروم آروم می دل بویه خون، شو دکتمه بیابون، امان ای یار نادون♪♬♬♪
♪♬♬♪سهم من از ته دلبر بویه ساز و آهنگ♪♬♬♪
♪♬♬♪تنهایی . . .

دوراهی های زندگی

تو زندگی هامون پر از دوراهی هایی هست که آدم بدجور گیر می افته و نمیدونه کدوم راه درسته کدوم راه غلطه یا کدومو انتخاب کنه .
توی این جور مواقع یا بهتره بگم این دو راهی ها چیکار می کنید؟ . . .

هنرمندان نامرد!

اینقدر نامرد نباشید!
اینقدر به آسانی دل هارا از خود نرنجانید
لذت میبرید از شکستن دل عزیزانتان؟! شما دیگر چه‌گونه آدم‌هایی هستید!!
به‌ ولله که شما یک پا هنرمندید.هنر می‌خواهد اینگونه ظالم بودن، اینگونه نیش زبان زدن، اینگونه بی رحم بودن!
زندگی کوتاه است.همین زندگی دو روزه را با این اخلاق‌هایتان به عزیزانتان زهر نکنید! چرا خود را اصلاح نمیکنید؟!
دیگر صبر کردن، دَم نزدن هم حدی دارد، گذشتن و بخشیدن هم حدی دارد.
گمان می‌کنید که همیشه اینگونه . . .

It's hard to choose

  اومدم خونه همه لباسامو آوردم ریختم کف اتاق که دونه دونه امتحان کنم ببینم کدوم بهتره اولی رو که پوشیدم رفتم تو حال مامان بابا ببینن بابا نه گذاشت نه برداشت برگشت گفت اینا رو دیگ کسی نمی‌پوشه از مد افتادن اینا » :|||| هیچی دیگ دپرس شدم یعنی بابام می‌دونه من نمی‌دونم ولی جدی هر کدوم رو که امتحان میکردم یکی از یکی خوشگل تر بودن تو تنم نتیجه‌ گرفتم همشو بردارم ببرم اونجا اونا انتخاب کنن که کدوم بهتره همه جز اونی که بابا گفت از مد افتاد . . .

1158

هیچ وقت یادم نمیمونه که کدوم لوبیا اسمش چی بود! لوبیا رشتی، لوبیا چیتی، لوبیا چشم بلبلی، لوبیا سفید، لوبیا سویا، لوبیا سیاه و هیچ کدومو نمیدونم کدوم کدومه با اینکه همیشه میخورم!فقط لوبیا قرمز و لوبیا سبز رو میشناسم! . . .

راز روانشناسی

راز روانشناسی؟
پیش روانشناسم که میرفتم در طی این یک سال یه چیز رو به من یاد دادن، قدرت کنترل احساساتم
کنترل خشم، عصبانیت و حس عشق و شهوت و .
من باید تو یه دفتر تک تک احساساتی که توی روز باهاش مواجهه میشدم رو مینوشتم
تشخیص میدادم کدوم حس عشقه و کدوم شهوت
کدوم خشمه و کدوم عصبانیت
کدوم حس دلتنگیه و کدوم حس ناراحتی
اینطوری کم کم با درون خودم آشنا میشدم
و میفهمیدم کدوم رو باید کنترل کنم و کدوم رو باید آزاد کنم
به عنوان مثال امروز:
من با یه پیام مسخر . . .

عنوان ندارد

داشتم دنبال آرزوهام می گشتممی خواستم رویاهامو پیدا کنماما خودم گم شدم.لطفا تو منو پیدا کنخودمیه گوشه نشسته و منتظر دست نوازش تو روی سرشهمنتظر یه پرتو کوچیک از لطف توخودم گم شده.کجا بگردم دنبال خودم؟خدا جون تو کمک کندستمو بگیر راهو نشونم بدهکدوم راهه کدوم بیراه؟کمک. . . .

گامی به سوی اسکیزوفرنی

 
یه روز، دیگه یادم نمیاد کدوم کتاب رو تو چه سالی خوندم یا برای اولین بار چه سالی به کجا سفر کردم؛ یادم می‌ره به خاطر چی وارد کدوم دنیا شدم. اون روز همه‌ی پسوردهام رو یادم می‌ره!
مثل حالا که جواب اتفاقی رو که نیفتاده یادم رفته.
 
  . . .

قضاوت با شما

 
خودجوش مردمی همینه که تو مراسم تشییع شهید سلیمانی دیدیم که کل تهران و اهواز و
مشهد و سایر شهرهای ایران بصورت خودجوش ملت آمدند و در سوگ این شهید بزرگوار و همراهانش قدم به این مراسم گذاشتند !
 
نه آن مراسمی که توسط ادارات و سازمان های دولتی و نظامی برای مخالفت به جریان آبان ماه در صدا و سیما نشان داده شد!
برای اینکه بدونید کدوم راست و درست و واقعی بود برین فیلم های امروز و راهپیمایی مردم در آبان ماه رو ببینید !
 
کدوم مراسم با شکوه هر چه ب . . .

توی مرامم نیست !!!

توی مرامم نامردی نیست شهریوری مگه نامرد میشه   هنوز نان نمک نخوردیماااا   اما باهاش دردل کردم یه خانم به خوبی ماه @@@ دوست داشتنی اروم مهربون . یه خانم با کلی سختیها غمها ‌ سختی های که درد توی وجودش انباشته کرده .‌. مگه میشه کنار دونفر موند ؟؟ باید همجنس خودمو انتخاب کنم مگه میشه من کسی دوست داشته باشم و اون بگه عاشقشه همیشه عاشقش بوده . من دیوار نمیخوام باشم   اگر یه روز به چشمهاش نگاه کردم خجالت نکشم ‌کسی که لحظه به لحظه باها . . .

خدا

زیبایی دنیا به خداشه.خدایی که روزوشب و آفرید.خدایی که آدمو کرد اشرف مخلوقات . خدایی که ازش غافلیم زیبایی روز به درخشدگی خورشیدیه که چشمتو میزنه ولی " وجودتو روشن میکنه " خورشیدی که دنیا رو نشونت میده زیبایی آدما به دلشونه . . . دلی که زیبایی دنیا و روز و شب و درک کنه زیبایی دل به بی انتها بودنشه . به روشنایی شه .به مهرومحبتشه . به معرفتشه به اینه که عاشق خداش باشه دله کدوم از ما زیباست؟ کدوم به حقیقت عاشق خداییم . . . ن ه بنده هاش ؟؟   . . .

انتظار تغییر

 من تمام زندگیمو صبر کردم تا یه اتفاقی بیفته حالا فهمیدم که هیچ اتفاقینمی‌افته ؛ یا این که این اتفاق افتاده و درست تو اون لحظه من چشمهامرو بسته بودم. نمی‌دونم کدوم‌ بدتره. این که از دست داده باشمش یا این که بدونم چیزیبرای از دست دادن وجود نداشته .  . . .

روزگار نامرد

امروز صبح شوکه شدم پدر دوستم به رحمت خدا رفت و من چقدر متاثر و غمگینمروحشون شاد دلم به درد اومد واقعا درسته که هممون همچین روزی رو تجربه میکنیم اما وقتی ناراحتی عزیزانتو میبینی و کاری نمیتونی بکنی اونوقته که حضور خودتو بی فایده میدونی  فقط مرور زمان میتونه  این درد و غم رو کاهش بده   . . .

22-مرده ای که نفس میکشد.

عشق یک بیماریست.دعا میکنم کسی دچار این بیماری نشود  +تونستی نابودم کنی تونستی عشقمتو که برات کاری نداره دل شدن.قلب منم عین همه تونستی بشکن:)(قسمتی از یه آهنگ) +صورتی دلش برای خود طفلکش تنگ شده+لعنت به هرچی پسره و نامرد روزگاره . . .

دانلود آهنگ مهران علی سورنا

من و تو مثل همیم خوف میکنن میبیننمونواسمون غلاف بلوف میکنن
رپ کنا منو خیلی دوست ندارنمثل تو که خیابونا جلوت جفت میکنن
بچه ی سینه باتوم و ترساشو
صاف گذاشت تو کمر نامردا بازنده ها رفیق همنتنهایی مبارک برنده ها تنهان
 
داداشت دنیا رو جر میده تر از جیبش حنجرشه سفت وایساده واسه جنگتو میدونی یه دیوار که خودتی پنجرش حیف
 
زمستون هنوز از ترس لی لی میکرد وقتی بهار تنتو نفله میکرداز پشت زدتت الان نه تو کودکی اسلحه اش گلوله رو گریه میکرد
کردن ت . . .

گوگوش همسفر

تو از کدوم قصه ای که خواستنت عادته
نبودنت فاجعه بودنت امنیته
تو از کدوم سرزمین تو از کدوم هوایی
که از قبیله ی من یه آسمون جدایی
اهل هر جا که باشی قاصد شکفتنی
توی بهت و دغدغه ناجی قلب منی
پاکی آبی یا ابر نه خدایا شبنمی
قد آغوش منی نه زیادی نه کمی
منو با خودت ببر ای تو تکیه گاه من
خوبه مثل تن تو با تو همسفر شدن
منو با خودت ببر من به رفتن قانعم
خواستنی هر چی که هست
تو بخوای من قانعم
ای بوی تو گرفته تن پوش کهنه ی من
چه خوبه با تو رفتن رفتن همیشه رفتن
چه . . .

2108

تپش قلب ریزشی گرقتمفک کنم ۲ هفته میشهفردا میخام نوار قلب بگیرمدو سه روزه یه مقدار برای خونه خرید کردم و شوهرم اخلاقش بهتر شدهحالا فهمیدم باید گاهی خرید کنم که بدونه منم به فکر هستمتا بداخلاقی نکنهمیخام خونه را تحویل ندم روزی ۳۰۰ جریمشهمیترسمنمیدونم باید چه کنمکجا برمچه بپرسماز که بپرسمبنگاه یه چیزی میگهوکیل یه چیز دیگهمن موندم کدوم درستههر کدوم میگن قاضی این مدلی رای میدهوکیلا میگن بر اساس قولنامهبنگاه میگه چون خونه را تصرف کرده نمیشه . . .

21-عشق یا کشک

از جنس پسر نامرد تر ندیدم به عمرملایق محبت خالصانه نیستنالان می فهمم همون دخترایی که میگفتن پسر باید پول داشته باشه تا بهش جواب مثبت بدیم و پسر عاطفه حالیش نیست، پس خام پسر بی پول شدن حماقته چون وقتی عاشقی یادش رفت فداکاریتو و عشق تو رو هم یادش میرهاز همون اول با عقلت پیش برو و ببین دستش به دهنش میرسه یا نه. حق با اوناست.پسر معنی عشق و محبت نمی فهمه.   . . .

تخته‌پاک‌کن

 
یه روز، دیگه یادم نمیاد کدوم کتاب رو تو چه سالی خوندم یا برای اولین بار چه سالی به کجا سفر کردم؛ یادم می‌ره به خاطر چی وارد کدوم دنیا شدم. و اون دنیا برای من چی بوده؛ یا حتی چه آرایش حروفی به چشمم قشنگ‌تر اومده. اون روز همه‌ی پسوردهام رو یادم می‌ره!
مثل حالا که جواب اتفاقی رو که نیفتاده یادم رفته.
 
 
پ.ن: یه روزی هم باید بیاد که آدم‌ها و کلمه‌هاشون رو یادم بره.
مثل همه‌ی "سرزمین‌های نزدیک". همه‌چیز Far far away باشه.
 
  . . .

عروس و مَرد!

دختر جوانی بر اثر سانحه تصادف زیبایی خود را از دست داد .چند ماه بعد ناباورانه نامزدش هم کور شدموعد عروسی فرا رسیدمردم میگفتند؛چه خوبعروس نازیبا همان بهتر که شوهرش هم نابینا باشد۲۰ سال بعد از ازدواج ؛زن از دنیا رفت،مرد عصایش را کنار گذاشتو چشمانش را باز کرد
مرد هیچ‌وقت نابینا نبود.!
او فقط مَــرد بود
شک نکن " دنیا همین است:.مرد بودن " دَرد " دارد . نامرد بودن " کـِـیـــف " !! . . .

کافی شاپ

امروز بعد مدتها پا گذاشتم تو کافی شاپ. اونم کدوم کافی شاپ؟!جایی که ازش خاطره دارم.شاید این اولین قدم برای فراموشی و رهایی باشهدوستی بارها بهم پیشنهاد داده بود برم کافی شاپ و خودم رو به یک نوشیدنی دعوت کنم اما تا امروز موفق به این کار نشدم . . .

و امروز بعد مدت طولانی تونستم باهات صحبت کنم و خیلی رک و واضح گفتم که میخام تموم بشه میخام کات کنیم هرکی بره دنبال کار خودش و تو دوباره شروع کردی به همون حرفای همیشگی که گرفتاری که وقت نداری که درگیری و سرت شلوغه.و وقتی گفتم ربطی نداره اگه دوسم داشتی منو میزاشتی تو اولویت هات و گفتی که میزاری گفتم نمیخام زورکی میگی زورکی نیست دلیه.اخ محمد اخ کدوم حرفتو باور کن کدوم رو.ازین طرف میگی نرو باش پیشم ازون طرف رفتارت چیز دیگست محمد دیوونه شدم روانیم . . .

حتما بخونید.

((گنج)) ((جنگ)) می شود.((درمان)) ((نامرد))
و ((قهقهه)) ((هق هق)) !!!
ولی (()) همان (()) است
((درد)) همان ((درد)) است و((گرگ)) همان ((گرگ)) .
آری نمی دانم چرا؟؟؟؟
((من)) ((نم)) زده است و ((یار)) ((رای)) عوض کرده است.
((راه)) گویی ((هار)) شده و ((روز)) به ((زور)) میگذرد.
((آشنا)) را جز در ((انشا)) نمی بینی
و چه ((سرد)) است این ((درس)) زندگی
اینجاست که ((مرگ)) برایم ((گرم)) می شود.
چرا که ((درد)) همان ((درد)) است. . . .

"انا تعلمنا البکا بلا دموع"

در مورد کوهورت هایی صحبت میکردیم که برای آزمایش تاثیر مصرف یک سری اقلام غذایی بر یک سری افراد کم درآمد، اون ماده غذایی رو برای مدت محدودی در اختیار این افراد قرار داده و بعد از پایان پیش آزمون و پس آزمون و مداخله، با پیروی از قانون "حاجی حاجی مکه" از اون منطقه رفتند و پشت سرشون رو هم نگاه نکردند.داشت میگفت این رفتار، اخلاقی نیست. اخلاقی نیست کودکی که هفته یا دو هفته یکبار شاید یک میوه گیرش بیاد رو با انواع میوه ها اون هم طی یک هفته آشنا کرد و بع . . .

یه عالمه حرف دارم

اما نمیدونم از کجا شروع کنم چی رو بگم چی رو نگم چطور بگم 
نمیدونم میشه هنوزم بگم من دیوانه وار عاشقتم
میشه بازم بگم من هنوزم خوابتو میبینم و مجنون شدم رفته
میشه من بازم فریاد بزنم بگم که چقدر از این دنیای نامرد دلگیرم که هیچی از تو قسمت من نشد جز حسرت عشقی عظیم
میشه بگم تمام عمرمو حاضرم بدم ولی یک لحظه نگاهم دریای نگاهتو بنورده
میشه من هنوزم از تو بنویسم
کیمیای زندگی من . . .

اندر احوالات آدرس

ههعههوووففففففف بالاخره بعد از 3 روز جواب دادی سلام. خوبید آقای دکتر _ سلام خانوم منونم تو خوبی؟؟ ممنون منم خوبم، کجا بودید نگران تون شدم _ (یکم با خجالت )ببخشید گوشیم خراب بود داده بودم درست کنن آها _ ممنون حال مو پرسیدی خواهش میکنم، آخه دیگه امکان نداشت اینجوری ناپدید بشید _ بازم معذرت میخوام و ممنونم، درمورد آدرس هم من 2 دوتا آدرس دارم، کدومو بدم یا ؟ خب برا من چه فرقی داره کدوم، من میخوام پست کنم، هرجا حضور دارید، همونو  بدید _ ح . . .

تحمل

تحملم واقعا داره به سر میرسه
فشار زیادی روم هست
واقعا نمی‌دونم باید چیکار کنم
این دختره نامرد هم که همش فقط اذیتم می‌کنه. کاش می‌دونست تنها دلیل زنده موندم اونه
فکر نکنم خوب بشم. ترسناک و ترسناک‌تر میشم. به حدی که حتی منم از خودم می‌ترسم
تمایل زیادی به بعضی چیزا دارم
میگه چرا نمی‌رفتی نظامی نمی‌شدی. اگه می‌رفتم بیشتر تمایل به خشونت پیدا می‌کردم
دستمم بازتر میشد
واقعا برای من سالم نیست . . .

بازگشت مهدی

همین الان از تماس با مهدی دارم میام :)
یک ساعت پیش دیدم تلگرام پیام داده: "سلام علیک، خوبی؟ . هیچی! انقد بارندگی زیاده، به گوشیم رطوبت خورده! وایساده گوشیم. رفتم تو شعب".
تا پیامش رو دیدم زنگ زدم و زدم و احوال پرسی و گله که کجایی نامرد؟
بیچاره گفت از روزی که اومدم اصلا نتونستم از خونه برم بیرون. میگفت هیچ وقت تو عمرم انقدر تلویزیون ندیده بودم :) 
 
-----
برادرم ساعت نه شب اون حادثه کذایی برگشت خونه! اولش یه دل سیر کتکش زدیم که دیگه از این غلطا نکنه :))) . . .

وصل شدن یا نشدن

تو یک شهر چرا یکی نتش وصل شده یکی وصل نشده
الان کدوم شرکتی باور میکنه من نت ندارم خب
 
ظاهراADSL وصل شده و لی مودم من از این سیمکارتی هاس
ایرانسل جان تو هم زودتر نتت رو وصل کن خب . . .

چرا همچنان با هیچ‌کسم میل سخن نیست؟

توی تالار عمومی کتابخونه نشسته بودم و نمی‌دونم داشتم برای یادگیری کدوم کلمه از کدوم منبع، روند جدیدم رو می‌رفتم که این جمله به ذهنم رسید و توی نُت گوشی‌ام نوشتمش: یادگیری کلمات سخت توی زبان‌های خارجی یه نمی‌تونمی توی خودش داره که چون می‌دونی به تونستم تبدیل می‌شه، شیرینه.
حالا دارم فکر می‌کنم این یادگیری کلمات جدید، ساختن عبارات و حتی مفاهیم جدید هرقدر هم برای من جالب و مهم و ارزشمند باشه، گاهی آزاردهنده است. آزارش اونجایی بهم می‌رسه . . .

دل نوشت

 
راه درازی در پیش دارم ،
سه سال ناسازگاری و آزار و اذیت رو نمیشه یک روزه جبران کرد .
یا شاید اصلا نشه جبران کرد 
 
خودم کردم که لعنت بر خودم باد .
اون روزی که فرقِ بین مرد و نامرد رو نفهمیدم
و نمک خوردم و نمکدون شکستم ،
اون روزی که خامِ حرفهای یه انسانِ پست و آشغال شدم ،
فکرِ این روز رو نکرده بودم .
اشتباه کردم حالا هم باید تاوانش رو بدم . . . 
 
  . . .

شمایی که فعلا نیستی !

میدونی مرد؟از یه جایی به بعد دوره ی اینجور عشقا میگذره؛فلان ریمل و فلان خط چشم و کدوم لباسم با کدوم شالم سِته و وقتی نشستم رو به روش دستمو چجور بذارم زیر چونم و با کدوم زاویه بخندم که بیشتر دلش بلرزه ! قشنگ بودن خوبه ها؛ولی تهِ تهش اونی میمونه که داغون و خسته و لهتم دیده.اونی که تو عرق ریزون تابستون با آرایش ریخته و موهای فر خورده و صورت خیسو کلافه باهاش دوئیدی،باهاش خندیدی،باهاش غر زدی به هرچی گرما و آفتاب کوفتیه و تو برف ریزون زمستون با ص . . .

آنالیز تاریخ تولد

میخوای بدونی دقیقا سن و سالت چقدره؟میخوای بدونی با کدوم چهرهای معروف روز تولدت یکیه؟میخوای بدونی وقتی وقایع مهم دنیا رخ داده چند ساله بودی؟ آماده سوپرایز شدن باش!
تاریخ تولدت رو مشخص کن و روی شروع کلیک کن!
 
http://birth.carbalad.com . . .

سیب دلم برای تو ای دوست، لک زده است!

امشب کسی به سیب دلم ناخنک زده است!
بر زخمهای کهنه قلبم نمک زده است!
این غم نمی رود به خدا از دلم، مخواه!
خون است اینکه بر جگر ِ من شتک زده است
قصدم گلایه نیست، خودت جای من، ببین
ما را فقط نه دوست، نه دشمن، فلک زده است!
امروز هم گذشت و دلت میهمان نشد
بر سفره ای که نان دعایش کپک زده است!
هرشب من -آن غریبه که باور نمی کند
نامرد روزگار، به او هم کلک زده است
دارد به باد می سپرد این پیام را:
سیب دلم برای تو ای دوست، لک زده است!
 مژگان عباسلو
پ ن:
تو هم انگار ن . . .

داریوش_اگه چشمات بگن آره

کوهو میذارم رو دوشم رخت هر جنگو می پوشم 
موجواز دریا میگیرم شیره ی سنگو می دوشم 
میارم ماهو تو خونه میگیرم بادو نشونه 
همه ی خاک زمینو میشمرم دونه به دونه 
 
اگه چشمات بگن آره 
هیچ کدوم کاری نداره. 
 
دنیا رو کولم می گیرم روزی صد دفعه میمیرم 
میکَنم ستاره ها رو،جلویِ چشات می گیرم 
چشات حرمتِ زمینه،یه قشنگِ نازنینه 
تو اگه میخوای نذارم هیچ کسی تو رو ببینه 
 
اگه چشمات بگن آره 
هیچ کدوم کاری نداره. 
 
چشم ماهو در میارم،یه نَوَردبون میارم 
. . .

از سعدی.

' چو چشمارو آنگه خورند از تو سیر / که از بام پنجه گز افتی به زیر '*چشمارو : چیزی که برای دفع چشم زخم بسازند ، بنابر توصیف عطار در اسرارنامه و رسم موجود در برخی روستاهای ایران چشمارو کوزه یا سفالی هستش که روی آن چشم و عکس آدمی رو به زیبایی ترسیم میکنند و با پارچه های رنگی تزیین میکنند و برای دفع چشم زخم از اهل خانه و اموال و در آن سکه می انداختند و در شب چهارشنبه سوری از بام خانه به کوچه می انداختند تا بشکند و سکه هاش رو منتظران و عابران بردارند.مع . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)