98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید / حافظ (غزلیات)

گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر سر آید
گفتم که ماه من شو گفتا اگر برآید
گفتم ز مهرورزان رسم وفا بیاموز
گفتا ز خوب رویان این کار کمتر آید
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب‌رو است او، از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید
گفتم که نوش لعلت ما را به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
گفتم دل رحیمت کی عزم صلح دارد
گفتا مگوی با کس تا وقت آ . . .

نشد

گفتم که بی قرار تو باشم ولی نشدتنها در انتظار تو باشم ولی نشدگفتم به دل که جلب رضایت کند، نکردگفتم که جان نثار تو باشم ولی نشدگفتم میان جذر و مد اشک و آهِ شبدر گردش مدار تو باشم ولی نشدگفت که میرسی تو من هم دعا کنمدر دولت تو یار تو باشم ولی نشدگفتم که تا اجل نرسیده ست لحظه ایدر خیمه ات کنار تو باشم ولی نشدگفتم که خاک پای تو را تاج سر کنمچون خاک رهگذار تو باشم ولی نشدگفتم به قدر اه دل دلشکستگاندر عهد و روزگار تو باشم ولی نشدگفتم دعا کنم که بیایی ب . . .

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست 

گفتم که روی خوبت از من چرا نهانست گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیانست گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشانست گفتم مرا غم تو خوشتر زشادمانی گفتا که در ره ما غم نیز شادمانیست گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم گفت آنکه سوخت او را کی ناله یا فغانست گفتم فراق تا کی گفتا که تا توهستی گفتم نفس همین است گفتا سخن همانست گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگانستگفتم زفیض بپذیر این نیم جان که داردگفت . . .

گفتم ای عشق من از چیز دگر می ترسم

من غلام قمرم غیر قمر هیچ مگوپیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو
سخن رنج مگو جز سخن گنج مگوور از این بی‌خبری رنج مبر هیچ مگو
دوش دیوانه شدم عشق مرا دید و بگفتآمدم نعره مزن جامه مدر هیچ مگو
گفتم ای عشق من از چیز دگر می‌ترسمگفت آن چیز دگر نیست دگر هیچ مگو
من به گوش تو سخن‌های نهان خواهم گفتسر بجنبان که بلی جز که به سر هیچ مگو
قمری جان صفتی در ره دل پیدا شددر ره دل چه لطیف است سفر هیچ مگو
گفتم ای دل چه مه‌ست این دل اشارت می‌کردکه نه اندازه توست این بگذر . . .

بهانه دل

گفتم بهانه ایی نیست تا پر زنم به سویتگفتم به فصل پیری در من گلی نروید گفتا که من جوانم فکر جوانه با من گفتم که خانمانم در کار عاشقی رفتگفتا به کار خودباش تدبیر خانه با منگفتم به جرم شادی جور زمان مرا کشتگفتا تو شادمان باش جور زمانه با من گفتم ز عشقبازی در کس نشان ندیدمزد بوسه بر لبانم گفتا نشانه با من . . .

نان ودندان

روزی ا زروزهای تابستان از روستایی در دامنه های اشتر ان کوه می گذشتم .در کنار جوی اب که به نرمی می گذشت .نشستم .دست در اب بردم سرد بود.کودکی ان طرف جوی اب نشسته بود .چوبی را در آب فروکرده بود.نگاهش کردم .اوهم نگاه هم کرد .گفتم چکار می کنی .اهسته وشرم گین گفت :بازئ گفتم :اسمت چیه ؟  باهمان حالت گفت :فرهاد.پرسیدم می دونی فرهاد کی بود؟فکری کرد وزیر لب گفت:نهگفتم نهار خوردی ؟ گفت:خوردم.گفتم چی خوردی؟گفت :نانگفتم نان باچی؟گفت :با دندون  . . .

متن آهنگ محسن یگانه و محسن چاوشی و فرزاد فرزین نفس بریده

آهنگ نفس بریده
به تو گفتم قبل رفتنت اگه نباشی یک روزکاری با دنیا ندارمبه تو گفتم خودم و می کشم و پر می زنم تو اسمون بگوگفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتمبه تو گفتم زنده ام با نفس خیال چشمات چشاتم تنهام گذاشتنحالا من موندم و اشک و بغض و آه و عکس پاره تو ومن بگو گفتم یا نگفتم بگو گفتم یا نگفتممگه بهت نگفته بودم بی تو روزگار من تیره و تارهحالا یادگار من بعد سفر کردن تو طناب داره
دیگه جون نداره دستام اخر قصه رسیده
عطر تو مثل نفس بود وا . . .

احمد شاملو راز

با من رازی بود
که به کو گفتم
با من رازی بود
که به چا گفتم
تو راهِ دراز
به اسبِ سیا گفتم
بی‌کس و تنها
به سنگای را گفتم 
□ 
با رازِ کهنه
از را رسیدم
حرفی نروندم
حرفی نروندی
اشکی فشوندم
اشکی فشوندی
لبامو بستم
از چشام خوندی 
۱۳۳۴ . . .

شور سماعی خاموش

گفتم از آتش عشقت ، که مرا سوزاندهکان منی برده و خاکستر آن جا ماندهگفتم از نور دو چشمت که به راهم اوردمطلع شعر مرا ، بیت تو زیبا کردهگفتم از ساغر ساقی ، که به جانم میریختمستی ی هر شب ما ، ذکر تو بر پا کردهگفتم از حال خوشم ، شور سماعی خاموشپر شدن از خود و هر چیز که او پر کرده . . .

متن مجری روز میلاد امام زمان

*گفتم به مهدی به من عاشق نظر کن / گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کنگفتم بیا که جانم پر از شهد صفا کن / گفتا به عهد بندگی با حق وفا کنگفتم به جان مادرت من را دعا کن / گفتا که جانت را پاک از بهر خدا کنگفتم زهجران تو قلبی تنگ دارم / گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارمگفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن / گفتا به آب دیده دل را شستشو کنگفتم دل از بند غم آزاد گردان / گفتا که دل با یاد حق آباد گردانگفتم که از هجران رویت بی قرارم / گفتا که نور وصل را در انتظارم *باید به پای نام . . .

مترجم(ادامه)

چند روز پیش داشتم با یکی صحبت میکردمیه چیزی بهش گفتم گفت چی؟ دوباره گفتم باز پرسید بازم گفتم گفت: چی داری میگی سه بار گفتی ولی من نمیفهمم چی میگی! یه دوستی همراهم بود که حرف منو تکرار کرد که این بار متوجه شد!!!اینکه من سه بار گفتم و متوجه نشد اما یک بار گفتن دیگری رو متوجه شد فقط یه معنی داره: مشکل من ذاتیه و مشکل ذاتی راه حل نداره!!!این فقط یه مثال بود موارد اینچنینی برام زیاد پیش اومده بخاطر همین گفتم به مترجم نیاز دارم. . . .

متن کامل آهنگ حمید هیراد گفتم بمان

متن آهنگ حمید هیراد گفتم بمان
به تو گفته بودم ز من بگذری روم در پی عشق ویرانگری
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
به تو گفته بودم که دستم بگیر کنار دلم باش و با من بمیر
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
گفته بودم که آرامشم میرود نقطه امن آسایشم میرود گفتم تا بدانی
گفته بودم نرو خواهشا میشود پیش من باشی سازشم میشود
گفتم تا بدانی به تو گفتم تا بمانی
تورا دیدمت بعد عمری سلام ببین اشک شوقی که ریزد مدام
ماندن یا نماندن به پای تو ماندم یا نماندم
آمدی . . .

خیره ان شاءالله!

 
_بهش گفتم خیره!
+گفت تا تعریف مون از خیر چی باشه!
_گفتم همین که زمان درستش میکنه خیره!
+گفت چی بگم!
_گفتم شکر
+نگام کرد
_گفتم خدا ما رو به میزان صبرمون آزمایش میکنه!
+ گفت من که طاقتم سر اومده!
_ گفتم امام صادق فرمودند: صبر که تمام شود فرج می آید!
+گفت یعنی صبرم تموم شه همه چی تموم میشه و خلاص!؟
_ گفتم تازه اون روزیه که میفهمی چرا قبل از اون نشده!
+ گفت گیجم کردی!
_ گفتم خدا هیچ وقت دیر نمیکنه، اگر دیر شده بدون هنوز موعدش نشده! پس صبر میکنی و به وعده اش ا . . .

دو چشمم گاهی ابر و گاهی باران

دو چشمم گاهی اَبر و گاهی بارانقلب تو هم مثل من هست داغان؟بعد رفتن تو،گفتند بمن دیوانهدگر عاشق مباش و خواهانبه جماعت ِ بی احساسِ عشق‌نادیدهچه گویم مگر دل کندن هست آسانگفتند خیال پر زدن داشت و پر کشیدگفتم اندرون صدف، دُر هست پنهانگفتند آن دُر، بر گردنی شده آویزانگفتم عشق او می ماند تا ابد جاودانگفتند زعشق چه حاصل جز خوشه غمگفتم وقت برداشت همیشه هست گرانگفتند عشقِ بیمارِ آفت زده نباشد ارزشیگفتم در دل عُشاق بهایش هست یکسانگفتند بعد او خوب ب . . .

نهم آبان 98 پنج شنبه

امروزبا خانم مه.ن.ا.نیییی کلاسمو رفتمبهم گفت چرا ازدواج نکردی!!! و من گفتم و راستشو گفتم!نمیدونم حماقت بود چی بود اما یهو گفتم!!و همه چی رو گفتمو منی که دو روزه قرص نمیخورم و امروز هی دائم میریدم یهو از گفتن داستان خودم و علی ب وجد اومدم و ریدنم درست شدبهم گفت میرم کربلا سحردعات میکنم حتماچقد ذوق کردمامام حسین اگه گفت یادت باشه قبول کنی!!!پناه میبرم ب خدا از شر هر وسوسه ایخدایا کمکم کن تو اون خدای مهربونیمریضی هام باید دور شنبایدددددخوب میشم خ . . .

غریبی از شهر آشنایی

گفتا تو از کجائی کاشفته می‌نمایی                                        گفتم منم غریبی از شهر آشناییگفتا سر چه داری کز سر خبر نداری                                        گفتم بر آستانت دارم سر گداییگفتا کدام مرغی کز این مقام خوانی                                        گفتم که خوش نوائی از باغ بینواییگفتا ز قید هستی رو مست شو که رستی                                        گفتم به می پرستی جستم ز خود رهاییگفتا جویی نیرزی گر . . .

خدا

ازخداپرسیدمچرااول ادم عاشق میشهبعدتنهاگفت:منم اول عاشقشدم بعدتنهاگفتم عاشق چه کسی؟گفت:تو گفتم‌چه کسی تنهاتگذاشت؟گفت:خودتوگفتم بزاربیام‌پیشت خندیدگفت من پیشتمتوکجایی . . .

زنگ زده

سلام زنگ زده مطب پرسیده.منشی گفته خانم من اسمی یاد داشت نکردم.منم گفتم مگه بهت گفتم نوبت گرفتم؟؟ گفتم که منشی گفته بیا بین بیمار بفرستم بری داخل . قبول نمیکنه.گفت یه روزی چنان مچتو بگیرم که رسوای عالمت کنمم.تو هنو نرسیدی عشقم؟؟؟ . . .

زیر پلک هایش تصویر تو را زمزمه میکرد

اومدنش طول کشید، خوابم برد
بیدار شدم دیدم خوابیده کنارم
همینجوری نگاش میکردم یه دفعه چشماش رو باز کرد 
گف خوبی؟
گفتم اره
گف چیزی نمیخوای؟
گفتم نه
گف مطمئن؟
گفتم بغل
.
.
انقدر کیف میده وقتی خوابه دستاشو بگیری بچسبونی به صورتت چشماتو ببندی برای همیشه کنارت تصورش کنی
.
.
گف تو شبا کلا نمیخوابی نه؟
خواستم بگم حیف نیس شبایی که کنارتم رو بخوابم؟
به جاش گفتم دیشب که خوب خوابیدم
.
.
حرف زدن باهاش خوبه
بچه بودم قبلا،
من فقط میخوام رو بودنم حساب باز کنه
. . .

ناراحت بود که در خواستگاری جواب رد شنیده است به او گفتم ثابت کن که .

بسم الله الرحمن الرحیم
به گفتم 
بهترین کار این است که ثابت کنی اشتباه کرده اند که بتو دختر نداده اند.
​​​​​​گفتم
ثابت کن بهترین همسر و بهترین داماد و بهترین پدری
گفت چگونه 
گفتم (ادامه جلسه بعد) . . .

بيّو

سلام.
نمیدونم چرا این بچه های امروزی اینقده منحرفن
میخواستم به ته تغاری بگم بیا اینجا فلان کار رو بکن.گفتم بیا اینجا فلان کار رو انجام بده.
گوش نکرد ،چند بار گفتم بیا.بعد شدبیّو.
یعنی گفتم بیّو بیّو
اونم گفت اصلا نمیام چرا اینجوری میگی؟؟
.خنگول از بس چیزای بی شنیده فکر کرده منم اونجوری میگم.
درصورتی که بیّو رو برای پرنده ها میگن موقعی که غذا میخوان بدن بهشون
هیچی دیگه آخرش گفتم شرف یاب شو ،تا اومد کاره رو به سرانجام برسونه
+منح . . .

دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم.

بلاخره بعد از گذشت سه ماه که برام کابوس شده بود ،درد دلم رو بهت گفتم.گفتم که میدونم اونی که زنگ میزنه کیه.گفتم که اونروز فهمیدم رفتی پیش اون و پیاماش رو خوندم.مثل همیشه گارد گرفتی و سعی کردی قانعم کنی که کاری نکردی.به چند نفر زنگ زدی اما وقتی بهت گفتم به خودش زنگ بزن نزدی.اون جا فهمیدم چندتا چیز دیگه رو هم بهم دروغ گفته بودی.با اینکه قسم خوردی اما قلبم به قبول کردنش راضی نشد.در ظاهر قبول کردم حرفاتو اما به خودتم گفتم حتی اگه راست بگی چون باهام ص . . .

اجراء

مدتی قبل، در یکی از هنرستان ها، مدیر بودم؛ اون روز، چند نفر از استادان، در دفتر حضور داشتن؛ یه دانش آموزی، سراسیمه، وارد دفتر شد؛ وقتی دید تنها نیستم، گفت: آقا اجازه؟ بعداً می آم؛ می گم! گفتم: نه، راحت باش و همین الآن، بگو. گفت: آقا اجازه؟ و با یه مقدمه ای و با صغری کبری کردن و پوزش خواستن، سرانجام گفت: فلان دانش آموز، ادای شمارو درمی آره همیشه و تقلید می کنه شمارو؛ حرکات شمارو انجام می ده و صداتونو درمی آره آقا. گفتم: باشه می تونی بری. زنگ تفریح . . .

آرایش

به یه دختره گفتم چه موهای قشنگی
گفت: کاشتم
گفتم چه دندونای سفیدی 
گفت: کاشتم
گفتم چه ناخونایی 
گفت: کاشتم
لامصب دختر نبود که محصول کشاورزی بود
 
دخترا وقتی میگن اتفاقا آرایش ندارم منظورشون اینه که گریم نکردن و اگر نه کرم و سورمه و رژل لب و روژ گونه و خط چشم براشون آرایش محسوب نمیشه
 
  . . .

دیوونگی

به نام خدا گفتم دستام و که میگیری حس می کنم تمام دنیا مال منهگفت دیوونه ای دیگه!!گفتم نگات که به نگام دوخته میشه، حس می کنم زیباترین گل عالم و دارم، گفت، دیوونه ای دیگه!!گفتم وقتی چشم تو چشمم میشی و توی چشام میخندی، لبات خنده رو به چشام هدیه میده، حس می کنم ارزشمند ترین هدیه ی دنیا رو بهم دادنگفت دیوونه ای دیگه!!گفتم نزدیک و نزدیک تر که میشی، عطر تنت خوشبوترین عطر دنیاست و مستم می کنهگفت  دیوونه ای!!گفتم من گوشام حرفای قشنگت و که میشنون، انگار د . . .

ازدواج در وقت اضافه!

پنجم بلیت هواپیما گرفته بود که برگرده سر کار، به خاطر شرایط جوی لغو شد
بلیت اتوبوس گرفت اونم لغو شد
امروز اومد، بهش گفتم دیوونه آخه کی ۱۳ به در میاد سر کار 
اما جعبه شکلات و عطر خوش‌بویی که زده بود کنجکاوم کرد، خصوصا از این آدم بد سلیقه انتخاب این عطر بعید بود
گفتم ماجرا چیه
گفت این شیرینی عقده!
گفتم تا یه هفته پیش که خبری نبود
گفت بلیت که کنسل شد به مامانم گفتم میری خواستگاری؟
ده تا اسم آورد اما هیچ‌کدوم نمی‌خورد آخه توی فامیل ما آدم با حجاب . . .

زنگ خونه رو ديشب ساعت 3 زدن

دیشب جاتون خالی داشتم یه لواشک ترش وخوشمزه میخوردمانداختمش تو رب اناراینقد ملچ ملوچ کردمیه تیکه ترشش رفت لای دندونم خیلی ترش بودبعدش یه آلوچه ترش،نمک زدم شور شد خیلی ملس وخوشمزه شدمدیونید اگه فکر کنید خواستم دهنتونو آب بندازم زنگ خونه رو دیشب ساعت 3 زدن.برداشتم میگم :کیه؟؟؟یکی بلند داد زد: حاااااااااااااااااااامد پهلاااااااااااااااااانهگوشیه دوس دخترمو گرفتم رفتم تو مخاطبینش گفتم رضا کیه گفت دوست اجتماعی، گفتم جواد کیه گفت همکلاس . . .

انتظارش نبود

از کاکتوس تنها می گفتم. از صخره بی کس می گفتم. از رود آواره می گفتم. نه انتظارش نبود، تجربه کنم. انتظارش نبود، بغض کنم. 
آدمی کم انتظاری هستم از دیگران ولی حالا در انتظار یک نفرم. با امید آمدنش، نفس می گیرم و با خیال رفتنش، اشک می ریزم.
بچه ها عاشق کسی نشید که ازتون دوره، وگرنه اگه حسی بهتون نداشته باشه، هر بار که میگید: دوستت دارم. اون فقط سین می کنه. . . .

صد بار گفتم همچی مکو ننه گل محمد

صد بار گفتم همچی مکو ننه گل محمدزلفای سیا ر قمچی مکو ننه گل محمد صد بار گفتم پلاو مخار ننه گل محمدور دور کوه ها تاو مخار ننه گل محمد صد بار گفتم یاغی مرو ننه گل محمدرفیق الداغی مرو ننه گل محمد الداغی بی وفای ی ننه گل محمدتا آخر با تو نیا ی ننه گل محمد امروز که دور دورونس ننه گل محمداسب سیات د جاولونس ننه گل محمد ای جاولونا همیشه نیس ننه گل محمداسب سیات د بیشه نیس ننه گل محمد وصف شما د ایرونس ننه گل محمدعکس شما د تهرونس ننه گل محمد کو جرق و جرق . . .

خرمای بم

خرمای بمگفتم بیا ورابطه مان را به هم مزنگفتا برو ز عهد و وفا هیچ دم مزنگفتم که شهد عشق تو خرمای بم بودگفتا به ساز خویش تو هی زیر و بم مزنگفتم که وعده های تو وعشق ما چه شدگفتا دلم زعشق دروغی به هم مزنگفتم که "بیژنم "تو برایم "منیژه "ایگفتا به خنده حرف فریدون و جم مزنگفتم که اشک و درد و غم من چه می شودگفتا که قالبی سخن از درد و غم مزنگفتم بیا که زنده کنم عهد رفته راگفتا به شاخ خشک تو بیهوده نم مزنگفتم که درد قافیه دارم علاج چیست؟گفتا حریم شعرو سخن را . . .

شعر پول بده از من

شعر پول بده از من - 24 فروردین 98گفتی و شنیدم نام پفک راگفتم بخرم گفتی باشه فردااز اسم پفک هوس بسیار کردماز بهر پولش به بابا اسرار کردمگفتم به  بابا پولم تو میدیگفتش خر تر از من تو ندیدیگفتم مگه چقدر هست پولشگفتش هر روز همین قدر کردم قبولشگفتم مگر زیاد تو را راضی نکردمگفتش من از صبح خیلی کاسبی نکردمگفتم قر نزن سر پول و منالتگفتش به جاش میشد ماشین  به نامتپسربه جای این همه خرجها که کردیدکاش عقلت بزرگ هم میگردید  . . .

حال دل

  کسی می گفت من یه دوست معلول دارم خیلی دوستش دارم یعنی مهربان ترین آدم زندگیمه گفتم تو چی ؟ گفت منظورت چیه ؟ گفتم تو واقعا دوستش هستی ؟ گفت خوب آره گفتم براش چیکار می کنی ؟ گفت هر دفعه باهاش تماس می گیرم حالشو می پرسم گفتم حتما میگه خیلی خوبم گفت آره همیشه میگه عالی گفتم حال دلش چطور ؟ اونم خوبه ؟ گفت نمیدونم گفتم چند بار رفتی خونش توی اتاقش توی تنهاییاش دستشو گرفتی گفتی رفیق هیچوقت فکر نکن تنهایی من همیشه هستم با ناراحتی گفت هیچوق . . .

سر

منو غزاله باهم که حرف میزنیم دقیقا میفهمیم چی میگیم این فهمیدن خیلی عمیقه ازم پرسید ماشین عروس چی درنگ نکردم و گفتم اسنپ! بعد هردو خندیدیم خیلی خندیدیم بعدش جدی شدیم گفتم دوسال نامزدی پیاده گز کردم اون شب ماشین میخوام چیکار گفت اره وقتی موقع خودش چیزیو نداری دیگه ارزشی نداره گفتم اره ما بلاخره ماشین میخریم قطعا ولی دیگه خوشحالم نمیکنه گفت اره وقتی اون شب بعد عروسی فلانی تو بارون ماشین گیرمون نیومد و پیاده رفتیم بعدش انقد گریه کر . . .

300.

داشتم به شوهرخواهرم می‌گفتم ، این چند روز به من خیلی خوش گذشت.ازم پرسید مگه چیکار کردی ، جایی رفتی؟؟؟بهش گفتم ، خوابیدم ، فیلم دیدم ، استراحت کردم ، اشپزی کردم ، خیلی خوب بودپرسید فقط اینا ،،، گفتم اره ، اخه اعصابم اروم بودبعد با خودم فکر کردم ، یعنی من چقدر باید تو این 2ماه تحت فشار بوده باشم که چند روز بیکاری بهم خوش بگذره .خدایا شکرت که از این بار و فشار روانی کم شده ، و به ارامش رسیدیم .ممنونتم . . .

گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید

امروز بعد از یه هفته رفتم حرم خیلی فرق داشت با همیشه بعد یه مدت سختی و جدال با خودم 
محبت و عشق هیچ وقت توی زندگی از ما بنده ها گرفته نمیشه
یه وقتایی خودمون قهر کردیم  
قهر هم که می کنی باز خدا بیشتر میاد سراغت 
باهات حرف میزنه  
 
گفتم که بر خیالت راه نظر ببندم
گفتا که شب رو است او از راه دیگر آید
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانی هم اوت رهبر آید
گفتم خوشا هوایی کز باد صبح خیزد
گفتا خنک نسیمی کز کوی دلبر آید . . .

سرباز عاشق

رو نیمیکت نشسته بودم یکی داد زد.سیگار داری!سرم اوردم بالا،سرباز بود.تا حالا سرباز به این شیکی و تمیزی ندیده بودم.یه نخ سیگارم در کردم بهش دادم و اومد روی نمیکت کنارم نشست.بهش گفتم: همیشه انقدر شیکی؟!گفت: نه رفته بودم عروسی.گفتم: با این لباس؟گفت:اره یهویی شد.گفتم: به به خوشبحال رفیقی که رفیقی مثل تو داره.گفت: عشقم بودگفتم:ها!؟گفت: عروسی دوستم نبود،عروسی عشقم بود.گفتم: یعنی چی!گفت: بهم خبر دادن عروسیشه منم مرخصی ساعتی گرفتم رفتم تو لباس عروس . . .

شوخی طور :)

مهمونی دعوت بودیم و در محفل گرم خانواده همسر، گرمِ صحبت.
صحبت از کربلا شد، خواهر شوهرم گفت انقد من اربعین دلم میخواد، ولی همسرم میگه اربعین جای خانم ها نیست.
(چقدر من از این جمله حرصم می‌گیره. ولی خویشتن داری کردم اونجا) 
شروع کردم نگرانی هاش رو یکی یکی رد کردن، از تجربه هام گفتم، از فضا گفتم از وظیفه گفتم از ارجح بودن حضورمون نسبت به زیارت و
تهش هم گفتم که تردید نکنه و حتما با همسرش حرف بزنه که ان شاالله روزیش بشه امسال.
بنده خدا دو هفته هم ن . . .

ناگزیر، آدمی می‌باید که به خود بگوید می‌فهمد

و من جیغ‌کشان گفتم: وای، خدایا _ زندگی! کیست که بتواند یک دقیقه‌ی آن را درک کند؟»کاسل گفت: زور بی‌خودی نزن. فقط وانمود کن می‌فهمی.»از هم وا رفتم. گفتم: این که گفتین – این نصیحت خوبیه.» گهواره‌ی گربه – کرت ونه‌گات   . . .

هنوزجوهر پست قبل خشک نشده بود که

ینی باید بگم عاااشق خودمم:))))
داشتم  پست قبل رو می نوشتم که دیدم صدای قرآن خوندن میاد و گویا کسی فوت شده
بعد هم دیدم برق نیست
گوشی رو برداشتم زنگ زدم به همسرم و گفتم سلام،کجایی؟.گفت رفتم شاهپور.
گفتم چرا برق نیست.؟.گفت من چه میدونم چرا؟:/
گفتم کی مرده؟.گفت من چه میدونم؟:/
گفتم چرا نرفتی جواب آزمایش مامانم رو بگیری؟گفت میام میام.
گفتم بیمه ها رو ریختی به حساب؟گفت تا ظهر میام میریزم.
خلاصه وقتی گوشی رو قطع کردم خنده م گرفت،.آخه هنو . . .

تو

کاش بدونی چقد اذیتم میکنیاگه میدونستی چقد ناراحت میشم چقد روم تاثیر میذاره چیکار میکنمبازم اذیتم میکردی ؟بهت گفتم ی هفته ام نگذشته از وقتی که اینارو بهت گفتممیگی من برات همیشه وقت دارم تو کارم داشته باشی میذارم کنار کارموحتی اگه ناز خواستی بکنی الان ولی برات مهم نیستبهت گفتم نذار ناراحت بمونم ازت تو بگو چیکار کنم الان ؟ انتظار داری باز بگم بیخیال من کوتا میام ؟ . . .

دستبند:(

قضیه ی این دستبندا رو میخوام بگم :(
خب. چن شب پیش همسایمون اوند دم در من رفتم در رو باز کردم .بعد میگه زهرا چشاتو ببند
گفتم وااا براچی؟
گفت ببند دیگه بستم چشامو بعد دستبنده رو دستم کرد یه عالمه ازش تشکر کردم و خیلی خوشحال شدم. :( بعد گفتم براچی حالا این لطف و کردی؟
گف تو چیکار داری ؟ اصن عشقم کشید !!یکی دیگه مث همونی که دستم بود داد بهم گف بده به نرگس خلاصه ست شدیم باهم و گفتم عکسی که گرفتیم رو به اشتراک بذارم:(((( . . .

سوتی +

1: سیستم من کنار سرور ازمایشگاه هستش، امروز جدی ترین و مغرورترین پسر گروهمون باهاش کار داشت یه دفعه اومد گفت کجا بریزمش؟
 یه نگاه بهش انداختم و خودمو کنترل کردم و چند دقیقه بعدش رفتم بیرون کلی خندیدم
برگشتم نگاش کردم خندم گرفت گفت چیه؟گفتم هیچی سوتی بدی دادی!!!
گیر داد که چی گفتم؟گفتم نمیتونم بگم :))گفت بی مزه
2: امروز بحث کلاسمون راجع به یه سیستمی بود که نویسندش آقایی به اسم LeCun بود
مدرس برگشت گفت این آقای (لی ک.و.ن) توی توئیتر خیلی باحاله، حیف ف . . .

بیا که دست به کاری زنیم کارستان

امشب داشتیم فیلم می دیدیم. فیلم که تموم شد بابا با دودلی و من من صدام زد. گفت جواد! گفتم بله؟وگفت به چی داری فکر میکنی؟ چرا تو فکری؟ گفتم چیزی نیست.
چند لحظه ساکت شدیم. فهمیدم میخواد چیزی بگه و نمیگه.
گفتم چی میخواستی بگی؟ گفت میخواستم بگم: اگر تو سرپاشی همه چیز درست میشه. سرپا شو.
 
یک عالم روضه دارم برای همین یک جمله. یک عالم درد پشت این جمله است. یک عالم مسئولیت در دل این جمله است.
 
جا خوردم وقتی شنیدم. چند لحظه شوکه بودم و تو فکر.
بلند شدم. چندت . . .

دیه خردشدگی استخوان های درشت نی و نازک نی

مهیار : سلام ! 98/4/29 تصادف کردم . از ناحیه درشت نی و نازک نی (تیبیا-سر ساق پا) دچار خررد شدگی شدم که جراحی باز انجام دادم . پلاتین گذاشتند و پایم 23 تا بخیه خرده است .کبودی شدید داشتم در ناحیه ران ، ساق پا ، زانو ! خواستم مقدار دیه را بدانم ؟ دیه خردشدگی استخوان های درشت نی و نازک نی مجموعا 26.66 درصد دیه کامل است معادل 71 میلیون و 982 هزار تومان هر کبودی در قسمت های بدن به غیر از سر و صورت 0.15 درصد دیه دارد معادل 405 هزار تومان  مشاوره رایگان و تلفنی : برای مشا . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)