98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

دانلودآهنگ زندگی ماخزونه درددل موکی دونا

مک دونا

بسم الله
 
مامور اعدام مک دونا رو تموم کردم.فضاسازی قتل رو کلا دوست دارم و انگار تو هر داستان و یا یادداشتی در مورد قتل زندگي رو میبینم.
 
شب ها تا ساعت دو و سه میشینم به خوندن هر چیزی که گیرم بیاد و حسابی سر حالم میکنه!
 
  . . .

مک دونا

بسم الله
 
مامور اعدام مک دونا رو تموم کردم.فضاسازی قتل رو کلا دوست دارم و انگار تو هر داستان و یا یادداشتی در مورد قتل زندگي رو میبینم.
 
شب ها تا ساعت دو و سه میشینم به خوندن هر چیزی که گیرم بیاد و حسابی سر حالم میکنه!
 
  . . .

سرنوشت

سرنوشت. کلمه ای که این سال ها خیلی بهش فکر می کنم. اتفاقاتی که سرم اومده، جریاناتی که از سر گذروندم، و کلا وقایعی که مجموعشون زندگي منو ساختن. واقعا چقدر از روانشناسی زرد متنفرم، وقتی که می گن رقم بزن اتفاقی رو که می خوای!! چقدر مضحکه به کسی که گیر کرده توی موقعیت بد، و حتی چشمی نداره واسه دیدن، بگن خودت بساز!خیلی ضعیفم. خیلی ضعیفم و هیچ کسی رو ندارم درددل کنم. اصلا از درددل متنفرم. دلم فقط می خواد به یه آرامش نسبی برسم. فقط یه هوای تازه، توی ای . . .

خوبه یا بد؟

اینکه خیلی وقته با کسی درددل نکردم یا با کسی نیستم داره تبدیل میشه به یه روزمرگیحس میکنم کم کم دارم بهش عادت میکنمولی نمیدونم این خوبه یا بد  . . .

زندگي هست

زندگي شادزیستن استاز کنار غم ها برخاستن استزندگي قاه قاه خندیدن استازتمام لحظه ها لذت بردن استزندگي ساده زیستن استبانداشته ها ساختن استزندگي عمرسبز گل استزندگي مرگ سخت بلبل استزندگي صادق بودن استباهمه یک رو بودن استزندگي هست زندگي هستزندگي هستشاد زندگي کن،چون زندگي هست . . .

درددل

یهویی و بی مقدمه برام می نویسه: وقتی دلت میگیره چیکار میکنی تو اون غربت و تنهایی؟میگم: یه کار هست که رو من خیلی جواب میده!با کنجکاوی می پرسه: چی؟؟میگم: میزنم بیرون تو هر هوایی که باشه. می پیچم تو اولین فرعی که تو راهم باشه. و بعد تا جاییکه میتونم تند تند راه میرم!میگه: تو همیشه کارات عجیبه! من هیچ وقت اینکارو نمی کنم فقط میخوام با یکی حرف بزنم!میگم: با من حرف بزن!میگه: معاشرت با زن های قوی مثل تو خیلی خوبه. فقط آدم روش نمیشه جلوت غر بزنه و از تن . . .

دانلودآهنگ دخترخجالتی از دانیال هندیانی

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.






param name="AutoStart" value="False"> . . .

خواب عجیبی دیدم

خواب عجیبی دیدم و بطور وحشتناکی دلم گرفته
اینروزا یکی از همکاران آقا خیلی اذیتم کرده و گروهی به رهبری خانم معاون دفتر ریختن سرم که از دفتر بیرونم کنن اونم فقط بخاطر اینکه من اهل پای کج گذاشتن و رشوه نیستم
دیدن عاقبت کارشون منو ریخته بهم
مدام حلالیت خواستن اون آقا منو تو دوراهی گذاشته
هم دلم شکسته نمیخوام ببخشمش و هم تو مرامم کینه توزی و بی معرفتی نیست این مدل شرایط برام زجرآوره
میدونی وقتی در بدترین شرایط زندگيم گیر می کنم همیشه بیشتر از قب . . .

از رنجی که می‌بریم۲

آدما سه دسته‌ان؛
یه عده که کار اشتباه رو انجام می‌دن و با اشتباه بقیه هم مشکل ندارن و اگه باهاشون حرف بزنی، تلاش می‌کنن اشتباهاتت رو توجیه کنن به اسم همدلی و همدردی. اینا برای درددل خوبن ولی کمکی به رشدت نمی‌کنن.
یه عده که کار درست رو انجام می‌دن و دافعه دارن در مقابل کسی که اون کار درست رو انجام نمی‌ده و به وضوح و به راحتی قضاوتش می‌کنن، بهش برچسب می‌زنن و اگه بتونن مهدورالدم اعلامش می‌کنن. اینا، حتی به درد درددل کردن هم نمی‌خورن.
و دسته . . .

فرار رو به جلو

گمونم ترم دوم بودم. فیزیولوژی نیم واحد عملی داشت. بردنمون تو آزمایشگاه و دستگاه‌های مختلف و کار باهاشون رو نشونمون دادن. هیچ کدوم یادم نیست. ولی یکیشو یادمه، اسپیرومتر. می‌گفتن بیاین توش فوت کنین که حجم هوای دم و بازدمتون مشخص بشه. من که فوت کردم استاد گفت ورزشکاری؟ حلقه‌ی داخل اون استوانه، با شدت و سرعت رفته بود تا سقف استوانه. ورزشکار هم داشتیم تو کلاس، ولی اون سؤال رو از من پرسید که کمترین نمره‌م همیشه ورزش بوده.
ظاهرم نشون نمیده، اما ظر . . .

عشق ممنوعه

من عاشق شدم پس از سالهاولی حتی یک نفر رو نداشتم که باهاش درددل کنم!کسی باشه که بهش بگم من عاشق شدم ! من مصطفی رو دوستش دارم.میفهمی؟! می‌دونی عشق یعنی چی؟!هیچکس نمیدونه من چه حالی دارم، هیچکس!دلم از تنهایی پوسید. دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار شد.آدم عاشق باشه و نتونه به کسی بگه!غم‌انگیز نیست.؟!غم انگیز نیست که خودت میوه ی ممنوعه باشی و عشقت عشقه ممنوعه؟ غم انگیز نیست که تمام دلت آشوب باشه و خودت رو اروم جلوه بدی؟واسه من هم سخته و هم غم ا . . .

روح یه شاعرم که پاره شده بین رؤیا و خطّ قرمزها

خون تازه نشسته رو لب هامبغض، پک می زنه به سیگارتناخن و باورم شکسته شدهمثل آوازهای گیتارتمی نویسم بدون ِ هر کلمهروی کاغذ دوباره با خونمتوی مغزم تویی که می خونیمن سر ِ حرف هام می مونمتف به این زندگي که ما رو کرداولش قبر و آخرش قبرهخواب ِ بارون ِ تیر می بینهآسمونی که خالی از ابرهتوو خیابون و من رژه می رناین سؤالا که بی جواب ترننمی تونن منو بخوابوننقرص هام از خودم خراب ترنتن نمی دم به حوض و آکواریومتا که می خشکه آخرش برکهماهی ِ قصّه های نیمه شبمس . . .

مرنج و مرنجان. بنوشان و نوش کن

می گویند  میز شادی جهان  ۴ پایه دارد: دو تاشو مولانا”به ما نشون داده . دو تاشو حافظ”.دوتایی که مولانا معرفی کرده : مرنج ” و مرنجان ”هرگز از ظلم یا بدخلقی و بدرفتاری مردم نرنجید؛با صبوری با دیگران و نزدیکانتان برخورد کنید.و مانند باران باشید که پلیدیها را می شوید و دوباره به آسمان می رود پاک می شود و به زمین برمی گردد،شما هم درددل دیگران را گوش کنید.تلخی ها،زخم زبان ها،بی محبتی ها.و حق ناشناسی ها.را تحمل کنید و آرامش تان را از خد . . .

در پِـی یک دوستِ اساطیری

 ابداً دلم نمی‌خواد مثل اولین جمله‌‌ی جزء از کل شروع کنم (اگر کائنات تصمیم بگیرد درسی دردناک به ما انسان‌ها بدهد.) اما ظاهراً گریزی  از این وزن نیست! پس بذار اینطور شروع کنم؛ اگر خداوند تصمیم بگیره به تنهایی‌م خاتمه بده، ترجیح میدم کسی رو بفرسته که بتونم هرازگاهی باهاش قرار ملاقات بذارم، بریم گردش، بریم خرید، بریم سینما، کتاب‌های موردعلاقه‌مون رو به هم معرفی یا با هم مبادله کنیم، هم‌راز و هم‌گریه‌ی همدیگه باشیم! من خودم باشم و اون ه . . .

زندگي يعني.

زندگي را می گذرانمزندگي را عبور می کنمزندگي را نگاه می کنم گاهی از دور، گاه نزدیکزندگي را لمس می کنمگاه زبر است گاهی نرمزندگي را مزه می کنمبسیار تلخ، اندکی شیرین است.یکی می گفت زندگي رنج است!!!یکی می گفت درد!!! یکی می گفت کوتاه است زود تمام می شود!!!آن یکی می گفت کوتاه اما ترسناک است!!!زندگي از نگاه من اما حسرت استحسرت جاده ای کهاز آن گذشتو من به تماشای رفتن ایستادم.   . . .

تنهایی

گور پدر اینکه تنهایی پدر آدم را در می آورد!مارتین مک دونا ی عزیز، خیلی متشکرم که "هفت روانی" را ساختی، و متشکرترم که "تام ویتس" را برای بازی انتخاب کردی!. تا منی که می دانم فردا باز با همان دردی که می پیچانداَم به دردِ نبودنش و با پتوی مچاله در میانم بیدار خواهم شد، اما همین امشب را دو ساعت لبخند بزنم لااقل. و بگویم: گور پدر اینکه تنهایی پدر آدم. ولی نه واقعا؛ خوب که فکرش را بکنی نمی شود به همین سادگی گفت گور پدرش؛ تنهایی تیشه اش تیزتر از آن است . . .

چه کردنت بادلت!

.رهبرم سلام
نمازت قبول.
چه کردند بادلت که اینگونه اشک هایت میریزد
چه کردند که مابین نمازت مکث میکنی و بغض هایت را میخوری
چه کردند با مولایمان که اینگونه بالای سر علمدارش اشک میریزد
 
 اینها شعار نیست.ماهمه جانمان رابرایت خواهیم داد
م بلند شو بلند شو که رهبرم تنهاشد
م بلندشو بااقتدار جلوی اقایمان بایست .بگذار هنوز هم دلش گرم نگاهت باشد
چه کرده ای !
ملتی را داغدار کرده ای
برخیر و بادستهایت اشک های رهبرم راپاک کن
برخیز ک . . .

ماچهارتايي

جمعه ایکه زمان دورهمی خانواده سجمعه ایکه دخترت چندروزیه بعد از یک ماه دوری و دانشجویی و زندگي درخوابگاه اومده خونه حالا اینکه صبحونه رو باهم و دورهم نخوردین مهم نیستمهم نیست که  همسر تا ظهر خواب بوده تو تصور کن مثل بعضی روزها با نون گرم و تازه صبح جمعه رو شروع کردیناینکه دخترت مدام توی اتاقش مشغول درس خوندنه مهمه.هرچند تو دلت برا گپ زدن و درددل کردن لک زده باشههمینکه میبینی دخترک کلاس اولی رفته توی اتاق دختر و این اجازه رو داشته ک . . .

آموزش تصویری معصوم شناسی

اهداف این طرح شامل ترویج فرهنگ (سبک زندگي اسلامی-ایرانی) بر اساس زندگي نامه حضرت محمد (ص)»، آشنایی همه جانبه نو آموزان با زندگي نامه چهارده معصوم(ع)»، شناخت سیره عملی و اخلاقی پیامبر اسلام(ص) و ائمه اطهار(ع) و به کارگیری آن در زندگي» . . .

شکوائیه

نوشته های زیادی خوندم درموردشکوائیه های خود،چه معشوق وچه خالق وهرکسی،اما شکوائیه من نه فلسفی است ونه چیزدیگری فقط یک درددل ساده باکسی که خالق منه،به کدام وفاصدایت کنمبه کدام نعمت شکرت گویمبه کدام مهرومحبت امیدوارت باشم،بایدازت بترسم،یابایدبیخودی شکرت کنم،توخدایی هستی که خودم خلقت کردم،بیشترازفکرم،تجربه هام وزندگيم نیستی،دراصل اصلا نیستی،بایدبشکنمت،بتی که برای خودم ساختم،خجالت نمیکشی،هرکه مرادیدتورالعنت کرد،چون من بنده جبرم توص . . .

حس خوب زندگي

ز دبیر کوری سوالی داشتمکه چرا بااین وضعزندگي را دوست میداری؟پاسخم داد چرا می پرسی؟پاسخش دادم ازین زندگيدل سردم چرا میخندی؟گفتا به دلت میخندمکه خوشی را تا خوشی داری و باز دلگیریگفتم تو چطور غرق تاریکی و باز خوشحالی؟گفتا که در این تاریکی دلی پر نور دارمگفتم چه دلی بااین وضع؟گفتا تو چرا در نوری و مینالی؟گفتم نالیدن من ز حسابه زندگيستگفتا چه حسابی؟گفتم فرق بین منو توستگفتا که ندارم فرقی؟گفتم حس نابینایی رادر خودت فرق نمیدانی؟گفتا که ندارم . . .

زندگی خاطره آمدن و رفتن ماست.

در روزهای واپسین تابستان، در اینجا با یاد و خاطره های خوب لحظه ها و روزها و ماه های گرم و سوزان تابستان، مایل بودم که شعری از سهراب سپهری به اشتراک بگذارم. در میان اشعار مختلف سهراب، این شعر را دوست دارم و برایم یادآور تابستانی سخت و طاقت فرسا در سالهای دور بوده است.        زندگي ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگزندگي ، خاطر دریایی یک قطره ، در آرامش رودزندگي ، حس شکوفایی یک مزرعه ، در باور بذرزندگي ، باور دریاست در اندیشه ماهی ، در تنگزندگي ، ترج . . .

یک نَفَر گوش یک نَفَر دِل یکی هست و تنها ؛خُدا

گُفت دَردُ دِل کُن که سَبُک شویامّا به جُرمِ بلایشفسون ریختدِل از افسار شِکاندسنگینی اوفتاد و دردُ دِل رابه که گویم که خیالِ حیله مکند؟دردُدِل کردمرنج ،سَبُک بودافسارِ دِلم به همان بند ِ سبُک خاطر آسوده بوداز بلایی که حدس زدمبر دلم نشستای یار دیگر صحبت از بلا مکنتلقینِ بَد کجا و جادو ی حُقّه بازان کجا؟این راه را سخت است و غریبباید خوش داشتو همه جا دَرَش به خُدای سازنده اش اعتماد داشتدردِ دَردُدِلی بر دِلم نشست کهمن از درد گفتم و قاضی ک . . .

خانه

سلام خانه جان
عجب حس تعلقی ست به تو. خانه ی من. تو تمام مرا از بری
دلم یک دل سیر نوشتن میخواهد برایت
بنویسم و بنویسم و بنویسم برایت
از خواب بدی ک دیشب دیدم. که دخترک در رودخانه ای در حال غرق شدن است و با حال پریشان بیدار شدنم
از چیزهای خوبم هم بگویم . بگویم که امروز دخترک را صدا زدم و در جوابم گفت : " بله قربونت برم الان میام نازگلم" . و من حظ دنیا را بردم
ولی این هم بگویم برایت ک حس گوسفند بودن دارم خانه جانم. قدردان نباشم و ناشکری کنم و نعمت هایم را . . .

نارفیقی.

هنوز عمیقا ناراحتمهنوز کاملا از شوک این کارشون درنیومدمهنوز هرچی بالا پایین میکنم این قضایا رو درک نمیکنم چرا همچین کردنهنوز قلبم درد مبکنهو میدونم ک قرار نیست حالا حالاها خوب بشه.
اگه نگفته بود شاید عین خیالمم نبود ولی اون گفتن و اون عمل.
واقعا نمیفهمم چرابعد حداقل 14-15 سال آشنایی و بعد 7 سال رفاقت ی همچین نارفیقی.
اگه همون سال بعد از اون اتفاق دورشونو خط کشیده بودم، امروز قلبم انقدر درد نمیکرداگه بعد اون نامردی نمیبخشیدمشون الان . . .

رفتن.

سلامبعضی اوقات که سر چیزای مسخره دعوامون میشه ، قاطیه حرفات یهو یه حرف درشت بهم میزنی. امشب نشریه‌ای که همه‌ی اعضاش دختر بودنو تو تنها پسری بودی که کار اجرا و تحریریشو به عهده داشتی ، تمام شد. بهم نشون دادی و گفتی تقریبا تمومه! منم گفتم خیلی خوشگل شده ، دستتون درد نکنه! یهو گفتی تو اگه قشنگم نباشه میگی قشنگه! اگه غریبه‌ها بگن خوبه ، اونوقت واقعا خوبه! جا خوردم! چندتا عکس پسر بچه تو عکسات بودن. گفتم دختر بچه‌ها هم نماز میخوننا! آخه موضوع نش . . .

زندگی

زندگي چیزی نیست؛ که لب طاغچه‌ی عادت از یاد من و تو برود.زندگي؛بعد درخت است به چشم ه.زندگي تجربه‌ی شب‌پره در تاریکی است.زندگي حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد.زندگي سوت قطار است که در خواب پلی می‌پیچد.زندگي دیدن یک باغچه از شیشه مسدود هواپیما.خبر رفتن موشک به فضا؛لمس تنهایی ماه»؛فکر بوییدن گل در کره ای دیگر. زندگي شستن یک بشقاب است.زندگي یافتن سکه ده‌شاهی در جوی خیابان است زندگي مجذور» آینه استزندگي گل به توان» ابدیت؛زندگي ضرب» ز . . .

حرف سنگین

خیلی دلم گرفته بود.اصلا اعصاب نداشتم.یک هفته ای میشد حالت افسرده بودن داشتم.ولی خیلی کنارل میکردم که کسی نفهمه وناراحتی پیش نیاد.از طرفی دنبال کسی میگشتم یکم بادرد دل خودم رو سبک کنم.البته دوست داشتم ازم سوال بشه چته ؟وبعدمن شروع به درددل کنم!!حتی حاضربودم دعوایی باکسی پیش بیاد ولی طرف مقابل به جای دعوا بغلم کنه وبا کلمات. مثبت ارومم کنه!!بالا خره کسی پیداشد که ازم بپرسه ولی با عصبانیت!!منم کم نذاشتم شروع به گفتن درد دل کردم وبا دادو بی داد سن . . .

ماتم عزیزان | توصیه هایی برای عبور آسان پر حرارت از هیاهو

دکتر فرنوش صفوی فر، روان پزشک و فلوشیپ گویا درمانی به همشهری آنلاین گفت: از دست دادن عزیزان آرامش و نظم معمول مان را بوسیله حزن می زند. گاه برای ما سخت است که بتوانیم قلب از هم و بی تابی بکَنیم و مکرر بوسیله زندگي متعارف خود برگردیم. درباره فرایند سوگواری بعد از دست دادن عزیزان، چه در تک خودمان چه در تک اطرافیان توجه بوسیله برخی نکته ها می تواند بسیار راهگشا باشد. صفوی فر افزود: اولین نکته آن است که متوجه حس های مختلفی که سپس از دست دادن عزیزی . . .

زندگي يک روياست

زندگي یک رویاست؛در جای که حتی حق نفس کشیدن را هم نداریزندگي رویایست رو به سیاهی تاریکی و بدبختی سر آخر باید چشاتو ببند و فقط بگی همه چیز خوبه آرین علیرضا (عالمی) . . .

هدف زندگي

می سرایم از تومی نویسم از بادمی شوم من عاشقمی کشم یک فریادمی شوم من آتشمی شوی تو چون آبمی بری در دریااین دل لعل نابزندگي یک روز استسخت دراز و طولانیمرد سخت می خواهدیا که یک زن گیلانی!(1)زندگي هر چه که باشدیک هدف در آن بایدیا رسیدن به زلف نگاریا که رحمت ز  حضرت حقزندگي بی هدف، چه سر گردانکشتی بادبان بشکستهدر دل دریای طوفانیباد می برد به هر سوییخسته و تلخ  و گرداب استزندگي یک هدف دارددرست و آدمی باید زیست.زن گیلانی: زن مقاوم.خواستم بگم یا . . .

بهترین لحظات زندگی!!

 "Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"زندگي یك هدیه است كه باید ازش لذت بردنه مشكلی كه باید حلش كردچاپلین می گوید :وقتیزندگي 100 دلیل برای گریه كردنبه تو نشون میدهتو 1000 دلیل برای خندیدنبه اون نشون بده #چارلی چاپلین2# . . .

شازده کوچولو

هیچ محیط خصوصیی بجز داخل مغز خودش وجود نداره.
توو کشیدن حصار دور خودش به مشکل خورده.
نه اتاق خصوصی نه دفتر خصوصی نه چت خصوصی با کسی و نه حتی کس قابل اعتمادی برای درددل و زدن حرفای بی اساس بدون اینکه مجبور باشه توضیح اضافه تری بده.بدون اینکه مجبور باشه شنونده ی درد دلاشو درباره حق به جانب بودنش یا نبودنش قانع کنه.هیچ شنونده ای وجود نداره،همه یا قاضین یا وکیل. چشم ها همه جا هستن. دست هرکس یکی یه ذره بین هست.همه آماده ی برخوردن.برخورد یه جمله،ی . . .

در باب دوتایی بودن‌

بعد از یک سال و هفت ماه زندگي مشترک حالا می‌توانم با دید نسبتا بهتری درباره ازدواج حرف بزنم؛ درباره تمام بالا و پایین‌ها و صبوری‌ها و سازش‌ها و نگرانی‌ها و برنامه‌ریزی‌ها و چالش‌ها و تنش‌ها و رسیدن‌ها و نرسیدن‌ها و اشک‌ها و لبخندها و آسانی‌ها و سختی‌هایش. اینکه چقدر آدم را بزرگ می‌کند. اینکه انگار هر روز زندگي مشترک، پنج روز حساب می‌شود. اینکه چطور از آن دختر و پسر رها و بیخیال قبل، زن و مردی می‌سازد پر از مسئولیت.
به خودم فکر می‌ک . . .

عادت نکنیم

شنبه ،عادت آغاز است نه شروعی مُدلّل .عادت ،اراده را نابود می کند.عشق ،اوجِ خواستن است. خواستن اوجِ اقتدارِ اراده .عادت ،بازداشتِ کارکردِ اندیشه است .هرگز چیزی به اندازه ی عادت نفرت‌انگیز نبوده است .مارکس را اگر گهگاه محترم داشته‌ام ،بیزارم از اینکه گفته است ((روزی خواهد رسید که انسان، همه کارهایش را، به عادت خواهد کرد)). خودکارانه زیستن، پایانِ انسانی زیستن است .هرگز چیزی به اندازه ی عادت، نفرت‌انگیز نبوده است .نمازت را هم ،هر روز، با . . .

زندگي زيباست.

زندگي پر از زیبایی است، به آن توجه کنبه زنبور عسل، به کودک کوچک و چهره های خندان دقت کنباران را نفس بکش و باد را احساس کنزندگي ات را زندگي کن و برای رویاهایت مبارزه کن . . .

کمک به معتادین از سوی خانواده

اعتیاد یکی از اعضای خانواده، پدر و مادر، فرزند، همسر یا خواهر و برادر، چالشِ بزرگی است که شما و دیگر اعضا را به لحاظ احساسی، ذهنی، فردی و اجتماعی، درگیر می کند و آسیب هایی به دنبال دارد. برای کم کردن و ترمیم این آسیب ها و هدایت فرد معتاد در مسیر ترک اعتیاد، باید مهارت هایی داشته باشید تا بتوانید به درمان فرد معتاد کمک کنید.کمک به فرد معتاداگر یکی از اعضای خانواده تان معتاد یا در حال ترک است؛در رفتار با یک فرد معتاد این کارها را انجام دهید:اول . . .

مثل مرد!

یک
خواهرزاده‌م امروز رفت اجباری. نمیگم سربازی چون‌ اجباری واژه‌ی خیلی بهتریه. همون چیزی که قدیمی‌ترها می‌گفتن. اونا خیلی پیش‌تر از اینکه 《مقدس》 بشه به ماهیتش پی برده بودن. اجبار ظالمانه‌ای برای پسرا که نزدیک دو سال از بهترین روزای زندگي‌شون رو بر باد میده و جز افسردگی و فقدان و اندوه چیزی براشون نداره. پشت هیچ (باید برن تا مرد بشن) و ( سربازی برای پسرا لازمه) و (حالا‌ مگه میخوان هسته‌ی اتم بشکافن) و هیچ گزاره‌ی دیگری هم نمیشه مخفیش کرد. . . .

خوش حالم.

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم،انتظارات همیشه صدمه زننده هستند زندگي کوتاه است پس به زندگي ات عشق بورز خوشحال باش و لبخند بزن فقط برای خودت زندگي کن و قبل از اینکه صحبت کنی » گوش کنقبل از اینکه بنویسی » فکر کنقبل از اینکه خرج کنی » درآمد داشته باشقبل از اینکه دعا کنی » ببخشقبل از اینکه صدمه بزنی » احساس کنقبل از تنفر » عشق بورززندگي این است … احساسش کن، زندگي کن و لذت ببر . . .

i love you to infinity and beyond

عشق است كه به انسان بال پرواز می‌دهد.عشق تو را از این زندگي واقعی و روزمره جدا می‌كندو به فضای جدیدی می‌برد كه پر از هیجان و امید است.بدون امید و عشق زندگي معطل می‌ماند. پس به زندگي عاطفی‌ات تكانی بده. . . .

ضرورت و اهمیت موضوع شادی در اسلام :

شادی و نشاط در اسلام به عنوان یکی از نیازهای روحی و فطری انسان مطرح شده است که در بسیاری از جنبه های حیاتی او نقش موثری را ایفا می کند.اسلام، بهره گیری از شادی، لذت و رضایت مندی از زندگي را با آموزه های سهل و آسان آموزش می دهد، به شادی عمق بخشیده و آن را درونی و پایدار می کند. شادی از دیدگاه روان شناسانریچارد کارسون معتقد است که شادمانی حالتی از ذهن است نه رشته ای از حوادث، احساس آرامش بخش که می توانید همیشه تجربه اش کنید و با آن زندگي کنید و نه . . .

ضرورت و اهمیت موضوع شادی در اسلام :

 شادی و نشاط در اسلام به عنوان یکی از نیازهای روحی و فطری انسان مطرح شده است که در بسیاری از جنبه های حیاتی او نقش موثری را ایفا می کند.اسلام، بهره گیری از شادی، لذت و رضایت مندی از زندگي را با آموزه های سهل و آسان آموزش می دهد، به شادی عمق بخشیده و آن را درونی و پایدار می کند. شادی از دیدگاه روان شناسانریچارد کارسون معتقد است که شادمانی حالتی از ذهن است نه رشته ای از حوادث، احساس آرامش بخش که می توانید همیشه تجربه اش کنید و با آن زندگي کنید و ن . . .

شادی از دیدگاه روان شناسان

ریچارد کارسون معتقد است که شادمانی حالتی از ذهن است نه رشته ای از حوادث، احساس آرامش بخش که می توانید همیشه تجربه اش کنید و با آن زندگي کنید و نه چیزی که برای یافتنش نیاز به جستجو داشته باشید، شادمانی در خارج از وجود شما نیست شادمانی یک احساس است.
مهمترین خصوصیات آدم های شاد عبارت است از:
1- کنترل زندگي 2- توجه به جسم و روح 3- زندگي را صحنه برد و باخت نمی دانند 4- از زندگي یاد می گیرند 5- برنامه ریزی دارند 6- هدفمند هستند و با یادآوری شادی های زندگي ا . . .

سیستم قضایی در دولت کریمه امام عصر(عج)

{چکیده مباحث مهدویت - شماره 59}
 
 
مقاله : سیستم قضایی در دولت کریمه امام عصر(عج)
 
( pdf / 580 KB )
 
 
منبع : واحد مهدویت موسسه مصاف ایرانیان ( @Mahdiaran ) . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)