98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

شنیدم بهر هر دردی دواییست

درخشنده تر از نور

خدا را سپاس صدای گرم طنین انداز كه سالها ملتمسانه از درگاهت پروردگار طلب میكردم بهم دادی خدایا شكرت كه امیدم به ناامیدی نرفت و خدایا شكرت كه نورانیتت را حس كردم . حس گرمای نور وجود از عالم امكان فرشته ای مهربان در وجود انسانشرق در نور شد وقتی صدای ٢٠ سال قبل قلبمو شنيدم واقعا شنيدمنه خواب نبودخدایا شكرت به همین قانعم به همین لطفت و كرمت و كرامتت.ازتو ای نور امید درخشنده اسمان ابری دیدگانم سپاسگذارم .   . . .

5

دردي هست که مرا لال کرده
دردي که سال‌هاست به خود تحمیل کرده ام
میگفت بزرگترین تاریخ
آه که اندازه ی من به من ظلم نکرده است
ظلمت نفسی
خدارا داد من بستان از من
داد من بستان از من
که روزگار به سرعت برمن می‌گذرد و من مغبون از پیشم
#پ_ن:
انی کنت من الظالمین.
#م. . . .

ترانه : معنی نداره فاصله

گریه نمی‎کنم اگراشکی نمونده تو چِشامحرفی نمی‎زنم اگرنایی نمونده تو صِدامدردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستدنیا برای عاشقاچیزی به جز قفس نبودآب و هواش ابری بوددلتنگیاش بس نبوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستعمرم به بی کسی گذشتخوشی برام یه خواب بودآخر این غصه کجاستپرسش بی جواب بوددردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبوری نیستمعنی نداره فاصلهوقتی دلا پیش همنما هر دومون پیرو عشقاین دلا هم کیش همندردي شبیه دوری نیستچاره به جز صبور . . .

پنجاه و دو از هزار

به تعداد آدم هایی که تو این مدته دیدم تحلیل شنيدماینقده تحلیل شنيدم که تحلیل رفتمبرچسب "حاجی باشه حرفت درسته، ما رو نگا!" رو کجا میفروشن ؟یدونه اندازه سایز پیشونیم میخام . . .

عشق

یک کلمه هست،امامن وامثال من هیچ تجربه ای ازعشق نداریمفقط شنیدیم،شنيدم دوست داشتنه شنيدم وفاداریه،شنيدم گذشته،محبت،رفاقته،غیرته،ازخودگذشتنه،  اماندیدم،به هرکه گفتم رفیقم پلم کردواسه بخواسته هاش رسیدن،به هرکه محبت کردم ازم ترسید،وبنام غیرت داشته هام وازدست دادم،عمرم رفت وعشقی ندیدم.میدانی چرااصلا عامل دیوانگی وتنهایم احترام بخودگذاشتن،محبت بخودکردن،رفاقت بخود،وغیرت خودم راکشیدن فراموش کردمچه کسی به من بی وفا اعتمادمیکنه،وعشق . . .

Morning

چیزی بین غصه و درده که اونقدر خوب نباشی که به دردي بخوری که دوست داشتی می خوردی، ولی خب همینه دیگه.
برو درخشان شو. 
نه به خاطر به دردي خوردن، که این حاصل می شه. ولی به خاطر اینکه به خود ارزشمندت نزدیک و نزدیک تر شی.
 
یاری که دلم خستی، در بر رخ ما بستی
غمخواره یاران شد، تا باد چنین بادا.
 
زان خشم دروغینش، زان شیوه ی شیرینش.
عالم شکرستان شد، تا باد چنین بادا. . . .

دلم

وقتی فراموش میكنم همه چیز راوقتی از یاد می برم همه كس راوقتی بهانه می گیرم برای ماندنوقتی دلم نیست با رفتنحرفی دارد این دلدردي دارد این جاندلم گیر است جایی بدجوردلم درگیر است به حالی   . . .

امان از بی دردی.

+سلام. 
اگر مشکلات بندگان خدا اومد پیش شما پسش نزنید!  استقبال کنید ازش. تحویلش بگیرید. براش وقت بذارید. این گرفتاری هایی که خدا ارجاع میده به ما، همش نعمته. گره گشایی هنره. دلسوزی شرافته. غصه خوردن برا درد مردم نشان آدمیته. ربطی به پول داشتن و نداشتن نداره. گیرم که تو بضاعت نداری، خب زبون که داری، اعتبار و آبرو که داری. برا خودت نه اما برا دیگران که میتونی گدایی کنی. 
آه 
برای یکی دو تا گرفتار و زمین خورده ی شریف و باآبرو  تو این روزا شاید به 50 . . .

گئجه لر .

گئجه لر .نه بیلیرسن نه چ دردي اولاننار گئجه لر ؟یا کی حسرت اوتونا سینه یاناننار گئجه لر رسمیدور هر گوله آفت ویرا تئز رنگی سولارغوصه لردن قوجالار رنگی سولاننار گئجه لر آیریلیخ دردي یامان درديدی کی یاخچی بیلر یاغیش آلتیندا قالیب ته دولاناننار گئجه لر یاتا بیلمز گئجه راحت سینه سی داغلی اولانگوزلری یاشلی اولار چوخلی زاماننار گئجه لر دوس ویرار دیل یاراسی، دوشمانی اونناندا بئترهـارا گئتسون بئله آواره قـالاننـار گئجه لر ؟کیم بیلیر وار . . .

دردی که 10 برابر بدتر از زایمان است

دردهایی که بدتر از درد زایمان هستند
بسیاری از خانم ها اعتقاد دارند که درد زایمان ، شدید ترین دردي است که هر فردی می تواند در طول زندگی خود تجربه کند و درد بدتر از زایمان وجود ندارد . اما تحقیقات نشان داده است خانم هایی که درد زایمان را تجربه کرده اند و در سالهای آینده یکی از دردهای سخت که در ادامه این بخش از بهداشت و سلامت نمناک به آن اشاره می کنیم ، را متحمل شده اند معتقدند این دردها بسیار بدتر از درد زایمان است.
درد زایمان طبیعی و دردهای بد . . .

تو چی میخواستی از عشق

میون عشق بازیمونتو بودی کهِ کم آوُردیشکستی قلبمو یک شبصدایِ خندمو بُردیمنی که عاشقت بودمشدم دستِ تو آوارهچه دردي می کِشهِ قلبمکه دستِ تو در آزارهگرفتی دستشو توو دستهمون کهِ عشقمو پاشیدمنو تا دید دلگیرمبه حالم سخت می خندیدتو چی می خواستی از عشقکه پیشِ من نمی دیدیمیونِ اون و من یک شبچرا اونو پسندیدیتو رفتی رفتنت هر شببه هر دردي دچارم کردمیونِ کوچه و بازاراسیر و خوار و زارم کردتو چی میخواستی از عشقکه پیش من نمی دیدی؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده . . .

میون عشق بازیمون

میون عشق بازیمونتو بودی کهِ کم آوُردیشکستی قلبمو یک شبصدایِ خندمو بُردیمنی که عاشقت بودمشدم دستِ تو آوارهچه دردي می کِشهِ قلبمکه دستِ تو در آزارهگرفتی دستشو توو دستهمون کهِ عشقمو پاشیدمنو تا دید دلگیرمبه حالم سخت می خندیدتو چی می خواستی از عشقکه پیشِ من نمی دیدیمیونِ اون و من یک شبچرا اونو پسندیدیتو رفتی رفتنت هر شببه هر دردي دچارم کردمیونِ کوچه و بازاراسیر و خوار و زارم کردتو چی میخواستی از عشقکه پیش من نمی دیدی؟سرگشته#سهراب_عرب_زاده . . .

شهیده نجمه هارونی

به نام انکه زیباست و زیبایی را دوست دارداو را خلق کردنه از اتش . نه از گل. بلکه از جنس لطیف زیباییاو را در قالبی مخمل گون خلق کرد.و سپس از روح توانمند خود در او دمید روحی بس والاروحی سرشار از ظرافت و زیبایی و پاکیروحی توانمند تر از ادمبر او نظری انداختچقدر دلکش.چنان زیبا بود که دل جن و انس به درد امددردي نه از سر رنج.نه دردي از حسادت. نه دردي از سر غبطهبلکهدردي از رنگ و بوی دلبری.خدای من. این مخلوق چه بی پروا در برابر . . .

بغض

شاید باید خودم رو مجبور به نوشتن کنم که کمی سبک شوم.
 
اصلا نمی دونم باید از چی بنویسم! از سکوتی که خودم مدت ها درگیرش هستم! از حوادث اخیر ایران! از دردي که یه لحظه هم ساکت نمیشه! از چی؟
 
دلم می خواد فرار کنم! خیلی وقت بود که این حس رو نداشتم! ولی دوباره برگشته! به لطف اتفاقات اخیر همچین غریبی خورد تو صورتم که هنوز هم چشمانم خیس اشک هست! دلم می خواد فرار کنم ولی نه تنها! با همه مون! با همه هم وطنام! با همه آدمهایی که همه جوره با بقیه آدمهای دنیا فرق د . . .

آغوش ام اس چگونه دردی است؟

آغوش ام اس چگونه دردي است؟
شما ممکن است این درد را در زیر قفسه سینه خود و یا در هر نقطه بین گردن و کمر خود احساس کنید. آغوشMS می تواند کسل کننده و دردناک، تیز، یا سوزشی باشد و معمولا از چند ثانیه تا چند ساعت و در موارد نادر، چند روز طول می کشد.
آغوش در حالیکه می تواند منبع آرامش و امنیت باشد وقتهایی هم می تواند ناشی از رنج و درد باشد و آغوش ms” این منظور را بیان می کند.
اگر شما مبتلا به بیماری MS باشید ممکن است یک گروه از درد را در اطراف نیم تنه خود ا . . .

278

کلی گریه کردم یکی از بچه ها شنيدم چی کار کرده میخواد کنکور بده و نامرد میدونست من بهش گفته بودم همه جیو ولی اون هیجی نگف بم من تصمیم گرفتم برا سال دیگه بخونم بخاطر کارورزی هام که زیاده حالا شنيدم که گفته تابستون سال دیگه میخواد بره و الان نشسته میخونه ریدم تو این زندگی و ازهمه بیشتر از س ناراحتم که ب من نگف ‌ب درک .حالا هم ک ابانه و نمیخوام .نشستم زار زار گریه میکنم که سال دیگه تو ۲۵ سالگی اگه قبول بشم خیلی دیره نه این حرفا چیه دیر چیه  حالا . . .

ابراز همبستگی دختران افغانستان با دختر آبی”

سحر خدایاری مشهور به دختر آبی که از طرفداران فوتبال و تیم استقلال ایران بود بعد از دستگیر شدن با لباس مبدل مردانه در ورزشگاه آزادی در یازده سنبله مقابل ساختمان دادگاه انقلاب تهران خود را به آتش کشید این عمل او واکنش های زیادی را در پی داشت دختران افغان نیز در بازی شاهین آسمایی و سیمرغ البرز در استودیو کابل با گرفتن هشتگ دختر آبی” با دختران آزادی خواه ایران و سحر خدایاری ابراز هم دردي کردندفرحناز فروتن یکی از فعالین معدنی که در مسابقه فو . . .

عقل و قلب

این روزها چیزی رو توی چهره خودم میبینم که چهار سال پیش توی چهره یک دختر دیدم دقیقا توی همون مکانی که من بودم و دقیقا کنار همون آدم ها همون یاس همون خستگی و همون سکوت احساس میکردی زیر این چهره زیبا حس تلخی از زندگی جاریه و من اون روز درک نمیکردم سگش رو میشست و من به حال زندگی خوبش غبطه میخوردم درحالی که خودم غرق تنهایی و غریبی تهران بودم و حالا میفهم که دردي رو تحمل میکرد از آدم هایی که بخش بزرگی از زندگیش بودن و نمی تونست دل بکند و برود دلخور بو . . .

تجربيات قبل عمل - 9

از دو هفته پیش تصمیم دارم بیام از روزای سپری شده بگم ولی فرصت نمیشه برای كشیدن دندونای عقلم اقدام كردم 4 آذر وقت داشتم برای جراحی سر ساعت تعیین شده تو مطب حاضر شدم رفتم داخل دندون عقل سمت راستمو همون روز جراحی كردم و سمت چپی رو سه روز پیش كار دكتر عالی بود و من نه حین جراحی نه بعدش هیچ دردي حس نكردم از همین جا مجددا از دكترم تشكر میكنم :دكتر فكری عزیزم ممنونم ازتون . . .

درد زندگی

 در ماه‌های گذشته، روزها و شب‌هایی بر من گذشت که درد تا مغز استخوانم را به آتش می‌کشید؛ اما در اوج درد، چهرۀ خندان زندگی هیچ‌گاه از پیش چشمان من نرفت. یادآوری لحظه‌ای که در آن زندگی دوباره به روی من می‌خندد، به من آرامش و تحمل می‌داد. اینکه می‌دانستم تا چند ساعت یا چند روز یا حتی چند ماه دیگر، دوباره ی آرام می‌گیرم و دوباره اندکی طعم زندگی را می‌چشم، بهترین مسکن و آرام‌بخش بود. می‌نالیدم و زمزمه می‌کردم: درد و غم را حق پی آن آفریدتا . . .

.

 تقدیرِ من است این همه، یا سرنوشتِ توست، یا لعنتی‌ست جاودانه؟که این فروکشِ دردخود انگیزه‌ی دردي دیگر بود؛ . . .

وفا نکردی

 وفا نکردی و کردم ، خطا ندیدی و دیدمرمیدی و نرمیدم ، بریدی و نبریدم اگر زجور ملامت، شنيدم از تو شنيدموگر زکعبه ندامت ، کشیدم از تو کشیدم بعد از این گردبادم یا در این سحرا غبارمتا رسم در رهگذارت یا رسی در رهگذارم گذشتی و نگذشتم ، شکستی و نشکستمبریدی و نبریدم ، گسستی و نگسستم اگر که خانه بدوشم آگر که باده پرستمکجا که با تو نبودم کجا که بی تو نشستم شکوه دارم شکوه دارم با دل بی غمگسارممردم ای مهتاب بسوزی، همچو شمعی بر مزارم  اوستا . . .

دلم خنک شد

دیروز دو نفر منو قلبا ناراحت کردن .یکی پسر همگروهی ک شده بود هم کشیکی .یکی هم یکی از بچه های ازمایشگاه .علت عصبانی شدنم توسط پسر همگروهی رو بیخیال ولی بعدش تو تایم کشیک پاره شد از بس کار داشت ولی من تقریبا هیچکاری نداشتم (دلم خنک شد ) و اما دختر ازمایشگاهی .رفتم ازمایشگاه لام خون مریضو بردارم زیر میکروسکوپ نگا کنم .همون لحظه یکی از اینا رفت پشت میکروسکوپ قبل اینک کارش شروع شه گفتم میشه یه دقه این یه لامو ببینم گفت نه پرم .گفتم زیاد طول نمیکشه .گف . . .

برای همه روزهای پیش رو

یادم باشد: *خدا همیشه هست و مرا می‌بیند.
*در روزهای‌ آرام و آفتابی، پای قول‌های وقت طوفان بمانم.
*مادر همیشه ماست فاطمه. 
*هر لحظه‌ای که بی رنج و درد و آزار ایستادم، نشستم، راه رفتم، خوابیدم، خوردم، خواندم، دیدم، شنيدم، گفتم و . چقدر خوشبختم.
*غصه کم و زیاد دنیا را نخورم. می‌گذرد.
*ساعتی که بی رنج می‌گذرد چقدر لذت بخش است و چقدر شکر دارد. حالا فکرش را بکن ۲۴ ساعت آرام و راحت. یک هفته بی درد. یک ماه در عافیت.چقدر از این ساعتها، روزها و هفته‌ . . .

36."مرا داستایوسکی بخوان"

آره آره.دلم برای وقتی که مرا داستایوسکی نامیدی تنگ شده.دلم برای زیبایی آن لحظه که بوسیدمت تنگ شده.دلم برای خیلی چیزهایی که در وجودت بود تنگ شده.حتی دردي که می کشیدی و من اصالت علاقه ام به تو را از آنش می دانستم.امروز "بیچارگان" را که برای تو بود و نمی دانم هنوز چرا در دستم مانده نگاه می کردم, که بالاخره کی بخوانمش و بیشتر از همیشه دلتنگت بودم.عزیز دل سابق!بیچارگان ماییم.بیچاره منم که زمانی در دلم جا داشتی و اکنون دلم خواسته که با تو حرف بزنم . . .

سهمگين است ، سهمگين و سهمگين

بسم الله الرحمن الرحیم  خیس بود . توان تکان دادن دست هایم را نداشتم اما حسش می کردم ؛ خیس بود . تکه های ریز خاک و گرد جمع شده میان رد پرنیان نازک آب ، نوک دست هایم را نوازش می کرد . هنوز آنقدری هوشیار نبودم که سوالی بپرسم ؛ چرا ؟! کی ؟! چطور ؟! هوشیاریم به همان حد یک تعجب عجیب بلاتکلیف مانده بود ؛ خیس است ! به سان بیداری پس از یک خواب طولانی و عمیق ، از فضا و مکان جدا شده بودم و مدتی زمان می برد تا دوباره به این دنیای فانی پیوند بخورم ، این را خ . . .

شکستي و نشکستم بريدي و نبريدم

شکستی و نشکستم بریدی و نبریدماگر زخلق ملامت و گر ز کرده ندامتکشیدم از تو کشیدم" شنيدم از تو شنيدمکی ام" شکوفه اشکی که در هوای تو هرشبز چشم ناله شکفتم" به روی شکوه دویدممرا نصیب غم امد"به شادی همه عا لمچرا که از همه عالم "محبت تو گزیدمچون شمع خنده نکردی"مگر به روز سیاهمچون بخت جلوه نکردی مگر ز موی شپیدمبه جز وفا وعنایت "نماند در همه عالمندامتی که نبردم "ملامتی که ندیدمنبود از تو گریزی چنین که بار غم د دست شکوه گرفتم"به دوش ناله کشدیمجونی ام به . . .

دردادرد.

من راه‌های خودم را برای مواجهه با دردهام دارم، همانطور که هر آدمی. اما وقتی هیچ کدام جواب نداد پناه می‌برم به حمام. حمام کمد کودکی‌های من است. گوشه‌اش چمباتمه می‌زنم در خودم و به صدای بغضم و آب‌ها فکر می‌کنم. گاهی دراز می‌کشم کفش. می‌گذارم سلولهام یخ بزنند. یا از گرما بسوزند. بعد فکر می‌کنم. سعی می‌کنم خودم را بریزم بیرون.به تو گفتم درد بزرگ‌تری را جای درد خودم می‌نشانم. آن طور آرام خواهم شد. ولی گاهی دیگر درد بزرگ‌تری وجود ندارد. برای م . . .

عید 98

سلامشروع امسال واسه من خیلی بد بود و تا الان اتفاقات غیر منتظره برام اتفاق افتاده امسال اول عید فقط 3 روز گریه کردم حالم خیلی بد بود سر ماجرای که با مامانم داشتم خیلی ناراحت شدم بابت حرفهایی که شنيدم و حقم نبود قلبم شکست کسی نشنید ولی خودم شنيدم.3 روز فقط سکوت کردم و گریه زاری ضجه زدم هنوزم یادم میفته گریه میکنم گونه هام خیس شد.شد جز خاطرات بد روز عید سالی نوی  که همه شادن . و تو فقط گریه میکنی تا سبک بشوی ولی راه نفست گرفته میشه حس خفگی بهت . . .

69: یک‌بار و برایِ همیشه.

بذار تویِ این درد غرق بشی. بذار این درد لِهِت کنه. قورتت بده. بذار با تمام وجود بهت مشت و لگد بزنه. گوشه‌یِ رینگ وایسا و ببین چجوری داره نابودت می‌کنه. که تا کِی می‌خواد مشت بزنه بهت؟ تا کِی می‌تونه ادامه بده به خورد کردنت؟ که یه جایی بلاخره خسته می‌شه و از رینگ خارج می‌شه. که اون‌موقع هرچقدرم زخمی و خسته و مجروح باشی، حداقل دیگه دردي نیست که بخواد باهات مبارزه کنه. که ما باز دستِ همو می‌گیریم و بلند می‌شیم. بلند می‌شیم و می‌خندیم به همه‌ . . .

یانان سئودا

یانان سئودا.بیر سئودا اورییم ده بیتمز اولدوگوزلریم گوزله دی ایشیقی سولدوسازینا چاره سیز بویاندی  رویامحسرتلی ماهنی لار قیسمتیم اولدوقلم میم یورولدو سطیرلر یاندیآجی لار گلدی عشقه دایاندینفسیم توتولدو جانیم اوساندیطالع سیز طالعیم دردي یاماندییاغمیرام ،یاغمورلار منی یوسون لار(سوزوم دن آخیب اورک اویسون لار)حسرتلی  اللریم  توپراغ دان اوجامزاردا قلبیمه بیر داش قویسون لارباغلامایین گوزومو قارا توپراغ دااینتیظار  دایام  گوزلورم  اونو . . .

غمزده .

ﺪﺍﻳﺎ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ‌ ﺗﻤﺎﺷﺎ ﮐﻦ ﺍﮔﻪ ﻣﻴﺸﻪ ﺑﻴﺎ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﻭ ﺩﺳﺘﺎﻱ ﻣﻨﻮ ﻫﺎ ﮐﻦ ﺧﺪﺍ ﻳﺎ ﺳﺮﺩﻩ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺑﺒﻴﻦ ﺩﺳﺘﺎﻣﻮ ﻣﻲ ﻟﺮﺯﻩ ﺩﻳﮕﻪ ﺣﺘﻲ ﻫﻤﻪ ﺩﻧﻴﺎ ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﻧﻤﻲ ﺍﺭﺯﻩ ﺗﻮ ﺍﻭﻥ ﺑﺎﻻ‌ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﭘﺎﻳﻴﻦ ﺩﻭ ﺗﺎ ﻳﻴﻤﻮﻥ ﭼﺮﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺍﮔﻪ ﻟﻴﻠﻲ ﺩﻟﺶ ﮔﻴﺮﻩ ﺑﮕﻮ ﻣﺠﻨﻮﻥ ﭼﺮﺍﺍﺍﺍﺍﺍﺍ ﺗﻨﻬﺎ ﺧﺪﺍ ﻳﺎ ﻣﻦ ﺩﻟﻢ ﻗﺮﺻﻪ ﮐﺴﻲ ﻏﻴﺮ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﻣﻦ ﻧﻴﺴﺖ ﺧﻴﺎﻟﺖ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍﺣﺖ ﮐﻪ . . .

وصیت نامه.

وصیت می کنم           اگر مرگ مغزی شدم.                  قلبم را به کسی پیوند نزنید  مگر اینکه امضا داده باشد،              چون من .                              پاسخگوی دردي که به جانش می افتد،                                           نخواهم بود .س.خ . . .

یه زمانی یه جایی توی زندگیت میرسه که زندگی با تمام توانش ناتوانیت رو به رخت میکشه، میبینی هر چی بیشتر دست و پا میزنی که ثابت کنی ناتوان نیستی بیشتر توی باتلاق فرو میری، به جایی میرسی که میبینی تمام تلاش هایی که کردی بی نتیجه بودن و فقط داری نفس میکشی و زندگی نمیکنی، وقتی به خودت نگاه میکنی میبینی پر از زخم و دردي که دیگه توانی برات باقی نذاشتن و تمام وجودت رو خوردن، خوب که نگاه میکنی میبینی زیر خروارها درد و زخم و مشکل دفن شدی و تنهای تنها هست . . .

خدا کند کسي حالتش چو ما نشود

خدا کند که کسی حالتش چو ما نشود سر تمام عزیزانتان جدا نشود برادران شما را یکی یکی نکُشندمیان حرمله ها عمه ای رها نشود کسی به چشم ترحم نگاهتان نکندخطاب دختر ساداتتان "گدا" نشود مباد قسمت طفلانتان شود سیلیح س ی ن گفتن طفلی هجا هجا نشود هوای دست حرامی به مَعجَری نرسدلگد جواب سوال "مرا کجا." نشود جوان روانه به میدانِ بی کسی نکنیدشب عروسی دامادتان عزا نشود در آن میانه شنيدم که کودکی میگفتعمو اگر که بیفتد، دوباره پا نشود ؟ خد . . .

سرگیجه

یه مدت سرگیجه و سردرد دارم اصن تعادل زندگیم و بهم ریخته نمیتونم تمرکز کنم رو چیزییه روز خوب خوبم یه روز بد بد  نمیدونم این  دردي من ول نمیکنه  امیدوارم زود خوب بشماللهم اشفع کل مریض . . .

تکه تکه بشم برات الهي

با عرض سلام و خسته نباشید بعد از چند وقتی غیبت و مشکلات زیادی که چند باری نوشتم و پاکشون کردم الان اومدم بگم قشنگترین و خلاقانه ترین قربون صدقه عمرمو امروز صبح تو راه رفتن به محل کار از دهن محسن شنيدم و حیفم اومد ثبتش نکنم بعد از این که بهش گفتم لطفا یه کم خلاقانه قربون صدقم برو، گفت:تکه تکه بشم برات الهی محسن جانم از همین تیریبون اعلام میکنم خدانکنه، الهی تا ابد کنار هم باشیم و عاشق این قربون صدقه خلاقانت شدم98/09/23 . . .

064

چند سال پیش یه دوست خونوادگی داشتیم كه دوتا پسر داشتن.تقریبا خیلی باهم رفت و امد داشتیم.١٤-١٥سالم بود كه منو خواستگاری كردن!برای پسر بزرگشون.از همون موقع قطع رابطه كردیم.جدا از بحث اینكه من بچه بودم و كارشون اشتباه بود،من فهمیدم منو بخاطر اسم و پول بابام میخواستن!الان بعد چند سال دیروز شنيدم كه پسره عاشق یه دختر خیلی فقیر با خونواده خیلی متوسط و پایین شده و اصرار كه باید همینو بگیرم.مادره هم (كه از سلیطه های روزگار بوده و هست و بعد از رد كردنش . . .

جور دیگریست

از افراد زیادی این جمله رو شنيدم: تو خیلی زود آدما رو فراموش میکنی.و فقط این وبلاگ مخفی گواهی میده که اینگونه نیست. . . .

خسته

نگفتی شنيدمندیدی و دیدممن از تو به هر چی به جز تو رسیدممثه موی آشفته ای توی بادتا نفس میکشی بی قرار تو ام.منو میکشونی به سمت خودتمن زمین خوردم و رهسپار تو ام#افشین_مقدم  . . .

متغیر20

#پارت_20
#متغیر
ماقراره کل روزو باهم باشیم و آیا قراره که کل روز اینقدر کسل کننده باشه؟؟؟!
بی تفاوت،به کارش ادامه داد. عصبی چاقو رها کردم
 +ای بابا. 
ترسیده برگشت سمتم دلم میخواست خفش کنم انگار عقده کرده بودم و باکارهای این درحال فوران کردن بود
-هیسس اروم باش دختر من فوقش تا فردا اینجا باشم.
+چی!!؟
-قانون همینه 
آهی کشید و ادامه داد باآمدن خدمتکار جدید اون قبلی میره دیگه.
 +یعیعنی من داخل این خونه که اندازه یک شهر هست تنها میشم؟! 
با سر حرفمو تا . . .

196

این روزها حتی هوای خواستنت سرد استدل من هم آخر انگار سرد شدهاحساس خستگیو بعد از پا افتادنو بعد. همین حس شکننده ی بغضاین روزها احساساتی شده اماز حس دردي که سنگینی می‌کنداین روزها.به تو محتاج‌ترم#پ_ن:تو که بازگشت به سوی توست.#م. . . .

هرکی هرچی می‌خواهد بگوید، اما من فکر می‌کنم همه‌ی ما از یک نقطه‌ای شروع می‌کنیم به گندیدن و وقتی متوجه‌اش می‌شویم دیگر هیچ‌جوری حال‌مان بهتر نمی‌شود. چیزی‌ست که فقط خودمان می‌فهمیم و دردي‌ست که هیچ‌جوری نمی‌شود آرام‌اش کرد. . . .

دوستت دارم

دوستت داشتمدوستت دارمو دوستت خواهم داشتاز آن دوستت دارم‌ هاکه کسی نمی‌داندکه کسی نمی‌تواندکه کسی بلد نیست X  . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)