98Blogs

مرجع بلاگر ایران - جدید ترین ها از وبلاگ های پارسی

به 98Blogs بزرگترین مرجع بلاگر ایرانی خوش آمدید!
هدف 98Blogs این است تا وبلاگ نویسان ایرانی بهتر دیده شوند و سریع تر پیشرفت کنند.

ثبت شکایت

هیولای تک دندون

۴۸۷. و باز هم دندون‌پزشکی!!!

۱. من کی از دندون‌پزشکی خلاص میشم؟!!! :(( چند تا چیز هست که واقعا دلم میخواد بدونم چی‌ان! یکی اون سو که بعد تراشیدن دندون فرو میکنن تو لثه بیچاره‌م. یکی اون چیزا که دکترا هی با یه چیزی شبیه انگشتر اندازه‌ش میگیرن. یکی روش فرو کردن املگام تو دندون!!! یکی هم اون پیچ دردناکی که دور دندون میپیچن و در حالیکه دهنت بازه میفرستنت از وسط ملت رد شی بری عکس بگیری :/
۲. اونقدر عمرم تو دندون‌پزشکی گذشته که بتونم کاربلد بودن یا نبودن یه پزشکو تشخیص بدم!! و . . .

آری چنین است-_-

(وی همچنان ک زیست را بر سر میکوبد) فریاد میزند:دندون پزشکی دندون پزشکی.ای مرگ بر دندون پزشکی-_- . . .

 میگم مسواک میزنه ؟میگه آره خودم براش میزنم من تو دلم :آخ جون یه مادر فهمیده میپرسم هر چند وقت یه بار میگه هفته ای دو بار من تو دلم : پوکر فیس  آخه چرا بچه ها باید اینقد دندون خراب و پوسیده داشته باشن ؟بچه که نمیفهمهآخه اون که گناهی نداره !چرا باید درد دندون رو تو این سن تجربه کنه چرا این قدر وضع دندون بچه ها داغونهای خداا     . . .

دندون

بالاخره اولین دندون شیری شما افتاد و به آرزوت رسیدیبقول خودت بزرک شدی.مرد شدی.آقا شدیبی دندون شدیاز فرشته جایزه میگیری.چقدر این دنیای قشنگ و جذاب کودکی تو رو دوست دارم.سرشارررر از عشق و پاکی وزیبایی.خدا برای من حفظت کنه بهترین من . . .

دوست داشتن توی قلب نیست

ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ یه ﻋﻀﻮﯼ ﺍﺯ ﺑﺪنه ﺩرسته  ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻓﻮﺭﺍ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ "ﻗﻠﺐ" میوفتن ﻭﻟﯽ!ﻣﻦ ﻣﯽ گم  ﮐﻪ " ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ  ﺩﻧﺪون  ﺁﺩمه.همون ﺩﻧﺪون  ﺟﻠﻮﯾﯽ ﮐﻪ ﻫﻨﮕﺎﻡ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺮﻕ ﻣﯽ ﺯنهﺣﺎﻻ ﺗﺼﻮﺭ ﮐﻨﯿﺪ ﺭﻭﺯﯼ ﺭو که " ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ " ﺁﺩﻡ ﺩﺭﺩ کنه!ﺁﺭوم ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺭو ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻣﯿﮕﯿﺮه! ﻏﺬﺍ ﺍﺯﮔﻠوت ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻧﻤﯿﺮه، ﺷﺒﻬﺎ تا صبح پر از تشویش و بغضی .اون ﻗﺪﺭ ﻣﻘﺎﻭﻣﺖ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺗﺎ یه ﺭﻭﺯ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﯽ ﺭﺍﻫﯽ ﻧﺪﺍ . . .

از عقل فقط دندونشو دارم!

مدتیست دندون درد بیچارم کرده!
دندون عقل یا همون نهفته داره هویدا میشه و درد عجیبی انتهای لثه و فکم حس میکنم.
تا دیروز با خودم فرمودم بزار برم پیش دندون پزشک اینجا حداقل یه مسکن برام تجویز کنه.
یه نیم ساعت پیچوندم و رفتم بخش دندان وفک!
چه بخشی! گل و بلبل بود اصن.
همه شاداب , همه با حوصله , همه شیک 

ادامه مطلب . . .

دندون پزشکیِ بوق!

یه دندون عصب کش و پرکردنی، شد 550 هزار تومن ناقابل!حالا 50 تخفیف داد. 500 تومن. انصافا منِ بی شغل و درآمد ! بمیرم بهتر و به صرفه تر نیست؟ . . .

دندون عقل

به نام مهربان ترین.دخملکم مریضه نمیدونمم چرا ؟دیروز از مدرسش زنگ زدن گویا فشارش افتاده بوده دلدرد گرفته و حالت تهوع داشته ،زنگ زدم آژانس و اومد خونه براش گل گاوبون و نبات دم کردم بهش دادم بهتر شد .عصر هم کشف کرد دندون عقلش دراومده و چقدر خوشحال بود که دندون درآورده دیگه نمیدونه که بعدا همین دندون عقل ممکنه اذیتش کنه.قرار شده امروز با باباش یا اگه نرسید با مامانم بره دکتر و براش چکاب کامل بنویسه . امروز هم همون حالت تهوع داشت ولی فکر کنم از شک . . .

ترسی که ریشه کن شد :)))

آخرین باری که رفتم دندون‌پزشکی ، پنجم ابتدایی بودم. اونم در شرایطی که دکتر محبوبم که تنها کسی بود که من راضی میشدم برم پیشش ، از شهرمون رفت و من موندم و اون دکتری که معروف بود به بداخلاقی. خیلی هم زشت بود و من دوست نداشتم دکترِ زشت دندونامو درست کنه :))) همکارای مامانم ۶ نفری گرفتنم و بردنم اتاق دکتر و یه دندون شیری نیمه لق رو برام کشید و اون آخرین باری بود که من پامو تو دندون‌پزشکی گذاشتم.
ادامه مطلب . . .

ته زدگی.

شده ام پسری که همیشه غر میزنهعوارض دندون قروچه ها هم شده ، شکستن و نصف شدن دندون هامالان دقیقا ردیف پایین و بالای سمت چپ صورتم بیش از 4 دندون نصف و نیمه دارم.با سمت راست دندون هام غذا میخورم و بعدش با خلال مجبورم خودم راحت کنم از سر چیزهایی لای دندون هامحوصله ندارمامید ندارم.امتحان نظام مهندسی خیلی سخت بود ازمون طراحی رو بهتر دادم،ولی سال پیش هم ازمون طراحی خوب دادم ولی 15 شدمالان توی نقطه ای از زندگی هستم که دیگه واقعا نمی‌دو . . .

| اولین دندون |

سلام :) 
دیشب بعد از ۹ روز دوری از خونه برگشتیم به خونمون، چقدر من دلم تنگ شده بود برای خونمون 
همسر میگه من این دلتنگیتو درک نمیکنم، دقیقا برای چی دلت تنگ میشه :/ 
توی این ۹ روز فرصت نشد بیام بنویسم ازین اتفاق قشنگ :))
پنجم مرداد شب بود که متوجه شدم اولین دندون پسر به ما افتخار دادن و از لثه مبارک اومدن بیرون 
فکرشو نمیکردم اینقدر ذوق کنم و خوشحال بشم
پسر از ذوق کردن من خوشحال بود بدون این که دلیلشو بدونه :)) 
دندون دراوردن بچه ها هم مشکلات خودشو . . .

پس چرا عصر نمیشه

میشه گفت برای اولین بار بخاطر ملاقات دندون پزشکم خوشحالم.واقعا نیاز دارم بزنم بیرون و برم یه جای دور.و دندون پزشکی نسبت به خونه م تقریبا دوره :))و اینکه اغلب بعد از تموم شدن کار با یه دهن بی حس راه میوفتم تو خیابون.تا وقتی که خسته شم و حس کنم وقتشه برم خونه.تازه یه کتاب فروشی معرکه هم اون نزدیکیاست. . . .

حال خوبمون: با دندون دون دونم کن

امروز کله سحر رفته بود پارک. دیروزم با ا. قرار داشت. قشنگ حال خوبش از همه جای گوشی و شبکه هاش  بیرون می زد. منم تو کوه بودم که براش عکس فرستادم. جا داره حال خوبمون رو با این آهنگ متفاوت و البته کمی موسیک (جواتی) جشن بگیریم.با دندون دون دونم کن . . .

حسنی بی دندون شده

حسنی بی دندون شدهزار و پریشون شده
بی احتیاطی کردهحالا پشیمون شده
با دندوناش شکستهبادام سخت و پسته
مک زده به آب نباتهی جویده شکلات
قندونو خالی کردهوای که چه کاری کرده
دونه دونه دندوناشخراب شدن یواش یواش
تا خونه همسایه هامی آدصدای گریه هاش
 
  . . .

همچینم رویای شیرینی نیست همش

چه چیزی می تونه از یه بچه ی دوازده کیلویی با هشتاد سانت قد یه هيولاي ترسناک بسازه؟ 
عارضم خدمتتون که هفت تا دندون تیز، یه فک قدرتمند و حس خود بامزه پنداری:)
نتیجه اینه که الان من و باباش با مجموع سن تقریبی 60 سال از یه موجود 14 ماهه عین مرگ میترسیم که ناگهان وسط بازی و خنده یه تیکه از گوشتمون توی دهنش جا نمونه:-| 
این است لحظات زیبای مادر و فرزندی
  . . .

هیولا

اون هيولاي درون من که گاهی خشم و عصیانش ابرهای آسمون رو تکه پاره می کنه و مثل هر انسان دیگه ای گاهی پر از احساس خشم و نفرت وعجز و انزجار یا حقارت و پوچی و یاس مطلق میشه . اون هيولاي درونم که از تاریکی ها میاد و با ناخن هاش روی دیوارها خط خونی می کشه و از شدت ضربه هایی که به جسمشخورده ‌نمی تونه روی دوتا پاهاش باایسته . و از طرفی غرور مطلقش این اجازه رو بهش نمی ده که عصایی دستش بگیره تا این ناتوانی و نیازش به پیدا کردن یه نجات دهنده رو نشون بده . ا . . .

شماره یا نمره

خب، امروز معاینه چشم پزشکی انجام دادم. گفت از شماره ی فعلیِ عینک خودت 0.25 کمتر ضعیفی، 0.25 بیشتر آستیگماتی!
کلی هم تاکید میکرد که عینکتو بزن! میگفتم میزنم بابا! میگفت نه نمیزنی! :))
با اینکه باز هم نتونستیم دندون پزشکی بریم ولی باز هم از انجام این دو کار در این هفته خوشحالم.
الآن عکس دندون و شماره ی عینک رو دارم و این خودش کلی منو جلو انداخت. با تشکر از مامان که کلی به زحمت انداختمش.
+ میگن نگید شماره عینک بگید نمره! شماره که درست تره خب! دوره زمونه ا . . .

رحم كردن.

باباخدابیامرزم همیشه بهم میگفت رحم كن تا بهت رحم كنن.اینو سرلوحه قرار دادم فقط به خاطر حرف بابا.الان توی این جامعه كسی به كسی رحم نمیكنهچی بگم.عزیز داره میره دكتر،دیشب توی خواب دكترش میگفت تومن هزینه دندونها میشه و قاطی كرده بودم.عزیز عملا" 20 تا دندون بیشتر نداره و من نمیدونستم تا اینكه چند روز پیش عكس دندون مامان رو دیدم.بابام هم دندونهاش مصنوعی بود و وقتی فوت كرد دندونهای بابا توی دستمال كاغذی توی جیبش بود،كت و شلوار و . . .

و هر روز جهانی در جانم جوانه می زند؛

روزشمار تقویم میگه هفت روز مونده به سی سالگی؛ چقدر نرم و آروم از راه میرسه و نرسیده چقدر پخته شدم برای لمس و کشف ش ، هر روز در من ، نارنجدونه ای بالغ تر از قبل رشد میکنه و من عاشق همین رشدم که گاهی درد و گاهی لذت داره ، درست مث درد قد کشیدن تو نوجوونی هام، مثل درد رشد دندون های بعد از دندون شیری تو هشت سالگی.انگار جان و روانم زمینی بکر و دست نخورده ست و هر روز جوانه ای خاک رو به ملایمت کنار میزنه و بر جانم میهمان میشه. نشستم تو تاریک روشن دم طلوع آف . . .

دندون درد

برای دومین بار در عمرم دارم دندون درد رو تجربه میکنمبار اول فقط چندساعت تحمل کردم و فوری رفتم دکتر
اما الان از دیشب همراهمه
نتونستم بخوابم.و تا 11 ظهر تو تخت بودم. 11 هم با تماس مادرم بیدار شدم 
تماسی که خودم متوجه نشدم ولی بچه ها میگن خیلی عجیب و حتی بداخلاق صحبت کردی
من اصلا یادم نمیاد گوشیم زنگ خورده باشه! زنگ زدم به مامانم توضیح دادم که جریان چی بوده و عذرخواهی کردم 
میگه تنهایی دیوونت کرده :)) اگه الان شهر خودمون بودی خوب شده بودی و این توهما . . .

از عجایبِ روزگار

هیچ موقع فکر نمی‌کردم مهم‌ترین مسائل زندگیم توی یه شب به شدت بارونی، توی یه فست‌فودی 10متری، نبش میدون آرژانتین، درحال به دندون کشیدن مرغ سوخاری تعیین بشن. ترسناک نیست؟ . . .

نمیدونم از دندون درد ِ یا چی ،که سمت راست ِ سرم داغونه  ، گلو ، زبون ، گوش ، فک .+ یعنی باید اینجوری سال و تحویل کنم؟ بادرد و دهن بسته ؟؟؟؟؟؟+ دلم به جوریه . دیشب خوشحال بودمااااولی الان  دلم یه جوریه . . . .

صلاح دولت خویش خسروان دانند

یکی دو شب پیش با یکی از دوستام حرف میزدم راجب یه موضوعی و اون میگفت که من نمیتونم حرفتو بپذیرم و نمیشه و ازین‌جور حرفا و منم بهش گفتم خب دلیلیم وجود نداره که بخوای بپذیری چون سبک زندگی آدما مثل هم نیست و حتی سبک زندگی خواهرا و برادرا هم متفاوته با هم و بازم حتی سبک زندگی بچه‌ها با پدر و مادرهاشون یکی نیست (یاد حدیث امام علی علیه‌السلام افتادم خطاب به پدرها و مادرها در رابطه با تربیت فرزندانشون) و ما نمیشه برای آدمای دیگه نسخه بپیچیم که مثل م . . .

58!

سلام علیکم و رحمه اللهخوب چطور مطورید؟؟این مدت یکم فکرم درگیر و آشفته بود به مقداری تمرکز نیاز داشتم !!تقریبا تو این 29 روزی که نبودم اتفاق خاصی برام نیافتاد! و بیشتر مشغول دیدن فیلم آموزشی بودمچون میخوام یکم تو زمینه برنامه نویسی پیشرفت کنم و هنوزم مشغولم  بعد اینکه چندتا از دندونامو ترمیم کردم حدود 2 میلیون تومن تا حالا خرج دندونام کردم ولی با این اوصاف هنوز چند دندون دیگه ام مونده که درستش کنم،یه چندتاشون پوسیدگی سطحی یکیم دندون عقله ک . . .

پنجاه و نه

همه‌ی بدنم می‌لرزه و اضطراب دیشب و امروز صبح رو خالی می‌کنه. نتونستم تحمل کنم و امروز اومدم بلکه شیفتش باشه و از حالش باخبر شم. بدترین سناریوهای ممکن رو توی ذهنم مرور کرده بودم. کاش از اورثینک راه نجاتی داشتم. دلم گریه می‌خواد. گریه هم کردم. اما خب تو خیابون یا کافه نمی‌شه گریه کرد. میشه اشک ریخت فقط. بدنم واقعا سنگینه.روز بدی رو برای خط چشم کشیدن انتخاب کردم.دیشب اون دوتا ، همکارای بابام رو میگم، اومدن خونه واسه سورپرایز تولدش. اگه پنج . . .

دندانپزشکی

اواخر مهرماه پارسال بود که تصمیم گرفتم برم دندونپزشکی و قبل از اینکه فکر بچه ی دوم بکنیم دندونهام رو درست کنم.
من از اون کسانی هستم که روزی دوبار مسواک می زد ولی یه دندون سالم توی دهنش نبود:))
خب علتشم واضحهمن خیلییی چیزای شیرین می خورم یا بهتره بگم می خوردم
خلاصه خانوم دکتر فرمودن یه عکس کامل از کل دندونام براشون ببرم.
و ایشون به صراحت فرمودند با این دندونات بی خود می کنی می خوای باردار بشی:))
و ما شروع کردیم به مرور دندونام رو عصب کشی،جر . . .

هیولای تصویر کش .

* سنجه‌ی من برای هر چیزی مرگ است . آدم‌ها را می‌گذارم کنار مرگ و خوب نگاه می‌کنم . وزن هر طرف بالاتر رفت، همان‌ور کج می‌شوم . * من تبحر خاصی در کشتن آدم‌ها در سرم دارم . * پدرم وقتی بیست سالم بود مرد . اما من او را در همان کودکی کشته بودم . نه می‌دیدمش . نه احوالش برایم مهم بود . حضورش فقط روح مزاحمی بود که در زندگی‌ام خواب گردی می‌کرد . * اسمم را این روزها باید بگذارند هيولاي تصویر کش .  . . .

پنج درجه!

اعتراف می کنم امروز عصر خیلی خوشبختم که دخترم وقت دندون پزشکی یا چشم پزشکی ندارهیا تولد یکی از دوستانش دعوت نیستو یخچال هم خداروشکر پُرهو مجبور نیستیم تو این هوا که باد سردش میکوبه تو صورت و نفس رو بند میاره بریم بیرون.درعوض میتونیم با خیال راحت، بیسکوییت هامونو تو چاییمون خیس کنیم و از تماشای کارتون مورد علاقه ی جفتمون لذت ببریم. :) . . .

چقدر کم طاقت شدم

امروز باز وقت دندونپزشک داشتم، قبلا ها یعنی تا 2،3سال پیش رفتن به دندونپزشک زیاد برام سخت نبود یعنی ترس که نداشتم الحمدلله نگرانی خاصی هم نداشتم. ولی حالا بقدری هم جسمم هم روحم ضعیف شده که حتی از آمپول بی حسی میترسم شایدم چون بد میزنه. خیلی دردم میاد تپش قلب میگیرم و بعدش صدای اون مته اذیتم میکنه خستم میکنه زبونمو نمیتونم کنترل کنم هی میخوره به دندون و مزاحم کار دکتر میشه تا یجایی تونستم کنترلش کنم ولی دندون دومی رو که شروع کرد اصلا فکر نمیکر . . .

[43]

یه روزی خودمو برا تک تکه؛دندون رو جیگر گذاشتنامبازخواست میکنم،برا کوجیکترین محبتی که کردم وهیچوخت نه تنها جوابشو نگرفتم،که خنجرشم خوردم؛برا تموم صبوریهام، برا چهره ی آرومم،برا زیر بار زور رفتنام،اعصابم خیلی خسته س!اگه بخام اینجوری ادامه بدم خیلی تو زندگی سرم کلاه میرهخیلی شکس میخورم،اونقدر در جوای ابلهان خاموش موندمکه گفتن حرف حساب جواب نداره . . .

باز هم .

تو یه دوره سخت قرار گرفتم
فشار روحی خیلی زیاد شده
فردا میخوایم بریم شمال میخوام نرم. دوس ندارم برم. هر لحظه که میگذره بیشتر دلم میخواد که نرم.
دقیقا از چهار طرف فشار رومه و باید دندون رو جیگر بزارم تا اینا هم تموم بشه.
و باید زودتر تموم بشه تا از دست نرفتم.
شمال رفتنم واجبه بابد برم یه سری چیزا برام مشخص بشه و حل بشه. . . .

هوپ و بیماران در هفته ای که گذشت. (١٨)

فرست: دندون مولر دومش ( آسیاب یا ٧) رو که تازه به عصب رسیده بود، نشون داد و گفت: واسم بکشین.
به زن جوون نگاه کردم و گفتم: به هیچ وجه چنین دندون خوبی رو نمیکشم. 
از اون اصرار که درد دارم و از من انکار که عمرا. آخر گفتم: اگه از لحاظ هزینه مشکل داری، برو فلان جا واست می کشن ولی حیفه نکش. 
کمی نرم شده بود: نه مشکلم هزینش نیست. یک اینکه می ترسم و دو اینکه با شوهرم دعوام شده قهر کردم اومدم دندونمو بکشم. چون اون گفت برو عصب کشی کن! 
با تعجب نگاهش کردم: از لج ش . . .

خدا به همراه.

دوری از آدم هایی که بخشی از زندگی تو بودن سختهجای خالی اونایی که دوستشون داری مثل یه درد دندون بی دلیل همیشه همراهتهگاهی اونقدر غرق روزمرگی میشی که متوجه اش نیسیاما باز هم هست.گذر زمان این درد رو برات عادی میکنهو دیدن حال خوبش تسکینی میشه براتامیدوارم دردت خیلی زود تسکین پیدا کنهقبل از این که عادی بشهپ.ن. کاش همیشه آدم هایی که میرن فقط بخشی از زندگیت باشن.  . . .

نان ودندان

روزی ا زروزهای تابستان از روستایی در دامنه های اشتر ان کوه می گذشتم .در کنار جوی اب که به نرمی می گذشت .نشستم .دست در اب بردم سرد بود.کودکی ان طرف جوی اب نشسته بود .چوبی را در آب فروکرده بود.نگاهش کردم .اوهم نگاه هم کرد .گفتم چکار می کنی .اهسته وشرم گین گفت :بازئ گفتم :اسمت چیه ؟  باهمان حالت گفت :فرهاد.پرسیدم می دونی فرهاد کی بود؟فکری کرد وزیر لب گفت:نهگفتم نهار خوردی ؟ گفت:خوردم.گفتم چی خوردی؟گفت :نانگفتم نان باچی؟گفت :با دندون  . . .

آغوش قسمت 3

چشمامو گرد کردم و مثل میخ طویله فرو کردم تو چشماش . می دونستم چشمام وحشیه و تا گردش می کنم حساب طرف پاکه . همیشه آرسن بهم می گفت چشماتو که اینجوری می کوبی تو صورت یه پسر باید منتظر باشی که فرداش با دسته گل بیاد در خونه تون . الان وقت این فکرا نبود باید جواب این بچه پرو رو می دادم .- اصلا زدم که زدم! الان هم وقت ندارم وایسم اینجا به فرمایشات جنابعالی گوش کنم. کلاس دارم . باید خسارت بدم باشه می دم برو از پاپا بگیر .اینبار پوزخندش پر از نفرت بو . . .

افسوس

اصلا عادی نیست که کشورمون در سطح جهان حتی یک دونه کشور "دوست" هم نداره. حتی کشورهایی که با خون دل از آشوب نجاتشون دادیم(البته تو این که واقعا نجاتشون دادیم یا اصلا مشکل اصلیشون خودمونیم حرفه. بگذریم) وقتی جنگشون تموم میشه منافع اقتصادیشون مال جاهای دیگس(مثلا سوریه عراق). در کل مثل این میمونه یه دختری رو تو خیابون از دست ارازل و اوباش با چنگ و دندون و کتک و بدبختی نجات بدی بعد شبش بره بغل همون ارازل و اوباش حال بده. . . .

چلنج های امروز 1 شهریور

چلنج های امروز 1 شهریور▬▬▬▬▬▬▬▬
1 یدونه دندون حیون بفروشید
2 ۵ تا ماهی به اسم bullhead catfish بگیرید 
3 ۵ تا تنباکو به اسم indian tobacco بکنید
4 ۳ تا از npc هارو دشمنتون کنید و ببندید 
5 ۳ نفر رو داخل فری روم بکشید
6 ۳ پلیر رو ریوایو کنید ( پلیری که افتاده رو زمین رو برید بالا سرش و گزینه revived رو بزنید ) . . .

تجربيات قبل عمل - 9

از دو هفته پیش تصمیم دارم بیام از روزای سپری شده بگم ولی فرصت نمیشه برای كشیدن دندونای عقلم اقدام كردم 4 آذر وقت داشتم برای جراحی سر ساعت تعیین شده تو مطب حاضر شدم رفتم داخل دندون عقل سمت راستمو همون روز جراحی كردم و سمت چپی رو سه روز پیش كار دكتر عالی بود و من نه حین جراحی نه بعدش هیچ دردی حس نكردم از همین جا مجددا از دكترم تشكر میكنم :دكتر فكری عزیزم ممنونم ازتون . . .

قلبم نمی تپد

وقتی که دستهای دخترک را گرفت اندامش را به لرزه واداشت. لحظه ای با دودلی سرش را بالا گرفت و به او خیره شد. و آنطور خیره خیره نگاه کردن، با آن چشمهای درشت و اشک آلود. اما دوباره سرش را پایین انداخت.
پسرک میخواست رگهای دختر را به دندان بکشد و خون درونش را مزه کند. میخواست تمام استخوان های دخترک را در آغوشش خرد کند. 
بعد هم دخترک همانطور که سرش را پایین گرفته بود گفت: خداروشکر که مسواک میزنه. حداقل دندون هاش سالمه. . . .

بندر و سردرد

یکی دو ساعت دیگه حرکت میکنم به سمت بندر.با اتوبوس میرم مثل دفعه قبل.نمیدونم چرا هر وقت باید یه کار مهم انجام بدم سردرد میگیرم.یه حسی بین سردرد و دندون درد هست!!!
اگه خدا کمک کنه و بندر خوش بگذره خیلی ممنونش میشم.اگه هم معجزه کنه و امتحان رو قبول شم که دیگه حرفی برای گفتن نمیمونه(حس می کنم همین الان یه بیلاخ گنده به طرفم گرفته).البته از شوخی گذشته دمش گرم خیلی جاها کمکم کرده حالا یهو دیدی اینجا هم دستمون رو گرفت. . . .

دندون پزشک بیشعور!!!!!!!!!!!!!!!!!

آقا از عنوان همه چیز رو دریابید دیگه. من دیروز رفتم دندون پزشکی برای عصب کشی دندونم.بزارید از اول بگم چیشد و چی نشد و شروعش از کجاست.من اسفند ماه رفتم ویزیت شدم برای دندونم.با عکس و کلی کارای دیگش مشخص شد که من سه تا دندونم نیاز به عصب کشی داره. همون روز به من گفتن دو تا دندونت میشه 900 تومن و یکی 700.بعدش تو پروندم نوشتن و برای 26 فروردین بهم نوبت دادن.26ام که رفتم منشیه بهم گفت کدوم دندونتو میخوای درست کنی؟700 یا یکی از 900 تومنیا؟منم گفتم 900چون خرابی . . .

تغییر مدل خودم

مثلا دیگه از هیچ کس ننویسم و احساساتم رو خاک کنم و بی توجه بهشون باشم.
شاید یه نوعی از مبارزه باشه.مبارزه با هر چیزی!
یا مثلا دیگه با زبونم از پشت به دندون هام فشار نیارم
یا بیخیال باشم نسبت به درد توی استخون هام
یا اینکه کالباس توی ساندویچ هامو درنیارم!
یا بیشتر درگیر زندگی خودم بشم.غرق بشم توی خودم.
بیشتر دنیای خودمو دوست داشته باشم و بیشتر برای خودم باشم.
یا بیشتر برای "خودم" وقت بذارم این دفعه. . . .

162

دراز کشیدم در حالتی که از صبح همش سر پا بودم و الان از شدت پا درد خوابم نمیبره و دیشب هم نخوابیدم و چشمام به شدت میسوزن و ماکارونی گذاشتم بپزه در حالتی که به نظرم بدمزه‌ترین ماکارونی زندگیم قراره باشه.به مرحله دندون چیدن پروتز رسیدم و هی می‌چینم و باز دلخواه نیست و میکنمشون و از اول باز. 
با ذوق می‌شینم به گردنبند و آویز ساعت کادوییم نگاه میکنم و ذوقشونو می‌کنم و میگم گور بابای دنیا اصن!به درک که شبا با کابوس از خواب پامیشم و تا صبح نمیتون . . .

یک عکس یادگاری با بروبچ خوب شلوغ شیطون پرانرژی قهرمان تکواندو امجدیه وپونک زنجان استاد جلیل قلند

یک عکس یادگاری با بروبچ خوب شلوغ شیطون پرانرژی قهرمانان تکواندو   امجدیه وپونک زنجان  استاد جلیل قلندریجمعه سوم آبان ماه 1398 . . .

keyboard_arrow_up
هر هفته 7 فیلم رایگان !!
دانلود اپلیکیشن فیلم آپرا (upera.shop)